یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط حشمت حیدریان دسته: مقالات
نمایش از 21 آذر 1396 بازدید: 438

 (دونادون)

به قلم حشمت حیدریان

برداشتی از کلامهای حقیقت:

داود میفرماید:

یاران بزانان چا دنیا و دوران  /  حکم پادشاه او نظر باران

یاران بدانید گردش دنیا و دورانها     /   دستور یار را مدنظر داشته باشید

چنی ماوران چنی مَوَران  /  میردان هزار دون یاری مکران

چقدر میآورند وچقدر میبرند  /  یاران هزار دو یاری را انجام میدهند

دنیا مو یاران یاران وشیاران

تمام هستی به یاران تبدیل میشود یارانی هوشیار

بر طبق نظریه نسبیت انیشتین ماده و انرژی دو صورت مختلف یک اصل میباشند که قابل تبدیل به یکدیگرند E=MC2 یعنی ماده را از هیچ بدست می آوریم. فرض کنید یک تشعشع پرقدرت انرژی با سرعت بسیار از نزدیکی هسته‌ای سنگین عبور کند در این صورت تشعشع انرژی در میدان پرقدرت انرژی الکتریکی هسته تبدیل به یک الکترون و یک پوزیترون الکترون با بار مثبت خواهد شد، بنابراین انرژی که قبلاً بصورت پرتو بوده به ماده ای که بصورت دوبار الکتریکی است تبدیل شده است.

بنیامین مرمو: شرط ازلی ورچه بحر و بر  /  هم هجده هزار ای سر و او سر

دونادون قانون کائناتی یار در سیر تکامل است که بر تمام هستی و نیستی در کل کائنات حاکم است و از ذرات بنیادین آغاز و تا کل کائنات و تجلی‌های خالق هستی یار در عالم خلقت، چه عالم فیزیک فانی و مجاز و چه در عالم باقی و حقیقی تداوم داشته و این حرکت تکاملی دونادون لحظه ای از حرکت باز نمی ایستد و تا ابد ادامه دارد.

سیر تکاملی دام گونه دونادون:

گستره پهناور دام‌گونه دونادون و سیر حرکت تکاملی اش را باید از دیدگاه علمی و کلام حقیقت مورد توجه و نظر قرار داد که هستی و نیستی را بسوی کمال یار هدایت میکند. همانگونه که هستی در دل نیستی وجود دارد، نیستی نیز در درون هستی وجود دارد. نیستی در اینجا به معنای محو و نابود شدن نیست بلکه اشاره به خلاء کوانتمی در خلقت دارد. و آنچه در این مبحث مورد توجه و نظر است تنها از منظر و دیدگاه حقیقت است که بیان مطلب میگردد و منبع اصلی آن کلامهای حقیقت و علوم آنست.

اصولاً دانشمندان جامعه بشری برای درک مفاهیم هر چیزی از بیرون به درون آن نگاه میکنند و از دیدگاه علمی و با تئوریهای مختلف با آزمون و خطا در تئوری و آزمایشگاه ها و نیز در طبیعت بدان می نگرند تا به اسرار آن دست یابند. از تئوری نسبیت انیشتین گرفته تا نظریۀ فیزیک کوانتم آنرا کاملاً از دیدگاه و نظر علمی بشناسد. در حالی که یک اهل حقیقت از درون هر چیزی به بیرون آن می نگرند و اسرار آنرا بدرستی میدانند و در کشف و شهودش اسرار خلقت و هستی را باز میشناسد و این تفاوت بین یک دانشمند و یک اهل حقیقت است. که این پیوند شگفت انگیز بین عشق و عقل با معنویت یاری همراه و همسوست که کمال آگاهی یاری را رقم میزند و موجب فضیلت برتر یاری در شناخت هستی میشود.

تعریف: دونادون کلمه ای کردیست و معنای گسترده‌ای دارد که در تمام دوره‌های کلامی سرانجام به آن اشاره شده است. یکی از معانی دونادون، آگاهی و دانستن پیرامون خود و یا آگاهی و دانستن جامه خود معنا میدهد. (و مرتبه خودشناسی از اینجا آغاز میشود تا فرد از نظر ظاهر و باطن خود را بشناسد و با شناخت خود و مرتبه روحی‌اش که در ازل کی بوده و در سیر تکامل دونادونش چه مراتب و قالبهای را دیده و در پایان هزاره‌اش در مرتبه وصل یار قرار گرفته، و از اینجا مرتبه یارشناسی‌اش آغاز میگردد. در گواهی یاران در مرتبه وصل با حضور یار دون‌های عدیده خود را بیان میکنند و این گواهی ها تمامی بیانگر آگاهی و دانستن جامه خود میباشد. پیر نازدار خاتون شیرازی میفرماید:

هرکس ویش ناسا محمد آسا  /  بی شک او کسه مولایچ ناسا

هر کس خود را بمانند حضرت محمد شناخت بدون شک آن فرد مولا علی را میشناسید.

دونا: به معنی دانا و آگاه و دون به معنی پیرامون، نزد، نزدیک میباشد.

دون ا دون: « دون » اول اشاره به مرتبه بالا و عالم باقی دارد که آ بسوی عالم فیزیکی فانی روانه میشود. کمااینکه دون معنای قلۀ کوه هم میدهد، و « ا » اشارخ به روح، فَره ایزدی، یا جوهرۀ یار، ذات، نور، ذرات بنیادین و کلام میباشد. هرچند « آ » به معنای بلی آری کلمه احترام و مخفف آقا، ضمیر مؤنث و کلمه مالکیت نیز میباشد. و « دون » دوم اشاره به عالم فیزیکی و مرتبه پایین دارد که روح یا جوهره یار از آسمان اول عالم باقی و عالم برزخ در آسمان هشتم فانی مجاز فیزیکی بسوی نُه (9) فلک عالم فیزیکی فانی که هفت آسمانش محل آرایش ستارگان و منظومه‌ها و کهکشانهاست دست به سفر میزند که هجده هزار عالم حیات فیزیکی فانی را مورد سیر سلوک قرار داده و با دونادونش خلقت یار را درک و فهم کند و سیر تکامل صعودی خود را در هزار یکمین مرتبه به بالاترین مرحله کمال رسانیده و به یار وصل گردد. در این هزار و یک دون شرط و اقرار ازلی در خالق بودن یار را حفظ کرده باشد و پس از پایان هزار و یکمین مرتبه در وصل به عالم باقی رفته و دونادون عالم باقی را آغاز میکند. لذا دونادون در حرکت تکاملی‌اش از بالا به پایین و از پایین به بالا حالت دوگانه‌ای دارد.

پیربنیامین در کلام دوره کیهان به حضرت سلطان میفرماید:

شرط ازلی ور چه بحر و بر  /  هم هژده هزار ای سر و او سر

شرط ازلی قبل از خلقت آسمانها و زمینها، که هجده هزار عالم حیات در عالم فانی و هجده هزار عالم باقی را یاران در دونادون طی میکنند.

کلمه حی هژده هزاری در دوره‌های مختلف کلامی سرانجام به آن اشاره شده است، کلمه « حی » بمعنای حیات، زنده، احیاء و از صفات جاودانه یار یعنی زندۀ جاوید است. در ابتدا حروف کلمه « حی » را مجزا مینویسیم « ح  ی » و هر یک را به تلف در می‌آوریم که « حا  یا » میشود آنرا ملفوظی می نامند. کلمات « حا یا » را مجدد به تلفظ در می آوریم که آنرا بطن اول می نامند، « حا الف یا الف »، سپس حروف تکراری را حذف میکنیم « ح ی الف »، در نهایت « حی الف » میشود. از آنجا که در علم جفر هر حرفی دارای عددیست بر اساس جُمل کبیر در دایرۀ ابجد حرف « ح » دارای عدد 8 و « ی » دارای عدد 10 میباشید؛   « حی » جمعاً عدد هجده (18) را دارای میباشد و « الف » معنای هزار را میدهد.

« حی الف » « 18000 = 1000× 8 »

هجده هزار عالم حیات یا هجده هزار حیات در عالم.

