یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت دسته: مقالات
نمایش از 18 مهر 1393 بازدید: 5173

 

دانشکده علوم اجتماعی، گروه انسان شناسی

موضوع تحقیق :

فضاهای قدسی در استان کرمانشاه

نگارنده : بهمن بهرامی

زمستان 1386

 

چکیده

در بدو ورود به موضوع مقدمه ای راجع به خود موضوع، تعریف واژگان کلیدی و تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده وارد متن اصلی مورد بررسی شده ام. روش برگزیده برای انجام پژوهش ترکیبی است بدین معنی که هم از روش اسنادی استفاده شده است و هم اینکه خودم در میدان تحقیق به پژوهش میدانی ومصاحبه در مورد موضوع مورد بررسی پرداخته ام ساختار متن در یک نگاه کلی به دو مقوله طبیعی و فرهنگی تقسیم شده است که در بخش فضاهای طبیعی مواردی چون رودخانه، درخت، چاه و غیره را مورد کنکاش قرار داده ام، اما در قسمت فضاهای مصنوع و ساخته دست انسان (یعنی همان فضای فرهنگی )، را در سه حوزه مورد بررسی قرار می دهیم :

1- فضاهای آیینی که در ادوار قبل از اسلام اهیمت داشته اند و هم اکنون فقط به عنوان آثری صرفا تاریخی به ان نگاه می شود و شامل نقوش آیینی و آتشکده ها و... می شود.

2- فضاهای فرهنگی رسمی[1]: عبارتست از فضاهایی که در آن مراسمات مذهبی، نیایش ها و دیگر جنبه های مذهبی بطور رسمی برگزار می شود و کنترل رسمی بر آن زیاد است از جمله آن می توان مساجد و حسینیه ها را نام برد.

3- فضاهای خودانگیخته[2] : فضاهایی که کنترل رسمی در آنها بسیار کم می باشد و ساخت آنها نیز خودجوشانه و توسط مردم انجام شده است که خانقاه ها و جم خانه ها از آن جمله اند.

 

هم چنانکه رده بندی و مقوله بندی بطور کلی ساخته ذهن ما و موقتی است این تقسیم بندی هم نمی تواند کاملا دقیق باشد طوریکه هیچ کدام از حوزه خود تخطی نکند، باید گفت که نه تنها این چنین نیست بلکه در بعضی موارد با هم امتزاج هم می یابند مثلا بسیاری از فضاهای رسمی قبلا خودجوش بوده اند اما امروزه جزو فضاهای رسمی به حساب یم آیند نمونه ان بسیاری از مساجدی است که بوسیله مردم و طوایفی خاص بنا شده است اما امروزه تحت کنترل نهادهای رسم یاست و از کمک رسمی ارگانهای دولتی برخوردار می باشد یا اینکه دولت در بازسازی بعضی از فضاهای خود جوش و طبیعی مشارکت کرده است از جمله کانی ریزه که گرچه فضایی است با غالبیت جنبه طبیعی اما با ایجاد استراحتگاهها و درختکاری در اطراف این چشمه توسط دولت و اقداماتی ازاین قبیل باعث اختلاط این حوزه ها با هم شده است اما هدف ما در اینجا بطور کلی به جهت تسهیل کار و مشخص بودن فرم مقاله بوده است.

 

نقاشیهای کشیده شده بر دیوارها و سنگ نبشته هایی که مربوط به آیین و مذهب خاصی بوده اند، قربانگاهها که محل قربانی کردن آدمها برای خشنودی خدایان و بالطبع رونق اقتصادی منطقه و مملکت بوده است، قلعه هایی که به نظر می رسد در گذشته معبد و آتشگاه بوده اند، مرقد، مقابر و آرامگاههایی که در نزد مردمان منطقه دارای اهمیت خاصی است- البته این مقابر در مقایسه با هم اهمیتشان نسبی است و شدت و ضعف دارد چنانکه مثلا در نزد یارسانیان مرقد سان سهاک مهمتر از هر مقبره و مرقدی است- پرستشگاهها، تکیه ها، بارگاهها و...بررسی شده اند و هرچند بارگاهها همان مقابر هستند، اما مقابری که در مقایسه با آنان اهمیتشان بیشتر شده و در نتیجه مقابرشان بازسازی و تعمیر شده است، زایرینش هم بیشتراست. آخرین مبحث هم امامزاده ها هستند که باز همچون دیگر فضاهای قدسی درجه اهمیتشان در مقایسه با همدیگر متفاوت است.

 

در تقسیم بندی که انجام شده، بارگاهها، امامزاده ها و دیگر فضاهایی را که زمانی بصورت خودجوش بوجود آمده و در حال حاضر کنترل رسمی بر آنهاوجود دارد را در فضاهای رسمی رده بندی کنیم.  

کلید واژگان: جم خانه، شخص، شیعه دوزه امامی، سنی شافعی، عشیرت، فضای مقدس،کاکه ایی(یارسان).

 

تعاریف

جم خانه یا جمع خانه پرستشگاه و معبد یارسانیان است، محل برگزاری مراسماتی چون نماز خواندن، تقسیم نذر و غیره است. مراسم جم باید هرماه یکبار برگزار شود، تعداد جم نشینان هم نباید از 3 نفر کمتر باشد، ورود و خروج از جم خانه با آداب خاصی همراه است که هر جم نشینی موظف و ملزم به رعایت آن می باشد.

 

واژه «شخص» که در میان جاف زبانان به کار می رود راجع به روحانی ایی است که از تیره ایی خاص برخاسته است و در میان آن تیره و حتی در سطوح بالاتر در میان طایفه و ایل دارای اعتبار بالاو صاحب کرامات و نفوذ بسیار بوده است به همین خاطر هم به او شخص می گویند که نشانگر همان مفهوم شخصیت والای ایشان را می رساند و بعد وفاتش مزار او را با شکل و حالتی دیوارمانند و توسط تخته سنگها چیده باشند، این واژه صرفا در میان طوایف جاف و تا حدودی هورامی زبان منطقه اورامانات کاربرد دارد. لازم به ذکر است تمامی درختهای اطراف آرامگاه او مقدس هستند و درنتیجه بریدن یا هر نوع آزارشان از گناهان کبیره است. لقب « شخص» دلالت بر پختگی و کمال فرد دارد و مردم هم بواسطه او از خداوند برای رفع بیماریها و امراض و گناهانشان طلب آمرزش می کنند.

 

شیعیان استان کرمانشاه پیرو دوازده امام (علیهما السلام) می باشند چنانکه بجز شیعیان پیرو 12 امام (علیهما السلام) هیچ شاخه دیگری از مذهب اهل تشیع در این استان وجود ندارد.

شافعی مسلکها هم پیرو امام شافعی هستند، شافعی شاخه ایی از چهار مذهب اهل تسنن (یعنی مالکی، حنبلی، شافعی و حنفی ) می باشند و در مقایسه با دیگر شعب مذهب سنی، به شیعه ی 12 امامی نزدیکتر می باشد.

در جامعه عشايري برخي اصطلاحات و مفاهيم وجود دارد که براي شناخت و مطالعه آنها باید اين مفاهيم و اصطلاحات را از هم تشخیص داد:

ايل و عشيره : اين دو اصطلاح از زبان بيگانه گرفته شده است و غالبا به يك معني به كاربرده مي شوند . عشيره لغت عربي است و از ريشه عشر به معني دهه ؛ در اصطلاح عرب گروهي اجتماعي هم خويشاوند ( پدر تبار ) كه معيشت آن ها بيشتر به پرورش شتر كه مبتني بر كوچ ( جا به جايي ) است مي باشد » « ايل لغتي تركي است و به معني طايفه ، قبيله ، عشيره ، قوم ، جماعت آمده است و در معني تبار در عرف به كار مي رود » .

ايل جماعتي است كه سازمان اجتماعي آن قبيله اي ، شيوه زيست آن كوچ نشيني و شيوه معيششت آن دامداري باشد و يك واحد مستقل اجتماعي و فرهنگي را تشكيل دهد. (فرخ نيا ،ص4 ، 1381) .

همچنين در تعريف ايل گفته اند:« ايل عبارت است از اجتماعي از مردم كه داراي خصوصيات نژادي مشابه بوده و روابط بين افراد بر اساس رابطه خويشاوندي استوار است و داراي اقتصاد محدود و مبتني بر شيوه توليد دامي كه براي تنظيم سازمان اين جامعه ناگزير به كوچ و حركت فصلي است » . (طيبي ، ص 132 ،378.)

البته تعريف بالا در مورد آن دسته از ايلات و عشاير مصداق دارد كه زندگي شان بر اساس نظام كوچ ساليانه و زندگي در سياه چادر پي ريزي شده است و نيمي از سال را در ييلاق ( سردسير ) و نيمي ديگر را در قشلاق ( گرمسير ) به سر مي برند .

در كنار اين شيوه زندگي ( كوچ نشيني ) ايلات و عشايري نيز هستند كه اگر چه ساخت زندگي اجتماعي و فرهنگي آن ها با نظام چادر نشيني و زندگي كوچ نشيني همانندي دارد ولي چون در روستا زندگي مي كنند و به اصطلاح يك جا نشين هستند ، شيوه معيشت آن ها در درجه اول كشاورزي ، سپس دامداري متحرك است و بعضي هم دامداري را نيز رها كرده و به دامداري به صورت ساكن روي آورده اند كه در اين مورد ايل جاف را مي توان داراي اين خصوصيات دانست .

«بنابراين مفهوم اصطلاح ايل در ايران تمامي ايلات و عشايري را در بر مي گيرد كه داراي سرزمين مشترك ، ساخت اجتماعي و شيوه معيشت مبتني بر توليد دامي ، كشاورزي و نظام كوچ نشيني يا يك جا نشيني باشد» ( همان منبع ص 134)

اجزاء ايل جاف عبارتند از : طائفه ، تيره ، هوز ، خيل ، بنه مال (؟)

 

طائفه : طائفه واحد اجتماعي – سياسي است كه لزوما مبتني بر نظام خويشاوندي واحد، و نياي مشترك نيست ، به عبارت ديگر هر طائفه ديگر مي تواند بر اساس خويشاوندي پدرتباري بوده باشد . يا با هم بستگي و اتحاد سياسي ، نظامي و اجتماعي و يا گروههاي هم نژاد ( غير خويشاوند ) شكل گيرد . (طبيي، ص 136، 1381) . « اگر تيره هاي يك طائفه داراي يك نياي مشترك حقيقي يا دودماني باشد طائفه به نام او ناميده مي شود . مانند طائفه قبادي از ايل جاف ، بعضي مواقع هم نام طائفه مأخوذ از نام محلي است كه قلمرو آن است ، مانند طائفه دره شوري از ايل قشقايي ممكن است نام طايفه منشاء سياسي و نظامي داشته باشد مانند طايفه شاهسون » ( همان منبع، ص138)

 

تيره : در اصطلاح اجتماعي گروه خويشاوند كه به يك نياي مشترك حقيقي يا آرماني وابسته اند و به نام او ناميده مي شوند و از يك همبستگي تاريخي ، سياسي و فرهنگي ايلي برخوردار و معمولا حق استفاده يا مالكيت شام را در سردسير و گرمسير در اختيار دارند و اعضاي آن در همه حال حافظ منافع آن است(طبيي، ص 138، 1381).

 

مال : كوچكترين واحد سياسي – اجتماعي و اقتصادي در درون نظام ايلي است و مبتني بر رابطه همجوار امكاني و همخوني خانوارهايي از يك اولادهايش است . بين اين خانوار ها پيوستگي عميق خويشاوندي حكم فرما است. در واقع مال تنها واحد عيني و حقيقي كوچنده ايل است كه در هر مقطع زماني و مكاني قابل مشاهده مي باشد و از لحاظ جغرافيايي ، اقتصادي ، اجتماعي و سياسي نيز ك.چكترين واحد در هر ايل است . ( فرخنيا ، ص 8 ، 1381 )

 

هوز : در اصطلاحات زبان اجتماعي سنتي ايل شكاك از ايلات كرد آذربايجان غربي و ايل جاف در مفهوم خانواده ( مال ) . (طيبي ،ص 139،1387)

 

خل (خيل ) : در مفهومی کوچکتر از هوز است( همان منبع ، ص 149)، به نظر می رسد مفهوم «بنه مال» که کوچکتر از خیل است، کوچکترین واحد ایلی در میان طوایف و عشایر کرمانشاهان است.

 

فضای مقدس

از جمله نامهای دیگر پیروان آیین یارسان: کاکه ایی، اهل حق و آیین یاری است که بعضی مواقع به اشتباه آنان را علی الهی هم می نامند. وجه تسمیه کاکه ایی از این نشات می گیرد که در میان کرد زبانان و بالاخص مردمان طایفه قلخانی به برادر بزرگتر «کاکه» می گویند، هر کسی که در دین یارسان دخول گردد دیگری را کاکه صدا می زند و این نشانگر احترام نهادن به دیگری در عین صمیمیت و پیوند محکم دینی در میان آنهاست چون کاکه به معنای برادر بزرگتر می باشد. یارسانیان دین و مسلک خود را بر حق و حقیقت می دانند به همین دلیل اهل و پیرو حق خوانده می شوند. واژه « یارسان» هم همانطور که از نامش پیداست بر پیرو و یار سان سهاک اطلاق می شود به همین دلیل از دیگر نامهای آن، آیین یاری می باشد. هم چنانکه دیوید ماکداول در «تاریخ معاصر کرد» اشاره کرده است یارسانیان اکثرا در کرند، ذهاب، قصر شیرین و عده ایی هم در سلیمانیه، کرکوک و موصل ساکن اند. در حال حاضر مهمترین رهبر مذهبی یارسان سید نصرالدین حیدری می باشد که از سادات حیدری و از طایفه تفنگ چی می باشد.

 

کرمانشاه : غربی ترین استان کشور است و در همسایگی استانهای کردستان، همدان، ایلام و لرستان می باشد، از طرف غرب هم محدود به مرز عراق می باشد. وسعت آن 24361 كيلومتر مربع است. این استان دارای 14 شهرستان بدین نامها می باشداسلام‌آباد غرب، پاوه، ثلاث باباجانی، جوانرود، دالاهو، روانسر، سرپل ذهاب، سنقر، صحنه، قصر شیرین، کرمانشاه، کنگاور، گیلان غرب، هرسین. جمعیت این استان براساس آخرین در سال 1385 سرشماری 1874037 میلیون نفر بود.

 

 

مقدمه

از نظر کلیفورد گیرتز دین یکی از بالاترین و عمیق ترین اشکال نمادسازی و تفسیر پذیری فرهنگی است که بدون آن انسانها نمی توانند مدلی برای رفتارهای خود داشته باشند و آشکار است که فضاهای مقدس یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده دین می باشد چنانکه وجه مشخصه هر دینی این فضاها ست و هر چقدر تعداد این فضاها و تنوعشان در میان یک دین خاص بیشتر باشد نشانگر تنوع و گستردگی آن آیین می باشد. اما گیرتز در ادامه توضیح می دهد که اشکال نمادسازی می توانند قالب های جدید هم به خود بگیرند چنانکه ما این را در کل داوود می بینیم کل داوود قبل از اسلام مهرابه میتراپرستان بوده است اما بعد از اسلام و با ظهور آیین یارسان در منطقه اورامانات این دخمه در قالب دین جدید تفسیر شد چنانکه به عنوان مقبره دلیل و مرشد یارسانیان یعنی پیر داوود اهمیت خود را باز یافت.

 

در جوامع طایفه ایی تنوع زبانی وجود دارد چنانکه میان زبان روزمره و آیینی شان هم تفاوت وجود داردف آنان برای سروده های مذهبی، اساطیر، مراسمات و دیگر عناصر آیینی زبانی خاص به کار می رود.(نرسیسانس، 1382: 31).

استان کرمانشاه در غرب ایران و در همسایگی استانهای کردستان، همدان، ایلام و لرستان می باشد، از طرف غرب هم محدود به مرز عراق می باشد. اماکن مذهبی نه تنها نقش آیینی و مناسکی را اجرا می کنند بلکه به عنوان یکی از کانونهای زیارتی نقش مؤثری در فعالیتهای سیاحتی – زیارتی و فراغتی و بدین ترتیب در توسعه توریسم در مقیاس های مختلف دارد.

 

بنابر کاوشها و حفاریهای صورت گرفته آثارانسان نئاندرتال[3] در ایران برای اولین بار در این استان و در بیستون یافت شده است چنانکه امکنه ها و آثار موجود از دوره پارینه سنگی همانند غار «دواشکفت، مرتاریک، کوبه و واراوسی» موید این مطلب است به علاوه اینکه آثار عصر نوسنگی را هم در خود دارا می باشد که از جمله می توان به «گنج دره، سراب و آسیاب» اشاره کرد. گنج در مهمترین و مشهورترین آنان است چنانکه اولین شواهد و مدارک در اهلی و رم کردن «بز» توسط آدمی در آن یافت شده است. ساخت شهر کرمانشاه را هم به تهمورث دیوبند نسبت داده اند تا بعد او سلسله پیشدادیان به حکومت کردن بپردازند (wikipedia).

 

اما قبل از اینکه وارد موضوع تحقیق بشویم لازم است در باره ی ادیان موجود در استان کرمانشاه و گویشهای مختلف موجود در آن مردمان آن صحبتی به عمل آوریم، در استان کرمانشاه طوایف مختلفی با گویشهای متفاوتی زندگی می کنند که بطور کلی در سطح استان چهار ایل بسیار بزرگ ساکن اند که با چهار گویش مختلف از زبان کردی صحبت می کنند ما در زیر به هر کدام از آنها و زیر شاخه هایشان اشاره می کنیم.                                

مهمترین ایلات ساکن در استان کرمانشاه[4]

ILAT   

هر کدام از این ایلات پیرو مذهب خاصی هستند چنانکه ایل کلهر و ایل کاکاوند پیرو مذهب تشیع، ایل جاف و هورامی پیرو مذهب تسنن و ایل قلخانی پیرو آیین یارسان می باشد. البته عده ایی از طوایف از زمان پیش از اسلام تا امروز بر آیینی که میراث اجدادیشان است، باقی مانده اند از جمله آیین مسیحیت و یهودیت. گرچه تا چند دهه گذشته در استان کرمانشاه این آیینها و آیینهایی همانند زردشت و میترائیسم دارای پیروان زیادی بودند اما به دلایلی مختلف از این استان مهاجرت کرده و یا به دین مبین اسلام روی آورده اند اما باز رگه هایی از باورهای کهن در عقایدشان مانده است نمونه آن را می توان در میان صوفیان و دراویش طریقت نقشبندیه و قادریه مشاهده کرد.

درمورد زبان مردمان استان باید بگویم که زبانشان کردی است اما نه صرفا از یک گویش واحد بلکه بدین طریق است که : ایل کلهر باگویش کلهری، ایل جاف با لهجه جافی شاخه ایی از گویش سورانی، هورامیها با گویش هورامی، قلخانی ها با گویش گورانی و طایفه کاکاوند با گویش لکی تکلم می کنند.(میشل لیزینگ، 2004 : 6).

 

ایل کلهر اکثریت جمعیت استان را در بر می گیرند. ایل کاکاوند هم اکثرا در شهرستانهای هرسین و بیستون و کرمانشاه واقع شده اند.

 

ايل جاف از طوايف متعددي تشكيل شده است كه تركيب سازمان ايلي آن ها كلاً بر اساس پدر نسبتي است كه در نهايت به سلسله واحدي ختم مي شود ؛ كه از تيره هاي متعدد وابسته به آن ها بحث وي شود . طوايف قبادي، باباجاني، ولدبيگي كه معروف به «ثلاث» هستند، رستم بيگي، ايناخي، امامي، شرف بياني، رحمان بيگي، شيخ اسماعيل، كشكي، باشوكي (جاف جوانرود)، نيرژي ، قادر ميرويسي و طايشه اي ( كه اين سه بعدا جزء گوران گرديدند) و از طوايف جاف گوران محسوب مي شوند اما طوايف جاف در پشت مرز هاي كنوني ايران و عراق امروز وو عثماني گذشته كه در سليماننيه و اطراف آن زندگي مي كنند و شيخان و هورين از مناطق كوچ آن هاست عبارت از : ميكائيل ، هارون ، اسماعيلي عزيريزي ره شويوري ، ترخاني ، شاتري ، يارويسي ، شيخ اسماعيل ، عيسائي ، صوفي وند ، باشوكي ، آمالا ، يوسف جان ، نور ولي، كمالي ، تايجوزي ، گلالي ، پشت ماله كه بالغ بر چهارده هزار خانوار جمعيت دارند (سلطاني ،ص 124، 1381). اين طوايف به نام جاف مرادي معروف گرديدند و از طوايف جاف جوانرود متمايز گزديدند. ایل جاف اکثرا در منطقه ی اورامانات یعنی شهرستانهای جوانرود، روانسر، ثلاث باباجانی، بخشهایی از قصر شیرین، پاوه ازجمله باینگان و منصور آقایی، سرپل ذهاب، شهرستان دالاهو و شهر کرمانشاه (از جمله در محله دولت آباد) ساکن اند. هورامیها هم عمدتا در شهرستان پاوه سکونت دارند.

 

طایفه قلخانی هم اکثرا در شهرستانهای دالاهو، قصر شیرین، بخش چه م زریشک از توابع شهرستان ثلاث باباجانی، کوزران و عده ایی هم به طور پراکنده در شهر کرمانشاه و دیگر مناطق استان و بطور پراکنده عده ایی از آنها هم در شهرهای سلیمانیه، سنجار، موصل و کرکوک در کردستان عراق ساکن اند. طایفه قلخانی با گویش گورانی تکلم می کنند. این زبان خود شاخه ایی از زبان گورانی قدیم است، این زبان از گذشته تا به حال در میان شاخه های زبان کردی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است چنانکه بعضی از محققین بر این عقیده اند که زبان متون مقدس اوستا همان زبان گوران است، آنان معتقدن که در تایید این مدعا می توان به بررسی اشتراکات میان این زبان با زبان هورامیها و قلخانی های ساکن در منطقه پرداخت، چنانکه معتقدند که خود وازه هور هم دارای ریشه اوستائی است. لازم به توضیح است که زبان هورامی زیرشاخه همان زبان گوران قدیم است، بعلاوه زبان گورانی زبان نوشته های علمی و مقدس قرون 7و 8و 9 هجری بوده است. طایفه قلخانی پیرو آیین یارسان می باشند. این آیین ترکیبی است از ادیان کهن ایرانی همانند میترا، زرتشت، زروان و ادیانی چون بودا، یهود، مسیح، هندو و دیگر ادیان هندو ایرانی و خاور میانه می باشد.

 

اما در ارتباط با موضوع مورد بررسی مان یعنی فضاهای مقدس در میان این طوایف باید اشاره کنیم که بنا بر وجود عواملی چون نوع خاص مناسکی که در آنجا برگزار می شود، تعداد زائرین، تیپو لوژی آنان (درویش، روحانی، مردم عامی، ... )، جنسیت (زن / مرد) و عواملی دیگر، فضاهای مقدس از اهمیت کاملا متفاوتی برخوردارند به طوریکه بعضی از این فضاها در میان یک تیره و حداکثر یک طایفه مطرح هستند اما در عوض فضاهایی هم وجود دارند که نه تنها در میان یک تیره یا طایفه مورد تقدس است بلکه درسطوحی بالاتر همچون ایل و بالاتر هم از اهمیت و تقدس برخوردار است به عنوان مثال از جمله این مکانها می توان مقبره سلطان ساق/ سان سهاک را بیان کرد که یکی از مهمترین مکانها در میان گوران زبانان و از جمله طایفه قلخانی می باشد، بطوریکه از تمام مناطق آنان به این مکان آمده و به درگاه ایشان به دعا می نشینند.

 

هر کدام از این تیره ها/طوایف و ایلات موجود در استان کرمانشاه دارای مکان و فضای مقدس مختص به خود می باشند چنانکه حتی در میان تیره ها هم این تفکیک وجود دارد.   پس هر تیره / طایفه و ایلی فضای مقدس خاص خود را دارند چنانکه دین در قالب این سیستم تعریف شده و در واقع می توان گفت دین با این روش بومی شده و در قالب محلی یا به قولی بهتر در قالب نظام عشیره ایی در آمده است.

 

اما راجع به مکانهای قدسی باید به این اشاره کرد که این مکانها لزوما مقبره و یا مسجد نیستند بلکه می تواند اشکالی دیگر همانند تکیه، خانقاه، جم خانه یا فضایی کاملا طبیعی را به خود بگیرد اما مفهومی فرهنگی به آن نسبت داده شود. در بعضی از این مکانها زیارت کردن با مراسم قربانی همراه است و در دیگر مکانها با صرف ماده خاصی همراه می باشد که این ماده آب، پوست یا برگ درخت، قند و بنا بر مکان هر چیز دیگری است که به خاطر قرار گرفتن در مجاورت مکان مقدس، تقدس یافته است، البته تقدس لزوما با خوردن یا نوشیدن همراه نیست بلکه می تواند اشکال دیگری را به خود بگیرد از جمله برداشتن و نگه داشتن تکه پارچه ایی در نزد خود و یا استحمام در آب مقدس و صوری ازاین قبیل .

 

پس در فضای تقدس یافته، آن مکان بعلاوه هر نوع شئ (از درخت تا مزرعه، باغ، سنگ، پارچه و غیره )که در جوار آن مکان هست، مقدس است و درنتیجه هرنوع آزاردادن، بریدن آنان و ... ازگناهان کبیره محسوب می شود اما در مورد خاک و اشیائی از این قبیل اتفاقا برداشن آنها به عنوان تبرک باعث شفای فرد و هم چنین مخافظت از او در برابر بیماریهای روحی و فیزیکی می شود پس می توان تقابلی دوگانه را مطرح کرد چنانکه برداشتن شاخه، پوسته و یا شکستن سنگ و مواردی از این قبیل از گناهان کبیره است اما برداشتن خاک، پارچه یا تکه سنگ افتاده در محل و چیزهایی اینچنینی نه نها منعی ندارد بلکه تشویق هم شده است چنانکه باعث شفای مراض و مصونیت فرد از هر نوع بلای مالی، جانی و روحی است. اما ما در همین مورد دوم هم تقابل مطرح است چنانکه عنصر خاک عنصری است که به هر طریقی برداشتن آن منعی ندارد اما برداشتن دیگر اشیاء باید با اجازه رهبر مذهبی می باشد یا اینکه شرایطی خاص را می طلبد.

 

اما این گفتار که درختان فقط در مکانهای مقدس، حالت تقدس را به خود می گیرند دارای استثنائی است نمونه نقض این گفتار درخت سقز/ داروه ن است در مناطق کردنشین درختانی وجود دارد که علاوه بر مکانهای مذهبی در هر مکان دیگر هم آزار آنها به هر شکلی ممنوع است و تابو به شمار می آید به عنوان مثال درخت «داروه ن / سقز» است که آزار آن به هر نوعی ولو کندن شاخه ایی کوچک باشد تابو بشمار می آید اما از اصلی ترین دلایل تابو شدن آن، دلیل اقتصادی است چون هم میوه آن ( پسته کوهی) قابل مصرف است و هم سقز / آدامس از آن تولید می شود و این خود یکی از پایه های اقتصاد این مردمان را تشکیل می دهد چنانکه با عرضه آن به بازارمی بینیم که بهای بسیار بالایی هم بابت آن پرداخته می شود بعلاوه در درمان انواع بیماریها ازجمله بیماری زخم معده هم بسیار مفید است، میوه آن یعنی «قه س قه وان» یا همان پسته کوهی هم مصرف می شود مجموعه این عوامل باعث شده که یکی از مهمترین پایه ها در شکل گیری اقتصاد روستایی شود و این خود عامل تقدس درخت «داروه ن» شده است.

 

فضاهای قدسی

بعد این توضیحات بهتر است به تشریح فضاها ی مقدس بپردازیم. این فضاها بطور کلی در دو مقوله بررسی شده اند : طبیعی و فرهنگی.

