یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت دسته: مقالات
نمایش از 21 خرداد 1392 بازدید: 7524

جوابیه مرحوم

سید خلیل عالی نژاد

به پرسش هایی پیرامون اهل حق

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم جناب آقای سید خلیل عالی نژاد

پس از تقدیم احترام و عرض سلام محترماً معروض می دارد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضمن اینکه اطلاعات مفیدی در زمینه های مختلف مردم شناسی و مذهب شناسی اعم از فرق اسلامی و یا اقلیت های مذهبی و همچنین موقعیت های فرهنگی، جغرافیایی و سیاسی دارد در صدد آن است جهت تکمیل تحقیقات خود و نیز رفع احتمالی ابهامات موجود در زمینه های مذکور تحقیقات گسترده ای را بنماید، لذا با توجه به اینکه جنابعالی یکی از صاحبنظران در مسلک اهل حق و بخصوص دوده ی خویش می باشید خواهشمند است با تکیه بر اصول و نیز کتب مستند آن مسلک با اعلام نظر و عقاید خود نسبت به پاسخ سوالات زیر همکاری لازم را مبذول فرمایید.

امید است ضمن برداشتن قدم مبسوطی در این زمینه ها بیانگر واقعیت موجود نسبت بر مسلک یا مذهب آن جناب باشیم.

باتشک و قدردانی فراوان

ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپاه دوم (نجف)

 

1.تاریخ دقیق به وجود آمدن اهل حق، چگونگی و انگیزه ی آن را بیان فرمایید.

2.اهل حق دین می باشد یا مسلک؟ نظر دوده ی شما در این رابطه چیست؟

3.مبنا و اصول استواری اهل حق بر چیست؟

4.اهل حق از کدام یک از مذاهب اسلامی انشعاب پیدا نموده؟ نظر دوده ی شما در این رابطه چیست؟

5.کتاب اصولی و اعتقادی اهل حق که به دستورات آن عمل می کنید چه نام دارد؟

6.سلطان اسحاق(صحاک) چه کسی است؟ اهل کجا و دارای چه مذهبی بوده است؟

7.پدر سلطان چه نام داشت، اهل کجا و دارای چه مذهبی بوده است؟

8.مقدسات اهل حق چه چیزهایی می باشد؟

9. اهل حق دارای چند دوده است؟ سید و مسند نشین هریک چه نام دارد؟ محل زندگی آنها کجاست؟

10. آیا هر دوده کتاب مخصوص به خود را دارد؟ اگر هست توضیح دهید.

11. اختلافات بین دوده ها و موارد آن را توضیح دهید؟

12. محل زندگی مریدان هر دوده را بیان و تعداد مریدان آن را بنویسید.

13. وضعیت فرهنگی و جغرافیایی محل زندگی هر یک از دوده ها را مفصلاً توضیح دهید.

14. آیا در میان اهل حق دوده یا گروهی هستند که وابستگی خارجی داشته باشند و آن را به اهل حق نسبت دهند؟

15. بعضی می گویند که پدر سلطان اهل سنت بوده است. پس چگونه سلطان شیعه یا اهل حق می باشد؟ دلیل یا عدم هر یک را توضیح دهید.

16. ایا اهل حق با تصوف، متصوفیه، عرفانیت، رهبانیت و ... مانند مسیحیت، یهودیت، بودایی گری، هندویت و غیره ریشه ای دارد یا خیر؟ دقیقاً توضیح دهید.

17. حلول روح و تناسخ در اهل حق چیست؟ نظرات دوده ی شما چیست؟

18. همچنان که مطلع هستید بهلول شاگرد اما جعفر صادق بوده است. آیا سخنان امام جعفر را نیز قبول دارید؟ اگر نه چرا و به چه علت؟

19. نظرات اهل حق پیرامون سایر ادیان الهی و غیره آن چیست؟

20. آیا با آمدن اسلام پیروان دیگر ادیان الهی باید اسلام بیاورند؟ اگر مسلمان نشدند حکم الهی در مورد آنها چه خواهد بود؟

21. آداب و رسوم اهل حق چه چیزهایی می باشد؟ توضیح دهید.

22. اصول و فروع مسلک اهل حق کدامند؟ توضیح دهید.

23. در اهل حق چه چیزهایی حلال و حرام می باشد؟ بر اساس چه کتابی و حکمی؟ توضیح دهید.

24. نظرات اهل حق پیرامون ازدواج (نکاح) و طلاق چیست و چگونه و بر چه اساس موارد فوق را انجام می دهید؟

25. نظرات اهل حق پیرامون شیطان چیست و اگر عده ای آن را ستایش می کنند چه نام دارد؟ درصورت عدم صحت توضیح دهید.

26. اهل حق شارب را مور (یعنی مهر) می داند. یعنی چه و به چه علتی؟

27. مشروبات الکلی و مواد مخدر نزد اهل حق چه حکمی دارد؟

28. سر سپردگی اهل حق چیست و چه معنی دارد؟ توضیح دهید.

29. چگونگی سرسپردگان به سادات محرم می شوند و نمی توانند با آنها ازدواج کنند؟ کاملاً شرح داده و نظر دوده ی خود را نیز اعلام دارید.

30. جمع و جمع خانه و خانقاه چیست؟ نظر دوده ی خود را نیز اعلام دارید.

31. سیادت خاندان اهل حق از کیست؟ آیا شما دارای شجره ساداتی هستید؟ در صورت امکان یک نسخه از آن را در اختیار ما قرار دهید.

32. بعضی می گویند که عده ای از اهل حق گوشت خوک می خورند. اینها جزء چه دوده ای می باشند؟ نا ببرید و علت آن را بیان بفرمایید. احکام اهل حق در این باره چیست؟

33. عقاید اهل حق درباره ی تقلید در موارد مذهبی، سیاسی، رهبری و مملکتی چگونه است؟ نظرات دوده ی شما چیست؟

34. اهل حق نسبت بر تایید و یا رد نوعی حکومت بر چه اساس عمل می کند؟

35. اهل حق درباره ی حکومت جمهوری اسلامی چه عقیده ای دارد؟

36. گرایشات اهل حق بیشتر دارای چه جنبه ای می باشد؟ (مذهبی، سیاسی، وطن پرستی، قومی و غیره ...)

37. خدا در اصول عقاید و تصورات مکتبی اهل حق چگونه می باشد؟

38. نظرات اهل حق نسبت به گفتن شهادتین ( اَشهَدُ اَن لاالهَ الاالله و اَشهَدُ اَن مُحمَداً رَسوُلُ الله) چیست؟ آیا ضروریات می باشد یا خیر؟

39. عدل الهی در نزد اهل حق چگونه می باشد؟

40. نبوت نزد اهل حق در چه رتبه ای قرار دارد؟

41. آیا اطلاعات و انجام دستورات پیامبر، احکام و شریعت ضروری است یا خیر؟ توضیح بفرمایید.

42. قرآن چه مقامی دارد و آیا فقط در مواردی که به آن احتیاج داریم عمل نماییم و یا اینکه کلیه ی دستوراتش لازم الجرا است؟

43. امامت در مسلک اهل حق چگونه است و آیا دستورات ائمه پیرامون احکام و شریعت و دیگر جنبه ها را باید اطلاعت کرد یا خیر؟ توضیح دهید.