کشکول که مظهر داود در دوره شاهو است، میفرماید:

و راس وانامان و بی خلافی  /  پی هژده هزار دیره‌ مان شانی

بدرستی گفتیم و بدون خلاف برای هجده هزار عالم حیات با درنگ و تأمل معنوی نردی انداختیم برای یافتن یار.

حضرت مصطفی میفرماید: « از مسانی هوش نه هژده هزار » من هوش هژده هزار حیات انسانی و موجودات را در یک لحظه میگیرم.

عابدین میفرماید: « خوفی له کیه و بوچی نایته روی دنیا  /  او خالقی خلق و صاحبی هژده هزاری»

عابدین در پاسخ به دشمنان یار می گوید: از چه کسی ترسی دارد و برای چه به تجلی انسانی به دنیا نمی آید در حالی که او (یار) خالق خلق و صاحب هجده هزار عالم حیات است.

دونادون در حی هجده هزاری برای یاران با شرط و اقرار ازلی بنا نهاده شده است و با آموزشهای پیربنیامین که در میان تمام نژادهای عالم بسر میبرد تا یاران حقیقت را که ضیفته حقانی یاراند از طبقه‌ای به طبقه بالاتر برساند. پیر درون در هجده هزار عالم درونی حیات با نور هدایت کننده اش تا سر منشاء خدایی یار، یاران را به جایگاه ازلی میرساند. شیخ امیر میفرماید:

اگر ریز سنگ بیوش و دامان / دو شیشه بنان خُرد مَبو داغان

ویاس بلند سرنگون مَبو /  باز هم وَ دچار قوا و دون مَبو

اگر یاری مرتکب خطا و گناه شود، بمانند ریزه سنگی از بالا و پایین پرتاب شده و شیشه وجودی نازک و لطیف خود را در میدان حقیقت خرد و خاکشیر کرده است، و از صخره بلند سرنگون شده، مجددا در دام جسمانیت و دونادون قرار میگیرد.

شمینه مادر عابدین به حضرت سلتان میگوید:

اگر ویکی میلت بو باوی  /  آ کس نمبو غرق و هراوی

دور موچه ختا جستوگوناوی  /  لابت موخشیش و پای سواوی

 یعنی اگر حضرت سلتان  میلش به کسی باشد، آن کس هرگز غرق گناه و نابود نمی شود، و از خطا و گناه دور خواهد ماند، حتما او را به پای یک صواب می بخشی.

حضرت سلتان در خصوص یاران سرسپرده به درگاه یار در میدان حقیقت به پیربنیامین میفرماید:

پیره وَختای یارسان سرشان داوی     /  چه وصولشان هن نه بر چاوی

وصول پس کسی خاصن گناش زیاوی  /  تا واو وصوله وه گناش رشیاوی

یعنی پیربنیامین وقتی یارسان سرشان را بدرگاه حق تقدیم کردند (جوز سر دادن) وصلشان در برابر چشمان من است، وصل برای کسی خوب است که از گناه بیرون آمده باشد، تا در این وصل هیچگونه گناهی نداشته باشد .

دنیا مجازن و مجازبنن  /  هر کس طلسم پری ویش ژنن

دنیا مجاز است و به مجاز متصل است و هر کسی یک شیوه دام‌گونه برای خود ساخته است.

حضرت سلتان در دوره کیهان میفرماید: « یاران بو وِردی راه و بی پایان » یعنی ای یاران راه را بی پایان را ببرید و آنرا طی کنید.

دونادون در حقیقت کوتاه ترین راه وصل به یار است که در پایان هزار و یک دون فرد برای همیشه به عالم یار وارد میشود. دونادون بمانند تناسخ نیست که روح در سیر کمال در چرخه هشتاد و چهار، هفت بار در دروازه صورت فلکی منطقه البروج که هر یک صد هزار سال طول میکشد در دام قرار بگیرد.

8.400.000 = 100.000 × 12 × 7 چنانچه روح نتواند در این چرخه (که کلام حقیقت بنام لاج معرفی میکند) نتواند در سیر کمال به یار وصل گردد میلیاردها سال طول میکشد تا از این دام برهد. در حالی که در دونادون در هزار و یکمین دون روح به مرتبه وصل میرسد که حداکثر پنجاه هزار سال است، بشرطی که گناه و خطایی نداشته باشد و پس از پایان زندگی‌اش در میدان حقیقت برای ابد به عالم یار وارد میشود و سیر باطنی را در عالم باقی با دونادون آغاز میکند. مگر آنکه روح پس از پایان هزاره‌اش برای ماموریت حقانی به عالم فانی وارد شود. بمانند نوروز که هزار و هفتمین دون خود را در دوره ذاتی سید براکه طی کرد. و یا هفت خلیفه پس از 1500 دون در پردیور در تجلی حضور بهم میرساند.

اگر یاری در میدان حقیقت مرتکب اشتباهی شود سیر تکاملی‌اش در دایره فنروار صعودی متوقف میشود، و در دون بعدی در میدان حقیقت در همان نقطه‌ی قبل از اشتباه قرار گرفته تا با کردارش و خدمت بخود و یارستان آن اشتباه را جبران نماید. حضرت سلطتان میفرماید:

شمن حسینم حسنم تا من  /  ای دو مه فنر چه سر مقامن

حسینم شمع نورانی است و حسن‌ام همتای من در جانشینی است این دو عزیز من سر مقام فنر دایره‌وار حقیقت هستند.

این دو فنر مقام که اول شاه ابراهیم به عالم فانی تعلق دارد چون کلید عالم فیزیکی و فانی در دست شاه ابراهیم است. دونادون یاران در عالم فیزیکی فانی تا هزار و یک دون را در فنر مقام شاه ابراهیم طی میکند و پس از وصل به یار و حضور در عالم باقی بابایادگار فنر مقام عالم باقی است که یاران باید هجده هزار عالم را از طریق ظاهر در فنر مقام شاه ابراهیم و هم هجده هزار عالم باقی را از فنر مقام بابایادگار طی کنند. پیربنیامین میفرماید:

شرط ازلی ورچه بحر و بر  /  هم هجده هزار ای سر و او سر

شرط ازلی قبل از خلقت هم هجده هزار در عالم فانی و هم هجده هزار عالم باقی که یاران باید آنرا طی کنند دونادون در عالم فانی باستناد کلامهای حقیقت هزار و یک دون است، اما دونادون عالم باقی تعدادش مشخص نیست. فنر مقام معنای گسترده‌ای دارد از شکل ژن‌ها و کرموزم‌ها گرفته تا تونلهای عبور ارواح در آسمانها و کهکشانهای مجاور در عالم فیزیکی و آخرین مرتبه دونی‌اش برای کوچ آخر عبور از ستاره نوا است. فنر مقام عالم باقی در عبور از آسمانهای حقانی عالم باطن است.

میدان حقیقت میدان عشق و مهر محبت و کردار است جای گناه و خطا نیست. آنان که در میدان حقیقت در سه خطای غیر قابل بخشش که خطای خاندان، خارج شدن از پیمان یاری و خیانت به جفت یاری میباشد گرفتار میشود، نامشان از دفتر پیرموسی حذف و از میدان حقیقت خارج میشوند.

رهایی از دونادون کردار و نیاز است. حضرت سلتان میفرماید:

وختی چی دنیا دس و نیازن  /  نزدیک هزاره هم و بالوازن

نیاز یاران آخر منزلن  /  آخر منزلمان نا قله‌ی دلن

هر میردی بیشتر دلش و کلن  /  روحش هامیته خاک زرده گلن

نزدیک و مینگه حل و مشکلن

وقتی در این دنیا دست به نیازند، نزدیک هزار و آماده و پرواز هستند، نیاز یاران آخرین منزل است، آخر منزلمان حال در دل و بالاترین مرتبه عشق است، هر یاری که دلش بیشتر در جوشش است، روحش با خاک زرد و نورانی آمیخته است و نزدیک میدان حل مشکلاتش میباشد.