 

الف) فضاهای طبیعی: مکانهایی که بشر در ایجاد و ساخت آنها دخالتی نداشته است اما به خاطر حضور رهبری مذهبی یا افسانه هایی در مورد مکان و روحانی مذهبی، مقدس به شمار می آید. پس به طور کلی به خاطراهمیت مکان در نزد انسان و حضور انسان در آنجا، می توان این فضاها را فرهنگی قلمداد نمود چون انسانها با ذهینتهایشان زندگی می کنند و این ذهن او بود که فرهنگ و عناصرش را آفرید. به طور کلی بدین خاطر که در این فضا نشانی از دخالت انسانی وجود ندارد[5]و یا دخالت بسیار ضعیف است ما این مکانها را در مقوله طبیعی قلمداد می کنیم که شامل عناصری چون چشمه ، رودخانه ، درخت و دیگر عناصر طبیعی است.[6]

 

 

ب)فضاهای فرهنگی : فضاهای مصنوع و ساخته دست انسان، که خود در دو مقوله بررسی شده اند:

1 ) فضاهای آیینی که در گذشته اهمیت داشته اند و امروزه به خاطر عدم وجود پیروانش بالطبع این فضا هم اهمیت خود را از دست داده است. البته بعضی از این مکانها با تفسیر نو دوباره اهمیت خود را حفظ کرده اند این مکانها اکثرا در گذشته متعلق به پیروان آیینی بوده است که پیروانش در همان منطقه و اطرافش ساکن اند منتهی تحت تاثیر دین اسلام آیین باستانی خود را تغییر داده و پیرو آیین جدیدی گشته اند اما بعضی از عناصر موجود در آیین گذشته خود را حفظ کرده اند چنانکه نمونه بارز این گفتار مردمان طایفه قلخانی است که تا قبل از ظهور اسلام بر آیین میترائیسم و بعد زردشت متکی بودند و با ظهور اسلام پیرو آیین یارسان گشتند اما عناصری از این آیینها را حفظ کردند نمونه بارز آن کل داود (دکان داود) است که مکانی مقدس در نزذ زردشتیان بوده و حال در نزد یارسانیان مقدس می باشد. از جمله این فضاها نقوش، آتشکده و غیره می باشند.

2) فضاهای آیینی که در حال حاضر هم دارای اهمیت است و در دو مقوله رسمی و غیر رسمی بررسی می شوند البته تاریخ بنای آنها می تواند از هم کاملا متفاوت باشد.

 

الف) فضاهای فرهنگی با غالبیت عناصر طبیعی

- سراب[7] قمر[8]: این سراب دربخش زالوآو از توابع شهرستان کوزران واقع شده است. سرابی با پهنای چند صد متر است که دارای چشمه ای مقدس است، مردم منطقه و زائرین اطراف برای شفا یابی به آنجامی روند و از آب آن چشمه می نوشند این چشمه ازداخل سنگی بیرون می آید و به اندازه حدود نیم متر طول و 15 سانتیمتر عرض دارد تیره های کلهر زبان ساکن در منطقه بر این اعتقادند که این شیار جای سم دلدل، اسب معروف حضرت علی(ع) است، آنان در کنار چشمه به شفاعت طلبی برای رفع امراض و برآوردن نیازها می پردازند.و علاوه بر اینکه خودشان از این آب می نوشند برای کسانی هم که مریضند و یا از آنجا دورند از این آب مقدس می برند تا به واسطه آن شفا یابند.

 

- سراب سید صادق : در دهستان ذهاب قرار ، در نزدیکی روستای مجتمع دستک و گل خاطر و روستای نادری است ، تیره های قلاشاهینی، دیره و ... که در آن اطراف زندگی می کنند با آب این سراب مزارع گندم خود را آبیاری کرده و معتقدند که باعث برکت دادن به محصولاتشان می شود.

 

- کانی [9] / چشمه ی ریزه[10] :چشمه شفابخش ریزه بالاتراز روستای تمرخان و بر روی کوه دنی از بخشهای دوالهدر ثلاث باباجانی قرار دارد یکی از مهمترین اماکن مذهبی منطقه است که هرساله زایرین زیادی را می طلبد که اکثرا از طایفه باباجانی و تا حودی هم طوایف قبادی و تایجوزی هستند. آنان معتقدند که حضرت غوث در این مکان نماز خوانده است و در نتیجه بخاطر عظمتش و بزرگواریش از غیب چشمه ای جلو پایش ظاهرشده است البته عده ایی هم معتقدند ایشان از فرط تشنگی در هلاک مرگ بود تا اینکه به امر خداوند چشمه ای جلو پای ایشان ظاهر می شود.

 

برروی نوک کوه هم مزاری وجود دارد که آن را منسوب به حضرت غوث می دنند.. این مزار از لاشه سنگ هایی درست شده است که بر روی هم گذاشته شده اند و معروف به "که له ک" می باشد. طایفه باباجانی معتقدند که بر روی این مزار در شب چراغهای شهر بغداد (که مرقد اصلی ایشان در آنجاست) دیده می شود. این مکان بر شهر جوانرود، تازه آباد ثلاث باباجانی و دشت حر، دالاهو و تمامی مناطق اطراف از جمله بخشهای دواله، زلان، میرآباد و... مسلط است چنانکه از این چند سطرمشخص است این مزار علاوه براینکه مکانی زیارتی و تفریحی است، دارای موقعیت ژئوپولتیکی هم می باشد. در پایین نمایی دورنگار از چشمه شفا بخش ریزه و زائرین آن به تصویر کشیده شده است.

 

اما علاوه بر اینکه مردمان طایفه باباجانی و تیره هایی از طوایف قبادی و تایجوزی که در این طرف مرز ساکن اند به زیارت این مکان می آیند، مریضان و علی الخصوص بیماران مبتلا به سنگ کلیه برای شفا یافتن به این مکان آمده و برای شفا یافتن با نیت مدد ازغوث گیلانی از این آب می نوشند و بر سر مزار غوث در بالای کوه می روند بعلاوه کمی آب با خود می برند تا بین راه از آن بیاشامند که این به رفع مرض کمک می کند او باید برسر مزار حضرت غوث دو رکعت نماز بخواند و بعد در کنار مزار خواسته هایش را بیان کند بعد بیان کردن خواسته هایش یک سنگ را از اطراف مزار برداشته و بر یکی از لاشه سنگهای روی مزار می چسپاند اگر سنگ چسپید نشانگر اجابت خواسته هایش است و گرنه باید درون خود را از گناهان بیالاید و بعد از زدودن گناهان برای شفا یابی به درگاه او و نوشیدن آب مراجعه کند.گرچه امروزه زایرین زیادی از استان و دیگر مناطق کرد نشین به این مکان رجوع می کنند اما در اساس این مکان در نزد طوایف باباجانی و یتره هایی از طوایف قبادی و تایجوزی اهمیت دارد. زائرینی که در استراحتگاه چشمه، مشغول به استراحت می باشند.

 

- کانی آناهیتا و غسلان : این دو چشمه در زرده و بان یاران واقع شده است و رهبران بزرگ و روحانیون بسیار مهم یارسان از جمله بابایادگار در کنار این چشمه به خاک سپرده یم شوند، هر کس از این آب بنوشد پاک و مطهر خواهد شد. البته چشمه غسلان اهمیت بیشتری دارد چنانکه در اهمیت این چشمه دوبیتی هایی سروده شده است که نمونه ایی از آن را در زیر می آوریم :

یاران به یانی بزانی په یخام                   یاد گار   من   ڕۆ   شنی   بنیام

باده غسڵانی که و ساری نۆشام           غسڵان یادگار که ندش په ری جام      

یعنی ای یاران این پیغام را دریافت کنید که چشمه غسلان یادگار من است و روشنایی چشمانم بواسطه آن بوده است ، آب آن همچون آب کوثر است و این حاکی از اهمیت و تقدس این چشمه در میان طوایف مختلف ایل قلخانی و دیگر یارسانیان است. (ایوب رستم – 2004- 50 [11]).

 

- رودخانه «چه می[12]سوواری موواره ک»[13]: رودخانه ایی است واقع در دهستان « خانه آشور» از توابع شهرستان ثلاث باباچانی که به رودخانه سیروان می ریزد. تقدس آب این رودخانه به خاطر حضور سوار مواره ک (از روحانیون مهم در میان تیره عالی) می باشد. نام رودخانه از این روحانی بزرگ یعنی "سوار مواره ک" گرفته شده است   بدین خاطر که شخصیتی بسیار مهم در میان تیره عالی و دیگر تیره های ساکن در منطقه همانند تیره تمرخان بوده است. دلیل دیگری که می توان برای نامگذاری رودخانه به این اسم، بیان کرد این است که شاید منزل سوار مواره ک در کنار این رودخانه بوده است.سوار مواره ک چنانکه از نامش پیداست اکثر اوقات سوار بر اسبی بوده و خودش هم به خاطر قداست زیاد ملقب به مبارک بوده است. مردم این دو تیره از آب این رودخانه خود را تطهیر کرده و بواسطه آن از انواع بیماریها شفا می یابند.

 

- رودخانه / چه می امام حسن : رودخانه امام حسن در پایین تر از روستای قاسم آباد یعنی در کنار روستای امام حسن در گیلانغرب واقع شده است این رودخانه بدین خاطر که در کنار مقبره امام حسن (بوره سوار) قرار دارد مقدس و مطهر شده است چنانکه در میان طایفه خاڵی (خالد) دارای اهمیت و تقدس خاصی است.

 

- نهر : در بین نقش های سمت راست‌رودخانه الوند دربالای نهر انحرافی که از این رودمنشعب می‌گردد، در ارتفاع 4 متر است از سطح آب، 5 پله بر روی هم از کوه درآورده شده است . پله ها به نهری که در کوه تراشیده شده اند ختم می شوند. این نهر[14] به عرض 50 سانتی متر و طول بیش از 35 متر در این قسمت کوه دیده می شود .

 

- به ردی[15] عه لی : تخته سنگ بسیار بزرگی است که در دالاهو و در آخرین محدوده در مسیر روستای بان زرده قرار دارد که به « برد علی » شهرت دارد، مشهوراست که حضرت علی (ع) سوار بر دلدل در این منطقه با کفار جنگیده است نشانه آن هم جای سم اسبش (دلدل) است که به خاطر ضربه سم بر سنگ، اثرش رو ی آن مانده است، مردمان تیره ها و طوایف ایل قلخانی برای شفای گناهان و هم چنین رفع امراض و بازیافت سلامتی مکان را زیارت می کنند.

 

- چای / چاه امام زمان : این چاه در شهر کرمانشاه و به طرف مسیر ترمینال راه کربلا قرار دارد. مردم طوایف کلهر زبان ساکن در شهر کرمانشاه بر این باورند که آب این چاه متعلق به امام زمان است. آنان هر روزه و علی الخصوص در روزهای سه شنبه و چهارشنبه به زیارت این مکان می آیند واز آب آن برای شفای بیماریها و گناهان می نوشند و باه همراه خوردن آب نیازها و خواسته هایشان را بیان می کنند.

 

- دار «پیر وه گ»: دار پیر وه گ درخت زالزالک(در اصطلاح محلی «گویچ») بسیار کهنسالی است که درحدود 8کیلومتری روستای «نوژیوه ران» است. این درخت در میان مردمان منطقه که از طوایف پایره وند، بهتوئی و زوله می باشند، دارای اهمیت است بویزه آنان در فصل بهار این درخت را تکریم می کنند. این درخت مراد دهنده است و نیازها و حاجات را برآورده می کند شنانه برآورد یا عدم برآوردن حاجات هم در این است که زایر کننده بعد طلب نیازها، سنگی را به نیت برآورده شدن حاجات به طور عمودی و بدون تکیه دادن بر هیچ جایی، صاف بر روی در خت بنهد اگر ایستاد پس مرادش برآورده شده است. ما نمونه همین اعتقاد را در میان جافهای جوانرود و در جوار چشمه «ریزه» و گذرگاه «غوث» می بینیم.

 

از نشانه های تقدس درخت این می باشد که دارای تنه بسیار کهن و تنومند می باشد اما مهم این است که اکثر زایرین این درخت مقدس را زنان و بویژه دختران تشکیل می دهد به طوریکه زنان برای بچه دار شدن به بواسطه این درخت مقدس به پیشگاه باری تعالی دست نیاز دراز می کنند. دختران دم بخت هم در جوار این درخت برای آینده خوب خود به بارگاه الهی دعا می کنند چنانکه مشاهده شده که دسته های 20 و 30 نفره دختران با گستردن سفره نهار در سایه این درخت از خداوند منان برای آینده خود طلب حاجات کرده اند.

 

- چشمه «زر» : این چشمه شفا بخش در جوار روستاهای «پا تپه»، «بیه ر بان» و شیخی آباد ازتوابع منطقه «چمچمال» بیستون و در کنار قبرستان این سه آبادی واقع شده است. این چشمه در گذشته تقدس خاصی داشت به طوریکه در کنار آن مرده شورخانه ایی هم بنا شده و مردمان این روستا ها که از طوایف کولی وند و زوله هستند، مردگان خود را از آب این چشمه غسل می دادند چون معتقد به تقدس و گناه زدایی بواسطه این آب بودند اما در باورهای فولکلور مردم از نشانه های قتدس این آب در آن است که از دل صخره و جایی بدون آب بیرون می آید. امروزه از تقدس چشمه کاسته شده است اما به این دلیل که در کنار قبرسان می باشد باز مورد استفاده قرار می گیرد.

 

- تپه شاماران : این تپه در یک کیلومتری چشمه زر قرار دارد. مردم منطقه بر این باورند که در ادوار گذشته پادشاه این منطقه اژدهایی بسیار بزرگ به اسم «شامار» بوده است که ماری با سر انسان بوده است، شامار دارای سیستم حکومتی بسیار پیچیده و مهم بوده است چنانکه در دربارش مارانی (بدون سر انسان) خدمت می کرده اند و اوامر او را اطاعت می کرده اند. مردمان منطقه هم در تحت فرمان شامار بوده اند. در مورد شامار رواینی وجود دارد و آن اینکه گویا «در یکی از رزوها شامار مریض می شود و تمام پزشکان حاذق دربار از درمانش عاجز می شوند تا اینکه از دربار به همگان اطلاع می دهند که پادشاه مریض است و هر کسی که بیماریش را درمان کند، از طرف پادشاه پاداش ویژه ایی دریافت می دارد، که از قضا یکی از اهالی روستای «پاتپه» خبردار شده و به نزد شامار می رود و با دادن دارویی شفا بخش بیماری اش را رفع کرده و در نتیجه پادشاه سلامتی اش را باز می یابد. شامار در عوض کار مهم روستایی به او مهره مار می دهد و بعد این واقعه بود که فرد روستایی دارای ثروت کلان و انبوه می شود چنانکه او هم همیشه برای سپاسگزاری بهدربار پادشاه می رود».

 

با تحلیل این داستان و بنا بر اعتقاد فولکلوری که در میان مردم منطقه باقی مانده می توان به ارتباط بین این دو پی برد. یکی از باورهای عامیانه رایج در منطقه بیستون این است که به فردی که همیشه در هر موقعیت سختی موفق می شود و یا از چیزهای بسیار کم اهمیت بیشترین نفع را می برد و بالاخره در هر صورت ثروت کلانی را به دست می آورد می گویند که «فڵانی مﯚره یی مار دیری[16]» کنایه از این است که آدم خوش شانسی می باشد.

 

شامار دارای قدرت ایزدی بوده است چنانکه از اعمال دزدان و ریاکاران و بدکاران در منطقه قلمرو خود اگاهی تام داشت و به ماران خود دستور می داد تا در کوه و کمر آن بدکار را نیش بزنند. به هر حال آنچه در کار ما اهمیت دارد این است که محل حکومت افسانه ایی شامار هم اکنون با ترسی آمیخته با تقدس همراه است چنانکه می توان آن را «ترس تقدس آمیز» نامید.

 

ب)فضاهای فرهنگی

1- فضاهای فرهنگی آیینی باستانی

- نقوش آیینی : لازم به توضیح است که این نقوش در گذشته اهمیت داشته است و در حال حاضر بدین خاطرکه پیروانی در منطقه ندارد بالطبع صرفا اثری تاریخی از آنان باقی مانده است گرچه در گذشته نقشی آیینی و دینی داشته اند اما مطمئنا تا زمانیکه این آیینها به قوت خود باقی بودند این فضاهای آیینی هم در سطوح تیره، طایفه و یا حتی ایل دارای اهمیت بوده اند. این آثار باستانی بیشتر از آیین میترائیسم و بویژه زردشتی می باشند که با از بین رفتن پیروان آیین در میان این تیره ها و طوایف هم اکنون کارکرد خود را از دست داده اند و به عنوان عنصری بی کارکرد که از گذشته به جا مانده که اکنون هیچ کارکردی ندارد، شناخته می شود. اما چنانکه در بالا اشاره کردیم بعضی از این فضاها کارکرد گذشته خود را از دست داده و کارکردی نو یافته اند چنانکه کل داود نمونه ایی از آان است.  

 

- نقش و کتیبه‌ی آنوبانی نی : درمیان تخته‌سنگهای کوه ، درارتفاع حدود 35 متر[17] درمحلی موسوم به "میانکل"‌ سرپل ذهاب، چند نقش برجسته باستانی از جمله آنوبانی نی، پادشاه لولوبی ها هنوز بر جای مانده است. این نقش (2800 سال ق.م )، متعلق به آنوبانی نی با ریش بلند، عرق چین گرد، دامنی ریشه دار با کمربندی کارد زده و کفش صندل دیده می شود[18]. پادشاه کمانی در دست چپ و نوعی تبر در دست راست و کلاه مدوری بر سر دارد که پای چپ خود را بر دشمنی که بر زمین افتاده نهاده است و رب النوع" نی نی" در مقابل شاه ایستاده است[19] و تاجی که نماد انتخاب الهی است، بر سر دارد، لباس او از پوسته یا پارچه ی منگوله دار است. الهه ی نی نی دست راست خود را بسوی شاه بلند کرده و با دست دیگر سر طنابی را که دو اسیر عریان را که دستهایشان از پشت بسته و کلاهی بر سر و زانوی چپ خود را بر زمین نهاده، به همراه می آورد. در زیر این کتیبه، نقش شش اسیر دیگر که حاکی از پیروزی آنوبانی نی است به تصویر کشیده شده است. اسیران همگان برهنه اند و دستهایشان از پشت بسته شده است. اولین اسیری که در صف‌ زیرین مقدم بردیگران است، تاجی بر سر دارد. این تاج در هزاره‌ی اول پیش از میلاد، ویژه‌ی ماد ها بوده که در روزگار بعد پارسیان این نوع کلاه را از آنان اخذ کردند[20].   در زیر این نقش، حجاری کتیبه ای که حاکی از پیروزی آنوبا نی نی می باشد دیده می شود در این سنگ نبشته ، آنوبانی نی چنین می گوید : «آنو بانی نی، پادشاه توانا، پادشاه لولوبی، نقش خود و نقش الهه ی ایشتار را در کوه باتیر (Batir) رسم کرده است . آنکس که این نقوش و این لوح را محو کند، به نفرین و لعنت آنو و آنوتوم و بل و بلیت و رامان و ایشتار و سین و شمس ... گرفتار و با دو نسل او بر باد رواد... ». [21]    

  

- نقش برجسته کتیبه دار : در مقابل همین نقش ، نقش مشابهی وجود دارد و روی آن پادشاهی نشان داده شده که سلاحی در دست دارد و پای خود را روی نعش دشمنی قرار داده است . در بالای سر او خورشید بالدار و هلال ماه دیده می شود . قسمت پایین این نقش ، کتیبه ای به خط آکدی خوانده می شود. این نقش هم مسلما همانند نقش بالا آیینی خاص را تبلیغ می کند و نشان از حاکم شدن آیینی خاص در میان تیره های موجود در سزپل ذهاب بوده است.

 

- نقش برجسته : نقش برجسته ی دیگری که در این محل دیده می شود اگر چه تخریب شده است با این حال روی آن می توان یک پادشاه و یک رب النوع یا ربه النوع را تشخیص داد[22] که در نزد تیره ها و طوایف محل داری اهمیت بوده است.

 

- نقش برجسته : در سمت راست رود الوند در کوه کل گاه راه در پشت نقش کتیبه دار ، نقش دیگری در اتفاع 10 متر از سطح رود الوند وجود دارد ، این نقش در صفحه ای به ابعاد 150×150 سانتی متر قرار گرفته است . در سمت چپ نقش مردی که بر دوش خود کمانی انداخته دیده می شود وی پای چپ خود را بر روی اسیری نهاده است.   مرد کماندار دست چپ را بر روی سینه نهاده و مقابل او در سمت راست و شخص دیگری که به احتمال زیاد ملکه یا رب النوع است شئ ایی را در دست گرفته و چنین می نمایاند که در حال تقدیم و پیشکش کردن آن است. این نقش امروزه به دلایلی طبیعی (در معرض باران و برف و ... بودن) و اجتماعی به مقدار زیادی تخریب گشته است چنانکه وجود جاده رشید عباس به خیابان شاه عباسی سرپل ذهاب و تردد زیاد، از دلایل اصلی تخریب این نقش بوده به طوریکه آن را در معرض نابودی کامل قرار داده است. اما اهمیت بررسی موضوع در این است که در گذشته در میان طوایف ساکن در منطقه از اهمیتی نمادین و مذهبی برخوردار بوده است.

 

- کل داوود :نزدیک سرپل ذهاب دخمه ای است ، سنگی که در میان اهالی به دکان داوود شهرت دارد. در زیر این دخمه به فاصله تقریباً 5 متر نقش مردی بر سنگ تراشیده شده است این مرد لباس مادی برتن دارد و برسمی که معمولاً از برگ خرما یا ترکه های بهم چسبیده درست می کردند دردست گرفته است[23]. دراین نقش یک مرد روحانی یا یک پرستنده که تاج ایرانی بر سر دارد و با طرز پوشش از نوع پوشاک مادی، برسمی دردست گرفته است. طرز ایستادن مرد که دستها را رو به مشرق گرفته و برسم را که در تشریفات مذهبی به کار برده می شده در دست دارد ، نشان می دهند که مرد مادی درحال عبادت است.[24]

 

هربرتوس در ادامه می گوید : در اینجا ابتدا باید از نقش برجسته ی قلعه‌ی داوود و در زیرمقبره‌ی کوهی معروف به دکان داوود سرپل ذهاب و سکاوند هرسین نام برد بدین خاطر که این دو در سرزمین نگهداشته ، لباسی بلند با آستینی تنگ به تن دارد به احتمال قوی این لباس همان لباس رنگین آستین دار و کوتاه مادی است. شاخصترین تکه در این لباس کلاه آن است که لبهای تیز به جلو آمده است. این نوع کلاه را بر سر موبدی با شاخه های متبرک در دست، درنقش مدخل معبد فرا تادار درتخت جمشید می بینیم. این قبور ظاهراً قدیمیترین مدارک باستان شناسی است که برای اثبات روایت های هرودوت (کتاب اول ص 140) و استرابو ( کتاب پانزدهم ص 3120) درباره ی روش دفن جنازه که ابتدا در نزد ماگیها (مادی) معمول بوده، می توان ارائه داد و صحت آن با توجه به نقوش برجسته ی مذکور (دکان داوود سرپل ذهاب- سکاوند هرسین) کاملاً به اثبات می رسد. این نقشها نمی تواند متعلق به شخص مدفون بوده باشد بلکه منظور تصویر نماد ستایشگری بوده است زیرا که فاصله ی ستایشگر تا حفره ی قبر بسیار زیاد است ولی به هر جهت نمی توان انکار کرد که قبر و نقوش در جوار هم حکایت از این ارتباط دارد به همین علت گمان می رود که ستایشگر مقبره ی دکان داوود و سکاوند ، نشانگر مغهایی( ماگیهایی) است تا در کنار قبرها انجام وظیفه ای را نشان دهند. همانطورکه آریستوبول روایت کرده بر سر قبر کوروش نگهبانانی از ماگیها بطور موروثی به انجام وظیفه می‌پرداخته اند. حال میتوان نتیجه گرفت که این رسم در سرزمین ماد نیز که در واقع سرزمین مجسوس ها است متداول بوده است.

 

به این ترتیب می توان جای دادن نقش برجسته‌ی قلعه‌ی داوود را در زیر حفرهی قبر و هیکل نمادی سکاوند را کاملاً تعبیر کرد. هربوتوس درمورد این نظریه‌که موبد زیر دکان داوود را در زمان سلوکی به مقبره‌ی فوقانی اضافه کرده‌اند ضمن رد این نظریه میگوید : به نظر اینجانب به غلط پنداشتهاندکه تصویر موبد درزیردکان داوود (5متر پایین تر از دکان داوود) در دوره‌ی سلوکی اضافه شده است ، زیرا درستکه سکه های« فرا تا دارا» و نیز نقش برجسته ای راکه در تخت جمشید معبد فرا تا دارا نامیده میشود متعلق به دورهی سلوکی میدانند ولی از این امر نمی توان دلیلی برای اثبات این نکته استخراج کرد که لباسی که ما در اینجا به عنوان مادی می شناسیم در دوره‌ی یونانیها بوجود آمده باشد. مهری رسی از شهر عتیق « دای کی لیئون» واقع در مرکز آسیای صغیر به دست آمده که موبدی را با شاخه های متبرک و لباس مادی و کلاهی با لبه‌ی پیش آمده نشان می دهد این شهر پس از حمله‌ی اسکندر به آسیا دیگر مقر فرمانروایی پارس نبوده ، بنابراین باید قبول کرد که این نوع کلاه دست کم از دوره ی هخامنشی موجود بوده است. به علاوه بر روی یک ورقه ی طلایی منقوش و چند قطعه ی دیگر از گنج جیحون تصاویر اشخاصی که کلاهی با لبه پیش آورده به سر دارند ، دیده می شود. این اشخاص دیگر از ماگیها نیستند بلکه کسانی از قبایل و طوایف شرقی ایران اند. بالاخره این نوع کلاه را بر سر فرمانروائی از مردم قبایل شمال شرقی ایران بنام واهورا که بر سکه‌ی طلایی منقوش است می بینیم ، این قطعه به احتمال قوی متعلق به اواخر قرن چهارم و اوایل قبل از میلاد است. لذا این نوع کلاه در سراسر محدوده ی فرهنگی ایران معمول بوده است ولی در منطقه ی اصلی ایران خاص قبیله و طایفه ی معینی از مادها بوده که به ماگیها شناخته می شدند. از روایات استرابور ، نیز برای ماگیها کلاه شخصی شناخته شده است . طبق همین روایت این کلاه به کلاه معمولی پارسی که به جلو بر می گشته شبیه بود ، صحت این مطالب با مقایسه‌ی تصاویر موجود کاملاً به اثبات می رسد. اما نکته اصلی در اینجا همان پوشش مخصوص بود که از یک قبیله به دیگری متفاوت می باشد و یا تحت تاثیر یک قبیله در قبایل دیگر رواج یافته است. هم اکنون هم کل داوود در میان طوایف قلخانی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

 

- سنگ نبشته ی مردوک آپال آیدین : در سال 1345 ه.ش ، سنگ نبشته ای به خط میخی بابلی در شمال سرپل ذهاب در دامنه‌ی کوهی پیدا شد که به وسیله‌ی اداره‌ی کل فرهنگ و هنر کرمانشاه به تهران فرستاده شد. کشف این سنگ نبشته در محل یاد شده که در هزاره‌ی 2 قبل از میلاد، تحت تسلط پادشاهان کاسی بابل قرار داشته است از این نظر که ارتباط بابل را با این ناحیه تا حدی روشن می سازد، اهمیت ویژه‌ای دارد. مطالعات بر روی این سنگ نبشته به وسیله ی مهندس علی حاکمی به شرح زیر به عمل آمده است : شکل ظاهری سنگ نبشته مذکور نا منظم و چهار پهلو و قسمت بالای آن از پایین باریکتراست. جنس آن آهکی و از سنگهای رودخانه‌ای یا آب شست انتخاب شده است. ابعاد آن 36×60 سانتی متر می باشد. قسمتهای نا هموار آن را اندکی صاف کرده‌اند تا برای حک و نقر نقوش و کتیبه‌ی مورد نظر آماده شود. این سنگ نبشته همانند دیگر کتیبه های نظیر خود که در شوش و بین النهرین بدست آمده است به اصطلاح قدیمی «کودورو» معروف است و از سه قسمت متمایز تشکیل می شود :

قسمت اول : در بالای نقوش برجسته ای شامل 17 تصویر در چهار طرف سنگ حجاری شده است. هر یک از این اشکال، رمز و نشان یکی از خدایان بابلی است که بصورت تخیلی مجسم شده است . بدین ترتیب این کتیبه غالب خدایان مورد پرستش اقوام آن زمان را معرفی می کند. معانی بعضی از تصاویر مزبور چنین توجیه و تعبیر شده اند :

در تصویر شماره3 در بالا از چپ به طرف راست :

1) ستاره‌ی چهار بر با چهار اشعه ی مواج محاط در دایره مظهر خدای آفتاب شمس[25]

2) در وسط هلال ماه، علامت خدای ماه سین

3) در سمت راست ستاره‌ی هشت بر محصور در دایره، رمز خدای برکت و شادابی ایشتار

4) ساغری شبیه کفش با دهانه‌ی باریک، رمز خدای آتش نسکو[26]

5) سر قوچ بر سکویی که در داخل طاق ذوزنقه ای شکل قرار گرفته است، رمز خدای آب و دریاها. نگاه به سنگ نبشته از زاویه ایی دیگر

6) پرنده ای شبیه کلاغ که بر عصایی نشسته است، رمز خدای عالم سفلی ببسوگال[27]یا رمز خدای جنگ اورورو

7) حیوان نشسته‌ای شبیه سگ، مظهر خدای عالم سفلی گوله

     در تصویر شماره4 پهلوی راست سنگ از چپ به راست:

8) نقش نیزه‌ی قایمی که نوک آن به طرف بالا قرار دارد یا آتشدن مظهر خدای بابل مردوک

9) دو شاخه ی منحنی مواج که بر پشت گوسفندی قرار دارد، رمز خدای رعد و برق و باران اداد.