44. معاد در نزد اهل حق چگونه می باشد؟ توضیح دهید.

45. آیا برای خواندن نماز باید وضوء داشت؟ نحوه ی آن را طبق دستورات اهل حق توضیح دهید.

46. آیا نماز باید طبق سنت رسول الله و آنچنان که در احکام آمده باید خواند و یا اصلاً نباید خواند؟ توضیح بفرمایید.

47. آیا روزه باید سی روز باشد یا نه؟ علت آن را بیان کنید.

48. زیارت کعبه (حج) در مکتب اهل حق چگونه است؟ دلایل کافی را ذکر کنید.

49. بعضی می گویند عده ای از اهل حق قبله را قبول ندارند. در صورت صحت یا عدم آن را توضیح دهید.

50. جهاد، خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکر نزد اهل حق چگونه است و همچنین نحوه پرداخت و انجام هر یک را توضیح دهید.

51. مقام علی (ع) در چه حدی است؟ طبق عقاید اهل حق یا دوده ی خود توضیح دهید.

52. اعتقادات اهل حق پیرامون حضرت مهدی (عج) چیست؟

53. زنان اهل حق نسبت به مسلک خود چه دَینی دارند و چگونه اهل حق خوانده می شوند؟ نظر دوده ی شما چیست؟

54. مقام زن در جامعه ی اهل حق چگونه و زنان از چه حقوقی برخوردار می باشند؟

 

لازم به تذکر است هر گونه یادداشت و یا فتو کپی که در دسترس فرد یا افرادی غیر از شخص مورد سوال قرار گیرد ممانعت خواهد داشت.

 

 بسمه تعالی

در صورتی که مطلب قابل توجهی ذکر نگردیده حضرت عالی متذکر شود.

با تشکر و سپاس از جنابعالی

   ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپاه دوم (نجف)

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

محضر مبارک حضرت امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اولیاء محترم کشور اسلامی

 

اینجانب سید شاهمراد عالی نژاد از مردم اهل حق و از سادات خاندان عالی قلندری ساکن صحنه ی باختران هستم. به منظور چاره جویی و رفع مشکل جامعه مذهبی خود ابتدا دست به دامن حضرت مولا علی گشته و بعد بدینوسیله مصدع اوقات آن مسئولین امور ملت و میهن گردیده و تقاضای رسیدگی و تعیین تکلیف خداپسندانه دارم. ابتدا اینکه ما مردم اهل حق هیچ گاه گمان نمی بردیم با وجود تذکرات پی در پی حضرت امام امت که دائماً تمام آحاد و اقشار، خصوصاً مسئولین را دعوت و به وحدت و همبستگی فرموده اند، زمانی بیاید که جامعه اهل حق مورد بی مهری واقع شده و از ده ها جناح مورد اهانت و فشار قرار بگیرد. اما متاسفانه بر تصورات ما، منافقین با دسایس اهریمنانه و قشریون نیز ناآگاهانه با انجام اعمالی مردم اهل حق را وادار به انزوا نموده اند. در این زمینه موضوع قابل ذکر فراوان است اما به دلیل عدم ایجاب موقعیت، فقط به ذکر برخی از آنها می پردازم. اما قبل از آغاز به شما اطمینان می دهم که آنچه را می نویسم حقیقت محض است.

 

اول آنکه جوانان ما را با وجود داشتن بهترین معدل تحصیلی و با عالی ترین نمرات آزمون دانشگاهی به صِرف پایبندی به عقاید دینی خود به دانشگاه راه نمی دهند و بدینوسیله از تحصیل علم که یک فریضه ی الهی است، محروم می کنند.

دوم اینکه ادارت دولتی و ارتش نیز تا سر حد امکان از استخدام آنها تنها به دلیل دفاع از مواضع عقیدتی اهل حق سر باز می زنند.

از طرفی از آنجا که مستحضرید، کوتاه کردن شارب در اهل حق ممنوع و حرام است. اما در طول چند سال گذشته صدها بار اتفاق افتاده که در سطوح مختلف اداری، نظامی و یا در زندانها و دادگاه ها، مسئولین با توسل به زور نسبت به تراشیدن و کوتاه کردن شارب افراد اهل حق اقدام نموده اند.

و یا نیز چنانچه واقف هستید اهل حق نماز به شیوه رایج بجای نمی آورد و برای انجام عبادات خود شیوه ی منحصر به خویش را داراست و باز مشاهده می گردد که غالباً با حساسیت نسبت به این موضوع بر خورد می شود.

این حرکات جز ناامید کردن مردم و یا بد بین کردن جامعه نسبت به انقلاب و آخر الامر جز بر انگیختن خشم خداوند عایدی نخواهد داشت.

از اینها گذشته چندی قبل از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان باختران (سپاه دوم نجف) نامه ای مشتمل بر پنچاه و چهار سوال به بسیاری از سادات اهل حق داده شده است. از آن جمله یک نامه نیز به فرزند اینجانب بنام سید خلیل عالی نژاد داده شده است که خانواده اینجانب نسبت به تهیه ی جوابیه ای در 26 صفحه (تعداد صفحات مربوط به نسخه تاپ نشده ی اصلی می باشد) اقدام نموده و قبال در یافت رسید ارگان یاد شده تحویل داده ایم که فتو کپی به پیوست این نامه تقدیم محضر امام خمینی می گردد. در این پیوست تقدیمی چکیده ی عقاید و آراء اهل حق بیان شده است که بدینوسیله استدعای عاجزانه داریم ضمن مطالعه ی دقیق و بررسی آن، این جامعه ی صادق و شیفته ی حضرت مولا را از پریشانی برهانید.

برای ما هم تعجب هست و هم جای سوال که چگونه است ادیان و مذاهبی که نه تنها کوچکترین ارادتی به خاندان امامت ندارند بلکه سر عداوت نیز دارند طبق قانون اساسی در انجام فرایض و نیز ترویج فقه خود آزادند اما اهل حق که مرتبه ی ارادتش به حضرت مولا بر خاص و عام پوشیده نیست و نیز بدلیل عاشقانه علی را پرسیتدن در طول قرون متمادی خسارت بسیاری را متحمل شده است در جمهوری اسلامی تحت فشار قرار می گیرد.

در خاتمه از اولیاء ارجمند جمهوری اسلامی خصوصاً حضرت امام انتظار داریم که پس از بررسی و تفحص در زمنیه عناوین یاد شده، طی صدور فرمانی به منظور ضمیمه نمودن تبصره ای بر اصول دوازده یا سیزده قانون اساسی، موضوع رسمیت یافتن آیین اهل حق را عنوان فرمایید که در این صورت یقیناً جامعه ی اهل حق با دلگرمی بیشتری در راه پیشرفت مملکت جانفشانی خواهد نمود.

 

والسلام، و مِن الله التوفیق.