نامهایدیگردونادون:

در کلامهای حقیقت سرانجام دونادون با نامهای دیگر بیان شده است که معانی بسیاری و ظاهر و عوالم معنوی را در خودنهفته دارد که عبارتند از:بارگاه وَ بارگاه .بارگه وَ بارگه. مظهر وَ مظهر. جامه وَ جامه. یورت وَ یورت. رنگ وَ رنگ. یانه وَ یانه. کوی وَ کوی. قالب وَ قالب. پردهوَ پرده. چین وَ چین. نخت وَ نخت. دیار وَ دیار. نسار وَ نسار. پا وَ پا.  ولات وَ ولات. شون وَ شون .کان وَ کان. حال وَ حال. کوچ وَ کوچ.چینه وَ چینه. صف وَ صف. سِّر وَ سِّر. قطار وَ قطار. اصول وَ اصول .میدان وَ میدان. دَرَج وَ دَرَج. قوا وَ قوا. لان وَ لان. جام وَ جام.رت وَ رت. دام وَ دام. ایام وَ ایام. دانه وَ دانه .نام وَ نام .رو وَ رو. کوه وَ کوه. کام وَ کام .پوس وَ پوس. قوه وَ قوه. دس وَ دس. سو و َسو. راهوَ راه. جا وَ جا. هنگاو وَ هنگاو. دانک وَ دانک. ورق وَ ورق .منزل وَ منزل. رزم وَ رزم. هان وَ هان. پو وَ پو. هل وَ هل. پچ وَ پچ. دور وَ دور. شار وَ شار. کیش وَ کیش. خت وَ خت. تَوَق وَ تَوَق. بَن وَ بَن. کونج وَ کونج. پَر وَ پَر. موی وَ موی. بال وَ بال. جر وَ جر. یار وَ یار. دکانوَ دکان. مول وَ مول. چرخ وَ چرخ. آن وَ آن. پیل وَ پیل. جو وَ جو. واز وَ واز. ها وَ ها. حرف وَ حرف. قرن وَ قرن. دور وَ دور. تن وَ تن. تویل وَ تویل. شیوَ شی. پول وَ پول. گرو وَ گرو. کلاس وَ کلاس .که ل وَ که ل. تاق وَ تاق. راس وَ راس. سات وَ سات. قال وَ قال. برگ وَ برگ. قاب وَ قاب. تان وَ تان. گوله وَ گوله. جم وَ جم. عین وَ عین. کش وَ کش. لونگ وَ لونگ. سنگ وَ سنگ. کو وَ کو. دنگوَ دنگ. پو وَ پو. قول وَ قول. هَلت وَ هَلت. هَوَر وَ هَوَر. کویچه وَ کویچه. سر وَسر.

از کوی های اسرار آمیز یار با نشانه های زمینی و اسرار گونه‌اش بنام‌های:سرتاف، کولی، تراز، ویالان، شرم، مای، کتی، هیوی[1]، ناون، بالا، کان، نام، خیره، حیله، کاخ، تیران، شتر، سرسات، لان، کونین، غول، جام، قیصر، سرناد، شرا، ورف، ژرم، شویره، کازه، سافیر، خیلان، فیروز، سرچک، عرج، رق، ترک، قواخ، بنا، دِیو، پوان، کبود، مهر، چات، لوف، رت، عام، باستان،هوهل، کیل، مینا، کلاف، خالان، ماه، کف، سوران، قاف، سِّر، چرخ لاج[2]، تاوند، حامل، ستار، افراز، حوت، میثال، انجم، سما، ماوی،تون،افلاک، بحر، سرکف، کر، زمیت، کسنزان،هیلهو... سرچشمه گرفته شده است که هر یک از کوی‌های اسرار آمیز جهان‌هایی است که یار آنرا خلق نموده است و تنها در مرتبه وصل است که یاران با خِرَد خود بنیادش در ادوار مختلف دونادون آنرا بیان کرده و با کشف کلید راز وارانه آن در کشف و شهود جهانهای هجده هزار عالم، مکان و جایگاه آنرا آشکار کرده جهان ها و سرزمین های دور و نزدیک با جم خانه های پنهان که نه تنها کهکشان ها بلکه تمام عالم فیزیکی و فانی یعنی کل کاینات را در زیر سیطره خود به نظم کشیده است .

ذرات بنیادین:

کانتات بزرگترین مجموعه ممکن است که از ذرات بنیادی Elementary particle شکل یافته. این ذرات توسط نیروهای گرانشی، الکترو مغناطیسی و هسته ای بهم پیوند یافته اند و سلسله مراتب ساختمانی آن در فضا (از هسته های اتم گرفته تا ابر کهکشانها) و سیر تکامل آن از گوی آتشین دُرّ تا اشکال کنونی توسط ویژگیهای ذرات بنیادی و بر همکنش آنها اداره میشود و تشریح جهان و تکامل آن بر اساس خواص و بر همکنش ذرات بنیادی صورت میگیرد. دونادون در تمام ذرات بنیادی و تمام پدیده های جهان ملموس و آشکار است. فیزیک ذرات بنیادی درک عمیقتر و دید بالایی را در مورد ساختمان و تکامل اجسام منفرد مانند اتمها و مولکولها، بلورها، کوه‌ها، سیارات منظومه های کهکشانها و کل جهان ارائه می دهد و از دو منظر  1- اختر فیزیکی (ویژگیهای فیزیکی ستارگان) 2-کیهان شناسی.

جرم ذرات بنیادین:

جرم  ذرات بنیادین بسیار کوچک است. از این رو آنها را میتوان تا سرعت بالایی رساند مانند فتونها که بودن جرم بوده و بالاترین سرعت ممکن (سرعت نور) را دارا هستند. سبکترین ذره یا جرم غیرصفر نوترینوالکترون است.

انرژی ذرات بنیادین:

انرژی به سبب تغییرپذیری زیادش بر کل جهان حاکم است. تکامل زمانی تمام سیستم‌ها از ذرات بنیادین گرفته تا خوشه‌های کیهانی را تعیین میکند. این تنوع انرژی به چند بر همکنش معدود بین ذرات بنیادین میتواند تقلیل یابد.

روجیت یکی از ویژگیهای اساسی ذرات بنیادی است و کلام حقیقت شیخ امیر در باب خلقت میفرماید: «جهان جفت جام سراسر ساختن جهان جفت جام».

چکیده ذرات بنیادی واحدهای اساسی برای ساختمان جهان میباشند و براساس جرم در حال سکونشان به باریون‌ها (ذرات سنگین) لیپتون‌ها (ذرات سبک) و مرون‌ها (ذرات میان وزن) طبقه بندی میشوند. بیشتر ذرات بنیادی و احتمالاً تمام آنها میتوانند در نتیجه انرژی به ماده به وجود آیند. حداقل انرژی لازم برای تولید گروهی از ذرات از معادله انرژی انیشتن بدست می آید. در چگالی‌های زیاد ذرات ناپایدار (نوترون، هیپرونها، مزون‌ها) پایدار میشوند و نیز ذرات پایدار الکترون و پرتون میتوانند در اثر برخوردهای متقابل با ذرات خود نابود شوند. چنانچه واحدهای اساسی پایدار (ذرات بنیادی پایدار) دارای وجود تضمین شده ای نباشد هیچ چیز در جهان مادی وجود تضمین شده ای نخواهد داشت.

فهرست ذرات بنیادین: ذرات بنیادی اولیه، فریون‌ها، کوارک‌ها، لیپتون‌ها، بوزون، ذرات ترکیبی باریون (فرمیون هستند)، مزون (بوزون هستند)، اتم، ملکول. [منبع اینترنت، ویکی پدیا، ذرات بنیادین]

حضرت سلتان در باب خلقت میفرماید: «ذاتم وَست او اشیاء» جوهر وجودیم را در تمام اشیاء نهاده‌ام و خلقت جهان هستی که حضرت شیخ امیر میفرماید: «جهان جفت جام» که از خلقت زوجیت (مثبت و منفی) اشاره دارد.