     تصویر5 ردیف بالا از چپ به راست :

10) دو سکوی مربع شکل، معلوم نیست رمز چه خدایی است.

11) سر بز کوهی با گردن بلند که بر سکویی قرار دارد و معلوم نیست مظهر چه رب النوعی است.

12) نیم تنه دو شیرکه پشت به هم بر روی سکویی قرار دارند تا کنون معلوم نشده است که نشانه‌ی چه خدایی است.

     ردیف پایین از چپ به راست:

13) شکل غزالی که نیمی از بدن آن شبیه ماهی است، رمز خدای آبهای زیر زمینی آپسو.

14) شکل حیوان نشسته‌ای با دو شاخ بلند شبیه مشخسو[28]، و رمز خدای حکمت و علم نبو.

15) در طرف راست نقش حیوانی با سر شیر و بدن مرغ دیده می شود، رمز خدای عالم سفلی نرگال است.

16) در زیر نقوش مزبور شکل مار طویلی حک شده است که سر را به طور قائم نگاه داشته است. این حیوان رمز عالم سفلی سییرو است[29].

قسمت دوم : در پایین نقوش مزبور کتیبه ای به خط میخی بابل متوسط است که در اصل از شش لوحه یا ستون تشکیل می شود که دو لوحه از سطح عریض و جانبی آن را در قدیم به علت نا معلومی محو کرده اند. اکنون بیش از چهار لوحه از کتیبه ی مزبور باقی نمانده که شامل 64 سطر است. بی شک از بین رفتن دو لوحه ی مزبور باعث گسیختگی مطالب و عدم ارتباط آنها می شود.

 

این سنگها که به کودورو معروف هستند حدود املاک مزروعی و مراتع و دیگر قسمتهای مربوط به آن را با مشخصات کامل تعیین می کند. معمولاً از این سنگها دو نسخه تهیه می شد که یکی از آنها در زمین مربوطه نصب می کردند و دیگری را در معبد به امانت می گذاشتند. در این سنگ نبشته علاوه بر حدود زمین های مزروعی نام صاحبان آنها ذکر شده است. همچنین از نام شاهانی یاد شده که در زمان آنان این کار انجام گرفته است. نام کلیه ی خدایانی که نقوش آنها در بالای کتیبه حک شده در کتیبه آمده است. این خدایان گواه خواهند بود که اگر بعدها اشخاص به طمعی در این زمینها به تصرف غیر قانونی دست زدند انتقام صاحب آن را از مرد غاصب خواهد گرفت. بعضی اوقات برای تعیین حدود املاک سلطنتی هم از این نوع سنگ نبشته ها تهیه می شد و آن را به نام پادشاهان ثبت می کردند. در این سنگ نبشته ها بعضی اوقات حوادث تاریخی، نام اشخاص و شهرهای ناشناخته نهفته است که از لحاظ باستانی در خور توجه و مطالعه است.

 

در کتیبه ی مکشوفه سرپل ذهاب اصل آن بیش از 64 سطر بود علاوه بر حدود املاک و نام اشخاص مختلف از تیره هایی خاص، اسم مردوک آپال ایدین ( 1129-1117 ق. م) پادشاه کاسی بابل در سطر پانزدهم و شانزدهم ذکر شده که بدین ترتیب خود را معرفی می کند :

     «برای شاه مردوک آپال ایدین شاه این سرزمین پسر ملی شی خو یا ملی شی یاک»

این کتیبه صرفنظر از اهمیتی که متن بابلی آن دارد از دو لحاظ قابل توجه است . یکی از نظر محل پیدایش این سنگ است که با ناحیه لولوبی تطبیق می کند و دیگر اینکه به دوران سلطنت کاسی ها که از نیمه‌ی اول هزاره ی دوم قبل از میلاد ، به مدت شش سده در بابل حکومت داشتند مربوط می شود و در زمان مردوک آپال ایدین یکی از آخرین پادشاهان سلسله ی مزبور نوشته شده است.

  درزمان سلطنت کاسی ها در بابل ثبت و ضبط املاک مزروعی بسیار متداول بود، به طوری که از آن زمان تعداد زیادی کودورو به یادگار مانده و اکنون در موزه های مختلف دنیا موجود است.

 

در ایران علاوه بر سنگ نبشته ی فوق کودورو های دیگری در حفاریهای هیأت علمی فرانسوی در شوش زمان مرگان کشف شد که در بین آنها چند کودورو به نام مردوک آپال ایدین وجود دارد و ترجمه‌ی آنها بوسیله‌ی پرشل در جلد 6 کتاب مطالعات هیأت علمی فرانسوی در شوش به چاپ رسیده است. با مطالعه‌ی مختصری که بر روی کتیبه‌ی به دست آمده در سرپل ذهاب انجام گرفته نتایج زیر به دست امده است :

1) مفاد قسمتی از کتیبه‌ی مزبور با کتیبه‌ی مردوک آپال ایدین که در شوش کشف شده است ارتباط نزدیکی دارد

2) چنانکه نکته‌ی فوق پس از مطالعه‌ی کامل کتیبه‌ی سرپل ذهاب کاملاً روشن شود و چون این دو کتیبه هر دو در زمان یک پادشاه نوشته شده باشد می توان چنین فرض کرد که در هزاره‌ی اول پیش از میلاد ، هنگام حمله و جنگ عیلامیها با بابلیها ، کودوروی مردوک آپال ایدین مکشوفه در شوش که ممکن است نسخه‌ی ثانی کتیبه ی سرپل ذهاب باشد ، بوسیله فاتحان عیلامی از معبدی برداشته شده و مانند دیگر غنائم جنگی به شوش منتقل گردیده است.

3) از نکات جالب محل کشف سنگ نبشته مزبور است که با نواحی لولوبی تطبیق می کند . وجود این سنگ در آن ناحیه خود دلبستگی پادشاهان کاسی بابل را تا سده‌ی 12 ق.م ، به میهن اصلی خود یعنی کوهستانهای زاگرس و نواحی کرمانشاه و لرستان روشن می سازد.

قسمت سوم : سنگ مزبور تا زیر کتیبه‌ی نا صاف و طبیعی است و هیچ گونه کاری در این قسمت انجام نگرفته است . چون این قسمت در دل خاک قرار می گرفت و از نظر مردم پنهان بوده است آن را به حال طبیعی خود باقی گذاشته اند و مطالب و نقوش را در چهار طرف سنگ ، خارج از زمین ، حک کرده اند تا افراد مختلف به سهولت بتوانند از کلیه‌ی مفاد کتیبه اطلاع حاصل کنند.

 

- نقش و سنگ نوشته تاردونی : بنا به سنگ نوشته های‌‌آشوری« تاردونی» پسر«ایکی» به سال 2200 ق.م به‌حکومت لولو رسید و درآغاز به تجهیزات سپاه پرداخت و سپس به عمران و آبادانی مشغول شد و روستایی بنام خودکرد و آنگاه سنگ نوشته ای به خط آکدی نوشت و در آن از خدایان بابل ، شمس واداد یاری طلبید و این سنگ نوشته در 20 کیلومتری سرپل ذهاب در روستای هورین شیخان قرار دارد و در آن نقش تاردونی دیده می شود که کمان و زوبینی در دست دارد و لباس تنش کوتاه و بر کمرش خنجری که در غلاف است آویزان می باشد و به طرف دو دشمن جلو می رود و دشمنانش مغلوب شده به زانو درآمده و استدعای ترحم دارند. به همراه این نقش دو کتیبه ی آکدی وجود دارد که غیر خواناست و تنها اسامی خدایان محافظ لوح « شمس و اداد» خوانده می شود. پرفسور ارنست هرتسسفلد در کتاب" تاریخ باستانی ایران" بر بنیاد باستان شناسی در مورد این نقش گفته است : در محل شمال غربی سرپل ذهاب در هورین[30] یک نقش صخره باستانی دیگر نیز دیده می شود. که باز مانند نقشهای صخره های سرپل یک فتح و غلبه بر دشمن را نشان می دهد ولی آن لطافت و ظرافت پیکره های آنوبانی نی را ندارد.

 

م. آواندامایف، ایران در دوران نخستین پادشاهی هخامنشی، درباره ی این اثر می گوید : در ناحیه ی حلوان در سرزمین سابق عیلام معبد پادشاهی است مربوط به دوران « نارام سین» که نام وی کاملاً محو شده. منصور تاردونی در این معبد به خدای خورشید و طوفان سوگند یاد شده که هر کس کتیبه را محو کند دچار عذاب گردد بطوریکه در کتیبه ی بیستون نیز چنین وصفی به چشم می خورد. در نقش برجسته ی حلوان پادشاه با لباس مجسم شده است در دست چپ کمانی گرفته و بر سر اسیر عریان حمله ور گردیده و اسیر دوم دستش را به سوی پادشاه دراز کرده و تقاضای بخشش می نماید، رومن گریشمن ضمن اشاره به این نقش نام پادشاه را تارلونی [31]ذکر می کند.

 

- آتشگاه/ قربانگاه :

- قربانگاه : در بالای پله ها محلی به شکل مستطیل تراشیده شده است که فاقد نقش است. شاید آن را برای نقشی آماده کرده بودند. چون روبروی مشرق واقع می باشد. و یا اینجا را برای عبادتگاه آماده می کرده اند که کار به دلایلی نامعلوم نیمه تمام رها شده است، آقای صفری در پایان نامه اش می گوید که احتمالا قربانگاه نبوده است اما با توجه بافت و نحوه ی ساخت بنا که همانند قربانگاه های‌آشوری و بابلی است هر فردی به این نتیجه می رساند که این مکان هم همچون قربانگاههای آشور و بابل محل قربانی کردن بوده و بالطبع در میان دسته هایی خاص اهمیت داشته است.

 

- آتشدان : روستای کوئیک مجید در یک‌ کیلومتری کوئیک میل صفی قرار دارد. پس از کوئیک مجید، روستای کوئیک شمشیره است. پس از عبور از کوئیک شمشیره نرسیده به روستای گلپری در دامنه‌ی کوهستان چشمه‌ای است که به « کانی انجیرگه» شهرت دارد. حدود 50 متر بالاتر از این چشمه، تخته سنگ عظیمی به طول 8/10 و عرض 7/4 و ارتفاع 2/6 متر قرار دارد. در سطح سنگ محلی همانند حوض بصورت مستطیل تراشیده شده است. این مستطیل به طول 55/1 متر و به عرض 95 سانتیمتر می باشد. سطح فوقانی بصورت مورب از کار در آمده و از این رو می توان حدس زد که این سنگ باید آتشدان باشد نه حوض، زیرا در پیرامون سنگ آثار تاریخی بسیار ی وجود دارد.

 

اضلاع آتشکده قدیم و مقبره‌ی جدید صفی 5×15/5 متر می باشد که در ارتفاع 6/1 متر آن چهار لچکی زده شده و بر روی آنها گنبدی بنا نهاده اند . بنای این گنبد کامل نمی نماید. مدخل آتشکده تاق گهواره ای با عرض 85 سانتی متر و ارتفاع123 سانتی متر دارد.

 

- معبد آناهیتا : معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور و بر سر راه همدان به کرمانشاه قرار دارد،این بنا بر روی تپه ای طبیعی با حداکثر ارتفاع سی و دو متر نسبت به سطح زمین هایاطراف ساخته شده است. نقشه این بنا چهار ضلعی، به ابعاد 224×209 متر و هر ضلع آن بهشکل صفه ای به قطر هجده متر است. این صفه ها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند ونمای بیرونی آنها به وسیله سنگ های بزرگ تراشیده شده، به صورت خشکه چین پوشش دادهشده است. در مواردی برای اتصال برخی از بلوک ها، از بست های آهنی و سربی استفادهشده است. در گذشته این معبد نیایشگاه مهمی در میان قبایل مختلف زردشتی منطقه بوده است، مغان بسیار مهمی از میان این قبایل برخاسته به حدی باعث شهرت این معبد در سطح فرا منطقه ایی شدند.در پایین تصاویر مختلفی از معبد آناهیتا در ازمنه های مختلف آمده است و اولین تصویر مربوط به معماری آناهیتا در زمان اشکانیان است.

 

این معبد در گذشته از پرستشگاههای مهم شهر گودین بوده است – شهر گودین همان تپه باستانی گودین کنونی است که در مجاورت آناهیتا قراردارد – گودین شهری مهم و بزرگ با طراحی عالی و ساختمانهای عظیم و منظم بوده است. قدمت این شهر حدود2300 سال می باشد و همزمان از مهمترین معابد آن همان معبد خدای آناهیتا بود بنا براین می توان نتیجه گرفت که آناهیتا به اندازه این شهر و حتی بیشتر هم دارد(ایزدی، 1992).

 

در قسمت جنوبی بنا، پلکان دو طرفه ای به درازای یک صد و پنجاه و چهار متر وجوددارد. هر دو تا پنج پله، در یک بلوک سنگی ایجاد شده است. در حال حاضر تعداد سنگ پلهها در پلکان شرقی بیست و شش پله و در پلکان غربی بیست و یک پله است،با توجه به ارتفاع دیوار که 20/8 متر از آن باقی مانده، به طور یقین تعداد پلهها بیشتر از این بوده است. در بخش شمال شرقی بنا نیز دو ردیف موازی سنگ های تراشیدهبه کار رفته که نشان از ورودی به عرض دو متر در این بخش از بنا است. در مرکز بنا،صفه ای با جهت شرقی - غربی ساخته شده که نود و سه متر درازا و 30/9 متر پهنا و بینسه تا پنج متر ارتفاع دارد. بر روی صفه های چهارگانه این بنا به جز فاصله بین دورشته پلکان جنوبی، یک ردیف ستون قرار گرفته است، این ستون ها کوتاه و قطور هستند،برخی از مورخین این بنا را معبدی برای الهه آناهیتا دانسته اند. آناهیتا ایزدبانوی آب های روان، زیبایی، فراوانی و برکت در دوران پیش از اسلام بوده است. برخیدیگر از محققین به تبعیت از نوشته های مورخین ایرانی و عرب سده سوم ه.ق به بعد، اینبنا را کاخی ناتمام برای خسرو پرویز معرفی کرده اند. عده ای نیز زمان ساخت آن را بهاواخر سده سوم و آغاز سده دوم ق.م و عده دیگر آن را به سده اول ق.م نسبت می دهند،سیف الله کامبخش (کاوشگر بنا ) آن را به سه دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانینسبت می دهد و مسعود آذرنوش کاوشگر دیگر بنا، آن را کاخ ناتمامی از خسرو پرویز دراواخر دوره ساسانی می داند. (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- آتشکده کوئیک میل صفی : آتشکده کوئیک در گورستان روستای کوئیک میل صفی واقع است. از روستای نوشیروان به موازات نهر ولاش، راهی است که پس از گذشت از روستای کوئیک حسن به روستای کوئیک میل صفی می رسد. بقایای آتشکده تقریباً سالم مانده است. علت سلامت این بنای باستانی، وجود گور صفی، جد اعلای ساکنان این روستاست. اضلاع آتشکده قدیم و مقبره‌ی جدید صفی 5×15/5 متر می باشد که در ارتفاع 6/1 متر آن چهار لچکی زده شده و بر روی آنها گنبدی بنا نهاده اند، بنای این گنبد کامل نمی نماید، مدخل آتشکده تاق گهواره ای با عرض 85 سانتی متر و ارتفاع123 سانتی متر دارد.

 

- آتشدان : بین سومین نقش و قربانگاه، تخته سنگی به ابعاد 140×200 سانتی‌متر وجود دارد‌که قسمتی از آن را خاک پوشانده است. دروسط این تخته سنگ سوراخی به قطر 28 سانتیمترکنده شده است . ظاهراً بایدآتشدانی باشدکه‌ محل‌دیگری قرارداشته و به علت حادثه‌یاعوارض طبیعی پایین‌افتاده است. وجود این آتشدان در مجاورات صفحه تراشیده شده ی پله دارد، قابل ملاحظه بوده و این احتمال را ایجاد می کند، شاید صفحه تراشیده عبادتگاه یا قربانگاه بوده است.

 

- پله ها و صفه : در ارتفاع حدود 30متر بالای آتشدان بر روی کوه کل گاه راه، 6 پله تراشیده شده در کوه وجود دارد که به صفحه ای به طول 7 و به عرض 5/4 متر ختم می شود در ضلع سمت چپ صفحه باز چند پله دیگر دیده می شود که به خط الراس کوه ختم می گردند. آثاری که در بالا توصیف شده اند مربوط به روزگار لولوبی ها می باشند. [32]

 

- قلعه های آیینی :

- قلعه‌ی منیژه : قلعه ی منیژه در 2 کیلومتری جاده سرپل ذهاب – دیره و در خروجی شهر سرپل ذهاب به طرف گیلانغرب واقع شده است. وسط این قلعه اکنون زیر کشت است در ضلع جنوبی آن که تقریباً 80 متر از جاده‌ی دیره فاصله دارد بنایی دیده می شود که به معابد و آتشگاهها شباهت دارد.این بنا داری اتاقی مربعی شکل است که ظاهراً محل اصلی آتشگاه بوده و به وسیله اتاقهای مستطیل شکل دیگر محصور شده است. اتاقهای مستطیل با تاق گهواره‌ای ساخته شده‌اند. در جدار داخلی اتاقها، گذشته از قلوه سنگ، از آجرهایی به ابعاد 7×38×38 سانتی متر استفاده شده که به شکل عمودی کنار هم تا ابتدای تاق قرار گرفته اند.

 

- قلعه مریم ( شکربانو) : لعه‌ی مریم یا شکربانو در سرچشمه رود قره‌بلاغ در ارتفاع 100 متر واقع است. در بنای آن علاوه بر قلوه سنگ و ملاط، آجر و گچ برای اندود کردن یکی از اتا‌قها به کار رفته است. مردم محل بر این باورند که این قلعه را خسرو پرویز برای شکر بانو همسر خود ساخته است. در علت احداث آن می گویند : « شیرین آرمن، معشوقه ی معروف خسرو پرویز، به شکربانو رشک می ورزید و خسرو را بر آن داشت تا با قتل شکربانو، کینه ی دیرین او را تشفی دهد، خسرو که خود دل در گرو محبت شکر بانو داشت به قتل او راضی نمی شد. پس از شور با خردمندان و مشاوران چنین تصمیم گرفت که شکر بانو را در نقطه ای دور افتاده ساکن کند. از این رو فرمان داد این قلعه را برای اقامت شکربانو آماده کنند». در شمال غربی این قلعه در صخره‌ی کوه، محلی حجاری شده به صورت مستطیل به ابعاد 27/4 ×97/1 متر دیده می شود که در قسمت فوقانی محل تراشیده شده، سکو و چند پلکان نیز وجود دارد. در زیر قسمت تراشیده شده ، دخمه ای که ضلع فوقانی و قسمتی از اضلاع دو طرف آن از خاک بیرون بوده وجود دارد. نمای این قسمت و سبک آن شباهت زیادی به دخمه‌ی کل داوود دارد بهمین خاطر به احتمال بسیار زیاد محل نیایش بوده است، درون دخمه محوطه‌ی وسیعی وجود دارد. در سمت چپ دهانه ی دخمه، مدخلی دیگر به عرض 63 سانتی متر دیده می شود، تاق این مدخل گهواره ای شکل و از سنگ تراشیده اند. داخل دخمه توسط حفاران محلی زیرو رو شده است. احتمال دارد بنای این دخمه با بنای قلعه همزمان نباشد و به دوره های پیش از ساسانی مربوط باشد اما به هر صورت محل نیایش و فضایی قدسی بوده است.

 

- قلعه گبری ( گوری) : در داخل شهر سرپل ذهاب کنار رود الوند قلعه ای متعلق به دوره ی ساسانیان وجود دارد که با توجه به گمانه زنی هایی که در مرداد ماه 1368 توسط هیأت باستان شناسی از این محل بازدید به عمل آمد، مشخص گردید که شهر حلوان در این منطقه بوده و بر اثر زلزله در زیر خاک مدفون گردیده در این محل دیوارهای سنگی ساختمان و حمام کاملاً مشخص است. عده ای دیگر بنای این قلعه را متعلق به دوره اشکانیان می دانند و عقیده دارند که این قلعه قبرستان اشکانیان بوده، این قلعه از روبروی حرم احمد ابن اسحاق (ره) تا پل خیابانی که نرسیده به محله ی کد خدا شکر بطرف قصر شیرین می رود امتداد دارد .

 

- کوههای مقدس :

- کوه آتشگاه : قسمت غرب وجنوب غربی شهر پاوه با این کوه، در ارتفاع 2500 متری، محصور شده است.(ولد بیگی، 1380: 13). كوه «گزن» دنباله كوه آتشكده است كه در غرب رودخانه سیروان مرتفع می گرددبنا بر گفته مورخان این آتشكده 750 سال پیش از اسلام فروزان بوده و دومین آتشكده ایران بعد از »آذرگشنسب« بوده است (javan,2007). وجه تسمیه کوه هم بخاطر وجود معبد و آتشگاهی است که بر فراز کوه قرار دارد و به خاطر اهمیت همین معبد، نام کوه را آتشگاه نهاده اند، در هر حال آنچه مسلم است این می باشد که تا قبل از ظهور اسلام و روی آوردن مردم به این دین، این آتشگاه مهمترین نیایشگاه و پرستشگاه هورامی زبانان زردشتی مسلک منطقه بوده است.

 

- کوه زروین[33] : این کوه در کنار شهر هرسین واقع شده است و از اهمیتی مهم برخوردار است چنانکه اشعاری هم درباره آن سروده شده است که نشان از اهمیت آن است.

 

- کوه بیستون : بیسُتون، بیسِتون، بیسْتون، بهیسْتون، نام امروزی یک صخره برافراشته در شمال یک راه باستانیِ پر رفت و آمد که محل عبور کاروانها و نظامیان از بابل و بغداد به سوی کوههای زاگرس و همدان (اکباتان) بوده، می باشد. بیستون در فاصله حدود ۳۲ کیلومتری شرق شهر کرمانشاه قرار دارد. نام پارسی باستان این کوه بَغستانَ و بگستانَ به معنی جایگاه خدایان و در نوشته های یونانی بگیستانُن (اُروس) می باشد. در آثار جغرافیدانان عرب سده های میانی مثل ابن حَوقل، اصطخری و یاقوت هم این کوه بَهِستون، بِهِستون (ستونهای خوب) و بهیستان آمده است. در مجموع دگرگونی این واژه بدین گونه است: بَغستانَ – بگستانَ – بهستون – بهستان – بیستون (مرادی، 1385).

 

بیستون به علت شرایط جغرافیایی، همیشه از آغاز زندگی بشر تا به امروز مورد توجه بوده و آثاری از هر دوره ای از تاریخ را در خود جای داده است. امروزه در محوطه تاریخی بیستون بطول تقریبی ۵ کیلومتر و عرض ۳ کیلومتر که آثاری را از دوران پیش از تاریخ تا به امروز در بردارد ۲۸ اثر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده که شامل موارد زیر می باشد: ۱- غار شکارچیان ۲- غار مرخرل ۳- غار مر تاریک ۴-غار مَر آفتاب ۵- غار مَر دودر  ۶- تپه نادری ۷- سراب بیستون ۸- جاده تاریخی حاشیه سراب ۹- بقایای گورستان قدیمی۱۰- دژ تاریخی مدفون ۱۱- نیایشگاه مادی ۱۲- نقش برجسته و کتیبه داریوش بزرگ ۱۳- مجسمه هرکول ۴۱- نقش برجسته متریدات دوم ۱۵- نقش برجسته گودرز ۱۶- سنگ بلاش ۱۷- پرستشگاه پارتی ۱۸- بقایای شهر پارتی ۱۹- بقایای بنای ساسانی۲۰- فرهاد تراش ۲۱- بقایای پل ساسانی۲۲- بقایای سد ساسانی ۲۳- سنگهای تراشخورده ساسانی۲۴-کاروانسرای ایلخانی ۲۵- بقایای بنای ایلخانی ۲۶- کاروانسرای صفوی ۲۷- وقف نامه شیخ علی خان زنگنه  ۲۸- پل بیستون (مرادی، 1385).

 

مهمترین و مشهورترین اثر باستانی در این محوطه نقش برجسته و کتیبه داریوش بزرگ می باشد که به نخستین سال فرمانروایی داریوش بزرگ از زبان خود او می پردازد. با آشنا شدن با این اثر باستانی می توانیم خط میخی پارسی باستان را بشناسیم و در مورد پوشاک، طرز آرایش سر و صورت، اسلحه شناسی و اعتقادات مذهبی مردمان ۲۵۰۰ سال پیش در امپراطوری هخامنشیان، اطلاعات ارزنده ای بدست آوریم (مرادی، 1385) نقش برجسته و کتیبه بیستون: سنگ نبشته سه زبانه بیستون، به نخستین سال فرمانروایی داریوش بزرگ از زبان خود او می پردازد. سالی که داریوش، سراسر آن را در جنگ با شاهان دروغزن سپری کرد. پس از کشته شدن بردیا و افتادن حکومت به دست داریوش، در سراسر امپراطوری هخامنشی ۱۹ شورش بزرگ و کوچک اتفاق افتاد. داریوش بزرگ پس از اینکه این شورش ها را فرونشاند تصمیم گرفت که مردم امپراطوریش را (و جهان پس از خود را) در جریان چگونگی به دست گرفتن قدرت و نخستین سال فرمانروایش قرار دهد. او این بنای یادبود و بیانیه مهم را در بیستون بر سر یک راه کهن به ثبت رساند. راهی پر رفت و آمد که محل عبور کاروانها و نظامیان از بابل و بغداد به سوی کوههای زاگرس و همدان بود و به علت جایگاه ویژه اش که از دیر باز سرزمین خدایان (بغستانَ) نامیده می شد، شهرت داشت. این نقش برجسته -نگاره داریوش و اسیران- در سطحی عمودی به بلندی ۳ متر و در پهنای ۵/۵ متر قرار دارد. داریوش لباس پارسی بر تن کرده، ریشی آشوری دارد و افسری کنگره دار بر سر گذاشته است و در سمت چپ مجلس بیستون قرار دارد. اندازه داریوش در مقایسه با اسیران برای نشان دادن شکوه و عظمت این مجلس، بزرگ تر می باشد. بلندی قامت اسیران 17/1 و بلندی قامت داریوش72/1 متر می باشد. دو تن از یاران داریوش (هفت تنان)، شامل ویندَفْرَناه کمان دار و گئوبَروَه (گوبریاس) نیزه دار، پشت سر او ایستاده اند. داریوش که در دست چپش کمانی دارد، پای چپ خود را بر سینه نخستین دشمنش، گئوماتَ مُغْ گذاشته است و گئوماتَ دست هایش را به حالت التماس به بالا دراز کرده است. پشت سر گئوماتَ ۸ تن اسیر قرار دارد. که به ترتیب نام های آنها آثرین، ندئیتَ بَ ئیرَ، فِرَورتیش، مَرتی یَ، چیسن تَخمه، وَه یَزداتَ، اَرخ و فرادَ می باشند. گردن های این اسیران را با طناب به یکدیگر و دست هایشان را از پشت سر بسته اند (مرادی، 1385).