بااحترام و تشکر سید شاهمراد عالی نژاد

صحنه، پاچمن کوی خانقاه، پلاک 22 مورخه 20 / 9 / 1365

رونوشت:

-         حضرت حجه الاسلام و المسلمین سید علی خامنه ای، رئیس جمهور

-         حضرات آیت الله منتظری، قائم مقام رهبری

-         حجه الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی

-         حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی

-         حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی

-         برادر میر حسین موسوی، نخست وزیر دولت اسلامی

 

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

یاحق، یا هو

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باختران ( سپاه دوم نجف)

عطف به مرقومه ی 54 سوالی آن ستاد معروض می دارد که اینجانب پس از دریافت و مطالعه ی سوالات مذکور، در حد بضاعت دانش خویش و نیز به نسبت آگاهی خود در زمینه ی مسائل دینی مورد سوال، نسبت به تهیه و تقدیم جواب اقدام نموده و چنین عرض می نمایم که:

جواب سؤال اول:

اهل حق چکیده و نتیجه و سرانجام کلیه ی ادیان الهی است، ما بر این باوریم که خداوند تبارک و تعالی این آیین را در روز ازل تدوین نموده است. اما با توجه به اینکه بشریت در ابتدا قدرت درک آن را نداشته است، امر و مشیت حق چنین مقرر گردیده که به عنوان زمینه درک حقیقت اصلی، خیل انبیاء از طرف خداوند عالم به میان بشر آمده و نسبت به تعلیم انسان ها اقدام نموده و نهایت وظیفه ی انبیاء عظام را اولیا خدا به انجام رسانیده اند تا اینکه پس از ایجاد و فراهم آمدن زمینه ها و مقدمات لازم در حوالی قرت هفتم هجری، حضرت سلطان ظاهر می گردد و منظور و هدف اصلی و آنچه را که در عهد الست تدوین گردیده بود آشکار می سازد.

جواب سؤال دوم:

اهل حق از این یقین است که در عالم یک دین الهی بیشتر وجود ندارد و آن اسلام واقعی و خداپرستی است و اگر ظاهر ادیان با هم تفاوتی دارد شاره به حدیث قدسی ( الطرق اِلی الله بعَدد النفوس الخَلایق ) یعنی دین الهی یکی است و راه های مختلف دارد و چنانچه توضیحاً در جواب سوال اول عرض شد، اهل حق همان دین اصلی است و مابقی ادیان تجلیات، کلاس ها و اشکال گوناگونی هست که به فراخور نیاز قومیت های متفاوت در زمان های مختلف به عنوان مقدمه آشکار شدن اهل حق به وجود آمده اند.

جواب سؤال سوم:

اهل حق بر چهار اصل استوار است:   1. ایمان به حق

2. عشق به حق

3. خدمت به خلق برای رضای خدا

4. خودسازی برای رسیدن به حق

هر یک از مراتب چهار گانه فوق الذکر داری جزئیاتی است که شرح آن سخن را به درازا خواهد کشید.

جواب سؤال چهارم:

چنانچه در جواب سوال قبل اشاره گردید اهل حق از هیچ مذهبی اسلامی انشعاب نیافته بلکه حقیقت اسلام است که در وحله ی اول از سوی حضرت مولا علی به یاران خاص تدریس گردیده و در نهایت توسط حضرت سلطان صحاک که به عقیده اهل حق همان حضرت مولاست و در لباس دیگر آمده، برای عده ای بیشتری آشکار گردیده است.

جواب سؤال پنجم:

کتاب اصولی و اعتقادی اهل حق که به عقیده ما مغز و عصاره کتب زبور، صحف، تورات، انجیل و قرآن است « سرانجام » نام دارد.

جواب سؤال ششم:

حضرت سلطان صحاک فرزند شیخ عیسی برزنجه ای و بنیانگذار و آشکار کننده ی حقیقت و اسلام یعنی آیین اهل حق می باشد.

جواب سؤال هفتم:

پدر حضرت سلطان شیخ عیسی برزنجه ای نام داشته و در مذهب اهل سنت بوده است.

جواب سؤال هشتم:

            1.پایبندی به شرط و اقراری که هر فرد با مولایش و با پیرش بسته است.

            2.نذر و نیاز

            3.کتب آسمانی و رسایل مربوط به اولیاء کلیه ادیان الهی

            4.اماکن متبرکه از محل های عبادت گرفته تا مرقد انبیاء و ائمه و اولیاء کلیه ی ادیان الهی

            5.شارب و غیره از مقدسات اهل حق محسوب می گردد.

 

جواب سؤال نهم:

اهل حق دارای یازده دوده می باشد. از جواب دادن به قسمت دوم و سوم سؤال به دلیل عدم اطلاع معذورم.

جواب سؤال دهم:

خیر. تنها کتاب اساسی که تمام دوده ها مقید و ملزم به اجرای آن می باشند « سرانجام » است و مابقی جنبه ی رساله ای داشته که عبارتست از اظهار نظر بزرگان هر دوده از متون سرانجام.

جواب سؤال یازدهم:

مابین دوده ها تا آنجا که به دستورات سرانجام عمل شود هیچ گونه اختلافی نبوده و نخواهد بود. اما زمانی که هوای نفس حاکم می گردد و هدف های غیر خدایی و هوس های جاهلانه پیش می آید نسبت به سلیقه های متفاوت چندگانگی به وجود خواهد آمد که در شرح این حالت چه نیکو سروده اند:

چون که بیرنگی اسیر رنگ شد         موسی ای با عیسی ای در جنگ شد

از نظر توضیح موارد اختلاف بدین علت که ارتباطی به قانون اهل حق ندارد و سطحی است معذورم.

جواب سؤال دوازدهم:

مریدان هر دوده سرزمین مشخص و اقلیم منحصر به دوده ی خود را ندارند که بتوان به وضوح نام برد، و نیز سرشماری نفوس مریدان هر دوده به سادگی میّسر نبوده و نیاز به سر شماری رسمی دارد. اما در مورد دوده ای که خود متعلق به آن هستم می توانم عرض کنم که مریدان و سادات خاندان ما در مناطق جلالوند، سنجابی، قزوین، کلاردشت، مازندران، اطراف زنجان و تهران و صحنه و بسیاری نقاط دیگر مقیم هستند.

جواب سؤال سیزدهم:

چنانچه در جواب سؤال قبل تشریح شد هر دوده منطقه مشخصی برای زندگی ندارند که بتوان وضعیت آن منطقه را از نظر فرهنگی و جغرافیایی تشریح کرد.

جواب سؤال چهاردهم:

اهل حق واقعی و ایمان کسی است که جز به راه حق و مسیر وجدان نرود و نیز اهل حق کسی است که شرار محبت علی وجودش را مشتعل ساخته و طبیعی است که چنین کسی هرگز نمی تواند به آب و خاک و هم نوع و هم وطنش خیانت کند و اصولاً خط اصلی اش که همان خط عشق است چنان او را به خود مشغول می دارد که از هرگونه زد بند سیاسی و یا سرسپردگی بیگانه بر حذرش می دارد و نیز از پیوستن او به امور نفسانی و انواع خیانت و غیره جلوگیری خواهد نمود. البته لازم به توضیح است که چنانچه در تمام فرق و ادیان افراد خاطی و ناباب وجود دارد. بعید نیست که اینگونه افراد در اهل حق هم باشند، اما هیچ گاه اهل حقی که مولا و دین خود را بشناسد و خود را بازیافته باشد هر قدر هم سختی و ناملایمات ببیند متوسل به این و آن نخواهد شد و آن کس که غیر این باشد به رموز و ویژگی های اهل حق پی نبرده است.