جهان جفت جام    /  سراسر ساختن جهان جفت جام

ارکان و ادب عقل و هوش و فام   /   کرد و چار عناصر تمامی تمام

اشکال دونادون:

هماهنگونه که قبلاً توضیح داده شد، دونادون قانون کائناتی یار است هم در ظاهر یعنی عالم فیزیکی و هم در عالم باقی و باطنی حاکم است. و از ذرات بنیادین تا کل کائنات تمام هستی و نیستی را با تمام موجوداتش بسوی کمال هدایت میکند. دونادون اشکال فراوانی دارد که مختصراً به آنها اشاره میشود و از صاحبان اندیشه یاری و یاران فرهیخته در میدان حقیقت تقاضا میشود در تکمیل این نوشتار اقدام نمایند.

اشکال دونادون: الف) دونادونظاهریدرعالمفیزیکی؛ ب) دونادونباطنیدرعالمباقی

دونادون ظاهری در عالم فیزیک با استناد کلامهای حقیقت در هزار و یک دون بدون خطا و گناه به سیر کمال رسیده و به یار وصل میشود .مگر آنکه روح برای ماموریت حقانی اش در بالای هزار و یک دون به عالم خاکی بیاید. حضرت پیر بنیامین به حضرت سلتان میفرماید:

شرط ازلی ورچه بحر و بر    /  هم هژده هزار چی سر و چو سر

شرط ازلی قبل از خلقت آسمانها و زمینها، درهجدههزارعالمحیاتدرعالمفانیوباقیدونادونیارانطیشود .

دونادون عالم فیزیک در هزار و یک دون مشخص است، اما جز کلام فوق هیچگونه اشاره ای در خصوص چگونگی دونادون عالم باقی نشده است اما آنچه مسلم است دونادون عالم باقی در هجده هزار عالم حیات در عالم باقی است .

انواعدونادون:

دونادون ذرات بنیادین، دونادون کوارک‌ها، دونادون اتم‌ها، دونادون اشیاء، دونادون ستاره ها، دونادون منظومه ها، دونادون کهکشانها، دونادون کائنات، دونادون فردی، دونادون جمعی، دونادون سرزمینی، دونادون علمی، دونادون ادیان و فلسفه ها و جهان بینی ها، دونادون یار، دونادون کلام، دونادون جماد به نبات، دونادون نبات به حیوان، دونادون انسانها، دونادون ملت ها (تیمور نی ور ازلم نه رایه / دون ملتان قواقوایه)، دونادون انسان که خلقت جداگانه ای دارد .

دونادونذراتبنیادین:

ذرات بنیادین غیرقابل تقسیم‌اند و آن ذراتی هستند که مو جب آوردن ذرات دیگری میشوند که در دونادون بعدیش ذرات زیر مجموعه کوارکها را میسازند که با دونادون دیگری ترکیباتی از رنگها و مزه ها و ذرات مرکبی بنام هادرون که بوجود آوردن پرتون و نوترون هستند که ذرات ریزتر از اتم با تغییر دونش موجب بوجود آوردن اتمها میشود .اما اینکه ذرات بنیادین چگونه و تحت چه شرایطی با دونادونهای پی در پی ذرات ما قبل کوارکها را بوجود میارد و چگونه کوارکها را شکل و سامان میدهد و آنرا خلق میکند بصورت اسراری برای دانشمندان باقی مانده است، اما آنچه که دانشمندان در آزمایشگاه سِّرن بدست آورده اند بنام هِیگز با ذره خدائی نام نهاده اند، و در حال تحقیق اند که آیا ذره هیگز همان ذره ی بنیادین است یا نه. اصولاً ذره بنیادین آنست که هرچه آنرا بشکافی همان ذره بدست بیاید و غیر قابل تقسیم باشد.

انسانها، کره زمین، کهکشان راه شیری عملاً از سه سنگ بنای اولیه ایجاد شده است که عبارتند از: 1- کوارکهای بالا، 2- کوارکهای پائین، 3-  الکترونها. هر انسان در بدن خود میلیاردها سلول دارد با توجه به تفاوت انسانها، جانوران و گیاهان و سیارات و ستارگان که با یکدیگر دارند، باز هم از سه ذره ی زیر بنایی ساخته شده اند که عبارتند از :کوارکهای پائین و کوارکهای بالا و الکترونها.

براساس کلامهای حقیقت، کلام اولین مخلوق خالق هستی یار است. صالح که دارای ذات پیرموسی است در دوره باباناوس میفرماید:

گوهر کلاممن کلام رهبرین  /  ناوس و کلام ایمت آفرین

گوهر کلام من است و کلام راهنما و رهبر است ناوس ما را با کلام آفریدی.

لذا کلام صدای نورانی و زنده یار در خلقت است که هر لحظه دست به خلقت میزند و تا ابد ادامه دارد.

کلام اولین مخلوق یار در کل کائنات است و پس از کلام حضرت پیر بنیامین خلق شد. ذرات بنیادین از کلام نورانی یار صادر میشود. حضرت سلتان در کلام دوره عابدین میفرماید:

دیدم و رحمت پنتان دیاه     /  مرغ رحمتم وست او اشیاء

با نگاه عاشقانه رحمتم بشما مینگرم، مرغ رحمتم )روح رحمانیتم( در اشیاء نهاده شده است

و در جائی دیگر حضرت سلتان میفرماید:

ذاتم وست او اشیاء

ذات عاشقانه ام در اشیاء نهاده شده است.

ذات خالقی یار در تمام اجزاء هستی نهاده شده است. و کلام یار که صدای نورانی و زنده خالق هستی یار در خلقت است .و کلام ذره ی بنیادین را بوجود میاورد. پیررستم سو در دوره عالی قلندر میفرماید:

یار زده بام چنی روچیار  /  نه دوری ذرات بین و هام اقرار

یار زرده بام با روچیار در دوره ذرات با هم هم اقرار شدند.

کائنات بزرگترین مجموعه ممکن است که از ذرات بنیادی شکل یافته است، این ذرات توسط نیروهای گرانشی، الکترو مغناطیسی و هسته ای بهم پیوند یافته اند. و سلسه مراتب ساختمانی آن در فضا از هسته های اتم گرفته تا ابر کهکشانها و سیر تکاملی آن از دُّر و گوی آتشین تا اشکال کنونی توسط ویژگیهای ذرات بنیادی و بر همکنش آنها اداره میشود و تشریح جهان و تکامل آن بر اساس خواص و بر همکنش ذرات بنیادی صورت میگیرد .دونادون در تمام ذرات بنیادی و تمام پدیده های جهان ملموس وآشکار است. فیزیک ذرات بنیادی درک عمیق تر و دید بالایی را در مورد ساختمان و تکامل اجسام منفرد مانند مولکولها، بلورها، کوهها، سیارات، منظومه ها، کهکشانها و کل جهان ارائه میدهد و از دو منظر: 1- اختر فیزیک )ویژگی‌های ستارگان می‌پردازد) 2- کیهان شناسی.

 جرم ذرات بنیادی، جرم ذرات بنیادی بسیار کوچک است، از این رو آنها را میتوان تا سه علت بالایی رسانه مانند فتونها که بدون جرم بوده و بالاترین سرعت ممکن (سرعت نور 300.000 کیلومتر در ثانیه) دارا هستند. سبکترین ذره با جرم غیرصفر نوترینو الکترون است.

انرژی ذرات بنیادی: انرژی به سبب تغییرپذیری زیادش بر کل جهان حاکم است. تکامل زمانی تمام سیستمها از ذرات بنیادین گرفته تا خوشه های کیهانی را تعیین میکنند. این تنوع انرژی به چند همکنش معدود بین ذرات بنیادین میتواند تقلیل یابد. شیخ امیر میفرماید:

سرانسر ساختن جهان جفت و جام

یار سراسر جهان هستی را جفت خلق نمود

زوجیت یکی از ویژگیهای اساس ذرات بنیادی است و چکیده ذرات بنیادی واحدهای اساسی برای ساختمان جهان میباشند و بر اساس جرم در حال سکونشان به باریون ها (ذرات سنگین) لیپتون ها (ذرات سبک) و مزون ها (ذرات میان وزن) طبقه بندی میشوند. بیشتر ذرات بنیادی و احتمال تمام آنها می تواند در نتیجه انرژی به ماده بوجود آیند. حداقل انرژی لازم برای تولید گروهی از ذرات از معادله انرژی انیشتن بدست میآید. در چگالی های زیاد ذرات ناپایدار (نوترون، هیپرونها، فرونها) پایدار میشوند و نیز ذرات پایدار الکترون و پروتون می توانند در اثر برخوردهای متقابل با ذرات خود نابود شوند. چنانچه واحدهای اساسی پایدار (ذرات بنیادی پایدار) دارای وجود تضمین شده ای نباشد، هیچ چیز در جهان مادی وجود تضمین شده ای نخواهد داشت.