 

بعدها اسیر نهم یعنی سکونخای سکایی با خُود تیز به جمع اسیران اضافه گردید. بر فراز سر اسیران، رو به روی داریوش، نگاره فَرَوهر قرار دارد و داریوش دست راست خود را به نشانه نیایش اهورامزدا به بالا بلند کرده است (مرادی، 1385).

 

امروزه از سنگ نبشته بیستون ۴ متن در دست داریم: متن پارسی باستان، متن عیلامی، متن بابلی و متن ترجمه آرامی متن پارسی باستان که ظاهرا به صورت بخشنامه برای آگاهی ساتراپی های گوناگون به جاهای دور و نزدیک فرستاده شده است که نسخه ای از آن در اِلِفانتین مصر به دست باستان شناسان افتاده و در بابل هم قطعه ای از نگاره بیستون به دست آمده است (مرادی، 1385).

 

داریوش در بیستون (ستون4 بند۱۵) می گوید: تو که پس از این، این نبشته و نگاره را می بینی، مبادا به آنها آسیب بزنی. تا می توانی آنها را همان گونه که می بینی، نگهداری کن. ولی گذر زمان و فرسایش های ناشی از باران و باد تمام سنگ نبشته ها را و مخصوصا سنگ نبشته به زبان بابلی را دچار آسیب های فراوانی کرده است. ولی بیشترین خسارت در همین قرن اخیر اتفاق افتاده است. زمانی که سربازانی که در جنگ جهانی دوم در پایین جاده بیستون گشت زنی می کردند، نگارها و کتیبه با ارزش بیستون را هدف گرفتند و آسیب های جبران ناپذیری را به این اثر تاریخی وارد نمودند. ولی ما باید از داریوش بزرگ سپاسگزاری کنیم بخاطر اینکه بعد از اتمام کار بنای یادبود بیستون، فرمان داد که زیر این بنای یادبود را بتراشند و همین عمل باعث شد که تا قرنها دست بشر این اثر با ارزش تاریخی را لمس نکند و از آسیب های ناشی از خوی زشت انسانها دور نگهداشته شود (مرادی، 1385).

 

نکته مهمی که در مورد این نقش برجسته وجود دارد شباهت زیاد آن با نگاره شاه لولوبی ها، آنوبنی نی است که در ۱۴۰ کیلومتری بیستون در سرپل ذهاب قرار دارد. در این نگاره هم آنوبنی نی (آنوبانینی) کمانی در دست چپ و تبرزینی در دست راست خود دارد و پای خود را بر سینه دشمنی که بر زمین افتاده، نهاده است و الهه ایشتار در حال دادن حلقه حکومت به اوست. شش اسیر در زیر پای آنوبنی نی نقش بسته اند. دو اسیر هم رو به روی آنوبنی نی در حالیکه دستهایشان از پشت، بسته شده و طنابی به گردن یکی از آنها آویخته شده. این احتمال وجود دارد که داریوش پیش از فرمان حجاری ها در بیستون، نگاره آنوبنی نی را دیده بوده است و یا شاید هم این شباهت فقط یک تصادف باشد (مرادی، 1385).

 

محل انتخاب شده برای تراشيدن سنگ‌نگاره و سنگ‌نبشتة بيستون، جايي در ارتفاع چند ده متري سطح زمين و در دامنة رو به جنوبِ كوه انتخاب بوده است. به نظر مي رسد كه در زمان ساخت، راهي براي دستيابي آسان به محل كارگاه وجود داشته. بقاياي مبهم پلكاني در بخش‌هاي بالاييِ كوه و نيز آثار تراشيدن تخته‌سنگ‌هاي زير كتيبه تا نزديكي‌هاي زمين، نشان‌دهندة وجود راهي به سوي بالا است. راهي كه سنگ‌تراشان پس از پايان كار و به هدف دسترس ناپذير كردن كتيبه، در ضمن پايين آمدن، آنرا نيز تراشيده و محو كرده‌اند. نبشتن كتيبه‌اي تاريخي در چنين بلنداي دست ناپذيري كه از پايين كوه نيز به هيچ وجه قابل خواندن نيست، نشان‌دهندة اينست كه داريوش اين متن را نه براي مردمان روزگار خود، بلكه منحصراً براي آيندگان نوشته بوده است. آثار حجاري شده در بيستون از نگرگاه فن‌آوري و سازو‌كار ساخت، از بهترين نمونه‌هاي هنر هخامنشي است. ما از ابزارها و شيوه‌هاي ساخت و پرداخت چنين نگاره‌هايي بر روي سنگ آهك كه هنوز پس از 2500 سال بسيار صيقلي و براق هستند، اطلاعي در دست نیست. با توجه به رنگ لعاب‌گونة و قهوه‌اي مانندي كه پس از همراه شدن با ذرات اكسيده شدة عناصر آميختة سنگ آهك، در سراسر نماي كتيبه به چشم مي‌خورد و نيز با توجه به اينكه در داخل حروف چند سطرِ نخست متن پـارسي باستان، بقاياي سرب ديده شده است. به نظر مي‌رسد كه پس از پايان نوشتن متون، داخل آنها را براي پايداري بيشتر با سرب، و تمام نماي كتيبه را با اندودي كه براي ما ناشناخته است، پوشانده بوده‌اند. در حين ساخت، هر كجا كه به دليلي سطح سنگ تخريب مي‌شد، قطعه سنگ ديگري را به اندازة محل تخريب شده مي‌تراشيده و در جاي آن نصب مي‌كرده‌اند. نمونة اين وصله‌ها در قوس كمان داريوش و سردارِ همراه او و نيز در كلاه و دستِ “گوي بالدار” (نشان ملي ايران باستان و نماد خورشيد و اهورامزدا) ديده مي‌شود (مرادی، 1385)

 

این کوه در گذشته در ایران زمین اهمیتی نمادین و مقدس داشته است چنانکه در اصل اسم آن بغستان بوده است و کوه مقدس ایرانیان در تقابل با کوه مقدس یونانیان یعنی المپیا می باشد.(سهامی، علی، سایت اینترنتی).

 

- مقابر : از جمله این مقابر که در گذشته دارای اهمیت بوده اند اما امروزه کارکرد خود را از دست داده اند و به قول مرتن بی کارکرد مانده اند، می توان مقبره باو مکایل را مثال زد این مقبره در بخش باینگان از توابع شهرستان پاوه واقع شده است و در گذشته دارای اهمیت بوده است اما امروزه اهمیت خود را از دست داده است و به صورت مخروبه ایی در امده است که بجز آثاری جزئی چیزی از ان باقی نمانده است.


2- فضاهای رسمی فرهنگی:

مساجد: مساجد در کل امروزه به عنوان نهادی رسمی و تحت حمایت و کنترل دولت می باشد گرچه بنای اکثر این مساجد به قبل از انقلاب و توسط نیرویی خودجوش و مردمی بوده است اما امروزه به طور کل در شمار نهادهای رسمی قلمداد می شوند مهمترین این مساجد را در زیر بیان می کنیم :

- مزگه وتی زه ردویی[34] : مسجد زه ردویی در روستای زه ردویی در باینگان واقع شده است همانطور که از نامش پیداست این مسجد توسط تیره "زه ردویی" بنا شده است.   قدمت این مسجد هم به اوایل اسلام بر می گردد و درآن قرآنی قرار دارد که بر روی پوست آهو نوشته شده است که به قرآن ناین معروف است و کتابت آن توسط خلیفه سوم انجام شده است. مردمان تیره "زه ردویی" بر این عقیده اند که در جنگهای بین تیره ایی برای مصون ماندن از حوادث به پرواز در آمده و به آسمان عروج کرده است اما بارها مورد دستبرد سارقین قرار گرفته است اما با حکمت و کراماتی که داشته است دوباره بر سر جای خود آمده است و این نشان از آن است که این تیره عناصری مقدس را در برای تمایز خود از دیگر تیره ها ایجاد کرده اند.

 

- مسجد جامع کرمانشاه: این مسجد در بافت قدیم شهر کرمانشاه، در خیابان مدرس قرار دارد. در دوران زندیه بنا شده است، در ورودی مسجد سال تاسیس را 1165ه.ق - سال حاکمیت علیمردان خان زنگنه بر کرمانشاه- قرار داده است اما احتمالا بنای اصلی آن زمانی دورتر بوده و در این دوره علیمردان آنرا بازسازی کرده یا اینکه حسینیه و مدرسه را اضافه کرده است چنانکه به عنوان مثال سید عبداللطیف جزیری که قبل از 1195 ه.ق به کرمانشاه سفر کرده بود از این مسجد نام برده است. ایشان از طایفه مشهوری از کلهر زبانان است، ازسه قسمت حسینیه، مدرسه و مسجد تشکیل شده است. این مسجدتنها بخشی از شبستان آن باقی مانده، از این شبستان چهل و پنج طاق چشمه داشته کهامروز تنها بیست و پنج طاق آن باقی مانده است. در سمت جنوبی مسجد، دو بالاخانه وجودداشته است. مسجد جامع کرمانشاه از نظر ساخت شبیه مساجد دوره زندیهاست. در قسمت جنوبی آن، مسجد دیگری با صحن و شبستان کنونی وجود دارد که به مسجد"ایمری" معروف است. سکوی وسیع صحن مسجد که غالبا از عمارات قدیمی ساسانیان و بیستون در کرمانشاه است، برای حسینیه تهیه شده است و حجره های اطراف و بالاخانه به ترتیب مسجد و مدرسه بوده اند. دو کاسه قدیمی هم در شبستان و صحن مسجد باقی مانده اند. در قسمت جنوبی هم یک مسجد با صحن و شبستانی ملقب به صحن امیری وجود دارد که آن را به امیر نظام از نوادگان شیخ علی زنگنه و رجال ساسی دوره محمدشاه قاجار منسوب می کنند. در پای صحن مسجد 12 میان ستون، یک پارچه سنگی با سرستونهای تاق بستانی وجود دارد چنانکه در دوره اسلامی با تراش آن سعی کرده اند نقوشش را زابین ببرند اما باز آثار نقوش همانند گل و گیاه را برآن مشاهده می کینم (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- مسجد حاج شهباز خان : این مسجد در بافت قدیم شهر کرمانشاه و در خیابان مدرس قرار دارد. مسجد دارایشبستانی بزرگ با دوازده ستون سنگی یک پارچه است. طاق های شبستان بر روی این ستون هاقرار دارند. برخی از طاق چشمه ها به شیوه معقلی کاری تزیین شده اند.این مسجد کهسال ها محل زندگی و تحصیل طلاب علوم دینی و تبلیغات مذهبی بوده است. در سال 1235ه.ق توسط «حاج شهباز خان» و شش برادرش ساختهشد، شهباز خان و برادرانش از طایفه حاجی زادگان هسنتد وبه خاطر تراکم جمعیتی این طایفه در این محله این مسجد را بنا کرده بودند (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- مسجد عمادلدوله: این مسجد یکی از با شکوه ترین مساجد قاجاریه شهر کرمانشاه است و در سال 1285 ه. ق توسط «امام قلی میرزا عمادالدوله» والی غرب در بازار زرگرها ساخته شد. این مسجددارای صحن مرکزی است و در پیرامون آن، حجره هایی برای سکونت طلاب علوم دینی ساختهشده است. بازار و کاروانسرای عمادالدوله با صدها مغازه و حجره وقف بر مصارف اینمسجد است. پس از ساخت این مسجد، بانی آن یکی از درهای حرم حضرت علی(ع) را به کرمانشاه آوردو در این مسجد نصب نمود و به جای آن در نقره ای دیگری را وقف آستانه علوی نمود. ایندرگاه امروزه در مدخل مسجد و بازار زرگرها قرار دارد و به در «قاپی شاه نجف» مشهوراست این درگاه چوبی به دوره صفویه تعلق دارد و در میان کلهر زبانان از اهمیت خاصی برخوردار است (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- مسجد فیضیه : این مسجد در داخل شهر کرمانشاه واقع می باشد و بنا بر اینکه از نظر سبک معماری شبیه به بناهای دوره زندیه می باشد احتمالا در دوره زندیه ساخته شده است.

 

   - مسجد دولتشاه: این مسجد در محله فیض آباد و در خیابان کزازی شهر کرمانشاه قرا دارد و توسط محمدعلی میرزا دولت شاه فرزند بزرگ فتحعلی شاه – که در سال 1221ه.ق تا 1237 ه.ق حاکم کرمانشاه بود- در کنار دیوان خانه این شهر که دوازدهعمارت داشت، ساخته شده است.ستون های سنگی مارپیچ، محراب مقرنس کار شده و گچ بریهای زیبای شبستان زنانه، به این مسجد زیبایی خاصی بخشیده است در حال حاضر این مسجدمحل تحصیل طلاب علومی دینی است (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- مسجد شاهزاده (شازده) :مسجد شاهزاده در اراضی معروف به چهار باغ شهر کرمانشاه قرار دارد و دارایشبستانی است که در داخل آن پانزده طاق چشمه دیده می شود. این طاق ها بر روی ستونهای قطور آجری قرار دارند. این مسجد به دستور محمد علی میرزا دولتشاه ساخته شد. وقف آن هم در سال 1237ه.ق یعنی سال وفات دولتشاه انجام گرفته است (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

    - مسجد معتمد : این مسجد در زمان محمد شاه قتجار و به دستور منوچهر خان معتمد الدوله حاکم کرمانشاهان، در شهر کرمانشاه بنا گردید.

 

- مسجد جامع پاوه: این مسجد تک مناره ای در خیابان امام محمد شافعی، در شمال شهر پاوه قرار دارد.این بنا ظاهراً بر روی بقایای یک آتشکده دوره ساسانی پی ریزی شده است چنانکه ما در مقابلش هم بقایای آتشکده ایی را بر کوه آتشگاه می بینیم.این مسجد بدون صحن است و از یک شبستان مستطیل شکل تشکیل شده است. ابعاد این شبستان 20×15متر است و پانزده ستون چوبی به ارتفاع 3 متر و عرض 5/1 متر دارد. مصالح به کار رفته درآن لاشه سنگ تخت و گل و دیمک می باشد. در سال های اخیر در محراب مسجد تعمیراتی صورت گرفته و شکل اصلی آن تغییر کردهاست. از جمله ساختمان جدیدی به آن الحاق شده است.                                           

هورامی زبانان منطقه بنای این مسجد را به صدر اسلام نسبت می دهند و بر این باورند که این بنادر روزگار خلیفه دوم و به دستور فرزندش «عبدالله بن عمر» بنا شده است. در کنار آن مسجدی دیگر به نام مسجد «کوچیک» با درگاهی چوبین قرار گرفته است که در زمستان از آن برای اقامه نماز و مجالس مذهبی از آن استفاده می شود (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

     - مسجد عبدالله : بنای آن را به عبدالله فرزند خلفه دوم مسلمانان منسوب می کنند، در پاوه قرار دارد و از نظر بافت شبیه به مسجد جامع پاوه می باشد، اضلاع آن آجرین است و در شبستان آن سه ستون به کاررفته است. بخشی از آن به علت قرار گرفتنت در مسیر خیابان تخریب شد چنانکه ابعاد فعلی آن 7/ 12 می باشد.

 

     - مسجد ريژاو[35]: این مسجد یکی از مساجد صدر اسلام است و در روستای «شالان» از توابع ریجاب قرار دارد. شالوده این بنا بر روی بنایی که به قبل از اسلام تعلق داشته ساختهشده است.مسجد به شکل مستطیلی و به ابعاد 7/10×18 متر است.شبستان مسجد دارای هشتستون در دو ردیف موازی است، چهار ستون آن به شکل چهار ضلعی و به ابعاد 75×75سانتیمتر است و چهار ستون دیگر که در یک امتداد قرار دارند، هر یک از سه بخش تشکیلشده است: بخش اول به شکل چهار ضلعی است و از کف مسجد تا ارتفاع سی سانتیمتر را دربر می گیرد، سپس بخش دوم. تا ارتفاع 20/2 متری به صورت استوانه است. در قسمت آخرنیز دوباره به شکل چهارضلعی دیده می شود. در بالای این دو ردیف ستون، دو الوارتراشیده شده ضخیم انداخته اند و سپس تیرهای افقی را روی آن ها قرار داده اند. محرابمسجد بر خلاف سایر مساجد اسلامی از دیوار جنوبی بیرون نیامده، بلکه به وسیله گچ بریبه دیوار مسجد اضافه شده است. منبر پنج پله ای مسجد پشت به محراب ساخته شده و مصالحآن سنگ و گچ است. مناره مسجد بعدها در قسمت جنوب غربی پشت بام ساخته شده است. راه ورودی به منارههم از پشت بام مسجد است. این مناره دارای بیت و یک پله مثلثی شکل است. در بالا آننیز گنبدی مخروطی قرار دارد. مدخل مناره طاق گهواره ای شکل دارد و قسمت بالای نمایخارجی آن با چوب و گچ تزیین شده است. در وسط ريجاب مسجدي مستطيل شكل كه از قلوه سنگ و ملاط ساخته شده قرار گرفته است. اين بنا ظاهراً از آيينه قبل از اسلام بوده كه در روزگار اسلامي به مسجد تبديل شده است.  

   اين محل در صدر اسلام به مسجد تبديل شده است و قرايني كه اين حدس را تاييد مي نمايد چنين است : محراب مسجد بر خلاف تمام مساجد اسلامي از ديوار جنوبي بيرون نيامده بلكه بوسيله گچ بري به ديوار مسجد اضافه شده و كاملاً از ديوار متمايز است. مناره مسجد مدتها بعد از بناي مسجد ساخته شده و آنرا برروي بام مسجد در زاويه جنوب غربي ساخته اند و راه ورودي به مناره هم از پشت بام مسجد است. سبك معماري مناره شباهتي به برجهاي خاموشي بخصوص به برج خاموشي ريجاب دارد با اين تفاوت كه بجاي سنگ از آجر براي نماي خارجي مناره استفاده شده است. مناره مسجد دراراي 21 پله مثلثي شكل است. بالاي مناره به دريچه اي رو به جنوب منتهي مي گردد. كه كاملا از اين جهت هم از برج خاموشي ريجاب الگو برداری شده است، سكويي نيز در داخل مناره ديده مي ‌شود و بالاي آن گنبدي قرار دارد، مدخل مناره داراي تاق گهواري شكل بوده و نماي خارجي آن در قسمت فوقاني با چوب و گچ تزيين يافته است. در داخل مسجد هشت ستون در دو رديف به موازات هم قرار دارند كه از دو شكل مختلف مي باشند. 4 عدد از ستونها چهارضلعي با ابعاد 75 در 75 سانتي متر كه تا سقف به يك اندازه هستند چهار ستون ديگر در يك امتداد قرار دارند هر كدام از سه قسمت مشخص تشكيل شده اند : قسمت نخست كه از كف مسجد تا ارتفاع 30 سانتي متر شروع مي شود چون چهر ستون قبلي چهار گوش با ابعاد 83 در 83 سانتي متر هستند از ابنحا تا ارتفاع 2/2 متر ستون به شكل استوانه در آمده به محيط 190 سانتي متر و در قسمت سوم ستون باز به شكل چهار ضلعي در آمدهو تا سقف رفته است. در بالاي اين دو رديف ستون دو الوار تراشيده شده ضخيم انداخته‌اند سپس تيرهاي افقي مسجد را روي آن دو قرار داده‌اند. منبر مسجد پشت به محراب ساخته شده و از سنگ و گچ بنا گرديده و داراي 5 پله است. ظاهراً اين مسجد یکی از قديمي ترين مساجد ايران است.این مسجد در نزد مردمان این روستا که از طوایف ساکن در شهرستان دالاهو هستند اهمیت خاصی دارد. لازم به ذكر است كه اين مسجد در سالهاي اخير بازسازي شده و توضيحات داده شده مربوط به قبل از بازسازي و نوسازي مسجد استاین مسجد در میانتیره ساکن در شالان از اهمیت بسیاری برخوردار است و مهمتر از این باعث شهرت آنان شده است(سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

    - مسجد جامع شافعی: این مسجد در سه راه جوانشیر کرمانشاه واقع شده است. مهمترین مسجد اهل تسنن در سطح شهر کرمانشاه است که بنای آن توسط هورامی زبانان مهاجری بود که حدود 40 سال پیش به کرمانشاه مهاجرت کرده بودند و هم اکنون در میان جافها و هورامی های منطقه از اهمیت خاصی برخوردار است چنانکه نماز جمعه و مراسمات اعیاد آنان در آنجا بر گزار می گردد.

 

    - مسجد برزنجی: در کرمانشاه - مسیر نفت واقع است و همانطور که از نامش مشخص هست طایفه برزنجی این مسجد را بنا نهاده اند بدین منظور که مراسمات عبادی و نیایشی را درآن برگزار شود .

 

- مسجد زه ردویی: در کرمانشاه _ میدان آزادی – فیض آباد قرار دارد، این مسجد توسط مردمانی از طایفه زه ردویی مهاجر به شهر کرمانشاه بنا شده است. زه ردویی های مهاجر که در شهر کرمانشاه زندگی می کنند اکثرا در این محله ساکن بودند به همین دلیل برای انجام مراسم عبادی این معبد را بنا نهاد ه اند و مسجد هم نام این طایفه را بر خود گرفته ا ست.

 

- مسجد شیخ حسن/محمد المصطفی : در محله دولت آباد شهرکرمانشاه واقع است و خاص جاف زبانان است که بر مذهب سنی شافعی استوارند.


- مسجدامیرالمومنین: این مسجد در محله دولت آباد شهرکرمانشاه واقع است و مخصوص به کلهر زبانان است. نمای بیرونی مسجدامیرالمومنین

 

      - مسجد انصارالحسین : این مسجد توسط عده ای از خیرین کلهر زبان بنا شد و در میان همان تیره های کلهر زبان سرپل ذهاب یعنی تیره قلاشاهینی، تیره پاتاقی وتیره دیره ای بسیار مهم است، چنانکه مراسم آیینی خود را در آنجا برگزار می کنند.

 

- مسجد فاطمه الزهراء (س) : این مسجد در سال 1382 کلنگ بنای آن به زمین زده شد و در سال 1385 افتتاح گردید، این مسجد در میان تیره های قلاشاهینی، پاتاقی و دیره ای از اهمیت برخوردار است.

 

- مسجد قادر الحسین : این مسجد در سال 1350 ساخته شد. محل اجتماع تیره های از طوایف باباجانی، قبادی، هه واسی، کاکا ره شی (کاکارشید) و گاخوری که ساکن شهر سرپل ذهاب هستند و به لهجه جافی صحبت می کنند اهمیت دارد، چنانکه جهت برگزاری نماز جمعه و جماعات و مراسمات دینی و اجتماعی به به این مکان رجوع می کنند.

 

- حسینیه ها: در توضیح حسینیه به این اشاره خواهم داشت که مختص به کلهر زبانان است. دلیل آن هم تبعیت آنان از شیعه دوازده امامی است چون چنین مکان و معبدگاه در میان سنی ها و یارسانیان وجود ندارد که در سطح شهر کرمانشاه به دلیل ترکیبی مختلط از انواع اتیره ها، طوایف و گویشها و لهجه های مختلف کردی رده بندی عشیرتی در آن کمتر می شود ولی جنبه زبانی و دینی عالب می شود چنانکه حسینیه ها در میان کلهر زبانان اهمیت دارد.

 

- حسینیه امام جمعه:این بنا در محله سبزه میدان شهر کرمانشاه قرار دارد. حسینیه امام جمعه از دو بخشتشکیل شده است :بخش اول شامل دو اتاق، شاه نشین ها و گنبد خانه است و در روزگار آقا عبداللهفقیه معروف و نواده «آقا محمد علی» بنا شد. بخش دوم که جدیدتر است، صحن سرپوشیده ایاست و در سال 1324 ه.ق توسط «آقا اسدالله امام جمعه» فرزند آقا عبدالله بنا شد. دراین حسینه حوض یکپارچه سنگی وجود دارد که پاشویه های آن منقش می باشد (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- حسینیه : مجموعه بنا حدود شش متر از سطح خیابانپایین تر است و برای ورود به حسینیه باید از هفده پله بزرگ عبور کرد. در کنار اینپله ها، سقاخانه کوچکی وجود دارد که با کاشی هایی با شمایل منسوب به حضرت ابوالفضل (ع) تزیین شده است. در این تصویر حضرت ابوالفضل (ع) سوار بر اسب است و شمشیر به کمرو پرچم در دست دارد. روی پرچم «نصر من الله و فتحاً قریب» نوشته شده است. جلوی پایسوار نیز تصویر کودک خردسالی دیده می شود. مردم محل سوار را به حضرت ابوالفضل (ع) وتصویر کودک را به حضرت سکینه (س) نسبت می دهند که از عموی خود – عباس – طلب آب کردهاست. مردم این مکان را محترم می شمارند و در آن جا شمع روشن کرده و طلب حاجت میکنند.سراسر نمای مدخل و سردر ورودی بنا نیز با کاشی های نفیس تزین شده است. حسینیهصحن کوچکی است و در اطراف آن حجره های دو طبقه و طاق نماهای متعددی دیده می شود کهتمام دیوارهای آن با کاشی کاری زیبا تزیین شده است. داخل طاق نماهای این بخش بامجالس کاشی کاری شده پوشیده است و این مجالس، صحنه هایی از عزاداری شامل سینه زنی،قمه زنی و همچنین تصاویری از خلفا و سلاطین ایران و بارگاه حضرت سلیمان را نشان میدهد. علاوه بر کاشی های با نقوش انسانی، کاشی هایی نیز با نقوش هندسی زیبا به چشممی خورد. در ذیل تصویر مجلس روضه خوانی مرحوم «اشرف الواعظین»، در دیوار جنوبی حسینیه،اشعاری در توصیف بنا و تاریخ خاتمه کاشی کاری آن دیده می شود. چنانکه "واله"شاعر کرمانشاهی در مورد آن اشعاری سروده است. از آیینه کاری و گچ بری بر دیوارهای آن ظاهر شد. ظاهراً بنای اولیه با گچ بری و آیینه کاری تزیین شده بود (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

- حسینه‌ی سرپل ذهاب : در سال 1321 ساخته شد درجریان جنگ تحمیلی مقداری از آن آسیب دید،سپس دردوران‌بازسازی، بازسازی شدو هم اینک مردمان تیره های قلاشاهینی، تیره پاتاقی وتیره دیره ساکن در این شهرستان از آن بعنوان محلی برای برگزاری مراسمات دینی استفاده می کنند.

 

- حسینیه بیگلربگی : این حسینیه توسط عبدالله خان ملقب به بیگلربگی در شهر کرمانشاه بنا شد. بنا از نظر آیینه کاری و شکل و آرایش فضا و در های آن وجه و نمایانی خاص خود را دارد. این حسینیه در کنار تکیه بیگلر بگی قرار دارد. در یک سمت حیاط تالار آیینه کاری و تزئینات ملون و گسترده با کتیبه از آن دوره مظفرالدین شاه (1324- 1313ه.ق) وقع شده است و در سوی دیگر اتاقی بزرگ قرار دارد که همان خانه بیگلربگی است. طبق کتیبه موجود این حسینیه در سال 1326ه.ق آیینه کاری به عمل آمده است.

 

3- فضاهای فرهنگی خود انگیخته :

مرقد ها / مقابر:

- چه رمو سوار:[36]مقبره ی چه رموو سوار در بالای کوه چه رموو سوار در میان روستای دیه سور (ده سرخ) و روستای پشت ته نگ از توابع شهرستان روانسر قرار دارد مشخص است که نامگذاری کوه هم به اسم این شخص بخاطر اهمیت و مقام و موقعیتش در میان تیره شاینگانی بوده است اسم اصلی این شخص مقدس معلوم نیست اما این لقب او می تواند دو معنی داشته باشد اول اینکه چه رموو سوار به معنی کسی است که سوار بر اسبی سفید باشد و یا اینکه سواری سفید پوش معنی دهد که با توجه به نقش روحانیون و نوع لباس مخصو ص طبقه روحانیون که به رنگ سفیدمی باشد به نظر می رسد معنای دوم یعنی سوار سفید پوش درستتر باشد. براساس اعتقادات مردم منطقه زنانی که باردار نمی شوند در این مکان با انجام رسوماتی خاص ، باردار خواهند شد . در کنار این مقبره حدود 10-15 درخت از نوع درخت سقز وجود دارد که بریدن شاخه یا کندن پوست آنها و... از گناهان بسیار بزرگ است، چه رموو سوار در میان تیره شاینگانی از اهمیت فراوانی برخوردار است و تقدس این روحانی در میان آنان باعث تمایز این تیره از دیگر تیره ها شده است.