جواب سؤال پانزدهم:

اینکه پدر حضرت سلطان اهل سنت بوده کاملاً درست است اما از آنجا که انتخاب دین تحقیقی است نه ارثی و تقلیدی، به این دلیل حضرت ایشان اهل حق را بر می گزیند. از طرفی ما معتقدیم که ایشان بسیار بالاتر از آن است که از کانال پدر و خانواده انتخاب دین بنماید، زیرا حضرت سلطان مظهر الله است و ما معتقدیم که ذات علی در ایشان تجلی نموده است و آنچه را که حضرت علی در قالب لفافه به خاص ترین شاگردانش (مثلاً سلمان) آموخته، حضرت سلطان بصورت علنی تری در اختیار عده ی بیشتری قرار داده است و آن موارد آموزش همان لُب لباب خداپرستی و اسلام است که ما آیین اهل حقش می دانیم.

جواب سؤال شانزدهم:

اهل حق با هیچ کدام از موارد یاد شده ارتباطی ندارد، اما از آنجا که در برخی از ادیان و شیوه های تفکرات مذهبی مشابهاتی یافت می شود، بدیهی است که می توان موارد تشابه ی بین اهل حق و متصوفه و یا سایر فرق که دارای عقاید عرفانی می باشند یافت و این وجوه تشابه احتمالی را نمی توان حمل بر تاثیرپذیری اهل حق از تصوف و غیره نمود.

جواب سؤال هفدهم:

حلول روحی که اهل حق قبول دارد و اصطلاحاً آن را ( دونادون ) می نامد عبارتست از گردش روح در جامه ها و اجساد مختلف تا هزار و یک مرتبه و هر روح پس از طی این مسیر که یقیناً پنجاه هزار سال طول خواهد کشید به جوار قرب حق تعالی نائل آمده و به اصل خویش باز می گردد. به استناد آیه پنجم سوره المعارج قرآن مجید ( تعرجُ المَلئکه و الروُحُ اِلیهِ فیِ یَوم کانَ مِقداره خَمسینَ اَلف سَنهِ )(عروج می کند ملائکه و روح به سوی او در روزی که هست مقدار آن پنجاه هزار سال).

اما تناسخ چیز دیگریست. زیرا تناسخویون معتقدند که گردش روح از ازل بلا ابتدا تا ابد بلا انتها جریان دارد و این عده آغاز و انجامی برای حرکت و سرنوشت روح قائل نیستند.

جواب سؤال هیجدهم:

ما سخنان حضرات ائمه طاهرین را که اما جعفر صاق نیز یکی از آنهاست به عنوان تفسیر قرآن قبول داریم و یا به عبارتی معتقدیم که اولیاء شیعه به فراخور نیاز معنوی و روحی و دنیوی پیروان خود از کلام خدا تعابیر و تفاسیری نموده اند که جمع این رهنمود ها عبارتست از شریعت اسلام اما نظر به اینکه ما مردم اهل حق حقایق و رموز بیشتری از متون کتب آسمانی بالاخص قرآن برایمان گشوده شده است و از لحاظ عقیدتی در مرتبه و مرحله ی حقیقت قرار گرفته ایم لذا خود را ملزم به عمل بعضی از گفته های اولیاء شریعت نمی دانیم. بدیهی است که همان اولیاء یا شخصاً و یا در مظاهر دیگر امت اهل حق را به شیوه ای دیگر و با الفاظ و فرایضی مخصوص به شاهراه خداپرستی فراخوانده و دعوت به عبودیت نموده اند.

جواب سؤال نوزدهم:

چنانچه در جواب بعضی از سوالات قبل نیز تذکر داده شد اهل حق یک دین بیشتر نمی شناسد و آن همان خداپرستی و اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر امر پروردگار عالم می باشد و اما بسته به موقعیت های زمانی و مکانی و قومی متفاوت هر بار بخشی از این دین اصلی به پرده ظهور کشیده شده است. بدین ترتیب می توان گفت که ما کلیه ادیان و مذاهبی را که ریشه ی الهی دارند قبول داریم ولی ادیان و مذاهبی را که ریشه الهی نداشته باشند و هدایت به سوی خداپرستی نکنند از نظر ما مردود شناخته می شوند.

جواب سؤال بیستم:

به درستی که چنین است. زیرا هدف از ارسال خیل انبیاء هدایت بشر بوده است و می بایست که بشریت پس از این همه تلاش که از سوی پیام آوران و اولیاء انجام شده است خود را با واقعیت دین که همانا اسلام است مطابقت دهد. در این زمینه آیات فراوانی که جنبه ی حکمی دارد در کلام الله مجید موجود است. از جمله اینکه خداوند در آیه 234 سوره بقره می فرماید: ( لَیسَ عَلیکَ یدیهُم وَ لکن اللهُ یَهدی من یَشاء ) خطاب به حضرت رسول است بدین معنی که: ( پیام ما را ابلاغ کن و به عهده ی شما نیست راه یافتن مردم زیرا خدا هر کس را که بخواهد راه می نماید ) اگر کسی در مقابل فرمان حق تسلیم نشود کوردل است و چراغ معرفت و وجدان در قلب او خاموش است. چنین کسی را بافشار و تبلیغ و حتی کشتن نمی توان بیدار کرد مگر اینکه به اراده خداوند در قلبش روزنه ای پیدا شود تا انوار معرفت الهی وجودش را روشن نماید و واقعاً ایمان بیاورد و چون حّر بن یزید با اندکی تعمق به سپاه حق بپیوندد. در آن زمان افراد سپاهی که در مقابل حضرت حسین (ع) ایتاده بودند ظاهراً مسلمان بودند اما قصد ریختن خون امام خود و دخترزاده ی پیام آور خدای خویش را داشتند. از این روست که ایمان قلبی ارزش دارد نه اقرار لفظی و یا تظاهر به دیانت. از میان مومنان هر گروه برای بیان و اظهار عبودیت خود به درگاه حق تعالی شیوه و زبان و شگرد مخصوص دارند. اگر چه ظاهر عبادات مختلف است اما منظور اصلی و هدف یکی است و از آن روست که گفته اند:

هر کس به زبانی صفت حمد توگوید             بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

جواب سؤال بیست و یکم:

آداب و رسوم بیشتر جنبه ی فرهنگی و اجتماعی دارد و چون جامعه اهل حق قومیت و ملیت واحد و مشخصی ندارند، لذا نمی توان در مبحث آداب و رسوم اظهارنظر یا تشریح قاطعی نمود. اگر منظور از آداب و رسوم آداب و رسوم انجام فرایض مذهبی است در ضمن پاسخ به سوالات 22، 26، 28، 29، 30، 46، 47 و 50 مختصراً اشاره خواهد شد.