خلقت جهان هستی که حضرت شیخ امیر میفرماید: جهان جفت جام از خلقت زوجیت (منفی و مثبت) اشاره دارد .

جهان جفت جام  /  سرانسر ساختن جهان جفت جام

سراسر جهان ساخته شد (مثبت و منفی) (مذکر و مونث)

ارکان و ادب عقل و ویر و فام  /  کرد و چار عنصر تمامی تمام

با ارکان و سلسله مراتبش و ادب عقل و هوش و فهم کائناتی یار تمام آنها را در چهار عنصر به تمامی ساخت (آب و باد و آتش و خاک).

زمانی انسانها دانه ریز شن را سنگ بنای جهانی که میدیدند، میدانستند، بعداً بشر با پیشرفت در عرصه علم و دانش و سیر تکامل دونادنش با کشف اتم آنرا ریزترین واحد هستی دانستند. کلمه اتم atoms غیر قابل تقسیم که از a به معنی غیر و tomos به معنی ساخته شده است. از آنجا که دونادون قانون کائناتی یار در سیر تکامل تمام هستی و نیستی است لحظه ای از حرکت باز نمی ماند، پس از کشف اتم دانشمندان با آشکارسازی اتمها وجود پروتون و نوترون ها و الکترونها را کشف کردند. دونادون در عرصه علم شتاب بیشتری گرفت و دریافتند که در درون اتم، پروتون و نوترون وجود دارد و با کشف آنان برای دسترسی به ذرات بنیادی خلقت و هستی کشف نمودند که پروتون و نوترون هر یک از سه ذره ریزتر بنام کوارک شناخته شد و پس از آن به ذرات ریز اتمی و ذراتی که ترکیباتش در مجموع 36  نوع کوارک که رنگها و طعم و زیبایی و... میسازند.

آزمایشگاه سّرن CERN در حاشیه شهر ژنو سویس در شهر میرن و در مرز مشترک فرانسه و سویس واقع شده است که در 29 سپتامبر سال 1954 توسط سازمان اروپائی تحقیقات هسته ای شکل گرفت. سویس با یازده کشور اروپایی مدت پنجاه سال است که فعالیت می کنند، و بتازگی اعلام کردند که 61 ذره مدل استاندارد وجود دارد که ریزتر از کوارکها هستند؛ و دانشمندان برای دست یافتن به ذره بنیادین به ذره ای بنام هیگز یا ذره ی خدائی دست یافته اند و همه ذرات استاندارد را در آزمایشگاه مشاهده کرده اند.

اخیرا دانشمندان در دانشگاه ایالتی اوهایو موفق شدند با استفاده از لیزر فوق سریع) در این روش الکترونهای یکی از مولکولها به نوعی فلاشن دوربین عکاسی تبدیل میشود) تصاویر حرکت اتم ها را درون یک مولکول را ثبت کنند که به مدت پنجاه 50 فمتو ثانیه (هر فمتو ثانیه معادل ده به توان منفی پانزده 15-10 که یک میلیون میلیارد از  آنها برابر یک میشود.  بدین صورت که در این روش لیزر فوق سریع را به مولکول تابیده می شود تا یک الکترون منفرد را به خارج از پوسته های خارجی پرتاب کند.  این الکترون که از محل صحیح خود به بیرون پرتاب میشود و در برگشت به شدت با ملوکول برخورد میکند و در حین این فرایند چنان نوری تولید میکند که محققان برای عکس برداری از مولکول نیاز دارند. به گزارش باب سانس این تصاویر با استفاده از لیزر فوق سریع گرفته شده است و برخی از دانشمندان معتقد هستند که مقداری از تکنیگهای جهان ما در هنگام انفجار دُّر یا مهبانگ بوسیله این خلاء کوانتمی یا کر مچاله یا پل کوانتمی از یک جهان دیگر به این جهان دیگر انتقال یافته است. به اینصورت که یک دروازه به وسیله این خلاء کوانتمی که کلام حقیقت دردوره سید براکه با دول دالان به آن اشاره دارد از یک جهان دیگر به جهان ما باز شده است و در هنگام انفجار بزرگ مقداری از مواد آن جهان بصورت انرژی به جهان ما انتقال یافته است و جهان ما از جمله ستارگان را تشکیل داده است و بعد از ورود این مواد به جهان، جهان ما با سرعت قابل ملاحظه ای گسترش و انبساط یافته است و هنگامی که عمر کائنات یعنی این جهان فیزیکی به پایان برسد از یک بیگ کرانچ یک انفجار بزگ رخ میدهد که در دونادون کائنات توضیح داده میشود. پس از انفجار دُّرّ و خلقت کائنات و آرایش ستارگان و منظومه ها و کهکشان ها در هفت آسمان فیزیکی فانی تاکنون مدت زمان سیزده میلیار و هشتصد میلیون سال گذشته است 13.800.000.000 هر چند اجزاء کائنات در سیر تکاملش دونادون بسیاری را گذرانده است از دونادون ذرات و اشیاء و اتمها و ستارگان و منظومه ها و کهکشانها در کائنات اتفاق افتاده بمانند سلولهای بدن یک انسان که با مرگشان سلول دیگری جایگزین میشود .اما کل کائنات اولین دون خود را پس از انفجار دُّرّ میگذراند، با گسترش عالم فیزیکی کائنات در شرایطی قرار میگیرد که باید دونش عوض شود و آن روز را کلام روز حساب یا قیامت می خواند. گردش کره زمین با منظومه شمسی و کهکشان راه شیری مدت دویست و پنجاه میلیون سال طول میکشد که ما یک دوره کهکشان و کائنات بچرخیم و بشر عمر کوتاهش قادر به دیدن دونادون های بسیاری نخواهد بود .

 

 دونادونذرات:

اولین ذرات کائنات پروتون ها، نوترونها، الکترونها و نوترینودها، نوکلتونها بود. اما ذرات بنیادین با دونادون پی در پی اش در زمانها و مکانهای متفاوت موجب بوجود آوردن نوترینودها و کوارکها میگردد که بخش اساسی سازنده ماده است .که با ترکیباتش ذرات هر یکی بنام هادرون بوجود میاورد که پروتون و نوترون می باشد. پروتونها از دو کوارک بالا و یک کوارک پایین تشکیل شده و مثبت است و نوترون از دو کوارک پایین و یک کوارک بالا تشکیل شده و حالت خنثی است. کوارکهای بالا و پایین عموماً پایدار و رایج ترین در عالم هستند، در حالی که کوراکهای دیگر در تصادمها با انرژی زیاد تولید میشود مثل تابشهای کیهانی در کائنات و با شتاب دهنده های ذرات در آزمایشگاه سّرن در سویس و مرز فرانسه، ذراتی که از دو کوارک تشکیل میشون، مزون نام دارند و ذراتی که از سه کوارک تشکیل میشوند باریون نام دارند، در ترکیباتی رنگی یک کوارک یک قرمز و یک سبز و یک آبی یک گروه سه تایی مثلاً یک پروتون را می سازند. کوارکها سه نسل دارند که هر نسل از دو کوارک تشکیل شده است که این نوع کوارکها را با طعم کوارک می نامند. نسل اول کوارکها کوارک بالا و کوارک پایین و نسل دوم کوارک شگفت و کوارک افسون و نسل سوم (سر یا کوارک حقیقت) و کوارک زیبایی. کوارکها شش طعم دارند و هر طعم یک پاد کوارک دارد و هر کدام از آنها در سه رنگ گوناگون هستند، در مجموع 36  سی و شش کوارک وجود دارد.