 

- کل داوود : این مقبره در بالا در زمره آثار باستانی-مذهبی قرار دادیم اما بنابر کاربرد آیینی آن در میان یارسانیان می توان آن را پرستشگاهی پویا و زنده نامید گرچه نقش خود را تغییر داده است اما هنوز کارکرد آیینی خود را ایفا می کند.

 

- هاجر خاتون: مقبره هاجر خاتون که در کنار چشمه ایی به اسم خودش یعنی کانی هاجرخاتون در روستای «کیلان وه ر» از توابع شهرستان روانسر قرار دارد، مردم تیره شاینگان روزهای چهارشنبه بر سر مزار ایشان می روند و برای روح و روانش همچون دیگر مقابراستان فاتحه و نماز می خوانند اما زائرین با خوردن آب چشمه ایی که در کنار این مقبره است و بدین خاطر اهمیت یافته است، از هاجر خاتون برای رفع امراض و برآورده کردن حاجات طلب نیاز می کنند.

 

- مقبره ی میراحمد : قبل از اینکه به توضیح بافت و معماری مقبره بپردازیم باید بیان کنیم که این مقبره در میان تیره قلاشاهینی، تیره پاتاقی وتیره دیره از اهمیت خاصی برخوردار است. ابوعلی[37] احمد بن اسحاق بن عبدا... بن سعد بن مالک بن احوص اشعری از دانشمندان سده‌ی سوم هجری است که درمیان مردمان ساکن در سرپل ذهاب و بویژه در نزد طوایف جاف زبان منطقه، به نام «میر احمد» هم مشهور می باشد. ایشان بارها به حضور امامان هم عصرش شرفیاب شد و مودت و ارادت خویش را به پیشگاه مقدس آنان ابراز داشت. او عالمی زاهد ، فقیهی پارسا و محدثی بزرگ از خاندان معروف اشعری و اهل قم بود ، که از دریای دانش امام جواد (ع) و امام هادی (ع) دانش آموخت. او از امتیازی ویژه در نزد امام حسن عسکری (ع) برخوردار بود تا آنجا که می توان او را محرم اسرار آن امام همام دانست. هنگامی که وجود مقدس امام عصر (عج) متولد گردید، امام حسن عسکری (ع) نامه ای برای احمد نوشت و او را از مولود مبارک بشارت داد. در فرازی از نامه آمده است : «ای احمد بن اسحاق، دوست داشتم این خبر را به تو بدهم تا به این سبب خداوند ترا خوشحال کند، آنگونه که مرا خوشحال نموده».

 

این مقبره در داخل شهر سر پل ذهاب قرار دارد. بنای این آرامگاه در اصل به صورتچهار ضلعی بود و بر روی آن گنبدی مدور قرار داشت. در سال های اخیر توسط اداره اوقافساختمان قدیمی تخریب و به جای آن ساختمان جدیدی با آجر و کاشی کاری بنا شد. احمدبن اسحاق یکی از محدثان معروف زمان امام حسن عسگری (ع) بود و در سال 250 ه.قدر سر پل ذهاب درگذشت.

 

با وجود انبوه علما و محدثان قم بخصوص دانشمندان خاندان اشعری که احمد خود یکی از آنان بشمار می آید، امام حسن عسکری (ع) او را به عنوان وکیل خویش انتخاب کرد. پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) احمد مورد توجه و عنایت حضرت مهدی (عج) قرار گرفت و توقیعاتی[38] از طرف آن حضرت برایش صادر گردید[39] هر چند از سال ولادت احمد اطلاع دقیقی در دست نیست اما با توجه به تصریح دانشمندان رجالی، احمد در زمان امامت امام جواد (ع) (203 ،220 ه.ق) حیات داشته است، او در شهر مقدس قم در دامان پدری فرزانه و دانشمند که اسحاق نام داشت، پرورش یافت. اسحاق از راویان و محدثان بزرگ قم بود، که به محضر امام صادق و امام موسی کاظم«علیهما السلام» شرفیاب شده و از محفل الهی شان توشه برچید. اسحاق علاوه بر تربیت فرزند دانشمندی همچون احمد از اساتید و مشایخ راویانی چون، سهل بن یسع، زکریا بن آدم، عبداله بن محمد همدانی، علی بن ابی صالح، علی بن بزرج، محمد بن ابی عمیر، یونس بن یعقوب و احمد بن یزید خزاعی به حساب می آید.

 

احمد بن اسحاق ره، آن محدث و فقیه وارسته پس از عمری تلاش خستگی ناپذیر در راه زنده نگه داشتن آخرین و کاملترین دین الهی، تحت فرمان نهمین و دهمین و یازدهمین و دوازدهمین جانشینان بر حق پیامبر اکرم (ص) تا آخرین لحظه کوشید و پرچم وکالت را جاودانه به اهتزاز در آورد و لحظه ای در این راه مقدس درنگ نکرد.[40]شیخ صدوق در کمال الدین حدیث مبسوطی نقل کرده که در آخر آن مذکور است که احمد در   سر‌من‌رای (سامرا ) از حضرت امام حسن علیه السلام پارچه ای خواست به کفن خود، پس حضرت سیزده درهم بوی داد و فرمود این را خرج مکن مگر برای مصارف نفس خودت و آنچه خواستی به تو می رسد. شیخ جلیل سعد بن عبد ا... راوی خبر می گوید : چون از خدمت مولای مراجعت کردیم و به سه فرسخی حلوان که الان معروف به سرپل ذهاب است، رسیدیم ، احمد ابن اسحاق تب کرد و سخت ناخوش شد که ما از او مأیوس شدیم، چون وارد حلوان (سرپل ذهاب) شدیم در کاروانسرایی منزل کردیم. احمد فرمود : مرا امشب تنها گذارید و به منازل خود روید ، هر کس به منزل خود رفت، نزدیک صبح در فکر افتادم پس چشم را باز کردم، که ناگاه کافور، خادم مولای خود ابی محمد علیه السلام را دیدم که می گوید : « احسن الله باخیر عزاکم و جبر باامحجوب رزیتکم » پس گفت از غسل و کفن صاحب شما یعنی احمد فارغ شدیم، پس برخیزید و او را دفن کنید، پس بدرستیکه او عزیزترین شماها است به جهت قرب به خداوند در نزد آقای شما، پس از چشم ما غایب شد.[41] آستان احمد بن اسحاق(ره)که در سرپل‌ذهاب قرار دارد، از گذشته های دورمورد توجه شیعیان‌و دوستداران اهل‌بیت‌علیهم السلام بوده‌است، چه برسرمزار او همواره بنای(هرچندمحقر) بوده است‌ که‌ مردم به‌زیارت او می‌رفته‌اند(سخن مرحوم محدث نوری درنجم الثاقب گواه این مطلب است). درگذشته‌این بنا (به‌نسبت‌کمکهایی‌که‌از طرف‌اهالی سرپل‌ذهاب‌صورت می‌گرفته) چندبارمرمت ‌و بازسازی شده است،ولی نه‌آنچنان‌که درخور توجه‌عموم و شایسته مقام احمد ابن‌اسحاق‌ بوده باشد.

 

مضافاً به اینکه بعلت پایین بودن مرقد این بزرگوار از سطح زمین ، زائران می بایست چند پله را پایین می رفتند تابتوانند صاحب قبر را که مدفنش با ضریح محقر و کوچکی پوشیده شده بود، زیارت کنند، تا سالهای 1368، توجه چندانی به آن نشده و همچنان محقر باقی بوده است . اما پس از پایان جنگ تحمیلی و آغاز بازسازی، از سال 1368 تاکنون به همت افرادی دلسوز در اداره کل اوقاف استان کرمانشاه کارهای بسیاری بر روی این بارگاه انجام شده است. ساختمان جدید الاحداث آستان احمد ابن اسحاق، بر اساس آئین نامه 2800 انجام شده و این ساختمان دارای 2200 متر مربع زیر بنا ( با احتساب گنبد و گل دسته ها ) بوده وکل مساحت عرصه آن 100000 متر مربع است.

- اساس بنا اسکلت فلزی و آجری است .

- ساختمان اصلی دارای چهار رواق بزرگ، چهار رواق کوچک، یک رواق دور تا دور از خارج بنا و خود حرم می باشد.

- مدفن ورودی حرم را سردری بزرگ به عرض 12 متر و ارتفاع 16 متر تشکیل می دهد.

- گنبد آبی رنگ به ارتفاع 27 متر و قطر 15 متر با دو گلدسته به ارتفاع 27 متر در دو طرف آن، که جلوه ای خاص به این بارگاه داده اند .

- بقعه ی مذکور، بجز سر در بزرگی که مدخل ورودی و اصلی حرم را تشکیل می دهد، دارای 3 در فرعی نیز می باشد .

- ضریحی که بر روی قبر بنا شده است، با آب طلا و کروم زینت یافته و ابعاد آن 20/2×80/1 و به ارتفاع 5/2 متر می باشد .

-نمای ساختمان از خارج، آجر 5 سانت اصفهان است

.

برای معماری‌داخلی‌از نماهای متفاوتی استفاده شده است. کف و5/1متر از بدنه(دورتا دور)با‌ سنگ ‌مرمرسبز مزین شده‌ و بقیه تازیرسقف باآجر3سانت اصفهان‌با ملاط‌کاشی فیروزه‌ای‌ تزئین‌گردیده‌است. سقف ورواقها نیزبا آجر و کاشی‌سنتی به‌صورت‌گره انجام‌گرفته است.[42]

نمای بازسازی شده مقبره احمد ابن اسحاق و در سمت چپ شجره نامه ایشان.

 

   - بالولی دانا[43]: بهلول یعنی عمرو بن لهب که در لرستان متولد شد بعد مدتی به هورامان رفت و از آنجا به بغداد رفته و با فراگیری علوم زمانه به قرمیسین (کرمانشاه) آمده و با یافتن مریدانی، به گسترش آیین پرداخت ، مزارش هم اکنون در بالای کوه دالاهو واقع است .از جمله مریدانش می توان به بابالر لرستانی و بابانجوم را ذکر کرد. (ایوب رستم، 2006م:32 / 2004 : 41).

 

مزار بالول دانا در میان طوایف قلخانی از اهمیت بساری برخوردار است، آنان معتقدند که مقبره بالول در درون غاری در کوه دالاهو است که در اواخر عمرش در همین مکان به خلوت با خدای خود پرداخته است. در کتب مقدس یارسانیان، منشا آیین به زمان بهلول دانا که همان بهلول مجنون نمای دوره حکومت هارون الرشید می باشد، پی ریزی شده است . ایشان ر زمان خودش در میان مردم نفوذ زیادی داشته است و مشکلات و مسائل مردم را حل می کرده است. مردم منطقه و علی الخصوص یارسانیان در تمیز دروغ از راست هم به ایشان قسم می خورند. حتی در موردش ضرب المثل هم وجود دارد از جمله " دیه زه که یی بالوله " که در رابطه بسار خصمانه دو نفر که ایشان آنها رافرا می خواند، یک دیگ آب بر روی آتش و بر سقف آویزان می کرد و تا دیگ آب به جوش نمی آمد به مشکل آنها رسیدگی نمی کرد. جوش آمدن آب هم بسیار طول می کشید در طول این جوش آمدن آب آنها موظف بودند از آنجا خارج نشوند و روایت است که شبانه روز ی بیشتر طول می کشید و به حدی که آن دو نفر که با هم خصومت داشتند خود مجبور به آشتی با شرایط پیشنهادی بهلول می شدند. ایشان عارفی بسیار خردمند بوده اند به طوریکه حکایت است که جوان برومندی عاشق دختر زیبا روی پادشاهی می شود که خواستگاران زیادی داشته است اما با شرطی که پادشاه گذاشته بود هیچ کدام از آنها موفق نشده بودند و در نتیجه در این راه جان خود را از دست دادند شرط پادشاه برای موافقت با ازدواج با دخترش این بود که جوان عاشق باید تا صبح در حوض یخی بماند و تا نزدیک کمرش را داخل آب قرار بدهد اگر تا صبح زنده ماند دختر ش از آن او خواهد بود. پس جوان عاشق پیش بهلول می آید و از او راه چاره می جویدبهلول هم چاره را اندیشید و گفت که "تو در حوض آب بمان و من از مقابل و روبرویت از دور آتشی روشن می کنم و تو همان زمان که داخل حوض آب و یخ هستی به آتش خیره شو و حتی یک لحظه هم چشمانت را از آتش برندار تا رستگار شوی و به خواسته ات برسی."   پس جوان همگام با بهلول توانست شرط پادشاه را ببرد و در نتیجه با دختر پادشاه هم ازدواج کرد.   با تحلیل این داستان این نکته را در پی می بریم که بهلول از مروجان اندیشه های شهودی و تلقین گرایی بوده است اما آنچه از منظر ما اهمیت دارداین است که تیره ها و طوایف مختلف قلخانی برای مزارایشان تقس زیادی را قایلند.  

      

- مقبره بابایادگار[44]: بابایادگار از مهمترین مقابر در نزد یارسانیان است چنانکه پیروان آیین و بویژه قلخانی های منطقه سالانه قبل از نورز از مقبره دیدن کرده و سروده های مقدس آیین یارسان را به همراه سازهای مقدس آیین از جمله تنبور بازخوانی می کنند تا با آیینشان تجدید پیمان کنند. در شمال شرقی قلعه یزدگرد، در روستای «بان زرده» در شهرستان دالاهو، نزدیک قلعه یزدگرد و در دامنه کوهدالاهو و در کنار چشمه کانی غسلان قرار دارد. مینورسکی می گوید این مقبره یکی از مهمترین مقابر در نزد یارسانیان می باشد که در زهاب واقع شده است.[45] از نظر معماری این بنا به صورت فضای مربع شکل کوچکی است و برروی آن گنبد مخروطی شکلی قرار گرفته استسطوح داخلی و خارجی این بنا به وسیله ملاط گچ اندود شده است. این مقبره، یکی اززیارتگاه های مهم اهل حق به شمار می رود.بابا یادگار بیش تر از این مشایخ در اوایل حکومت صفویانزندگی می کردند و در نوار مرزی ایران و عثمانی به ترویج مذهب اهل حق اشتغال داشتند مزارابابایادگار در میان قلخانی ها از اهمیت زیادی برخوردار است (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

مراسم ها و آیین های مختلفی در ایام سال در این محل انجام می گیرد. مراسماتی که با دف زدن و ذکر گفتن همراه است.   بابا یادگار از مادری به نام «داده سارا» در سده هشتم هجری متولد شده و در هنگام جوانی بنا به دستور سلطان اسحاق برای گسترش دادن آیین یارسان به هندوستان و پاکستان رهسپار شده است. بابا یادگار چون متاهل نشده و بالطبع اولادی نداشته است، از این رو دو نفر از یارانش به نام خیال  و وصال به سمت «پیر» بر مریدانش، جانشین خود گردانید چنانچه سادات خاندان بابایادگار از نسل آن دونفرند. بابایادگار بد مدتی توسط دشمنانش کشتنه می شود و در جایی به نام سرانه در پیرامون کوه دالاهو کرمانشاه به خاک سپارده می شود که هم اکنون به نام بابایادگار معروف می باشد. بابایادگار را به نام «یار زرده بام» هم می خوانند و از او مجموعه ای اشعار به نام زلال زلال به جای مانده است[46]. علاوه بر مقبره بابایادگارکه در دره ی زرده و بان یاران واقع است ، مقابر و آرامگاههای بسیاری از رهبران مذهبی قلخانی ها در این منطقه می باشد که البته همه این مقابر روی کوهی و درنزدیک چشمه ی هانیتا و غسلان ، حدود 30 متری روستای زرده و بان یاران قرار دارند ، از جمله ی این مقابر، آرامگاه داوود است که آنان معتقدند همان داوود پیامبر است، در راه منتهی به مقبره بابایادگار و در دل کوه پایین تر از قلعه یزدگرد، قلعه ایی به نام شهر بانو خاتون وجود دارد که گویا متعلق به دختر یزدگرد می باشد.

 

- پیر بنیامین : مقبره ی پیر بنیامین در محله ی « شوه » از شهر کرند واقع است، ایشان یکی از چنانکه مینورسکی هم بر آن است[47]. از مهمترین رهبران مذهبی در میان طایفه قلخانی می باشد. قلخانی بوده است، نام دیگراو پیر خدر است چنانکه ایوب رستم نویسنده کتاب «یارسان» هم بر این عقیده است، در کتاب مقدس یارسان «آیین پردیور » هم از ایشان به بزرگی یاد شده است.

 

- شاه ابراهیم : آرامگاه شاه ابراهیم در میان مردمان روستاهای شامار و بان زلانی دارای اهمیت بسیار زیادی است بطوریکه در مقایسه با دیگر پیروان آیین یارسان ، بیشتر از همه آنان به شاه ابراهیم توسل می جویند و با سوگند یادکردن از او دروغ و ناپاکی را از پاکی و راستی تشخیص می دهتد. شاه ابراهیم همان ابراهیم ایوت در آیین یارسان است که یکی از رهبران بزرگ مذهبی این آیین بود که در دون حضرت ابراهیم هم ظاهر شد.

 

- مرقد شیخ شهاب الدین : این مقبره در روستای دزاوه دراورامانات می باشددرمیان قلخانی ها از اهمیت و قدستیخاص برخوردار است چنانکه زایرین زیادیاز آنان و بخصوص زنان به زیارت این مزار مقدس می آیند تا با توکل به او بیماری سیاه صرفه فرزندشان، التیام یابد.. (ایوب رستم ، 2004: 50).

 

- مقبره ه ابودجانه؟! :این مقبره که در نزدیکی ریجاب به سوی زرده و بانیاران قرار دارد قبرستانی از صدر اسلام با تعدادآرامگاه به سبک چهار طاقی های دوره ساسانی می باشد، در میان این قبور، بنای عظیمیدیده می شود که در میان اهالی محل به مقبره ابودجانه معروف است و در نزد اهالی ازاحترام خاصی برخوردار است.این آرامگاه چهار ضلعی است و بر فراز آن گنبدی مخروطیشکل قرار دارد. در جنوب این آرامگاه بنای دیگر شبیه به آن، ولی در ابعاد کوچک ترساخته شده است و در داخل آن چند سنگ قبر به چشم می خورد. این دو آرامگاه بالا شهسنگ و ملاط گچ ساخته شده و سطوح بیرونی و داخل آنها با ملاط گچ اندود شده است. ابودجانه یکی از یاران با وفای پیامبر(ص) بود. در جنگ احد هنگامی که مشرکان،نیروهای اسلام را شکست دادند، ابودجانه نیز مانند حضرت علی(ع) در کنار پیامبر باقیماند و از آن حضرت مردانه دفاع کرد، گرچه این آرامگاه به سماکبن خوشه یعنی ابودجانه منسوب است اما به نظر نمی رسد که این انتساب با واقعیت تطابق داشته باشد در تایید این مدعا می توان به فضا و ارایش قبر و هم چنین به این دلیل استناد کرد که در کنار این گور، مقابر زیادی وجود دارند که به رهبران مذهبی و صحابه پیامبر نسبت داده شده اند اما آرامگاه اصلی شان در جای دیگر است مثال بارز در این مورد را می توان همان «گور نازار» نام برد که آن را از آن ویس قرنی می دانند دزر حالیکه آرامگاه ویس در میان روانسر- کرمانشاه واقع شده است. بنابراین احتمالا این قبر و دیگر گورهای این قبرستان آرامگاههای قبل از اسلام باشند (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- مقبره حمزه قادری:این مقبره در سر پل ذهاب و بر سر راهی که به «مله دیزکه» منتهی می شود، قراردارد. این مقبره در داخل آتشکده ای از دوره ساسانی قرار دارد و به وسیله لاشه سنگ وملات گچ ساخته شده است. وجود این مقبره موجب شده که بقایای آتشکده ساسانی تاکنونسالم بماند. اهالی محل متعقدند که این آتشکده مقبره حمزه قاری است و برای آن احترامخاصی قایلند. ابوعماره حمزه بن حبیب بن عماره بن اسماعیل کوفی» معروف به «زیات»، قاری معروفیاست که «ابوالحسن کسایی»، دانشمند و نحوی معروف، قرائت قرآن را از وی آموخته است.حمزه روزگار خود را به تجارت بین کوفه و حلوان می گذراند و در یکی از سفرهای تجارتیبه سال 156 ه.ق در سر پل ذهاب درگذشت و طبق سنت اسلامی در همان جا دفن شد.این مقبره در نزد تیره های(سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

     - بقعه مالک: آرامگاه مالک را به مالک اشتر نسبت می دهند اما ما می دانیم که بنا بر مسموم شدن مالک اشتر چنین نیست پس احتمالا این قبر از آن مالک یا حاکم منطقه یعنی کسی که از طرف شاهان این منطقه را اداره می کرده است، باشد. بقعه مالک به بقعه «حیفوق» در تویسرکان در نزدیکی همین محل شباهت زیادی دارد.

این بقعه بر روی تپه ای در مرکز شهر سنقر قرار دارد. این آرامگاه برجی شکل، هشتضلعی و دارای گنبدی آجری است. هر ضلع آن سه و نیم متر طول دارد، در طبقه پایین اینبقعه سردابه ای هشت ضلعی وجود دارد و پوشش آن گنبدی است. بخش تحتانی آرامگاه یعنیسردابه با سنگ های تراشیده و قسمت فوقانی آن با آجر ساخته شده است. در هر یک از اضلاع این آرامگاه، طاق نمایی با قوس جناغی قرار دارد، در داخل اینطاق نماها تزیینات آجرکاری دیده می شود، لچکی طاق نماها نیز با کاشی های فیروزه ایرنگ تزیین شده است. در سال های گذشته از داخل سردابه این آرامگاه، بیست و پنج تابوت چوبی ساده بهدست آمده که در داخل هر کدام از آنها اجسادی وجود دارد. متاسفانه کتیبه یا نوشته ایی که بیانگر تاریخ ساخت این بنا باشد، وجود ندارد اما با توجهبه ساختار معماری و نقشه آن، این احتمال وجود دارد که بنا متعلق به دوره ایلخانی باشد. در زیر آن دخمه ایی قرار دارد و 25 تابوت چوبی هم در آن بود، بنایی هشت گوش با گنبدی آجرین می باشد، قطر بقعه 8 متر و اندازه هر ضلع 5/3 متر می باشد. بهرحال این آرامگاه در میان کلهر زبان منطقه از اهمیتی خاصی برخوردار است.

 

- بقعه سیده فاطمه: این مقبره در میدان آزادی شهر کرمانشاه قرار دارد و در گذشته به صورتچهار طاقی سرپوشیده بوده است، بر اساس کتیبه موجود در بنا، این مقبره در سال 1287 ه.قتوسط «مصطفی قلی میرزا» فرزند امام قلی میرزا عمادالدوله والی معروف غرب احداث شد. در سال های اخیر این بنا توسط اداره اوقاف تخریب و ساختمان آجری جدیدی به جای آنساخته شده است.این بقعه یکی از زیارتگاه های مقدس و با اهمیت در میان مردم کلهر زبان شهر کرمانشاه و به ویژهبانوان است. در داخل این بقعه دو سنگ قبر وجود دارد، نوشته های هر دو قبر به خطکوفی و مربوط به قرون اولیه اسلامی است، یکی از قبرها مربوط به «شیخ علی» نامی ودیگری( به تاریخ سال 165 ه. ق ) به «سیده فاطمه» تعلق دارد.

 

- مقبره فاضل تونی: این مقبره در سال های اخیر در کنار پل کهنه کرمانشاه، مشرف بر رودخانه قره سوساخته شده است. «ملا عبدالله بن محمد تونی بشروی» از علما و فقهای دوره صفویه بود ودر مشهد مقدس ساکن و به تدریس و ترویج اشتغال داشت. وی در اواخر عمر به قصد زیارتائمه عراق از خراسان حرکت کرد و در روز شانزدهم ربیع الاول سال 1071 ه.ق درکرمانشاه دار فانی را وداع گفت.نمای بیرونی فاضل تونی شیخ علی خان زنگنه از طایفه زنگنه، حاکم کرمانشاه نزدیک پل کهنه، ویرا دفن و بر مزار او بقعه ای بنا کرد این بنا در زمان نامشخصی به کلی تخریب شده بودو در سال های اخیر مقبره جدید در این محل احداث شد. این مکان در نزد شیعیان مورد احترام است و سالانه مردمان زیادی به زیارت آن می روند.

 

- سر قبر آقا :مقبره معروف به سر قبر آقا متعلق به «محمد علی» فرزند «آقا محمد باقر بهبهانی است. آقا محمد علی در حدود سال 1188 ه.ق بر حسب تقاضای اهالی کرمانشاهبه این شهر آمد و به ترویج مذهب و تدریس علوم اسلامی پرداخت. گذشته از فضایل،مبارزاتی که او با دراویش و خصوصاً «معصوم علی شاه هندی» نمود، مبارزاتی که نام ویبلند آوازه گردد. مقبره او در بین کلهر زبانان شهر به «قبر آقا» شهرت دارد.

 

- مقبره سولتانی ساق : سلطان اسحاق و سان سهاک از اسماء دیگر ایشان است، این مقبره در روستای دیه شیخان و در کنار رودخانه سیروان در چهل کیلومتری شمال غربی شهر پاوه واقع شده است. در مسير جاده پاوه به نودشه درنزديكي روستاي نيسانه ودر كنار ساحل رود سيروان قرار دارد.اين آرامگاه یکی از مهمترین مکانهای مقدس در نزد طوایف مخلف ایل قلخانی است، قلخانی ها بر این باورند که سولتان ساق دارای کرامات ومعجزات خاص خود را دارا بود که از جمله آن :

1-بي صدا بودن رودخانه خروشان سيروان در هنگام عبور از کنار مقبره ایشان.

2-هنگامی که پدرش مشغول ساخت مسجد برزنجه در شاره زور بود ایشان هم به کمک پدر پیرش رفت اما

در هنگام پوشدن سقف با تیر چوب، یکی از آن تیرها کوتاه می آید و سولتانی ساق به برادر بزرگترش می گوید: "کاکه رای کیه شه " یعنی برادر تیر چوب را بکش و در این هنگام است که تیر چوب درازتر می شود طوریکه تا آن طرف دیوار می رسد. اینجاست که به خودآگاهی می رسد. این دو مورد از نمونه های معجزات سولتانی ساق است.

 

در هنگام گذر از كنار اين آرامگاه جاده اي فرعي از جاده اصلي پاوه به نوسود در نزديكي روستاي نيسانه جدا مي شود و به زيارتگاه ایشان در 40 كيلومتري شمال غربي پاوهمنتهي مي گردد. مقبره سلطان اسحاق مهمترین مکان مقدس در میان یارسانیان است که هم نیایشگاه و جم خانه است و هم خانه خداوندکار محسوب می شود.البته تعدادی از این مقابر از دید پیروان آیین یاری مخفی و مدفون مانده است. سولتانی ساق تحکیم کننده و تثبیت گر آیین یارسان است و اولین جم خانه (که در واقع قبله پیروان آیین یارسان است) را نیز بنیان نهاد به همین دلیل هم مقبره اش در میان یارسانیان از اهیمت بسیاری برخوردار است چنانکه هر سال زایرین زیادی را که اکثرا از طایفه قلخانی می باشند به طواف این مکان مقدس می آیند.. ) ایوب رستم،2004[48]).

 

- مقبره شیخ محمد عزیز: این مقبره در کنار تکیه نجار است وعلاوه بر مقبره ایشان مقابر اجدادیشان از جمله شیخ عبدالقادر و.... هم در آنجا وجود دارد آنان از شیوخ طریقت قادریه هستند، مقبره شیخ محمد عزیز در روستای نجار در شش کیلومتری غربی شهر پاوه و دردامنه کوه شاهو قرار دارد، هر ساله زائرین زیادی از طریقت قادریه برای زیارت به آنجا می روند، آنان با دف و دیگر سازهای مقدس به ذکر و خواندن اوراد می پردازند. گرچه طریقت قادریه در میان ایل جاف از اهمیت برخوردار است اما این مشایخ بخاطر سکونت در این منطقه در نزد هورامی زبانان این روستا اهمیت یافته اند.