جواب سؤال بیست و دوم:

اصول دین در اکثر ادیان مشابهت زیاد دارد. اهل حق نیز با تغییرات مخصوص به خود اعتقادتی دارد که تشریح می گردد:

الف) اصول عقاید: اول توحید با تعبیر اهل حق که عبارت از مسئله تجلی ذات خالق در مخلوق می باشد. چنانچه در این خصوص آیاتی نیز در کلام الله مجید هست از جمله آنکه در سوره طه آیه دوازدهم خداوند، به صورت نوری خیره کننده بر درختی جلوه کرده است و خطاب به موسی (ع) می فرماید: ( اِنی اَنَا ربُکَ فاخلعَ نعلیکَ اِنکَ بِالوادِ المُقَدس طوی )( به درستی که منم پروردگار تو پس بکن کفش های خود را که رسیده ای به وادی پاکی که اسم آن هست طوی ). و نیز آیه چهارم از سوره طه ( انَنی اَنا الله لا اِلهَ اِلا اَنا فاعبُدنی وَ اَقم الَصلوه لِذِکری )( به درستی که منم خدایی که نیست خدایی جز من پس بپرست مرا و بر پادار نماز و ذکر برای من ). در این زمینه چه نیکو سروده اند:

روا باشد انا الحق از درختی               چرا نبود روا از نیک بختی

حضرت علی نیز فرموده است که آن نوری که موسی در طور مشاهده کرد و آن جلوه الهی که بر درخت واقع گردید اکنون در وجود من است.

دوم نبوت: چنانچه در جواب سوالات قبل نیز اشاراتی شد اهل حق به ارسال پیام آوران خداپرستی از طرف خدا برای هدایت بشر ایمان کامل دارد اما ( لا نِفرِقُِ بَین اَحَد مِنکُِم ) سوره بقره آیه 130.

سوم معاد: با تغبیر ویژه اهل حق، بدین معنی که چنانچه از کلمه معاد نیز پیداست، ارواح پس از مرگ چندین بار به این جهان عودت داده می شوند و به پاره ای از امور آنها در همین جهان ثواب یا جزا داده می شود و در مرحله ی نهایی این رفت و برگشت رسیدگی کلی نهایی انجام خواهد شد و معاد واقعی در آن وقت خواهد بود که روح به درجه ی کمال رسیده باشد و قابلیت جوار رحمت حق تعالی را یافته باشد. چنانچه امام جعفر صادق فرموده است ظهور برای هر کسی زمانی است که تزکیه بشود. در این خصوص اشاره می شود به آیه 27 سوره آل عمران ( تُولِِج اللَیلُ فی النَهار و تُو لِج الَنهارِ فی اللیل و تُخرِجُ الحَی مِن اَلمَیتِ و تخرِج المَیتِ مِن اَلحیَ وَ تَرزُقُ من تَشاء بِغَیر حساب ) ( داخل می کنی شب را در روز و روز را در شب و بیرون میاوری زنده را از مرده و بیرون میاوری مرده را از زنده و روزی می دهی هر که را بخواهی بدون حساب ). این مثال آوردن استخراج مرده از زنده و زنده از مرده اثبات تسلسل حیات است.

چهارم عدل: اهل حق به عدالت پروردگار عالم یقیناَ ایمان صد در صد و کامل دارد.

پنجم امامت: با تعبیر ویژه اهل حق و آن عبارت است از تجلی صفات الهی در افراد بشر که به آنها لقب اولیاء الله داده شده است و بدین جهت است که طبقه ی مذکور با سایر افراد بشر تفاوت هایی دارند از جمله این تفاوت ها می توان به دو مورد اشاره کرد: اول آنکه اولیاء و ائمه قدرت بروز خوارق عادات و شبه معجزات دارند و دوم درجه و رتبه معصومیت است... که صاحبان تجلی صفات الهی به گناه الوده نخواهند شد.

ب) اصول اخلاقی که بر پایه ی راستی و پاکی و نیستی و ردا استوار است بدین شرح:

1. راستی به معنای اعم و آن عبات است پرهیز از دروغ و دوری از خلاف ...

2. پاکی و آن عبارت است از دو جنبه ی باطنی و ظاهری، پاکی باطن همان صفای روح و ضمیر است و پاکی ظاهر عبارت است از طهارت جسمانی و بیرونی که همان معنی لفظی ... است.

3. نیستی، در مقابل مَنیَت و نیز در مقابل اظهار هستی و این بدان معناست که در برابر عظمت خالق و پیچیدگی خلقت به نیستی و ضعف و عجز خود معترف است.

4. ردا، مشتق شده از کلمه ی راد به معنی گذشت و جوانمردی است و نیز به معنای جور کش ...

ج) اصول عملی که عبارتست از مسئله سرسپردگی و موضوع پیر و طالبی که همان مراد و مریدی است و جریان شرط و اقرار حقانی.

فروع دین:

یک: عبادت پروردگار عالم و راز و نیاز با وی بصورت تلفظ یا تفکر با هر زبان در هر وقت و به هر طرف؛ زیرا خداوند بزرگ به هر زبانی دانا و در هر وقت شنوا و در هر سویی موجود است.

دو: خودسازی به منظور تسلط بر نفسانیت وجود که روزه جزئی از آن است و در این مورد اهل حق معتقد است انسان هر چه بیشتر بتواند روزه دار باشد بهتر است، اما برای اهل حق وجوب این فریضه بر سه روز قرار گرفته است و در قرآن نیز به روزه های سه روزه حضرت آدم و روزه حضرت محمد (ص) در غار حرا و نیز سه روزه حضرات مولا و فاطمه و حسین که منجر به نزول هل اتی گردیده است اشارتی شده است و اهل حق نیز در طول سال دو بار و هر سه روز را روزه می گیرند.

سه: قربانی و نذر و نیاز یا خدمت و کردار که بجای خمس و زکات بوده و آن عبارتست از نذور سالانه ای که می بایست هر خانواده اهل حق از محل درآمد حلال خود نسبت به صرف چندین مرحله قربانی و نذر و نیاز و پرداخت وجوه نقدی اقدام نموده تا نسبت به احیاء نفس مستمندان و مستحقان قدمی برداشته باشد.

چهار و پنج: حج و جهاد نیز برابر ویژگی اهل حق جزء فروع دین می باشد که در قسمت پاسخ به سوالات 48، 49 و 50 به اختصار تشریح خواهد شد.

جواب سؤال بیست و سوم:

اهل حق چنان مقید و ملزم به رعایت حلال و حرام است که مشاهده می شود چند مورد که در شریعت مکروه دانسته شده است در اینجا مطلقاً حرام اعلام گردیده. از دادن توضیح بیشتر به دلیل گستردگی بیش از حد موضوع معذورم. ضمناً احکام حلال و حرام استخراج شده از کتاب سرانجام می باشد.

جواب سؤال بیست و چهارم:

ازدواج باید با رضایت کامل طرفین و بقصد بقای نسل بشر و برای جلوگیری از شیوع فساد انجام شود. طلاق نیز زمانی انجام می شود که ادامه سازش به هیچ عنوان میسر نبوده و نیز نباید بخاطر هواهای نفسانی و یا مقاصد جاهلانه طلاق انجام شود. احکام این دو موضوع در کتاب سرانجام موجود است. ضمناً چنانچه در جایی دسترسی به احکام سرانجام میسر نباشد به قرائت خطبه های عقد یا طلاق شریعتی بسنده می شود و نیز اهل حق ازدواج موقت را که اصطلاحاً به آن صیغه نام نهاده اند قبول ندارد.