مراحل دونادون ذرات در سیر تکامل طی سه مرحله میباشد در آغاز، تکامل هسته ای که از ذرات بنیادین آغاز و با دونادنش ذرات ناشناخته ما قبل کوارکها را می سازد و سپس در دون بعدی بصورت کوارک و از کوارکها به نوکلئونها و با دونادون بعدی از نوکلتونها به هسته های اتمها و از اتمهای این تکامل در کوره ی آغازین بوده و در دل ستارگان نیز ادامه دارد. دوم، تکامل شیمیایی از اتمها به مولکولهای ساده و با دونادون از مولکولهای ساده با دونادون از مولکولهای عالی سیر تکامل طی میشود. سوم، تکامل شیمیایی زیست شناختی که از مولکولهای عالی با دونادون اسرارآمیزی این سیر تکامل سلولها تبدیل شده و از سلولها به گیاهان و حیوانات که در اقیانوس زمینی و قاره ها بخصوص در اعماق مردابها وجود دارد. چهارم، تکامل انسان شناختی.

 

ذرات بنیادین را مدل استاندارد می گویند .بر اساس مدل استاندارد ذرات بنیادین ماده از 61 ذره تشکیل شده است که در سه دسته قرار می گیرند مدل استاندارد بر همکنشهای قوی الکترومغناطیسی و ضعف بنیادی را با بکارگیری نظریه میدانهای کوانتومی بیان می کند.

دونادون اتم ها:

هسته اتم از پروتون که دارای بارالکتریکی مثبت و نوترون که از لحاظ الکتریکی خنثی است میباشد و پیرامون هسته اتم ابر الکترونی با ابرمنفی که هسته اتم را احاطه کرده است .زمانیکه تعداد پروتونها و الکترونهای اتم باهم برابر هستند اتم از نظر الکتریکی درحالت خنثی یامتعادل قراردارد؛ درغیر اینصورت آنرا یون مینامندکه میتوانددارای بارالکتریکی مثبتیامنفیباشد. اتم باتوجه به تعداد پروتونها و نوتورنهای آنها طبقهبندی میشوند. تعداد پروتونهای اتم مشخصکننده نوع عنصر شیمیایی و تعداد نوتورنهامشخصکننده ایزوتوپ عنصر است.  

نظریه ی مکانیک کوانتومی تصویر پیچیده ای از اتم ارائهمی دهد و این پیچیدگی دانشمندان را مجبور می کند که جهت توصیف خواص اتم به جای یک تصویر متوسل به تصاویرمشهودی متفاوتی از اتم شوند. با وجود اینکه منظور از اتم ذره های تجزیه ناپذیر بود، امروز می دانیم اتم از ذرات کوچکتریتشکیل شده است؛ الکترونها پروتونها و نوتورنها ذرات تشکیل دهنده اتم هستند. البته یون هیدروژن بدون الکترون و نیز هیدروژن-1 بدون نوترون است. در مدل استاندارد، الکترونها ذرات بنیادی یعنی بدون ساختار داخلی پنداشته می شوند: در حالیکهپروتونها و نوترونها از ذرات دیگری به نام کوارک تشکیل شده اند که به آن ذرات زیر اتمی می گویند. (منبع اینترنت ویکی پدیا)

با نگاهی به جدول تناوبی عناصر که از گازهای کامل، هالوژنها، غیرفلزات، شبه فلزات، فلزات و غیره در جامد و مایع و گاز بانمایش عریض الکترونها و نام و جرم اتمی و عدد اتمی و همچنین ترتیب آنها در جدول مندلیف نشان میدهد که بشر تاکنون 118 عنصر را کشف نموده است، که سبک ترین آنها گاز هیدروژن که در هسته اش یک پروتون با بار مثبت و یک نوترون باحالت خنثی قرار دارد و پیرامون آن یک الکترون با بار منفی وجود دارد.

دونادون اتم هیدروژن زمانیکه در شایط خاصی در طبیعت و در سطح خورشید با انفجار اتمی با ایجاد پانزده میلیون درجهسانتیگراد حرارت یک الکترون اضافی کسب می کند و با تغییر دونش در سیر تکامل به هیلیوم تبدیل می شود. با یک هسته اتمو دو الکترون پیرامون هسته اتم هیلیوم و هیلیوم در شرایط خاص خود در سطح خورشید با دونادونش به عنصر دیگری تبدیلمی شود. سیر تکامل گازها و مایعات و جماد در فلزات و شبه فلزات در سطح سیارات و خورشید در اعماق مردابها و نیز درآزمایشگاهها با دونادون در حالت جهشی و یا تدریجی اتفاق می افتد و در ابعاد اسرار آمیزی این تکامل به جلو هدایت می شود تارسیدن به نور و فراهم نمودن اشعه رادیواکتیویته مانند اورانیوم و پلوتونیوم در آزمایشگاهها و در اعماق مردابها همین اورانیومبا تغییرات اسرار آمیزش در دونادون شرایط دیگری از حیات را می سازد. سیر کمال در دونادون اتم‌ها با عمر کوتاه بشر درمواردی قابل مشاهده نیست هر چند در سطح سیاراتی مانند خورشید و یا در اعماق مردابها و اقیانوسها و در اعماق تاریکی ودر اعماق فضای لایتناهی با ماده تاریکش هنوز ناشناخته باقی مانده است این دونادون هستی را به سوی کمال هدایت میکند .

دونادون اشیاء:

دونادون اشیاء در طبیعت و در آزمایشگاه برای کشف عناصر با مواد دیگری اتفاق می افتد چه بدون دخالت بشر در طبیعت ودر شرایط فیزیکی و شیمیایی توأمان و یا در شرایط فیزیکی و یا در شرایط شیمیایی سیر کمالشان را طی می کند. پیرمونس بیروتی سر حلقه نود و نهپیر شاهو در مورد دونادون اشیاء می فرماید:

اشیائیش مه‌گیرون دون مرگ زایی  /  ایمه مه ورمیش پری غیب گاهی  

هفتاد و دو پیرت ماوروش او جایی

اشیاء هم دونادونمرگ و زایش دارند، ما آنرا به عالم غیب می بریم و هفتاد و دو پیرت آن را به سرجای اولش می آورند.

و در نسخه دیگر کلام سرانجام، پیر مونس بیروتی می فرماید:

هفتاد و دوت مامور سما و زمینت     /   حاصل گرد کشت نه خاک وبیمت

بر کت مه دان او قویت و هیمت  /   ای اشیاء هانت چی فانیزایی

روز خاک و آو و آتش و وایی  /  ایمه مورو میش پری غیب گاهی

هفتاد و دوت ماوروش او جایی  /   اشیاءش مه گیرو و دون مرگزایی

اینا وانامان ایمه پیش گوایی

هفتاد و دو مامور آسمان و زمینت، تمام آنچه که در زمین کاشته میشود وحاصل آن به دست می آید و برکت داده میشود به دانه های کاشته شده در زمین، این اشیائی که در این عالم فانی مرده بودند دوباره زنده شدند، که باخاک و عناصر آب و آتش و هوا روزی را می دهد، ما آن را به غیب می بریم، و هفتاد و دو پیرت آنها را به جایگاه اولشان میآورند، همان اشیائی که دونادون مرگ و تولد دارند، بدینوسیله بیان کردیم گواهی دادایم بر این دونادون اشیاء.

دونادون ستاره ها:

دونادون ستاره‌ها در دو حالت تدریجی و ناگهانی در مدت طولانی اتفاق میافتد.