 

- مقبره شیخ اسماعیل و شیخ رسول : مقبره این دو شیخ در قبرستانی پایین تر از روستای دیه شیخان از توابع بخش نگره، در مسیر جاده تازه آباد ثلاث و پایین تر از دهستان خانه آشور–در حدود 15 کیلومتری مرز ایران و عراق قرار دارد ، این مکان در نزد دراویش طریقت قادری ایل باباجانی و طوایفی از ایلات تاوگوزی و قبادی از اهمیت بسیاری برخوردار است چنانکه هر ساله برای ذکر و سماع به این مکان می آیندو با مراسم تیغ زنی و شمشیر زنی و یاحق و یاهو گفتن، ارادت خود را به این دو شیخ ابراز می دارند.علاوه بر دراویش، مردم عامه هم برای برآوردن حاجات ونیازهایشان به این مکان مقدس رجوع می کنند.در اینجا لازم میدانم گه در مورد دو طریقت رایج در کردستان یعنی نقشبندیه وقادریه اشاره ایی کوتاه داشته باشم:

 

طريقه قادريه : پايه گذار واقعی طريقت قادريه شيخ عبدالقادر گيلاني معروف به «حضرت غوث » مي باشد. ايشان در سال 470ه ق  و به قول ديگري 471 ه ق دیده به جهان گشود. شيخ عبدالقادر در اصول پيرو ابي الحسن اشعري و در فروع تابع امام شافعي(رض) و  امام احمد حنبل(رض) بود و توانست با ریاضت نفس در سیر سلوک عرفان و اشراق پیروان و مریدان زیلدی بیابد تا از تجربیات ایشان بهره ببرند چنانکه اندوخته هایشان نسل به نسل تا به امروز در میان دراویش کرد سنی مذهب و بویژه جاف زبانان نمود دارد.

 

طريقه نقشبنديه :  تاريخ ابتداي طريقه نقشبنديه به اوايل قرنهاي اسلامي بر ميگردد. و در طول سده هاي گوناگون ، نام آن تغيير يافته است. در اين طريقه ، گرچه نام ((شاه نقشبند)) شهرت بيشتري دارد، اما نقشبنديان ، به پيش از او ميرسند. و طريقه او ، به حقيقت ، دنبالة طريقة ((خواجگان)) است.

 

خواجه بها الدين محمد بن محمد اويسي بخاري، مشهور به شاه نقشبند، متولد در روستاي ((قصر عارفان)) در يك فرسنگي شهر بخارا، به سال 718 ه ق ، و متوفي در همانجا به سال 791 . وي گرچه دستپرورده سيد امير كلال (772 ه ق) بود.، امادر واقع، اويسي و مستفيد از روحانيت عارف بزرگوار((خواجه عبدالخالق غجدواني است. شاه نقشبند، سه اصل به اصول هشتگانه غجدواني افزود. و با الهام از روح او، مامور به تلقين ((ذكر خلفي)) شد و ذكر جهر را منسوخ كرد. آرامگاهش ، هنوز پا بر جا و مزار عاشقان است.  طريقه نقشبنديه، به او نسبت دارد.طريقه نقشبندي برسنت و شريعت و دوري از بدعت استوار است و تاكيد دارد و همين ، باعث شده است كه در شرق و غرب جهان اسلام، گسترش يابد و به خصوص ، روش عرفاني علما و فضلا و ادبا و فقهاي اسلام بشود. سالك مبتدي و مريد در طريقه نقشبند ، انساني پايبند به شريعت اسلا م و سنت پيامبر (ص) و پرهيزنده از بدعت است، وي ، بايد اين 11 اصل را رعايت كندو دارا شود:

1 -هوش در دم 2- نظر بر قدم 3- سفر در وطن 4- خلوت در انجمن 5- ياد كرد 6- بازگشت 7- نگاهداشت 8- يادداشت 9- وقوف زماني 10- وقوف عددي 11- وقوف قلبي

 

از جمله يكي از مرشدان و بزرگان نقشبندي، مولانا شاه غلامعلي عبدالله دهوي(1240-1158 ه ق) است. عارف و دانشمند بزرگ ضياالدين ابوالبها مولانا خالد ذوالجناحين شهروزي(1242-1193 ه ق) با راهنمايي يكي ازمريدان او در سال 1222 ه ق به دهلي در هندوستان مي رود و پس از يكسال، با اخذ طريقه و اجازه ارشاد از شاه عبدالله ، به كردستان باز ميگردد. و به ارشاد و تبليغ طريقه نقشبندي مي پردازد. يكي از جانشينان بسيار نامي مولانا خالد ( شيخ عثمان سراج الدين نقشبندي) است. او در سال 1195 ه ق در در روستاي ((ته ويله))  در كردستان (عراق) متولد شد. و پس از رسيدن به سن بلوغ، به تحصيل علوم ديني آغازيد. وي براي ادامه تحصيل علوم ديني، چند سالي را هم در بغداد ماندگار شد و در سال 1228ه ق ؛ در شهر سليمانيه عراق به عنوان اولين خليفه مولانا ، اجازه خلافت و ارشاد گرفت. شيخ عثمان ، پس از چند سال ، به اورامان((هه ورامان)) بر ميگردد و در روستاي مسقط الراس خويش و گاهي در مناطق اطراف آن،  تا سال وفاتش (1283 ه ق) به ارشاد مشغول مي شود.

 

- مقبره پیر شالیار : پیر شالیار واقع در هورامان تخت در مسیر جاده مریوان – پاوه می باشد، اهالی منطقه معتقدند تاریخ زندگانیش به قبل از اسلام برمی گردد اما باید گفت که در طول تاریخ هورامان حداقل سه نفر با این عنوان نامی زیسته اند چنانکه اولین آن همان پیر شالیار زرتشتی می باشد اما دو نفر بعد بر آیین یارسان بوده اند. هرساله در بهمن ماه ووسط های زمستان یر سر این مزار می آیند و دراویش در آنجا به ذکر اوراد می پردازند و مردم مراسم قربانی را هم بجا می آورند.پیرشالیار فرزند جاماسب، یکی از رهبران و مُغان آیین زردشتبوده که در اورامان می‌زیسته است، پیر شالیار اول مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود. این مغکتابی را به نام «ماریفه‌تو پیرشالیار» (‌معرفت پیرشالیار) را به گویش کردی هورامی بهنظم درآورده است که مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب ورسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن، نسخه­ی این کتاب اکنونکمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان از بر دارند و درمواردی به جای ضرب المثل به کار می­برنداز جمله این دو بیتی :

" ئه و ئاته شخا نه ئه و ئا ته شخا نه                     بارگه ی شام وه سته ن ئه و ئاته شخانه

   زه رده شت کیاست   په ری فه رمانه                 به رگوزیده ش که رد په ری زه ما نه"

در این دو بیتی پیر شالیاربه تقدس پرستشگاه زردشتیان و معرفی زردشت بعنوان پیامبری برای راهنمایی انسانها اشاره کرده است.

 

رشید یاسمی پیر شالیار (شهریار پیر) را همان زرتشت (هوشنگ پیشدادی) میداند و این معنی از نام پدر وی یعنی جاماسپ (در اصل جم) نیز پیداست چه پدر اصلیگئوماته زرتشت (بردیه داماد و پسر خوانده کورش= فریدون) همان سپیتمه جم (جمشیدپیشدادی) داماد و ولیعهد آستیاگ (اژی دهاک مادی) بوده است. لقب سیمیار پیر شالیار/ زرتشت به معنی یاور یتیمان است.مراسمی به نام «پیرشالیار» در اورامان تخت(هورامان) کردستان و در کنار مرقدپیرشالیار که در سه روز انجام می­شود. در این مراسم از باغ پیرشالیار گردوهایی چیدهشده و برای اهالی فرستاده می­شود. آغاز مراسم روز چهارشنبه است. بامداد روز نخستدامداران دام­های نذری خود را می­آورند و قربانی می­کنند، گوشت قربانی در بین مردمتقسیم می­شود و مقداری دیگر از گوشت­ها برای تهیه­ی غذای دسته جمعی، «آش جو» یا «هولوشینه تشی» به داخل خانه­ی پیر برده می­شودنیمروز روز دوم گروه­های دف زن­خود را آماده کرده و شروع به دف زنی می­کنند. نوجوانان، جوانان و پیران دست در دست هم زنجیره­ای بزرگ تشکیل داده و رقص دسته جمعیرا آغاز می­کنند و با حرکتی نمادین همبستگی همیشگی خود را به نمایش می­گذارند. درهنگام رقص، افرادی نیز قصیده­هایی از بر می­خوانند در این سه روز مردم هورامان تخت تمام کارهای خود را تعطیلکرده و فقط وقتشان را در این جشن باستانی صرف می­کنند. درروز پایانی نیز مردم تا شببه رقص می­پردازند و ساعاتی از شب را نیز در خانه­ی پیرشالیار می­گذرانند، که بهاین شب، شب نشست یا «شه وونیشتی» گفته می­شود. در این شب سخنرانان به سخنرانیدرمورد پیر شالیار و بحث­های مذهبی و عرفانی می­پردازند. بعد از آن سرودی یاقصیده­ای خوانده می­شود وپایان جلسه با دعا ختم می­شود

 

 

چنانکه در بالا اشاره کردیم دکتر محمد بهاء الدین کتابی با همین عنوان یعنی " پیشالیاری زردشتی " نوشته است .پیر شالیار زردشتی یعنی پیر شالیار یکم در نزد یارسانیان بسیار مقدس است ، در متون مذهبی شان به عنوان مرید شاه خوشین لرستانی معرفی شده است ، چنانکه پیرشالیار در کتاب خود در مورد خلقت شاه خوشین می نویسد:

" یاران جه ریو اس یاران جه ریو اس                        پادشام   پیدا بی یاران جه ریواس

   مه شیه ومه شیانه به ر ئامان جه واس                په ری     ئاز مایی یار ان ره واس "

که به این اشاره می کند که شاه خوشین از دانه ریواس آفریده شده است ، در ادیانی چون هندو ، مانی و زردشتی هم این اعتقاد هست که انسان از گیاه آفریده شده است.

پیر شالیار اول و دوم که ازاخلاف پیر شالیاراول ، پیرو سان سهاک و آیین یاری می باشند.

در" سرانجام"هماسم اصلی پیرشالیار را خداداد پسر جاماسپ هورامی معرفی کرده است که در سده پنجم در هورامان می زیسته است . دکتر رشید یاسمی هم درکتاب " کرد و پیوستگی تاریخی و نژادی او " می نویسد که پیر شالیار از موبدان زردشتی بوده و نویسنده کتاب " معرفت پیر شالیار " است . محمد بهاءالدین هم در کتاب خود اشاره می کند که پیر شالیار پسر جاماسب بر کیش زردشتی بوده است. ( ایوب رستم، 2004: 50/ ولدبیگی، 1380: 29 ) . [49]

 

- ویسی قرنی[50] : اویس قرنی در زمره صحابه های پیامبر بزرگ اسلام (ص) محسوب می شود، آرامگاه ایشان در نزدیکی روستای تپه لری و 20 کیلومتری شهرکرمانشاه قرار دارد و زایرین زیادی را از استان کرمانشاه و دیگر استانهای مجاور ازجمله لرستان، کردستان و ایلام می طلبد. در مورد جسد ایشان همزمان با پیامبراسلام می زیسته است و مشهور است که به او الهام می شود که دندان حضرت محمد (ص) به درد افتاده است ویس قرنی هم به خاطر همدردی با پیامبر 32 دندان خود را می کشد از اولی شروع می کند اما از ترس اینکه مبادا این یکی دندان نباشد دندان دیگری را می کشد تا به سی و دومی می رسد.

 

در مورد جسد مبارکشان هم روایتهایی هست از جمله اینکه بر سرجسدش میان سه کشور ایران ، عراق و سوریه مجادله صورت می گیرد اما به خاطربه نتیجه نرسیدن تصمیم گیری را به فردای آن روز می اندارند اما به خاطرکرامات ویس قرنی فردای آنروز از یک جنازه ی ایشان سه جنازه بوجود می آید و هر کشوری یکی از جنازه ها را می برد و در نتیجه از جنگ و به تبع ان خونریزی جلوگیری می شود. بارگاه ويس به شكل بناهاي دوره سلجوقي و بر ارتفاعات كوهي به نام (بيشه كوه) در محدوده روانسر قرار گرفته است . در مورد احداث بناي مقبره ويس اطلاع دقيقي در دست نيست گويا عمر بناي آرامگاه از آغاز حكومت سلجوقيان است . هر چند كه پيش از آن نيز قبرستاني در آن محل وجود داشته است . البته در كتب تاريخ اصحاب و تابعين پيامبر (ص) ، رواياتي چند مبني بر فوت ويس در هنگام جهاد در منطقه‌اي از كردستان آمده استاما به هر حال این مکان در میان جافها و هورامی های استان و تا حدودی هم در نزد کلهر زبانان دارای اهمیت است.

 

- چهل وچهار مرد[51] خانه آشور : مقبره این چهل وچهار نفر که از اولیای بزرگ خداوند بوده اند در قبرستان روستای هوله رمضان از توابع بخش نگره، نرسیده به دهستان خانه آشور واقع است. مقابر 44مرد در نزد تیره های عالی، تمرخان و تیره هایی از طوایف تاوگوزی محل دارای اهمیت است، چنانکه سالانه بر سر مزار آنها رفته و بر روانشان فاثحه می فرستند. در وسط مقبره آنان جاده ی تازه آباد به شیخ صالح رد می شود چنانکه بعضی مواقع اسکانیا هایی که کالا را از بازارچه مرزی به ایران وارد یا صادر می کنند، از جاده ی وسط قبرستان عبور می کنند که هر سال یک یا دو تا از آنها چپ می کنند، اما مرمان منطقه بر این اعتقادند که سرو صدای این ماشینها روح آنان را آزار م یدهند و به همین خاطر آنان هم در پی تقاص بر می آیند، این باور عامیانه نشانگر دخالت ارواح در زندگی روزمره آنان است چنانکه علاوه بر این در میان تمام مردمان جاف زبان منطقه اورامانات این عقیده وجود دارد که توهین به یکی از مردان مهم و بزرگ روحانی و مذهبی و یا توهین به مکانی مقدس باعث تقاص گرفتن توسط آنان می شود.

 

- سواری بیه له یه[52] : مقبره ی این صحابه در روستای "بیه له گیهĕgăĻĕB" واقع در کوهستان" ساره وه نnâwârâS" از سلسله جبال زاگرس و از توابع شهرستان ثلاث باباجانی می باشد. این مقبره در نزد طوایف باباجانی و قبادی و تاوگوزی ساکن در منطقه ثلاث باباجانیو علی الخصوص زنان از اهمیت زیادی برخوردار است، براساس اعتقادات آنان زنانی که باردار نمی شوند در این مکان با انجام رسوماتی خاص، امکان باردار شدن را خواهند یافت، آنان بر این اعتقاد هستند که برروی این مقبره درخت بلوط بسیار بزرگی واقع شده است که البته بریدن شاخه یا کندن پوست آن از گناهان بسیار بزرگ است، زنی که به قصد باردار شدن به این مکان می آید تا اینجا را زیارت کند از شروطش این است که نباید با همسر خود بیاید، رسم بر این است که یک تکه پارچه یا دستمالی را بر درخت آویزان کند تا اینکه شکوفه ، برگ یا چیزی دیگر از درخت به آن بیفتد و او بعد چرخیدن بر دور قبر با نیت باردار شدن آنرا بخورد و از سواری مواره ک بخواهد تا نیتش قبول شود البته باید بگویم موارد زیادی کرامات از ایشان دیده شده است. اما در مورد " سواری بیه له گیه" افسانه هایی هست ازجمله اینکه در ادوار گذشته پادشاهی که حکمران این وادی بوده، زنش بچه دار نمی شده است، در نتیجه ملکه سوار بر قاطر به " سواری بیه له گیه" آمد تا شاید بچه دار شود، هنگامی که به کنار مقبره رسید حاضر نشد از قاطر پایین بیایداما زنان حاضر در چه رموسوار به او گفتند که از شرایط بچه دار شدنت این است که با پای پیاده " سواری بیه له گیه" را طواف کنی، اما او در جواب گفت که من زن پادشاهم و حاضر نیستم پایم را بر زمین بگذارم، پس ملکه سوار بر حیوان به دور مقبره چرخید اما با گذشت یک سال ملکه بچه دار نشد، در عوض قاطری که اصلا بچه نمی زاید، بچه دار می شود، با روی دادن این اتفاق شهرت " سواری بیه له گیه" افزونتر شد چنانکه ضرب المثلی هم در همین بابت بوجود آمد: "سواری بیه له یه هیه ستری بیه به ری هاورده بر" مفهوم آن چنین است که کرامات" سواری بیه له گیه" باعث شد تا قاطر نازا بچه دار شود که حاکی از قدااست و بزرگی او می باشد.. هر ساله مردمان این تیره ها و علی الخصوص زنانی که باردار نمی شوند به بارگاه مقدس ایشان رجوع می کنند. این مقبره در نزد طایفه باباجانی و علی الخصوص تیره باباجانی از اهمیت بسیار برخوردار است چنانکه در تمییز دروغ از راست، به او سوگند می خورند و از او یاد می کنند.

 

- مرقد شیخ احمد: این مرقد در مرکز بخش باینگان و در روستای میر عبدالی واقع شده است و تا حدود 30 سال پیش کفشی بر روی این مرقد وجود داشته است که بسیار مقدس بود و همچون معجزه ایی از شیخ احمد بجا مانده بود و مردمان طوایف جاف زبان ساکن در این بخش از این کفش در درمان شکستگی استفاده می کردند، چنانکه هر کسی که پایش صدمه دیده یا شکسته می شدآن لنگه کفش را پا می کرد تا پایش بهبود یابد.

 

در مورد شیخ روایات و داستانهایی هست از جمله مهمترین آن این است که در گذشته خانواده ایی صاحب فرزند معلولی می شوند پدر و مادر این فرزند برای بهبود حال فرزند به همه جا رجوع می کنند از جمله به نزد پزشکان حاذق و یا به مکانهای مقدس زیادی هم رجوع می کنند اما سودی حاصل نمی شود از قضا درحالیکه برای بهبود وضع فرزند از این منطقه گذر می کنند شب را به به باینگان می رسند و در کنار همین مرقد اطراق می کنند زمانی که خواستند بار و بنه را بر زمین بگدارند، ندایی آمد که " بار را ننداز که از موی در شب ریسیده شده، بافته شده است." آن مرد هم به ندا عمل کرده و بار را نمی اندازد، هنگامی که قصد عزیمت کردند پدر خواست پسر بچه معلولش را بردارد اما دید که بچه ی معلولش با پای خود شروع به راه رفتن می کند و شفا یافته است بعد این جریان مرقد شیخ از اهمیت بسیاری در نزد تیره های خسروی، مرید ویسی و محمدی ازاهمیت و احترام خاصی برخوردار است، برخوردارمی شود و حتی امروزه هم آنان در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه به این مکان رفته و بر روانش فاتحه می فرستند و از ایشان برای شفا ی بیماران و همچنین گناهانشان، طلب شفاعت می کنند.        

                    

- مرقد خلیفه هه یه ر[53] / حیدر : این مرقد در مرکز بخش باینگان قرار دارد و در نزد تیره های کرم ویسی، محمدی، خسروی و رستمی مورد احترام است،چنانکه داستانهای زیادی در مورد او در میان این تیره ها وجود داردکه از جمله آن ، این روایت است که خلیفه حیدر در بچگی در شهر کرمانشاه خدمتگزار فردی یهودی بوده است. روزی اربابش قصد رفتن به کوه دارد و در نتیجه به حیدر دستور می دهد که ظهر برایش غذا ببرد، در نزدیکی ظهر حیدر برای ارباب غذا می برد اما بین راه غذا از دستش افتاده و می ریزد و با خاک و خاشاک آمیخته می گردد، او هم از ترس اینکه مبادا اربابش او را تنبه کندغذا را با همان خاک و خاشاک جمع کرده و داخل ظرف می ریزد و آن را به نزد اربابش می برد و خود از بیم سرزنش شدن از او دور می گیرد اما وقتی ارباب سر ظرف را بر می دارد حیدر مشاهده می کند که غذا بدون خاشاک و دست نخورده باقی مانده است در اینجا ست که حیدر به خود آگاهی رسیده و به پرورش درون می پردازد بعد مدتی هم به لقب خلیفه نایل می گردد وخانقاهی را بنا می نهد که به «خانقاه باینگان» معروف است.این خانقاه در میدان شهید ناصر کاظمی شهر قرار داردو هم اکنون هم دراویش طریقت قادریه در فصل بهار آنجا دور هم جمع شده، به ذکر و سماع می پردازند. پس علاوه تیره هایی که در بالا ذکر شد در میان دراویش طریقت قادریه هم او را گرامی می دارند.

 

- پله یی شهید : پله شهید در داخل بخش/ شهر باینگان واقع شده است. ایشان در جنگ اعراب و زردشتیها در اوایل اسلام و هنگامی که سپاه مسلمانان از این منطقه در حال عبور بوده است به شهادت می رسد و همانجا دفن می شود. این مقبره در نزد تیره های مرید ویسی، نویجانی، خسروی و رستمی از اهمیتی بسیار برخوردار است.

 

- مرقد کاکا شیخ : در منطقه ی «شه وی سه ر» که از مناطق ییلاقی باینگان است، واقع شده است و بعلاوه کاکا شیخ در مسیر عبور ایل امامی به مناطق قشلاقی هم هست. حدود 40 سال پیش وفات یافته است. بنا بر باور مردمان تیره های رستمی، خسروی، محمدی و نویجانی(که این مقبره در نزدشان دارای ارزش و تقدسی خاص است) ایشان حوادث و اتفاقاتی را پیش بینی کرده بود که امروزه به وقوع پیوسته است اما در زمان خودش مردم به او با دید یک ساده لوح و مجنون نگاه می کردند .

 

 

- مرقد پیر میکائیل : این مرقد در روستای ده ودان از توابع بخش باینگان قرار دارد. پیر میکائیل در سده هشتم هجری و همزمان با سان سهاک زیسته است و چنانکه در متون مقدس یارسانی و از جمله کتاب مقدس «آیین پردیور» به آن اشاره شده است از متملکین منطقه بوده است که با مهاجرت سان سهاک از شاره زور به این منطقه، او به مخالفت با سلطان پرداخت اما در طی مناظره ایی با سان سهاک و با مشاهده معجزاتی از یاشان، سر تسلیم فرود آورده و پیرو آیینش گردید. در کنار مرقد ایشان درختان اناری سبز شده اند که پوست میوه هایشان کاملا سیاه است، که این را هم از کرامات ایشان می دانند. این مقبره در میان طوایف قلخانی که بر آیین یارسان هستند دارای تقدسی زیاد است، بعلاوه در میان تیره ده ودان (که ساکن همین روستا هستند) هم از اهمیت زیادی برخورداراست چنانکه معمولا چهارشنبه ها و جمعه ها به زیارت این مرقد می آیند، بر روان او فاتحه فرستاده و از او به عنوان روحانی ایی که در راه گسترش خداشناسی تلاش و کوشش کرد یاد می کنند و او را واسطه شفاعت از خداوند قرار می دهند.

 

- امام حسن «تفه نگ کوڵĻǑkñăTf» : مرقد این امامزاده در روستای سورمر در بخش ازگله است که از توابع شهرستان ثلاث باباجانی می باشد. داستانهایی در مورد کراماتش وجود دارد از جمله اینکه عده ایی دزد تعدادی گاو از روستایی در نزدیکی این آرامگاه دزدیده بودند اما هنگامی که در بین راه به مقبره امام حسن رسیدند همه ی آنها کور شدند و گاوها هم به روستا برگشتند، زمانیکه مردم به نزد دزدان رفتند و داستان کرامات امام حسن را برایشان توضیح دادند آنها در همان جا توبه کردند و بینایی چشمشان را باز یافتندو از همین جا لقب امام حسن را "تفنگ کول" نهادند که حاکی از برد دور، وسیع و کلی ایشان در باز ستاندن و تشخیص حق از ناحق دارد. این مزار در میان تیره هایی از طایفه قبادی که در بخش ازگله ساکن اند، دارای اهمیت است.

 

- حسن گا گیه ر [54]:مقبره «حسن گا گیه ر» در روستای پالان نرگس بخش«چه م زریشک» از توابع شهرستان ثلاث باباجانی، در دامنه کوه دالاهو قرار دارد، ایشان شخصیتی بسیار مشهور و مهم در میان تیره های قلخانی ساکن در دالاهو می باشد، اهمیت ایشان به دو دلیل است اول اینکه از روحانیون بسیار بزرگ دین یارسان در میان قلخانی های ساکن در دالاهو بود اما علاوه بر این ایشان از زمره کسانی بود که در راندن گاو و گاو آهن مهارتی بسیار داشته است چنانکه از استید بسیار مجرب در تعلیم این حرفه بود و با تعلیم فن ساختن گاو آهن و راندن گاو به این تیره ها شهرتی عام کسب کرد بطوری که در مورد ایشان این افسانه هست که با یک دفعه شخم زدنزمین با گاو و گاوآهن، رد این شخم از این طرف دنیا به آن طرف دنیا می رفته است.(لازم است به این اشاره شود که در گذشته مردم مناطق کردنشین با گاو و گاوآهن زمین را شخم می زدند اما با ورود ماشن آلات کشاورزی که از محصولات جامعه صنعتی بود هم از تعداد گاوهای نر کاسته شد و هم فن ساخت گاوآهن نابود شد، اما تراکتور نتوانست مکانهای بسیار شیب دار و میان کوه و کمر را شخم بزند به همین دلیل است که می بینیم در حال حاضر آثاری (هر چند بسیار نادر) از این سنت کهن در مناطق کوهستانی بسیار سخت اورامانات باقی مانده است از جمله در روستاهای قلخانی و جاف همانند روستای پالان نرگس یا وانی سه ر ، کیه سه له، روستاهایی از منطقه «دول درنه / ده ره» که زراعت دارند و روستاهایی دیگر بر شانه سخت و سرازیرکوه،ایج است.اما حسن گاگیه ر علاوه بر آموزش شیوه شخم زنی، از لحاظ روحی هم دارای مرتبه ایی عالی در مدارج روحانیت بودند. امروزه مقبره ایشان در نزد تیره هایی از طایفه قلخانی دارای اهمیت زیادی است.

 

- سوار سوواری بڕه[55] : مقبره سوار بره در روستای زلان از توابع شهرستان جوانرود واقع شده است، روایت است که در جنگ کفار و مسلمانان ایشان کمان داشته است و سوار بر اسب، با تیر و کمان می جنگیده است که ناگهان در گرماگرم جنگ تیرهایش تمام می شود، در پی تدبیر از ساقه ی جو به جای تیر استفاده می کند و آن را در کمان فرار می داده است، او با همین ساقه های جو توانسته دشمنان را شکست دهد به خاطر همین مهارت و کرامت به سوار بره شد یعنی سوار برد دار و سواری که تیرش برد داشته و کاری بوده است ، مشهور می شود.

 

- گور حمزه‌ی قاری (سید حمزه) : گور حمزه‌ی قاری در سراب ذهاب بر سر راهی که به مله دیزگه منتهی می گردد قرار دارد. این گور که ساکنان محلی به آن سید حمزه گویند، در یک آتشگاه ساسانی واقع گردیده و اتفاقا وجود همین گور موجب شده است که بقایای آتشگاه ساسانی تاکنون حفظ شود. ابوعماره حمزه بن حبیب بن عماره بن اسماعیل کوفی ، معروف به « زیات » همان قاری معروف است که ابوالحسن کسایی ، دانشمند و نحوی معروف ، قرائت قرآن را از وی آموخته است. حمزه روزگار خود را به تجارت بین کوفه و حلوان می گذراند و در میان این شهر ها اجناسی را خرید و فروش می کرد که بطور اتفاقی در یکی از سفرهای تجاری اش به سال 156 ه . ق در 76 سالگی در حلوان ( سرپل ذهاب ) در گذشت و در همان جا مدفون شد.

 

- گذرگاه امام حسن: در دهستان ذهاب قرار دارد و در نزدیکی روستای مجتمع دستک و گل خاطر و روستای نادری است . این مکان در میان مردم منطقه که از تیره ...هستند از احترام ویژه ای برخوردار است، آب سراب صید صادق از نزدیکی این مکان می گذرد ومزارع گندم اطراف آنرا پوشانده است .

- مرقد باوه مکایل[56] : باوه مکایل یا بابا میکائیل در ضلع جنوبی مرقد شیخ احمد در باینگان قرار دارد. بر فراز این مرقد درخت " کیه کف " سبز شده است که زودتر از همه درختان دیگر شکوفه می کند و مردم باینگان بواسطه شکوفه های این درخت به رسیدن فصل بهار مطلع می گردند.   آنان بر این اعتقادند که سبز شدن این درخت بواسطه ی کرامات شیخ امکان پذیر شده است. این مقبره در میان تیره های ساکن در بخش باینگان همچون محمدی، خسروی، رستمی و غیره دارای اهمیت می باشد.