جواب سؤال بیست و پنجم:

اهل حق معتقد است که از شیطان از ملائک مقرب درگاه حق تعالی بوده است و ظاهر قضیه اینکه بدلیل نافرمانی از درگاه حضرت حق رانده شده است و از طرف خداوند عالم به ایشان فرصت داده شده است که اصلاح نماید. باطن قضیه اینکه ایشان به عنوان محک و معیار سنجش برای تعیین و تشخیص خوب از بد به این جهان آمده و از طرف خداوند عالم مأموریت دارد که انسانها را به راه باطل دعوت نماید تا بدین وسیله مؤمنین واقعی شناخته شوند. اهل حق معتقد است که اگر چه شیطان ظاهراً مشغول عمل ناشایست است و با کوشش خود قصد دارد که طرفدارن حقیقت را به بیراهه کشانیده و از آنها سلب ایمان بنماید امّا ایشان مأمور است و معذور. نهایت اینکه شیطان در باطن و ضمیر خود موحدیست کم نظیر، مگر نه اینست که او نپذیرفت که غیر خدا کسی دیگر مثلاً مجسمه ی آدم سجده نماید! ما جامعه اهل حق به این دلایل اجازه لعن فرستادن به شیطان را از خو سلب نموده ایم و صانع عظیم عالم خود می داند و مصنوعش که شایسته لعنت است و با لایق رحمت. اگر عده ای از اهل حق در مورد مسئله شیطان با تعصب و حساسیت برخورد می نمایند بدلیل بی اطلاعی از متون کتاب سرانجام در این باره است.

جواب سؤال بیست و ششم:

شارب مهر نشانه ی ظاهری مردان اهل حقیقت است و دستور مهر بودنش را نخستین با حضرت مولا علی در جنگ صفین اعلام کرده است برابر حدیدث معتبر زیر:

" قال امیرالمؤمنین علی «ع» : قَصِرو لِحاکُمَ وَ وَفرو سِبالَکُم فَاِنهُ اَهَیبُ لِلغدو "

کوتاه کنید ریش را و انبوه کنید شارب را تا هیبت شما بر دشمن فایق آید. و نیز این حدیث:

" اَلطیب فِی الشارِب مِن اَخلاقِ النَبیین "

داشتن شارب پاکیزه و استعمال عطریات در آن از خصلت پیامبران است. و باز حضرت مولا فرموده است:

" کان رسَوُل الله ص و افِرو سَبَله .. "

داشت پیغمبر خدا ص سبیل فراوان. و نیز اشاره ای هست در مورد حضرت سیدالشهدا بدین ترتیب، زمانی که سر مبارکشان را ازتن جدا کرده بودند بدلیل داشتن شارب فراوان لخته های خون حوالی شارب ایشان جمع گردیده و قطره قطره بر زمین می چکید به استناد این حدیث: " یَقطرون الدّم مِن شوارِبه " خون می چکید از شارب هایش. و از همه مهمتر اینکه اهل حق معتقد است که نام مبارک حضرت علی در چهره هر مرد نگاشته شده است و از آنجا که هر قسمت از سبیل عبارت است از حروف "یا" در کلمة علی بدین سبب اهل حق اجازه کوتاه کردن آن را به هیچ عنوان ندارد و چنانچه مرتکب این گناه کبیره گردد به منزله این است که از دین خارج شده است.

جواب سؤال بیست و هفتم:

در قرآن کریم به مسلمین فرمان دوری از مشروب الکلی داده شده است ( وجتَنِبوا خمر ... ) اما اهل حق بطور کلی حرام و ضایع کننده روح می داند و استعمال آن برابر کتاب سرانجام ممنوع می باشد. اما در مورد مواد مخدر تحریم وجود ندارد، زیرا با توجه به احکام جنبی که طی آنها به یاران اهل حق دستور داده شده است که وجدان خود را قاضی کنید و از انجام افعالی که بدی معروفند خودداری نمایید. با توجه به این موضوع و تفحص در امور زندگی معتادین هرکس می تواند طریق صلاح و صواب را برگزیند.

جواب سؤال بیست و هشتم:

سرسپردگی به معنی گذشتن از جان و تسلیم سر به آستان جانان می باشد و آویختن حلقه اردات به گوش دل و دادن دست بیعت با حق است و برای انجام این مهم بجای سر افراد، قربانی ذبح می گردد و طی مراسمی صرف و انجام می شود. همچنانکه از طرف حضرت حق مقرر گردید که بجای سر حضرت اسماعیل یک گوسفند قربان شود.

جواب سؤال بیست و نوهم:

سید به منزله پیر است و مرید نسبت به پیر طالب محسوب می شود. طالب می باید از طریق پیر به حق برسد و پیر نیز چون پدر معنوی و مریدان فرزندان وی به حساب می آیند. بدین دلایل است که سرسپردگان نسبت به پیران خویش محرم می شوند.

جواب سؤال سی:

جمخانه عبارتست از محل اجرای قسمت اعظم فرائض دینی مردم اهل حق. آن حرمت و شکوهی که مسجد در آیین شیعه دارد، جمخانه در مرام اهل حق دارا می باشد. خانه ی حقست و سرسپردگان و یاران در آنجا با مولای خویش راز و نیاز می کنند.

جواب سؤال سی و یکم:

در بدو ظهور اهل حق برای یک مرتبه سیادت بصورت انتصابی بوده است و از آن پس بطور ارثی و لایتغیر تا نهایت این موضوع ادامه خواهد داشت بدین معنی که از طرف حضرت سلطان صحاک چند نفر از اطرافیان و یارانش به عنوان جانشین ایشان معرفی می گردند که اینان همان سر سلسله های خاندانها می باشند و عواقب آن افراد سادات فعلی اهل حق. سر سلسله خاندانی که اینجانب وابسته به آن هستم حضرت عالی قلندر نام دارد که از نظر ذاتی و مظهریت حضرت امام حسین (ع) محسوب خواهد شد. از توضیح و یا تحویل قسمت سوم سوال بدلیل عدم اهمیت موضوع معذورم.

جواب سؤال سی و دوم:

از نظر کتاب سرانجام گوشت خوک حرام الخنزیر است و چنانچه کسی مرتکب خوردن آن بشود برابر دستور کلام، بمنزله اخراج او از دین تلقی خواهد شد و با انجام عمل مذکور خط بطلان بر جریان سرسپردگی شخص کشیده خواهد شد. چنانچه افرادی به این امر مبادرت ورزند به دلیل فقر فرهنگی و بی اطلاعی از متون سرانجام و عدم آشنایی به احکام اهل حق است.

جواب سؤال سی و سوم:

اهل حق معتقد است که هر کس باید با نیروی عقل و اندیشه و با فرمان وجدان و در سایه ایمان همراه با تحقیق انتخاب مسیر و ایده بنماید، زیرا تقلید در زمینه های یاد شده دارای نارسایی هایی است که شرح آن موجب تفصیل کلام خواهد شد.