دونادون ستاره‌ها بصورت تدریجی: در منظومه شمسی خورشید با انفجارات هسته ای در سطح خود دونادون گازها و عناصر را انجام میدهد و ذراتی که از خورشید ساطع میگردد تا دورترین سیاره منظومه شمسی بصورت فوتون، نور، ذرات معلق پرتاب میشود. اما ذراتی که بین خورشید و ستاره عطارد وجود دارد آنقدر زیاد است که در طول زمان زیادی فضای پیرامون را اشباع نموده و طبق قانون فیزیکی و با نیروی گرانش این ذرات بهم چسبیده و یک ستاره جدیدی بین خورشید و عطارد بوجود می آید با توجه به قانون جاذبه و دافعه بین سیارات منظومه شمسی ستاره جدید پایین خورشید و عطارد باقی می ماند و حول محور خورشید در مدار جدید خود می چرخد و یا با نیروی توانمندی جای مدار عطارد را گرفته و عطارد به مدار زهره رانده میشود، و زهره نیز جای زمین را میگرد و به همین ترتیب ستاره های منظومه شمسی یک مدار از خورشید دورتر میشود و آخرین ستاره منظومه شمسی یعنی پلوتون یا به مدار دورتری میرود یا بدلیل آنکه دیگر جاذبه خورشید نمی تواند آن را تحت جاذبه خود قرار دهد از مدار خارج شده و رها شده و موجب تصادم با یکی دیگر از ستاره ها منفجر شده و ذرات آن در گردش و حرکت به دور خورشید مرکزی کائنات یعنی ساجنار در گردش کائناتی جذب سایر سیارات و یا خورشید خواهد شد. این دونادون ستاره ها آنقدر ادامه می یابد تا خورشید قدرت خود را از دست بدهد و منظومه شمسی متلاشی بشود. هر چند هم اکنون در کل کائنات در عالم فیزیکی دونادون ستاره ها منظومه‌ها و کهکشانها اتفاق می افتد، اما کل کائنات پس از نخستین انفجار مهبانگ یا بینگ بنگ انفجار بزرگ که همان انفجار دُرّ بوده  اولین دون خود را سپری می کند. و زمانی که قدرت ساجنار مرکزی کائنات ذرات قدرت خود را از دست بدهد تمام کائنات تحت تاثیر انرژی و ماده تاریک کائنات از درون کشیده شده و منفجر میشود و با ایجاد یک سیاه چال عظیم پس از میلیون‌ها سال کائناتی تمام هستی کائنات آتش گرفته و نابود شده و دون کائنات عوض میشود. چون یار با قدرت الهی اش پس از میلیون ها سال آتش گرفتن و سوختن تمام ستاره ها و منظومه ها و کهکشانها دست به خلقت جدید زده و کائنات جدید خلق میشود.

دونادون ستاره ها به صورت ناگهانی: یک منظومه ستاره یا خورشید مرکزی اش قدرت و انرژی خود را طی میلیارهاسال از دست داده و با فعل و انفعالات عظیمی به یک غول سرخ تبدیل و سپس به سوپرنوا تبدیل شده و با انفجار عظیم چرخش غول‌آسا تمام ستاره های پیرامون خود را به پودر و بخار و گاز تبدیل نموده و منظومه جدیدی با یک خورشید یا ستاره مرکزی تشکیل میشود و براساس نیروی گرانش ستاره های جدیدی دونادونش خلق میشود که میلیونها سال طول می کشد. دونادون ستاره‌ها در کهکشانهای کائنات همیشه اتفاق می‌افتد و در بعضب موارد دو منظومه یا کهکشان بهم برخورد کرده و ستارگان، منظومه ها و کهکشانهای جدید بوجود میاید، هم اکنون در کهکشانها راه شیری که منظومه شمسی در آن قرار دارد و طبق قاعده و قانون کائناتی یار دونادون خود را در سیر تکامل انجام میدهد و کُرات و سیاراتی خلق میشوند که شرایط حیات را فراهم می کند. هم اکنون کُراتی وجود دارند که انسانهای موجود در آنها از انسانهای کره زمین پیشرفته‌ترند چه از نظر جسمی و چه از نظر تکنولوژی پیشرفته‌ترند مانند ستاره نوا، یمن، سمن، سهیل، صبح، کره صغیر،کره کبیر، مریخ.

انرژی ستارگان در دونادون:

انرژی ستاره ها ناشی از واکنش های هسته‌ایست و ماده اصلی تشکیل دهنده ستارگان رشته های اصلی هیدروژن است. دونادون هیدروژن موجود در ستارگان طی فرایند همجوشی هسته ای به هلیوم تبدیل میشود و در حین این واکنشها گرما و نور بسیار زیادی تابش می یابد. تولد ستارگان در ناحیه ای از فضا که نام سحابی دارند نیز صورت می گیرد، در این حالت از دونادون ستارگان ملکولهای هیدروژن که در ناحیه های بزرگی از فضا پراکنده هستند آرام آرام به هم نزدیک میشوند و زمانی که ستاره ها به تعادل هیدوردینامیکی برسد پیش ستاره ها و زمانی که بتواند همجوشی هسته ای انجام دهد تا انرژی خود را آزاد کند یک ستاره در رشته اصلی بشمار می آید. حداقل جرم ستاره برای سوزاندن هیدروژن ار. جرم خورشید و سوزاندن هلیوم 4‌/0 جرم خورشید و سوزاندن کربن 5 برابر جرم خورشید و سوزاندن نئون نیاز به جرمی برابر 8 جرم خورشید دارد. دونادون ستارگان به دوره عمر انها در حجم، نور بیشتر، و مکان آنها نیز بستگی دارد. زمانی که میزان ذخیره هیدروژن درون ستاره ای پایان یابد هلیوم تبدیل به سوخت اصلی میشود و گرمای بسیار زیادی تولید میکند و سبب انبساط ستاره ها میشود و حجم آنرا چند برابر میکند. این چگونگی به نوع ستاره ها بستگی دارد. ستاره عظیم پس از این مرحله آنقدر منبسط میشود که دیگر نمی تواند جاذبه ای روی سطوح بیرونی خود داشته باشند؛ پس از آن این ستاره منفجر شده و تبدیل به نواختر می گردند و ستارگان عظیم تر غولهای ابر نو اختری را بوجود می آمورند و پس از مدتی عمر یا به کوتوله تبدیل شده و یا بدلیل بزرگی ستاره ها که ابر نو اختر را بوجود آورده است در خود فرو رفته و ستارگان نوترونی را بوجود می آورند که عمری طولانی داشته و سپس کوتوله ها یا کوتوله های سفید تبدیل به کوتوله های سیاه شده و چنانچه جرم آن زیاد باشد به سیاه چاله[3] تبدیل میشود و سپس تولدی دیگر را رقم میزند یا آنکه در پایان یک منظومه و با کهکشان و با دونادون کائنات این کوتوله ها و دونادونشان عوض خواهد شد.

زمانی که ستاره ای منبع سوخت هیدروژن هسته اش را به پایان ببرد، با توجه به جرمش به غول یا ابر غول تبدیل میشود یعنی دونادون ستاره ها از اجزاء آن که دونادون هیدروژن به هلیوم است که هسته شروع به انقباض میکند و با انقباض هسته انرژی آزاد میشود و موجب شروع واکنش در هیدروژن لایه های بالایی میشود. این واکنش های هسته ای از مرکز به لایه های بالاتر منتقل میشود و به دنبال آن لایه های بیرونی تر هیدروژنی انرژی را جذب کرده و متورم می شوند و در این مرحله ستاره ها از رشته اصلی جدا شده و وارد مرحله زیر غولی و سپس غولی و در صورت پر جرم بودن ستاره ها وارد فاز ابر غولی میشوند.

دونادون یاران و ستارگان:

حضرت سلتان میفرماید:

رای چه‌ن ته‌وه‌قم  /  پیسا سازنان رای چه‌ن ته‌وه‌قم

راه چند طبقه‌م، به سرعت راه چند طبقه‌م را ساختم

جبرئیل بنیام دییه‌ن وه ره‌قم  /  چا کهکشانا به‌رزو مولقم

جبرئیل – پیربنیامین- صفحات آسمان‌ها را دیدند، دران کهکشانها که بلند و معلق است

پینه چه پردیور واز کریان حه‌قم  /  حه‌ق بینان بزانان شه‌و شه‌وه‌قم

حالا در پردیور حقانیتم را آشکار نمودم، حق بینان بدانند اثر پر تو مرا

چا عالم ارواح لوح بلند برزقم  /  برزق‌وه بانان رای هفت ته‌وه‌قم

در عالم ارواح لوح بلند برزخم را ، برخ در بالای راه هفت طبق آسمان است

هفت جووم نیان نا درز و شقم  /  کشان و کوان ها نرم و رقم

هفت جَّو را در میان شکافی نهادم ،کش و کوههای نرم و سخت را

و در ادامه می فرماید:

چانا کورات هن هم سایو مالن  /  سال و ماه دارو ئایش جنجالن

تعدادی کرات هستند که جایگاه زندگی است با سال و ماه‌ش در گردش است.