 

- مرقد پیه پرچی[57] : این مرقد در روستای لاران در بخش باینگان واقع شده است. پیه پرچی واژه ایی است کردی و پرچ به معنی موی بسیار زیاد بر روی سر است که خاص دراویش است و معمولا در هنگام وجد و سماع آنرا پریشان می کردند. پیه هم به معنی پا است که در کل به معنی موی زیاد سر درویشی است که تا نزدیک پایش آمده است و این درویش به خاطر همین موهای زیادش به این نام مشهور شده است و مرقدش در میان مردمان روستای لاران (که طایفه امامی می باشد) دارای اهمیت است.

 

- امام عباس ( ده ره[58] عباس ) : مقبره امام عباس در دهستان پاطاق قرار دارد و راه آن از وسط روستاهای گاو چالی و فولادی پاطاق از توابع سرپل ذهاب می گذرد. این مقبره در میان تیره پاطاقی در مقایسه با دیگر تیره های کلهر زبان ساکن در منطقه دارای تقدس و احترام خاصی می باشد که با نام امام عباس و یا در عباس معروف است. در آن محل اتاقکی نیز وجود دارد ولی اثری از قبر و آرامگاه در آن نیست. فضای آن دارای طبیعتی بسیار زیبا و فرحبخش و جنگلی و جذاب است که تا پایان اردیبهشت ماه بسیار پر تردد می باشد. این مکان علاوه بر اینکه از نظر مذهبی دارای اهمیت است یکی از جاذبه های توریستی و طبیعی سرپل ذهاب هم به حساب می آید به همین خاطر از خارج از منطقه هم دارای زایر است.

 

- پیرگاڵی : آرامگاه پیر گالی در کوهستان ساروان روستای دنگی از توابع شهرستان ثلاث باباجانی قرار دارد. این مقبره در نزد طایفه باباجانی بسیار اهمیت دارد تا این حد که همانند سواری بیه له گیه و بالولی دانا در تفکیک دروغ از راست فرد را با سوگند یاد کردن از پیر گالی می آزمایند.

 

- زیارت حضرت مریم : این زیارتگاه که بر روی کوه بمو واقع در مرز ایران و عراق قرار دارد، در خاک عراق و درقسمتی که طایفه قبادی ساکن اندقرار دارد، تیره های قبادی ساکن در این منطقه بر این باورند که آرامگاه مریم مقدس، مادر حضرت مسیح در این منطقه و بر فراز کوه بمو است. مریم مقدس اواخر عمرش را بر فراز این کوه زیسته است و هنگام وفاتش ملائک در همان مکان برایش این قبر را می کنند و به خاکش می سپارند. تا قبل از جنگ ایران و عراق و مین پوش شدن منطقه توسط، مردم منطقه هر سال به طواف او می رفتند اما با شروع جنگ و مین گذاری شدن منطقه این مزار هم بتدریج از خاطره ها محو شده است و فقط در اذهان پیران باقی مانده است.

 

- «شه خسی گاڵوک زه ڕینinŗăk zǑĻGa» (روحانی زرین عصا) : آرامگاه گالوک زرین در روستای "کیه سه له" از توابع شهرستان ثلاث باباجانی و در حدود 17 کیلومتری مرز ایران – عراق قرار دارد، مردم این روستا از تیره قوچعالی می باشندو این مکان در نزد آنان دارای اهمیت زیادی است، انان بر این باورند که ایشان دارای عصایی داشته است که هم کارهای روزمره همانند به چرا بردن گوسفندان را با آن انجام می داده است و هم اینکه کرامات زیادی داشته است.

 

     - «شخس که وان ره ش»: قبر این شخص در یکی از روستای منطقه ثلاث باباجانی قرار دارد. ایشان دارای کمان سیاهی بوده و به همین خاطر هم به کماندار سیاه مشهور شده است، مقبره این «شخس» در میان طایفه باابجانی دارای اهمیت زیاد است.  

 

- ابراهیم سیمین : مقبره ابراهیم سیمین دروستای هه لول ازتوابع شهرستان ثلاث باباجانی قرار دارد، مردم این روستا و روستاهای اطراف از جمله نیه ریش علیا و نیه ریش سفلی و پشت تنگ که تیره هایی از طایفه الیاخه ایی (از طوایف جاف ساکن در اورامانات) می باشند به زیارت ایشان می روند و از ایشان طلب شفا عت می کنند.

 

- مرقد تیمور بانیارانی : مقبره ایشان در روستای ده ودان است و ملقب به شاه تیمور می باشد، شاه تیمور یکی از دونهایی بود که آغا سید جوزی در آن ظهور کرد جنانکه مقبره ایشان در نزد طایفه قلخانی که بر آیین یارسان هستند، دارای تقدسی خاص و مهم است.

 

- پیر موسی : مقبره پیر موسی در شهر کرند غرب وقع شده است و در میان طایفه قلخانی از تقدسی خا ص برخوردار است چنانکه در کتاب مقدس یارسان "آیین پردیور / نامه سرانجام"سرانجام از ایشان سخن به میان آمده است.

 

- باومای ( باباماهی): این مقبره در روستای «کلاش باخانash bakhanĻk» از توابع باینگان واقع شده است، این مقبره در میان چند تیره کلاشی از جافهای ساکن منطقه دارای اهمیت می باشد چنانکه آنان هر روز و بویژه چهارشنبه ها به منظور رفع بیماری خشکی بدن، به زیارت ایشان می روند.

 

     - پیر سال : این مقبره در روستای تایجوز از توابع بخش باینگان واقع شده است، این مقبره در میان تیره های از طایفه تایجوزی که ساکن منطقه هستند دارای تقدس و اهمیت است.

 

      - پیر محمد : مقبره این پیر در روستای «درآو» که پایین تر از روستای تایجوز است، قرار دارد و میان طایفه تاوگوزیzyǑTawg دارای اهمیت است.

 

- باوه مکایل : مردمان منطقه بر این اعتقادند که ایشان برادر امام رضا می باشد و مقبره اش در میان طوایف محمدی، مرادویسی، نویجانی (شامل تیره های رضایی، انفرادی، ویسی، خرسندی ، نویدی) و دیگر تیره های مسکون بخش باینگان تقدس دارد، زایرین روزهای چهارشنبه و پنج شنبه از این مقبره دیدن می روند.

 

- زه ردویی : این مقبره همانگونه که از نامش پیداست در میان تیره زردویی دارای اهمیت است. این زیارتگاه در روستای آمه ران واقع است، چنانکه روزهای چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه به زیارت ایشان می روند.

 

- پیر پرچین : مردمان منطقه که از تیره رستمی می باشندبرای رفع امراض و بیماریها، علی الخصوص شفای درد دست و پا و هم چنین خشک شدن چهارشنبه ها به پیشگاهش می روند.

 

- هفت سواران : این مرقد در روستای مزران از توابع بخش باینگان قرار دارد و داستان آن چنین است که هفت سوار در آن نقطه ناپدید می شوند. به هر حال این مکان در میان طایفه ایناخی دارای اهمیت است.

 

- خلیفه هومر : خلیفه هومر مرگ خود را پیشاپیش اعلام و پیش بینی کرده است، این مقبره درروستای کلور است و در نزد تیره امامی اهمیت دارد. روایات زیادی در مورد کرامات ایشان وجود دارد از جمله اینکه بعد 14ماه در قبر بودن، بدنش تغییری نکرد حتی بدنش در فعالیت بود و جریان خود در آن ادامه داشت طوریکه موی سر و ریشش هم آمده بود.

 

- پیر احمد : این پیر در روستای تین از توابع باینگان واقع شده است، مردمان این روستا از تیره تینی می باشند، آنها روزهای چهارشنبه و پنج شنبه برای زیارت به این مقبره می روند.

 

- کاکا شیخ : تب و لرز را شفا می هد و به همین خاطر است که مردمان تیره امامی، بیوه نی و باینگانی به زیارتش می روند.

 

- شیخ زیو : این مقبره در روستای بیون است و از کرامات این شیخ این است که روانپریش ها را شفا می دهند چون از شیوخ بسیار مهم منطقه بوده و در مضامین روحی و عرفانی دارای شخصیت خاص و مشهوری می باشد.

 

- خلیفه کیخسرو : مقبره خلیفه کیخسرو در روستای کلور از توابع باینگان می باشد و در میان تیره امامی از تقدس برخوردار است. خلیفه کیخسرو پدر خلیفه هومر بوده است و این خود یکی از عوامل مهم در مشهور شدن ایشان بوده است.

 

- باوه لاره : این مقبره در روستای زیران و از توابع بخش باینگان می باشد. لازم به ذکر است که مردمان این روستا از تیره زیرانی می باشند.

 

- «سه سواره ی بیلگه» : «سه سواره» کسی بوده که به امر خداوند همه فرزندانش را از دست می دهد، این مقبره در نزد طایفه کلاشی اهمیتی فراوان دارد.

 

- کوسه روان : مقبره «کوسه روان» در روستای زه ردویی واقع شده است و چنانکه از نامش پیداست در نزد طایفه زردویی از تقدس برخوردار است.

 

روستا های مقدس :

- روستای شیخ صالح / شێخ سێه ڵه[59] : این روستا در نقطه صفر مرزی ایران و عراق، از توابع شهرستان ثلاث باباجانی می باشد. در مورد نام گذاری این روستا به این اسم می توان دو فرض را ارائه داد: اول اینکه شیخ صالح اولین کسی بوده که در این روستا ساکن شده است و به همین خاطر اسمش بر روی این روستا نهاده شده است. اما فرض دوم این است که این روستا قبل از حضور شیخ، نامی دیگر داشته است اما با ظهور شیخ در این روستا و به خاطر اهمیت ایشان اسم روستا تغییر کرده و به نام ایشان مشهور گریدده است، اما در کل شیخ صالح دارای شخصیتی مذهبی بوده است و در میان طوايف تاوگوزی ساکن ایران دارای احترام خاصی بوده است.

 

- سرگتtěrgăS : اسم روستایی در کردستان است که تا ظهور اسلام بر کیش زردشتی بوده اند چنانکه عده ایی از رهبران مهم زردشتی در اینجا می زیسته اند آنان سروده های مذهبی زردشت را ازبر بوده اند، به خاطر حضور آنان که گاتاها را هم از حفظ بوده اند، اسم سرگاتا را بر این روستا نهاده اند و تدریجا به " سرگت" تغییر یافته است، کسانی چون بابانااوس، قاضی نبی سر گتی و دایه خه زانی سرگتی دراین منطقه می زیسته اند آنان از مروجان آیین یارسان بودند که در نزد قلخانی ها و پیروان آیین یارسانی اهمیت بسیاری دارند.( ایوب رستم، 2006:.156 / 2004: 50)

 

- روستای خانگاهáæKHan / خانقاه : این روستا در دو کیلومتری جنوب غربی شهر پاوه و در دامنه کوه آتشگاه واقع شده است، اطراف روستا ی خانقاه را باغاتی بسیار باشکوه از چهار طرف محصور کرده است. با توجه به اسم روستا که خانقاه نام دارد به نظر می رسد که تا همین اواخر مکان و جایگاه اصلی مریدان خانقاه بوده است، این روستا در میان هورامی زبانان منطقه تا چند سده گذشته درای اهمیت بوده است.

 

2قلاع آیینی :

- قلعه قازی وند / قڵای قازی وه ن[60]: قلعه قازی وه ن در ده کیلومتری اسلام آباد غرب و بطرف ایوان غرب واقع شده است این قلعه دارای قدمت زیادی است . در میان مردم اهمیت زیادی داشته تا حدی که امروزه هم مردم منطقه به آن قسم می خورند و مردم سالانه حداقل یکبار این قلعه را طواف می کنند.

 

پرستشگاهها :

- جم خانه : که نیایشگاه یارسانیان است مکانی است که در آن مراسم مناسکی و نمادین همچون قربانی و توزیع و تقسیم نذور، ابرازهمدردی با صاحب عزا و غیره برگزار می گردد. یارسانیان اگر بخواهند جمع شوندکه معمولا هر یک ماه یکبار است ، جایی به اسم "جم خانه " را بنا می نهند این مکان ساختمان بزرگی است که علاوه بر نیایش و راز و نیاز در آن ، فقرا و تهی دستان در طول مسافرتهایشان در آن به استراحت می پردازند. هم چنین مکانی برای بحث در مورد موضوعات مهم است، دراین مبحث چون ما به بررسی طایفه قلخانی( یکی از طوایفی که پیرو این آیین می باشند) می پردازیم پس منظورمان از یارسانیان همان طایفه قلخانی می باشد.        

     - جم خانه: این معبد که در نزد خانواده هایی از طوایف قلخانی که در کرمانشاه ساکن اند، اهمیت دارد، در کرمانشاه _ سه راه جوانشیر در محله کوهساری واقع است و در میان طایفه قلخانی دارای اهمیت فراوان است.

- جم خانه : در سال 1329 زمین آن خریداری و در سال 1330 تأسیس گردید که در سرپل ذهاب واقع می باشد و برای انجام مراسمات مذهبی تیره هایی از طایفه قلخانی که در این شهر ساکن اند، بنا شده است.

- جم خانه: این نیایشگاه در شهر کرمانشاه – میدان نواب صفوی – چهارراه رشیدی قرار دارد که در آن همچون دیگر جم خانه های یارسانیان و طایفه قلخانی مراسمات جم، عید یاران، مراسمات عقد و ازدواج و...برگزار می شود.

- مال ئاغا / منزل مقدس سید نصرالدین حیدری : منظور از مال ئاغا همان منزل سیدنصرالدین حیدری است که در حال حاضر رهبر دینی یارسانیان می باشند ایشان در روستای توت شامی از توابع شهرستان دالاهو به دنیا آمد. آغا سید نصرالدین حیدری فرزند سید سیف الدین، اعقاب سید براکه و از سادات بزرگ حیدری طایفه تفنگ چی می باشند.(مارتین،: 296). منزلش در آنجا مکان زیارت زائران طایفه قلخانی و بطور کلی یارسانیان می باشد اما علاوه بر این آغا سید نصرالدین در کرمانشاه هم دارای منزل دیگری می باشند که آن هم در میام تیره های مختلف طایفه قلخانی دارای اهمیت و احترام بسیار است، می باشد.منزل ایشان برای یارسانیان دارای تقدس بسیاری می باشد به طوریکه همه اشیاء و وسایل منزلشان مقدس بوده و یارسانیان به عنوان تبرک با اجازه گرفتن از ایشان شئ ایی را به عنوان تبرک بر می دارند.

 

می دانیم که رسم تبرک در میان مسلمانان (شیعه و سنی) وجود دارد که از جمله آن دستمال سبز بر دست بستن است که به خاطر قرار گرفتن در کنار ارامگاه یا قبر امامزاده یا روحانی ایی مذهبی حالت تبرک را به خود گرفته است. لازم به ذکر است که سید نصرالدین نقش مهمی در صلح میان طوایف مختلف قلخانی و هم چنین در ارتباط با دیگر ایلات منطقه ایفا می کند.  

 

- کلیساهای شهر کرمانشاه :

- کلیسای قلب مقدس مسیح :این کلیسا در سال 1914 م به دستور «اسقف یوحنانیان» در زمینی به مساحت 280 مترمربع بنا و توسط ایشان تقدس شد. زیر بنای این کلیسا با احتساب فضای سرایداری، اتاقها و سایر تأسیسات یک صد و شصت متر مربع است. مصالح به کار رفته در بنا آجر و دارایمختصر تزیینات و آجرکاری است. نمای خارجی ضلع غربی کلیسا دارای سه طاق نما است. در طاق نمای میانی، ورودیکلیسا قرار دارد و در طاق نماهای طرفین دو پنجره دیده می شود. این در و پنجره ها باقالب های آجری که در بالا به قوسی زیبا ختم می شوند، تزیین شده اند. تزیین نمایخارجی اضلاع شمالی وجنوبی کلیسای نیز طاق نما و پنجره های قوس داراست. با این تفاوتکه در ضلع جنوبی پنجره ها مسدود شده و از آن ها به عنوان طاقچه استفاده می کنند. نمای اصلی کلیسا با سنتوری که در وسط یک نورگیر به شکل صلیب تعبیه شده، تزیین شدهاست. بام بنا شیروانی و سقف آن از داخل با چوب کار شده است(سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه)

 

- کلیسای پنطی کاستی:این کلیسا در سال 1955 م به دستور کشیش «تور ما ناصری» بنا شد. وجه تسمیه اینکلیسا به این گونه است: پنطی کاست عبدی از اعیاد یهود و به زبان عبری به معانیپنجاهمین است، یعنی پنجاهمین روز از عید که در آن روز روح القدس ظهور می نماید. چونتاریخ اتمام ساخت این کلیسا مصادف این روز است، لذا نام پنطی کاستی را بر آن نهادهاند. عرصه کلیسا 720 متر مربع و زیر بنای ساختمان اصی آن 170 مترمربع است. در انتهایزمین و در پشت نمازخانه ساختمان دو طبقه سرایداری با زیر بنای 120 مترمربع در هرطبقه قرار دارد. نقشه نمازخانه مستطیل شکل است و در ضلع جنوبی به یک فضای نیم دایرهختم می شود. این فضا محل خواندن خطبه و دعای کشیش است. ورودی کلیسا در ضلع شمالی ودارای طاق رومی است. این طاق بر دو ستون سنگی استوار است. اضلاع شرقی و غربی داراییک در و چهار پنجره با قوس های هلالی هستند. در نمای خارجی، از اره ای به ارتفاعحدود نیم متر از سنگ تیشه ای کار شده است. مصالح به کار رفته در بنا آجر قرمز رنگ و ملات آن از ماسه و سیمان است (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

     - نمازخانه مسیحیان :این بنای قاجاری در محله قدیمی «فیض آباد» شهر کرمانشاه قرار دارد. در ضلع شرقیآن بنای دیگری احداث شده که به عصر پهلوی تعلق دارد و هم اکنون مسکونی است. مساحتطبقه اول ضلع جنوبی که نمازخانه را شامل می شود، 162 مترمربع و مساحت کل اعیانیحدود 440 متر مربع است. این بنا در اصل کلیسای کوچکی بود که از آن با نام نمازخانه مسیحیان یاد می شود.این نمازخانه در دوره های بعد به خانه مسکونی تبدیل شد، از این رو معماری آن باخانه های مسکونی هم عصر خویش متفاوت است. تالار نمازخانه در ضلع جنوبی قرار دارد. در حال حاضر این فضا با احداث دیوارهایی به سه قسمت تفکیک شده است. در انتهای تالارسکویی دیده می شود که محل موعظه و انجام مراسم مذهبی توسط کشیش بوده است. تالار باایوانی ستون دار به حیاط مشرف است. ستون ها با سر ست

 

- تکیه ها :

- تکیه معاون الملک: تکیه معاون الملک را مهمترین اثر فرهنگی عهد قاجار در شهرکرمانشاه نا مید، کاشی کاری های ونقاشی هادارای سبک ویژه ترکیبی است وموضوع ان ها مذهبی اسطورهای وتاریخی می باشدکه مهم ترینان ها پرداختن  به حماسه کربلا می باشد والبته مو ضوعات دیگری هم مانند تصاویرشخصیت های تاریخی واسطورهای ایران وهمچنین تصاویر علما وروحانیون تاریخ معاصر راشامل می شود، تکیه معاون الملک راشاید بتوان  گنجینه ای از اسطوره ها حماسه هاوتاریخ ومذب ایرانی دانست.

 

این بنا  در سال ۱۳۲۷ ه ق به بهانه اینکه محل تجمعدشمنان مشروطه می با شد توسط مشروطه خوا هان به توپ بسته وبه اتش کشیده شد پس ازختم غائله وترور مرحم معین رعا یا باسازی ان مدتها به تعویفق افتاد تا اینکه درسال ۱۳۲۰ه شمیرزا حسن خان معاون الملک حسینیه را از برادرانش خریداری و به مرمتوبازسازی ان همت گماشت ودر سال ۱۳۲۶ هش سا ختمان مجاور حسینیه را خریداری وقسمتهای  زینبیه وعباسیه را بدان اضافه نمود.معاون الملک همان سال ان را وقف برگزاریمراسم مذهبی وسوگواری برای امامان معصوم کرد وبیست نسخه از وقف نامه را برلی علماینجف  کرمانشاه وقم وافراد خاندان معینی تفسیم نمود  معاون الملک در سال ۱۳۲۷ه شدار فانی را وداع گفت در فسمت زینبیه به خاک سپرده شد ودر سال ۱۳۷۴ هش ارامگاه اوبه طرز با شکوهی توسط استاد حاج محمد شکوهی بازسازی وایینه کاری شد  این بنا در سال۱۳۵۲هش تحویل وزارت فرهنگ وهنر وقت داده شدواز ان زمان تا کنون به صورت موزه از انبهره برداری می شود تکیه معاون الملک در خیابان شهید حداد عادل ودر محته ابشورانواقع شده است. کاشی های منحصر به فرد آن، این بنا را از دیگر تکایای شهر متمایز می کند. اینبنا در بافت قدیم شهر، در محله آبشوران قدیم و در خیابان شهید حداد عادل قرار دارد. این بنا از سه قسمتحسینیه، زینبیه و عباسیه تشکیل شده است.

 

عباسیه:بنای عباسیه صحن وسیعی است که در قسمتشرقی آنیک بنای دو طبقه و در قسمت جنوبی آن، ایوانی با دو ستون آجری ساخته شده است. دیوارهای عباسیه نیز با کاشی های رنگارنگی با مجالسی از ورود حضرت یوسف به کنعان،بارگاه حضرت سلیمان و تصاویری از آستان مقدس حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) تزیین شدهاست. در این صحن نیز، تصاویری از شخصیت های مذهبی، سیاسی و چهره هایی از رجال دورهقاجار کرمانشاه از جمله حسن خان معاون الملک و آیت الله سید حسین حایری طباطبایی برروی کاشی ها دیده می شود.

 

زینبیه:بخش میانی یا زینبیه صحن مسقفی است کهاطراف آن به وسیله حجره های متعددی احاطه شده است. غرفه های طبقه فوقانی، محلاستقرار زنان شرکت کننده در مراسم سوگواری بود. سقف بنا به صورت گنبدی دو پوش است.

 

گنبد زیرین به صورت عرق چین و نمای گنبد فوقانی فلزی است. تمام دیوارها و حجرههای اطراف با کاشی های زیبا شامل هجده مجلس از صحنه های غم انگیز کربلا نظری آمدنزعفر جنی به خدمت امام حسین(ع)، رزم حضرت علی اکبر(ع)، رزم حضرت قاسم(ع)، رزم حضرتابوالفضل(ع)، صحنه هایی از قیام توابین، به خاک سپاری شهدای کربلا توسط قبیله بنیاسد، صحنه ورود اهل بیت به مدینه، مجلس مختار و بردن اهل بیت(ع) و امام سجاد(ع) بهخرابه های شام و مجلس یزید است. در بالای قسمت دیواره گنبد، هشت مجلس کاشی کاری شده وجود دارد. این تصاویرعبارتند از: صحنه عروج پیامبر(ص) و دیدن حضرت علی(ع) در معراج، ضمانت حضرت رضا(ع)از آهو، قربانی کردن حضرت اسماعیل (ع) توسط حضرت ابراهیم(ع)، نبرد حضرت علی (ع) باسردار خیبریان، باطل کردن جادوی جادوگران فرعون توسط حضرت موسی(ع) و مکتب خانهفرزندش حضرت علی(ع)در حاشیه پایین آن نیز اشکال متعددی از سلاطین و پادشاهان اساطیری و تاریخی دیدهمی شود. همچنین در اطراف بنا مرثیه های متعددی از محتشم کاشانی به چشم می خورد.

 

خطاط خطوط و اشعار سقف دیوارهای زینبیه و حسنیه، «میرزا حسن خان» خطاط کرمانشاهیبوده است. قبر مرحوم معاون الملک- بانی تکیه - که در سال 1327 ش درگذشت، در اتاق کوچکی درجنوب شرقی زینبیه قرار دارد[61].

 

- تکیه بیگلربیگی:این بنا در محله قدیمی فیض آباد شهر کرمانشاه قرار دارد. این تکیه که در دورهقاجاریه توسط عبدالله خان ملقب به «بیگلربیگی» ساخته شد، از لحاظ آیینه کاری درمیان تکایای کرمانشاه بی نظیر است.  تکیه بیگلربیگی

در سمت غربی حیاط، تالار آیینه کاری بزرگی وجود دارد که به حسینیه معروف است. این تالار با تزیینات عالی و کتیبه های متعددی از دوران سلطنت مظفر الدین شاه،تزیین شده است. در دو سوی دیگر، اتاق وسیع میهمان خانه بیگلربیگی قرار دارد.(سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه...).

 

بارگاهها:

   - بوره سوار : مقبره ی بوره سوار در کنار بارگاه امام علی در گیلانغرب قرار دارد و بدین خاطر که سوار بر اسب خاکستری رنگ بوده، به این نام مشهور شده است. فرضی دیگر در مورد وجه تسمیه نام ایشان این است که همیشه لباس خاکستری رنگ به تن می کرده و در نتیجه به بوره سوار یعنی سوار خاکستری پوش مشهور شده است.   واضح است که ایشان به عنوان کسی که از طبقه روحانیون است نمی توانسته این رنگ را انتخاب کند چون رنگ لباس آنها سفید است واین رنگ در میان کردها مخصوص طبقه عوام است نه روحانیون، پس به احتمال زیاد روحانی ایی برخاسته از طبقه عوام بوده و یا خواسته است باعوام همراه باشد بدین خاطر این رنگ لباس را انتخاب کرده است، این مقبره در میان مردمان تیره قلاشاهین بیشتر از سایر طوایف کلهر زبان منطقه دارای اهمیت است اما به خاطر نزدیکی این مقبره به بارگاه مشهور به بارگاه امام علی(ع)، اکثرا مردم آنرا همان بارگاه امام علی بحساب می آورند در حالیکه این دو، 2 تا آرامگاه و متعلق به دو شخص روحانی می باشند و کاملا منفک از هم می باشند بهر حال مردم به طواف او می آیند و طواف با مراسم قربانی کردنبا خروس اتجام می شود.

 

این بارگاه در روستای میان راهان از منطقه ویژنان گیلانغرب واقع شده است و بنا بر باور مردمان این منطقه بنای آن با این داستان آغاز می شود که در گذشته پیرمردی روحانی در این منطقه می زیسته است که حافظ کل قرآن بوده و بعلاوه کرامات زیادی هم از او دیده شده است، به ناگاه در یک شب حضرت علی (ع) به خوابش می آید و می فرماید که من در این مکان نماز خوانده ام پس ای پیرمرد برای من یک بارگاه درست کن . اما پیر مرد امتناع می کند تا اینکه بعد از چند شب دیگر که حضرت علی (ع) به او الهام می کند که بارگاه را درست کن و او هم با این اصرار بر واقعیت آگاهی یافته و بارگاه را بنا می کند وبعد این جریان این بارگاه با نام حضرت علی(ع) نامگذاری می شود. این بارگاه در میان طایفه «رو ته وند» و طایفه شیرزادی اهمیت خاص دارد، (لازم به ذکر است که بیان کنم این دوتیره از طایفه خالی / خالد می باشند چنانکه علاوه بر آنان دو طایفه علیرضاوندی و عبدالمحمد هم از این طایفه می باشند.) آنان روزهای پنج شنبه و جمعه به این مکان آمده و با مراسمات قربانی از پیشگاه آن طلب شفاعت می کنند. در اطراف بارگاه هم باغات و مزارع بسیار زیبا وفراوانی وجود دارد که باعث شده علاوه بر زایرین، گردشگران زیادی را هم به خود جذب کند.

 

- بارگاه حضرت سلیمان : این بارگاه در 20 کیلومتری جاده گیلانغرب – کرمانشاه و و بر روی تپه ایی قرار دارد، این بارگاه در میان طایفه سیاه سیاه و طایفه خالد دارای تقدس است اما اگر بخواهیم نگاهی ژرف تر داشته باشیم متوجه می شویم که این بارگاه در میان تیره «چله» از طایفه سیاه سیاه اهمیش بیشتر است چنانکه آنان در مقایسه با دیگر تیره ها و طوایف منطقه اکثر روزهای پنج شنبه و جمعه به زیارتش می روندو از درگاهش طلب شفاعت می جویند.