جواب سؤال سی و چهارم:

حکومتی که پایه اش بر مبنای عدل و پشتیبانی از حق استوار باشد و نیز خادم الفقراء و مدافع مظلومین و اعطاکننده حقوق انسانی و نیز اعطاکننده آزادی بیان، قلم و اندیشه و دین باشد و مخالف تبعیض نژادی باشد و نیز مدافع استقلال کشور باشد، مورد تایید اهل حق بوده و حکومتی که خلاف اصول یاد شده عمل نماید از نظر اهل حق مردود است.

جواب سؤال سی و پنجم:

انشاالله که حکومت جمهوری اسلامی برمبنای عدل استوار بوده و نیز سایر ادیان از آزادی برخوردار خواهند بود و مدافع قطع وابستگی و طرفدار استقلال کشور و با این تفاسیر مورد تایید جامعه اهل حق است.

جواب سؤال سی و ششم:

گرایشات اهل حق بیشتر دارای جنبه و زمینه ی مذهبی است.

جواب سؤال سی و هفتم:

خدا آغازیست بدون ابتدا و انجامیست بدون انتها و قدرتی است مافوق قدرت ها. هر چه هست از اراده اوست و متعلق به او و او تعلق به هیچ پدیده ای در عالم ندارد. گذشت زمان در حضرتش بی اثر است و چنان است که گر جمله کائنات کافر گردند بر دامن کبریایش ننشیند گرد. هم جزا دهنده است هم بخشنده و مهربانست و هم غضبناک. هم حاضر است و هم غایب. هم ظاهر است و هم باطن و مجموعاً هم اولست و هم آخر. بیش از این پی بردن به کنه صانع از قدرت مصنوع خارج است.

جواب سؤال سی و هشتم:

تک تک سلول های هر فرد اهل حق نسبت به این موضوع معترف و موید است که خدایی به جز خدای یکتا در جهان هستی نیست و نیز اهل حق با جان و دل پذیرفته است که پیامبران الهی برای وظیفه هدایت بشریت از جانب خدای متعال به میان بشر آمده اند که اولین آنها حضرت آدم صفی الله و آخرین آنها حضرت محمد (ص) می باشد، این از مسئله اینان داشتن به واقعیت شهادتین. امّا اهل حق گفتن این عبارت را با لهجه ی مشخصی و در موعد معینی ضروری نمی داند و عدم انکار آنها را کافی می داند. شهادت ضروری اهل حق عبارت «اول و آخر یار» می باشد و منظور از یار معشوق ازلی بوده و مراد حضرت مولاست و اهل حق با گفتن عبارت فوق الذکر بار دیگر با معبود خویش و با مولای خود تجدید بیعت نموده و شاه اصل اعتقادیش را مرور و یادآوری می نماید تا بیش از پیش ایمان بیاورد که اول و آخر علیست.

"در پاسخ به سوالات 18 و 22 به سوالات 39، 40، 41 پاسخ داده شده است"

جواب سؤال چهل و دوم:

قرآن کلام خداست و معجزة حضرت محمد (ص) و دستورات قرآن برای جوامع تشیع و تسنن و فرق و مذاهب وابسته به آنها لازم الاجرا است. بزرگان اهل حق نیز معتقدند که مغز قرآن را برای امت اهل حق بصورت احکام در سرانجام تدوین نموده اند، بدیهی است که قرآن دارای تعابیر بی حد و شمار می باشد و هر فرد بشر به اندازه قدرت معرفت خود آن را می فهمد. آخر اینکه اهل حق ملزم به اجرای مفاد سرانجام که لُب لُباب قرآن است می باشد.

" در پاسخ به سوالات 18 و 22 به سوالات 43 و 44 پاسخ داده شده است. "

جواب سؤال چهل و پنجم:

اهل حق باید در زمان اجرای هر یک از فرایض دینی خود پاکیزه و مطهر و با غسل باشد. ضمناً اهل حق نماز به شیوه مورد نظر شما نمی خواند که نیاز به وضو داشته باشد.

جواب سؤال چهل و ششم:

اهل حق نماز را به این صورت که بین طبقات مسلمان رایج است اصلاً نباید بخواند، و عبادت و اذکار مخصوص دارد.

جواب سؤال چهل و هفتم:

در پاسخ به سوال 22 به این سوال پاسخ گفته شده است.

جواب سؤال چهل و هشتم:

زیارت کعبه چنانچه میسر افتد و یا مقدور باشد هم صلاح است و هم صواب. اما امر موکد بر وجوب آن نیست. اهل حق معتقد است ضمن اینکه همه جا خانة خداست اما چندین مکان مقدس هست که محل ظهور ذات حق بوده است و مرتبه ی خاص الخاصی دارد که از آن جمله است: کوه طور، کعبه، نجف اشرف و غیره که زیارت هر یک از این اماکن متبرکه در مرتبه ی حج است. مضافاً اینکه اهل حق معتقد است مرقد شریف حضرت سلطان صحاک به منزلة نجف اشرف بوده و نیز تجلی گاه ذات حق می باشد و زیارت آن یعنی زیارت خانة خدا.

جواب سؤال چهل و نهم:

ابتدا اینکه اهل حق به هر طرف که می نگرد جز خدا نمی بیند و بعد از اینکه مکان های ظهور ذات را بطور اعم برای مؤمنین و مرقد حضرت سلطان صحاک را برای سرسپردگان حضرتش قبله می داند. آخر اینکه اهل حق جمخانه را مظهری از تجلیات ذات حق دانسته و مکان یاد شده را خانة خدا بمنزلة قبله می داند.

جواب سؤال پنجاه:

از میان انواع جهاد، اهل حق بیشترین توجه را به جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس دارد و سعی بر این است که قسمت اعظم تلاش هر سالک در زمینه سرکوب شیطان درونی باشد. بدرستی که این مسئله نردبان عروج به رستگاری است. در خصوص خمس و زکات در پاسخ به سوال 22 جواب ضمنی داده شده است. امر به معروف و نهی از منکر در اهل حق وظیفه ی عمومی نیست. این وظیفه بیشتر از دیگران به عهدة طبقة سادات، خصوصاً پیر نهاده شده است. البته بدیهی است که دیگران نیز به فراخور آنچه در بضاعت علم و عمل دارند می توانند دیگران را به طریق صلاح و صواب دعوت نمایند، اما این دسته چنانچه بدین امر مبادرت ننمایند مسئولیتی و مواخذه ای متوجه حالشان نخواهد بود. اما سادات و پیران در این زمینه موظف و مسئولند و چنانچه کوتاهی بنمایند مواخذة باطنی شامل حالشان خواهد گردید.

جواب سؤال پنجاه و یکم:

خیال حوصله ی بحر می پزد هیهات        چه هاست در سر این قطرة محال اندیش

وصف نامحدود را از محدود، تشریح بی انتها را از ناچیز و توصیف دریا را از قطره ای خواسته اید. بهتر است که برای شناخت عظمت ایشان به کلام خود مولا متوسل شویم. در این زمینه نظر مبارکتان را به چند نمونه از گفتار های سری حضرت مولا که در خطبه البیان آمده است جلب می کنم.

اَنا الّدی عِندی مَفاتیح الغَیب   نزد من است کلیدهای عالم غیب. اَنا بِکُلِ شَیٍ عَلیم   من به هر چیزی آگاه هستم. اَنا الّذی عِندی خاتَم سُلیمان بن داوود نزد من است انگشتری حضرت سلیمان. اَنا قَسم نارِ وَ الجَنه   منم قسمت کننده دوزخ و بهشت. اَنا الذی عِندَهُ علم الِکتاب عَلی ماکان وَ ما یَکوُن   نزد من است کتاب آنچه بوده و آنچه خواهد بود. اَنَا موُرَّقُ الاَشجار   منم رویاننده درخت ها. اَنا مطَّرو الانهار   منم جاری کننده نهرها. اَنا داحی اَلارضَین   منم پهن کننده زمین. اَنا سَماک السَموات   منم برپاکننده آسمان ها. اَنا نُور الذی اِقتَبِس مِنه موُسی فَهَدی   منم آن نوری که موسی در طور دید هدایت شد. اَنا هادِمُ القُصور   منم منهدم کنندة کاخ ها. اَنا مُخَرِج المُومنینَ مِن القُبور   من بیرون می آورم مومنین را از قبرها. اَنا مُتَکلُم بِکُلِ لُغَه فی الدنیا   منم صحبت کننده و دانای کلیه لغات جهان. آنا صاحِبِ نُوح و مُنجِیه، اِنا صاحبً یونسُ و مُنَجِیه، اَنا صاحِب اَیوب اَلمُبتلی و منجیه   منم صاحب نوح، یونس و ایوب و مبتلا کننده و نجات دهنده آنها. اَناَ عَصاء الکَلیم منم عصای دست موسی. اَنَا الذی بَعَثتُ الاَنبیاء المرسلین   منم مبعوث کردم انبیاء و رسل را به نبوت و رسالت. اَنا صَلوه المُومنین و زکوتَهُم و حَجَهُم وَ جَهادَهُم   منم منظور و حقیقت نماز و زکات و حج و جهاد. اَنا اِسمُ الاَعظَم   منم اسم اعظم خدا. اَنا الباری المُصَورَ فی الاَرحام   منم تقدیر کننده و صورت دهنده انسان ها و حیوانات در رحم مادرهایشان. اَنَا الَذی خَدَّمنی جبرئیل وَ میکائیل   منم کسی که خدمت می کنند مرا جبرئیل و میکائیل. اَنا جاوَزتُ موُسی اَلکَلیم فی البَحر وَ فِرعون وَ جُنوُده   من اجازه عبور موسی از بحر را داده و غرق کردم فرعون و لشکرش را. اَنا مُتَکَلمُ عَلی لِسانِ عیسی فِی المَهد   منم سخن گوینده بر زبان عیسی در گهواره. اَنا الذی اَعلَم عدَد النَمل وَ وَزنُها وَ خِفّتها وَ مقدارِ الجِبال وَ وَزِنها وَ عدَد قَطرات الاَمطار   منم کسی که می دانم تعداد مورچگان جهان را و وزند و خفت و سبکی آنها را و می دانم وزن و عرض و طول و عمق کوه ها را و آگاهم به تعداد قطرات باران که فرو می ریزد از ابرها. انَا مُنوَر الشَمس وَ القَمَر وَ النُجوم   منم روشنی بخش خورشید و ماه و ستارگان. کُنت وَ مَعَ کُل نبی سراً و کُنت مَعَ مُحَمَداً سِراً وَ جهزا   حضرت مولا در این حدیث افشا می کند که بودم با تمام پیامبرات گذشته در نهان و هستم با محمد (ص) در پنهان و آشکار.

این چند حدیث نمونه هایی از هزاران سند گفتار است که اهل حق را بر آن داشته تا در مقابل عظمت لاینتاهی حضرت ایشان سر تسلیم و تعظیم فرود آورده و اجمالاً ذات خدایش بداند.

جواب سؤال پنجاه و دوم:

اکثر مومنین جهان و نیز کلیه ادیان الهی منتظر ظهور یک ناجی هستند که از طرف حق تعالی آمده تا به انتظار عشاق الهی خاتمه دهد. مثلاً در آیین عیسی منتظر ظهور حضرت ایشان و یا شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عج) می باشند. اهل حق معتقد است که ذات مهدی در وجود حضرت پیر بنیامین تجلی یافته و به عبارتی پیر بنیامین مظهر حضرت مهدی (عج) می باشد و آخرالامر مشیت الهی چنین مقرر خواهد فرمود تا آن ذات اصلی که در وجود هر سه شخصیت یاد شده تجلی داشته ظهور نماید تا جهان ترتیب دیگری یافته و مراد و مطلب و مورد نظر تمام ادیان حاصل گردد. وجه تسمیه این سه شخصیت که همانا ذاتیه ی حاکم بر وجود ایشان بوده است یکی است با اسماء متفاوت در زمان های مختلف به عنوان معلم خداشناسی و خداپرستی برای وجود جوامع مختلف بشری بسته به درجة استعداد و نیاز روحی هر کدام.

جواب سؤال پنجاه و سوم:

زن می باید همچون مرد به مولایش سرسپرده گردد و اکثریت نزدیک به کل اوامر و نواهی که برای مردان وجود دارد شامل حال طبقة زنان نیز خواهد بود. مهمترین امر موکد در مورد زنها دستور عفت و پاکدامنی است. از طرفی رعایت حجاب باطنی و ظاهری در حد متعارف. زنان از نظر دیون با مردان تفاوتی ندارند. آخرالامر اینکه مهمترین وظیفه زن در خانواده تربیت مذهبی و اصولی فرزندان است که در صورت عمل به آن کمک فراوان به اصلاح جامعه خواهد شد.

جواب سؤال پنجاه و چهارم:

زن در جامعه اهل حق با مردان مساوی بوده و مقامش در حد مقام مردان است و ای بسا زنانی هستند که نزد خداوند متعال بسیار با آبرو تر و پذیرفته از بسیاری از مردانند.

*************************************

در خاتمه نظر آن برادران را که در امر برنامه ریزی و طرح و تدوین این سوالات دست داشته اند به اصل بیست و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران معطوف می دارم و امیداوارم که تمامی آحاد این کشور، خصوصاً ارگان های دولتی و نهادهای انقلابی خود را مقید و ملزم به اجرای دقیق نکات آن بدانند، زیرا این قوانین به اعتراف خود شما نتیجه و دستاورد انقلابی است که برای به ثمر رسیدن آن دهها هزار نفر به شهادت رسیده اند. حال چگونه است که از طرف خود مجریان قانون و پاسداران نظام جمهوری اسلامی زیر پا نهاده می شود که این موضوع جای بسی تاسف است.

اصل بیست و سوم قانون اساسی:

«تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.»

 

با پوزش از تصدیع اوقات و تفصیل کلام

ارادتمند و جانثار طرفداران حق و حقیقت سید خلیل عالی نژاد         1365/08/14آ

ورود به سایت

google-plus-icon

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky

برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.