 

امامزاده : هرچند در رده بندی فضاها، امامزاده ها جزو مقابر بحساب می آید اما با توجه به اهمیتشان درجامعه کلهر زبان و اینکه از اعقاب امامان می باشند وبالطبع در مقایسه با دیگر مقابر اهمیت بیشتری یافته اند بهتر است در سطوری جداگانه از آنها سخن بعمل آوریم .

 

- امامزاده کوسه هجیج[62]: این مقبره در روستا ی هجیج واقع درحدود 35 کیلومتری پاوه و در کنار روخانهسیروان قرار دارد. در سال 170 ه.ق کوسه هجیج و پیر اسماعیل اسپریز در روستای هجیج از توابع نوسود واقع است. در گذشته مقبره این امامزاده بنایی سنگی بود اما در سال های اخیر بنای این امامزاده به صورت چهار طاقی آجری توسطاداره اوقاف احداث شده است. پیش نمازان روستای هجیج در باره نام و نسب این امامزاده به نقل از «بحر الانساب»می گویند: نامش عبیدالله و فرزند حضرت امام موسی کاظم(ع) است. و پس از رحلت پدر درزمان هارون الرشید با یکی از برادارنش به نام امامزاده اسماعیل به این منطقه پناهآورده است. بعدها برادرش به «اسپریس» یکی از روستاهای اطراف پاوه عزیمت کرد و او درهجیج ماندگار شد. اندک اندک یارانی به دور او جمع شدند و تا تا زمان مرگش در میان این مردم ماند و به ارشاد در میان آنان پرداخت چنانکه بعد از وفاتش هم همانجا به خاک سپرده شد چنانکه روستا هم بعد ایشان، نام او را به خود گرفت. این مقبره در میان هورامی زبانان و بویژه مردمان روستای هجیج دارای اهمیت بسیار می باشد.

 

- امامزاده شیرخان:این امامزاده در شمال روستای «شیرخان» در بخش دینور قرار دارد. بنای امامزاده برروی تپه ای بلند به نام «تپه امامزاده» از آجر و گچ ساخته شده است. بنای اصلی بقعهاز خارج چهار ضلعی و از داخل چهار ایوانی است. هر یک از ایوان ها دارای طاق هلالیاست. فضای اصلی بقعه به ابعاد 75/5×75/5 متر است و بر روی آن گنبد مدور آجری قراردارد. در داخل بنا،ضریح مشبک چوبی با سقف مسطح دیده می شود. در میان ضریح، سنگقبری به طول 27/1 متر و عرض 35 سانتیمتر وجود دارد. بر حاشیه این سنگ قبر «آیهالکرسی» و بر سطح سنگ صلوات حک شده است.ورودی بقعه در ایوان غربی است، در هر یک از ایوان های شمالی و جنوبی، سه طاقچهبا طاق هلالی و در ایوان شرقی یک طاقچه و در ایوان غربی دو طاقچه با طاق هلالی وجوددارد. بر بالای هر یک از ایوان ها نورگیری مستطیل شکل با طاق هلالی دیده می شود. این نورگیرها محوطه مرکزی امامزاده را روشن می کنند(سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- امامزاده دده بکتر :این بنا در جنوب روستای «دده بکتر بانین»، در بخش دینور قرار دارد. بنایامامزاده از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت اول به جمع خانه معروف است. جمع خانهفضایی مستطیل شکل با در گاهی کوتاه در جبهه شمالی است. پس از ورود به جمع خانه ( درسمت راست ) در اصلی ورود به بقعه قرار دارد. بقعه اصلی شامل اتاقی چهارگوش است کهدر وسط آن سنگ قبری به خط کوفی وجود دارد. متأسفانه به دلیل ساییدگی بیش از حدفخواندن آن میسر نیست (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه)

 

- امامزاده ابراهیم :این امامزاده در شمال غرب بنای معروف به معبد آناهیتا در شهرستان کنگاور قراردارد. بنای قدیمی این امازاده در زلزله سال 1336 ش تخریب و بعدها بنایی نوساز وبزرگتر به جای آن ساخته شد. بنای فعلی تقریباً به همان شکل بنای قدیمی ساخته شدهاست. این امامزاده دارای صحن مرکزی گنبدداری است و گنبد آن از نوع گنبدهای دوپوشاست. همچنین این بنا دارای دو مناره آجری است. از بنای قدیمی امامزاده تنها سردرورودی به محوطه صحن، بر جای مانده است(سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه)

 

- امامزاده سید جمال الدین :این بنا در روستای «فش» کنگاور قرار دارد. این بنای آجری از بیرون به صورت چهارضلعی و از داخل مدور است. ارتفاع بنا از کف تا پاکار قوس 85/1 متر است. گنبد بنانیز مدور و با آجر ساخته شده است. در ورودی بقعه در ضلع شمالی است و به ایوان و کفشکن باز می شود. در داخل کفش کن و صحن حیاط امامزاده، دو سنگ قبر وجود دارد، تاریخیکی از آنها 1211 ه.ق و دیگری 1242 ه.ق است. در داخل بنا ضریح چوبی ساده ای قرار دارد و در زیر آن سنگ قبری دیده می شود. برروی این سنگ قبر خطوط کوفی به چشم می خورد که به علت ساییدگی خوانا نیست(سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه)

 

- امامزاده باقر: این مقبره در یک کیلومتری شمال روستای گودین کنگاور قرار دارد. این بنا از بیرونبه صورت چهار ضلعی و از داخل هشت ضلعی است. در زیر صندوق داخل بقعه، سنگ قبری بهابعاق 24×48 سانتیمتر وجود دارد و روی آن نوشته شده است: «وفات السید الفاضل بهاءالدین محمد بن محمد باقر الحسین رحمه اله 28 شهر جمد الثانیه سنه.» 1132 در مقابلورودی این مقبره، ایوان و کفش کنی ساخته شده است (سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه).

 

- امامزاده قازی وه ن بزرگ : این امامزاده در دوی به یره ای / سه راه اسلام آباد واقع است و در میان طوایف منطقه از جمله زنگنه و طولابی از اهمیت خاصی برخوردار است. علاوه بر این امامزاده، قازی وه ن کوچک هم نام امامزاده و روحانی مهمی است که در میان اسلام آیاد و حمیل قرار دارد. امامزاده قازی وه ن دارای کرامات بوده است چنانکه امروزه هم بیمارانی که از دردپا رنج می برند به این مکان مقدس رجوع می کنند تا بیماریشان به واسطه تقرب یابی در محضر ایشان بهبود یابد.

 

- امامزاده حسن خان : این امامزاده بر فراز نوک تپه خرگوشان در 35 کیلومتری شهرستان اسلام آباد – بخش حمیل قرار دارد. این امامزاده د یمان کلهر زبانان و بویژه مردم منطقه که از طایفه هایی چون منصوری و زنگنه می باشند اهمیتش بیشتر است چنانکه این دو طایفه مردگان خود را در رکاب این بزرگوار به خاک می سپارند.

 

- گذرگاه باقر : در مرکز شهر بیستون واقع شده است، امام باقر (ع) در زمانی از این منطقه در حال عبور بوده است و در این مکان برای مدتی به استراحت پرداخته است به همین دلیل در تقدس ایشان، برایش گنبدی بنا نهادند چنانکه در اهمیت آن، قبرستان بیستون هم به آنجا انتقال یافت و به نام قبرستان امام باقر (ع) مشهور شد. این گذرگاه در میان تیره ها و طوایف موجود در شهر بیستون اهمیت دارد از جمله: الف) طوایف لک زبان همانند ترکاشوند، کولی وند، زوله(غالبیت جمعیتی با طایفه زوله می باشد). ب) طوایف کلهر همانند بهتوئی و پایره وند و تیره هایی از سوران زبانان که در شهرک الزهرا ساکن اند.

 

- اقامتگاه خلیل الله : این مکان در گذشته گذرگاه حضرت ابراهیم پیامبر بوده است چنانکه بعد مدتی بر مکان استراحت ایشان گنبدی می سازند و به قدری اهمیت می یابد که روستایی به همین نام در کنارش ایجاد می شود. گذرگاه خلیل الله در شمال بیستون روبه جاده سنقر واقع شده است. این گذرگاه در میان طایفه پایره وند دارای اهمیت زیادی استف نحوه زیارت هم چنین است که هر زایری در هنگام زیارت از پارچه سبزی که سراسر گنبد را پوشانده به قصد برآوردن حاجات، تکه ای را برداشته و و به سمت بالای کوه بر فراز آن رفته تا به درختی که در حدود 400 متری گذرگاه است، می رسد پس پارچه را بر درخت (که در حال حاضر خشک هم شده است) آویزان می کند. این در خت خشکیده از وفور پارچه های سبز اویزان شده همانند درختی بهاری سبز پوش شده است یعنی اعتقادات و باورهای مردم درخت را سبز نگه داشته است. در کنار گذرگاه خلیل الله، چشمه ایی هم به همین نام با آب بسیار سرد قرار دارد چنانکه زایرین وقتی به زیارت گذرگاه می آیند از آب آن برای رفع امراض در جوار خلیل الله و درخت، می نوشند تا شفا یابند. آب آن قدر مقدس است که از هر زایری از اب آن برای خانواده و همسایگانش هم می برد تا دچار بیماری نشوند یا امراضشان رفع شود.

 

چنانکه مردمان منطقه همچون «چمچمال» مردگانشان را در این قبرستان و در جوار گذرگاه امامزاده باقر به خاک می سپارند. معمولا مردمان شهر بیستون و اطراف پنچ شنبه ها – که به سر خاک می روند- در جوار زیارت مردگانشان، به زیارت این گذرگاه هم می پردازند.

 

- امامزاده «باوه لین» : در سی کیلومتری شرقی شهر بیستون می باشد چنانکه روستاهای منطقه چمچمال در اطراف آن قرار دارند و آن را احاطه کرده اند. از القاب این امامزاده، «پیرزوله» است که یکی از اعتقادات این است که پسر حضرت موسی بن جعفر (ع) می باشد. این امامزاده بیشتر در میان طایفه زوله اهمیت دارد. بیشترین زایرین این قبر مراسم عصر عاشورا را در اینجا اجرا می کنند به طوریکه مراسم روز عاشورا هم از صبح تا ظهر در امامزاده باقر برگزار می شود اما در بعد از ظهر تا به بعد «باوه لی» است. چنانکه از تمام اکناف و اطراف بیستون به این امامزاده رجوع می کنند. لازم به ذکر است که بعد از جنگ تحمیلی جماعتی از کردهای مهاجر شمال عراق – که به خاطر بمباران شیمیایی به ایران روی آورند- در این منطقه ساکن شدند، گرچه برخلاف مردمان منطقه، سنی مذهب هسنتد اما همانند آنان به زیارت این امامزاده رفته و نیازها و حاجات خود را از ایشان طلب می کنند.

 

نتیجه گیری

با توجه به مطالبی که در بالا شرح داده شد به نظر می رسد که این دیار در زمان قبل از اسلام عمدتا پیرو آیین زردشت و میترائیسم بوده اند و با ظهور اسلام و گسترش آن در منطقه آنان با سعی در حفظ عناصر مهم این آیینها ، دین اسلام را پذیرفته اند چنانکه می توان از دراویش پیرو طریقت قادریه و نقشبندیه در میان جافهای سوران زبان یاد کرد ، باید خاطر نشان کنم که جاف در منطقه اورامانات چند تیره مهم دارد از جمله تایجوزی، باباجانی، قبادی، و ولد بیگی که طایفه تایجوزی بیشتر در روستاهای "دسیردی، رجوی، پونه، اشکیه، شیخ صالح ودیگر روستاهای اطراف مرز ایرن – عراق ساکن اند، تیره بابا جانی هم که خود دارای چند طایفه با نامهای عالی ، حمده ، قوچعالی و میرویس است ، در دشت حر و شهرستان ثلاث باباجانی فعلی ساکن اند، تیره قبادی هم اکثرا در بخش ازگله که در چند کیلومتری مرز عراق است ، قرار دارند، ولد بیگی ها هم در آبادیهای میان دو شهر جوانرود – روانسر و تا حدودی هم در خود این دو شهر و شهر پاوه قرار دارند اما لازم است بگویم که در هر یک از تیره ها و طوایفشان، هر کدام مقابر، مسجد، تکیه و دیگر فضاهای مقدس مخصوص به خود را دارا می باشند. هورامی زبانان هم در شهرستان پاوه قراردارند و همانند دیگر مردمان استان از نظام و تقسیمات طایفه ایی پیروی می کنند و سیستم ارتباطات خویشاوندی هم بر این مبنا استوار است چنانکه هر تیره دارای مکان زیارتی ، مسجد و .. مخصوص به خود می باشد.

 

هم چنین طایفه قلخانی از نمونه های آن است که با ظهور اسلام و گسترش آن در منطقه ، پیرو آیین یارسان شدند، این طایفه تا قبل از ظهور اسلام پیرو آیین میترائیسم بودند اما ظهور اسلام و فراگیر شدن آن در خاورمیانه باعث شد تا زردشتیان از دیگر نقاط ایران به این منطقه آمده و در نتیجه نزدیکی با طایفه قلخانی و ارتباط تنگاتنگی که میان آنان ایجاد شد در نتیجه بتدریج در اثر نوعی اختلاط میان آنان ، بتدریج در حوزه دین هم تاثیراتی را از یکدیگر گرفتند چنانکه زردشتیان مهر/ میترا را یکی از یازدان خود قلمداد می کردند و برای میترا ارزش و احترام فراوان قایل بودند ، طایفه قلخانی هم بتدریج دین زردشت را بعنوان دین رسمی خود پذیرفتند اما با اعمال فشارهایی که از طرف امویان و عباسیان بر آنها می شد بالطبع آنان هم مجبور به پذیرش اسلام می کردند ، اما آنان به منظور حفظ آیین و رسوم کهن خود ، پیرو آیین یارسان شدند که عناصری از آیین باستانیشان را حفظ کند ازجمله نیایشگاه آنان (جم خانه) که مناسک و رسومات حین ورود ، شال بر کمر بستن و ... همچون زردشتیان است و یا اینکه شباهات انان با میترائیان در تقدس آتش ، نور و روشنایی ، تقدس اعداد هفت ومواردی از این قبیل نشانگر ارتباط میان آیین یارسان با آیینهای باستانی می باشد.

 

با توجه به اینکه کلهر زبانان هم همچون دیگر طوایف موجود در منطقه از نظام عشیره ایی و طایفه ایی پیروی می کنند بالطبع دارای مقابر ، زیارتگاهها ، حسینیه ها و دیگر فضاهای مقدس مخصوص به خود می باشند. در هر منطقه ایی از استان کرمانشاه طوایفی خاص زندگی می کنند بطوریکه در شمال ، جافها و در اطراف دالاهو ، قصرشیرین ، کوزران اکثرا مردمان طایفه قلخانی زندگی می کنند ، در مرکز و جنوب استان عمدتا کلهر زبانان سکونت دارند که با نظامی طایفه ایی همچون دیگر مناطق استان مواجهه اند.(البته در خود شهر کرمانشاه تقسیم بندی طایفه ایی بندرت مشاهده می شود بجز حاشیه های شهر از جمله جعفر آباد که از طایفه کاکاوند می باشند یا دولت آباد که اکثر ساکنینش را جافها تشکیل می دهند.) کلهر ها هم مانند جافها ، قلخانیها و لکهای استان دارای طوایف متعددی می باشند که از جمله آنان طایفه زنگنه ، جلیل وند می باشد و با توجه به اینکه هر کدام از این طوایف در یک ناحیه خاصی ساکن هستند بلاطبع دارای روحانیونی از طایفه خود می باشند که با برجسته بودن بعضی از آنها ، مقبره اش در نزد آن طایفه اهمیت می یابد ، لکها نیز از چنین سیستمی در ارتباطات خود با دیگری بکار می بندند.

 

هر چند نظام طایفه ایی و عشیره ایی در حال از دست دادن کارکردهایش است اما آثار خود را نهاده است چنانکه هر تیره و هر طایفه ایی دارای چندین مزار ، مسجد ، حسینیه و دیگر ابعاد مذهبی و فرهنگی محصوص بخود هستند بطوریکه در توضیح مفهوم خود در برابر دیگری ، این خود معادل با طایفه و تیره فرد است نه خود شخص که از شواهد آن می توان طنزها و جک هایی را مثال زد که هر طایفه و تیره درباره دیگری بکار می برد یا در عزاداریها که هر طایفه ایی دسته خاص خود را دارد و یا اینکه در نزد هر طایفه و هرتیره ایی اشخاص و مکانهایی اهمیت دارند که در نزد دیگر طایفه آن مکان دارای اهمیت نیست ، البته مکانهایی هستند که می بینیم در نزد کاربران چند زبان مهم و تقدس دارد مثلا مقبره بهلول دانا که علاوه بر طایفه قلخانی در نزد طایفه باباجانی و قبادی هم اهمیت دارد.یا چشمه ریزه که از اکثر مناطق استان برای شفای بیماریها به آنجا رجوع می کنند.

 

مطالبی که در بالا ارائه شد ما را به این نکته می رساند که در این استان کماکان بر نظام طایفه ایی استوار است چنانکه این سیستم علاوه بر تاثیر در بخشهای خویشاوندی ، سیاسی و غیره گذاشته است ، حوزه ایی را که در ظاهر نظام طایفه ایی نمی تواند بر آن تاثیر گذارد ، را هم در بر گرفته است.     هر طایفه و خاندانی باید سرسپرده اجاق یکی از سادات باشند به عنوان نمونه یکی از طوایف قلخانی به نام عالی بهرامی سرسپرده ی اجاق سادات حیدری اند.

 

بعضی از این مکانها همانند کل داوود به شکلی بازنما یافته در میان افراد تیره/ طایفه یا قومی خاص اهمیت خود را باز یافته و وجه مشخصه آن قوم در قتبا با مقابلل شده است.

 

تیره یا طایفه ایی هم که فضای مقدس نداشته یا آنقدر مهم نبوده است، با برجسته کردن فضایی خاص خود را از دیگری متمایز کرده اند که این خود به نوعی عامل اعتبار آن تیره یا طایفه ی خاص بود. گرچه هر طایفه ای در درون تیره های خود هم اختلافاتی داشت به طوریکه هر یک از این تیره ها برای اهمیت قلمداد کردن و تفکیکی خود از دیگری فضاهای مقدس مربوط به خود را ایجاد کرده اند اما درکل این طایفه در مقایصه با طایفه دیگری دارای سطحی نسبتا بالا از انسجام و هماهنگی است و این به خصوص در جایی خود را بیشتر بارز می کند که تفوت مذهبی یا گویشی هم به آن اضافه شود چنانکه سنی ها ی شهرستان ثلاث باباجانی که در تقابل با طایفه قلخانی هستند برخ یاز عناصر ازجمله مساجد را عنصری بسیار مقدس و برجسته نشان داده اند و در مقابل می بینیم که آنان هم به جم خانه یعنی همان معبد و نیایشگاهشان بسیار اهمیت می نهند، همچنین ما این تقابل را در تیره هایی از طوایف باباجانی، قبادی، کاکاره شی و گاخوری که ساکن شهر سرپل ذهاب می باشند در مقابل با تیره های قلاشاهینی، دیره و پاتاقی شاهدیم البته باید اشاره کنم که در اینجا علاوه بر عامل طایفه دو عامل دیگر یعنی دین و گویش باعث تشدید این تقابل شده است چنانکه اولی با لهجه سرپلی شاخه ایی از گویش کلهری و دومی با لهجه جافی از گویش سورانیتکلم می کنند، بعلاوه جافها بر مذهب سنی شافعی و کلهرها بر مذهب شیعه دوازده امامی استوارند به همین خاطر است که ما می بینیم آنان به بافت معماری مساجدشان بسیار اهمیت می دهند چنانکه هر کدام برای ایراد گرفتن بر دیگری فضاهای مقدس و معماری آن خرده می گیرند.

 

 

منابع

 

English :

- A.M(1990). Yari religion،Shomelirefugee camp،Iraq،page 3  

- V, Minorsky(1964). “The sect of the Ahl- i Hakk” Iranica, twentyArticle, Tehran university, publication, NO 775.

-Kermanshah province, wikipedia.

- فارسی :

- مشکوتی، نصرت اله(1349). فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران، 162.

- گلزاری ، مسعود و جلیلی ، محمد حسین، کرمانشاهان باستان، ص 17.

- نرسیسیانس، امیلیا(1382). مباحثی در دو زبانگی از دیدگاه علوم اجتماعی، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، پژوهشکده.

- گریشمن، رومن(1366). ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 41.

- یاسمی، رشید(1363). کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او، انتشارات ابن سینا، ، 25.

- وندنبرگ، لویی(1348). باستانشناسی ایران باستان ،ترجمه عیسی بهنام ، دانشگاه تهران ، ص 101.

- ولدبیگی، بهرام(1380). نگاهی به جاذبه های اکوتوریستی اورامان، بهرام ولدبیگی، کرمانشاه، انتشارات تاق بستان.

- مارتین وان برویین سن، جامعه شناسی مردم کرد، ترجممه ابراهیم یونسی،

- سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه.

- Web site :

1-http://www.iran-newspaper.com/1381/811226/html/mland.htm#s202692

2- http://www.iran-newspaper.com/1381/811226/html/mland.htm#s202692

3- www.iran-newspaper.com                    

4 - www.Paveh.itgo.com- www.salamkermanshah.com

5-www.ostan-kd.ir/Files/1/System/Intro/10.jpg                                                                        www.andisheh-ntoir.gov.ir/images/8.jpg-6

7-karamian.blogfa.com/post-60.aspx

8- zardoi.blogfa.com/post-1487.aspx

9 - http://javan2007.javanblog.com-

10 - http://rizhaw.blogfa.com/post-4.aspx

11-http://www.anobanini.ir/travel/fa/kermanshah/1385/08/post_10.php#more

- کوردی :

- لیزینگ، میشل(دانشگاه آمستردام)(2004). کاریگه ریی گﯚرانی له سه ر کوردی ناوه است ، وه رگیران: عه زیز گه ردی، سلمانی، ده زگای چاپ و په خشی سه رده م، لاپه ه ی 4 .

-ئه یوب وسته م(2006). یارسان ( لیکولینه وه یه کی میژوویی – دینییه )سه باره ت به کاکه یی ، سلمانی، چاپی یه که م، له باو کردنه وه کانی مه به ندی وشنبیری هه ورامان .

- ئه یوب وسته م(2004). هه و رامان، سلمانی، له باو کردنه وه کانی مه به ندی وشنبیری هه ورامان .

 


[1] - Normative

[2] -Spantaneous

[3] .Neanderthal

2- وازه جاف که در بالا به آن اشاره شده است ايهام دارد و به دو معني است معني اول يعني ستمديده و معني دوم يعني ستمکار و ظالم معني ديگر آن خشک و خشن است. . اما وجه تسميه جاف همانطور که بابا مردوخ روحاني اشاره کرده است ،ريشه ي آن به اوايل اسلام بر مي گردد آنان در اوايل گسترش اسلام بر مذهب زرتشت بودند و آيين اسلام را نپذيرفتند . در مقابل حملات مسلمانان مقاومتهاي زيادي را انجام دادندو به همين خاطر مسلمانان به آنان اين برچسب را دادند و آنان را کساني ناميدند که خشک و خشن هستند و هيچ انعطافي از خود نشان نمي دهند.

1- البته در بعضي از اين مکانها دخالت انسان مشاهده مي شود چنانکه در چشمه ريزه ساخت و ساز و بناهايي براي استراحت زايرين ايجاد شده است.

2- البته بعضي از مصنوعاتي انساني وجود دارند که هر چند محصولي فرهنگي محسوب مي شوند اما جنبه طبيعي در آنها غالبيت دارد همانند چاه که دخالت انساني به نسبت مکانهايي چون مقابر و ... کمتر است.

1- سراب مکاني درياچه ايي مانند است در ابعاد بسيار کوچکتر ولي برخلاف درياچه ، سرچشمه آن در درون خودش مي باشد.

. قبل از توضیح درباره انواع فضاها لازم اشاره کنم که بنا بر کاربرد عمده روش تحقیق مردم نگارانه در این تحقیق، لذا توضیحات هر مکان و فضای قدسی با عکس و تصویر مردم نگرانه از این فضاها همراه بوده است اما به دلیل محدودیت و ضوابط حجم فایل برای گذاشتن بر روی سایت، من عکسها و تصاویر مربوطه را بنا بر اجبار حذف کرده ام که در صورت علاقمند بودن خوانندگان ، با فرستادن درخواست به ایمیل بنده ( این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ) ، متن کامل تحقیق را به همراه عکسها برایشان ارسال خواهم کرد.

2- کاني : چشمه

[10] - Kany reihezah

[11] -http://farhadgooran.com/blog

2- "چه م " به معناي رودخانه است.

3- CHamy sowary mowarak

9- سرچشمه اين نهر از زرين جوب مي باشد که حدود 6 کيلومتر تا اين نقطه فاصله دارد و آب بدين ترتيب بدين مکان   آورده مي شود.

10- " به رد" کلمه ايي کردي به معني سنگ مي باشد.

[16] . Fąany mry mǒar diry

1- . مشکوتي ، نصرت اله، فهرست بناهاي تاريخي و اماکن باستاني ايران ، تهران، 1349 ص 162

1-. گلزاري ، مسعود ، جليلي ، محمد حسين ، کرمانشاهان باستان ص 17

2- گريشمن ، رومن ، ايران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معين ، تهران ، ترجمه و نشر کتاب ، 1366 ص 41

3- گلزاري ، مسعود ، جليلي ، محمد حسين ، کرمانشاهان باستان صص 17-18

1- - ياسمي، رشيد،1363 : 25.

2- واندنبرگ ، لويي ، باستانشناسي ايران باستان ،ترجمه عيسي بهنام ، دانشگاه تهران 1348 ، ص 101

1- بيگلري ، هرمز ، گذري بر تاريخ کرمانشاه ، مؤسسه چاپ و انتشارات کاشفي ، 1367 ص 27

2- واند نبرگ ، لويي ، باستان شناسي ايران باستان ، ترجمه عيسي بهنام ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1348 ص 102

1-. Samas                                                                                                                                                    

1- Nusku                                                                                                                                                        

2-Babsugal                                                                                                                                                    

[28]. Masaxsu                                                                                                                                                  

1-. حاکمي، مهندس علي، سنگ نبشته مربوط به زمان مردوک آپال ايدين، مجله ي باستان شناسي و هنر ايران. شماره ي اول زمستان 1347 صص 69-68

[30] - Horen

[31] - Tarlonni

[32]. گلزاري ، مسعود و جليلي ، محمد حسين ، همان ماخذ پيشين صص 23-21

[33]. Zaŗőn

[34]- Zardowey

[35] . Rĕjhaw

1- CHarmow sowar

1- ابو علي، کنيه ي احمد بن اسحاق (ره) مي باشد.

2- توقيع : پاسخ کتبي امام زمان (عج) به سؤالاتي که از ايشان مي شد و توسط سفرا و سؤال کنندگان تحويل مي گرديد

3- عبدي ، مهدي ، ستاره ي سرپل ذهاب ، انتشارات فقه 1385 صص18-17

28- عبدي ، مهدي ، ستاره ي سرپل ذهاب ، انتشارات فقه 1385صص 20 و 90

29 قمي ، عباس ، متن کامل منتهي الامال، جلد دوم ، انتشارات هلال 1376 صص 552-551

1- عبدي ، مهدي، ص 108-107

[43] . BaĻőĻy Dana

[44] . Bawayaąr/ yadgar

[45]- Minorsky , 1964.

[46] -Tanbooremas. blogsky. com

[47] - Minorsky , 1964.

1990: 3،Shomeli refugee camp 1-A.M

[49]-http://far-hang.blogspot.com/2007

[50] -Waisy qarany

1- منظور از مفهوم مرد در اينجا ، بزرگمردان و اولياي خداوند مي باشند که با تزکيه نفس به چنين مقامي رسيده اند.  

[52] - Swarry beia layeh

răyă[53]. H

[54] - Gagëŕ

[55] -Swary bŗăh

[56] - Bawamkaell

[57] - Peiah perchy

[58] - Dara

[59] . SHĕkhsĕĻâ

[60] - QĻay qazy wăn

[61]-Karamian.blogfa.com/post-60.aspx

[62] - Kowsay hajij

 

 

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.