میردانی چانا ویشان کمالن  /  گوفته‌م پری خار ماچان بطالن

یارانی که در آن هستند در کمال و آگاهی‌اند، گفته مرا به خاران نگویید نمی پذیرند و نمی‌فهمند

چانا مالشان هه‌ن زار و منالن  / شه‌و روژشان هه‌ن کوسار و پالن

در آنجا زندگی و زن و فرزند دارند شب و روز را دارند و شهرهای بزرگ و دامنه کوه‌هایشان

میردانی آگاه خیال خیاله‌ن  /  وه پاه مگیلان هم سایو بالن

یارانی آگاه و اندیشمند و متفکر و با پا هم راه میروند و صاحب بال اند

هیچ فرقشان نیا ئاوشان زولالن  /   مه‌تاشان پاسا زربافت و واله‌ن

هیچ تفاوتی ندارند و اندیشه‌هایشان چون آب زلال است و صنعت‌شان زربافت و ابریشم است

اسبان راهوار تکمیل وه ئاتن  /  بسمار پاشان یاقوت و لالن

اسبان تیزرویشان با تجهیزات کاملی است، میخ پای اسب‌هایشان یاقوت و لعل است

آنان چی زمین بیشتر مخروشان  /  آلات و اسپاو واتن بپوشان

آنان از مردم زمین بیشتر در تلاش اند و وسایل و لباس‌های پیشرفته می پوشند

هزار کُره‌م هن نارای کهکشان  /  هر یک پی یکی میان مجوشان

هزار کُره دارم که در راه کهکشان هستند، هر یک در پی دیگری در گردش تکاملی اند

بنیامین دونیا و باقیات بی هوش و هوشان  /  چن کرورکرور مه‌یان و مَه‌لان

بنیامین مردم جهان فانی و بی هوش‌اند و جهان باقی هوشیار و آگاهند، چند میلیون میلیون می‌آیند و میروند

دنیام زیادن  /  دنیام پی یاران بی‌حد زیادن

دنیاهایم زیاد است، دنیا برای یاران بی‌حد و زیاد هستند

چند دنیام سازان پاسای بنیادن  /  کسی نه‌زانو راگش کام وادن

چند دنیا ساخته‌ام که اساس و بنیادش پنهان است. هیچ کس غیر از خودم نمی‌داند راهش از کدام طرف است

ستاره‌ی‌ هنن ناوشا نوا  /  چا سر کهکشان هنش ماوا

ستاره ای وجود دارد نامش نوا است، در بالای کهکشان جایگاه دارد

کره خاکیون هم ئاو که وا  /  چاگاه جم بین جمی عجوا

کره خاکی است و هم آبی رنگ است جم یاران در آنجا جمی عجیب است

بنیامین پریت مواچی رمز هوا  /  پری آنانی بی ینی سوا

بنیامین برایت می‌گویم رمز هوا را، برای آنانی که انتخاب و جدا شده اند

ستاره نوا  /  چه زمین ماچان ستاره نوا

ستاره نوا، در زمین می گویند ستاره نوا

نوامان سّرن رمزم رمزم و تو را  /  پوسه موانی و ناز نوا

نوایمان اسرار است و رمزم با تو است، حالا میدانی و میگویی به ناز نوا

آ ناز نوا مکروم ئیدا  /  نوا آ نوان هان چه ور چاوا

آن زمان که نوا را ایجاد کردم، نوا آن نواست که در برابر چشمان است

ستاره نوا روح و آدما  /  یاران خاسم چاگا موان جما

ستاره نوا روح آدم است، یاران خوبم آنگاه که جمع میشوند

وختی هزاره کردشان توا  /  به لانی و لای آبالا کوا

زمانی است که هزاره را تمام کردند، میروند به بالا دور و نزد آن ستاره آبی

آ بالا کووا جای روح و رازن  /  جاگه‌ی میردانه حقیقت خوازن

آن ستاره آبی که در بالای آسمان قرار دارد جای روح و راز است، جایگاه مرمان حقیقت طلب است

وختی چی دنیا دس و نیازن  /  نزیک هزاره هم و بال وازن

وقتی در این دنیا دست به نیاز است، نزدیک هزاره دونادون‌اند و هم آماده پروازند

نیاز یاران آخر منزلن  /  آخر منزلمان نا قوله‌ی دلن

نیاز یاران آخرین منزل آنها است، آخر منزلمان در قله عشق و حال است

هر میردی بیشتر دلش و کولن /  روحش عامیته خاک زرده گله‌ن

هر یاری که بیشتر دلش در جوش و عشق است، روح او با خاک نورانی آمیخته شده است

نزدیک و مینگه‌ی حل مشکلن

نزیک به میدانی است که تمام مشکلات حل شده است

ستاره سووه‌ن  /  ستاره‌ی هنن ستاره سوون

ستاره صبح، ستاره‌ای هست به نام ستاره صبح

ستاره‌ سووم نزدیک وه‌ نووه‌ن  / جاگه‌ی اوتراخان روومان وه رووه‌ن

ستاره صبحم نزدیک و قابل دسترسی است، جایی استراحت و محل گذر ما و گذگاه ماست

نا ستاره‌ی سو جمشان گرووه‌ن  /  یکتر شناسان ختشان بی شووه‌ن

در ستاره صبح جم یاران گروهی است، یکدیگر را می‌شناسند در مسیرشان ردی از خودشان بجا نمی‌گذارند

روح کُل چه دیوانا گروه گروه‌ن  /  گروهی آزاد سایو اردووه‌ن

روح کل در بارگاه هم گروه گروه است، گروهی آزاد و صاحب اردو است

گروهی و ذات اردوش رو رووه‌ن  /  هر روی یکی سایو مه‌کووه‌ن

گروهی ذات دارند و ایشان همیشه در حالت حرکت هستند، هریک صاحب یک اردو و لشگرند

و امر آیا راشان شرووه‌ن

و به امر آن ذات داران است که شروع به حرکت می‌کنند.

حضرت سلتان می‌فرمایند:

رای شیتان بازار   /  چا  بحرم  نیان رای  شیتان بازار 

راه شیتان بازار، در آسمان بیکران راه شیتان بازار نهادم

راگه کس  نناس   پی  واته و  په‌ژار   /  هر  باچه نه‌وه دیار و دیار

راهی که کسی نمی‌شناسد و در بیانم غمگین نشوید، تمامی شماها شهر به شهر بیاران بگویید

رای شیتان بازار نکران  گوزار  /  کسی  نزانو و  کوشن  گودار

راه شیتان بازار را عبور نکنید، کسی نمیداند راه و پرتگاهش کجاست

هر کس   بزانو   گودار آ شار  /  هم  میرو  شرتن  شرتش هن تیار

هر کس بداند راه آن شهر را، هم یار با شرطی است و هم شرطش پاک نهاد است

وختی مواتم   گوره‌ی  ساجنار  /  ساجنارم  دیا نا  کووره‌ی  اسرار

زمانی که در دل خورشید می‌گفتم، خورشید را اسرار گونه دیدید

پوسه مزانان شاه  و  خاونکار  /  خاون و عالم نا هیجده هزار

حالا میدانید و میگویند که شاه صاحب کارخانه هستی است، و صاحب هجده هزار عالم.

و حضرت سلتان به همه یاران هشدار می‌دهد که راه شیتان بازار را عبور نکنند و میفرمایند:

رای شیطان بازار هن چه دلی بحر  /  بحر بی پایان سهمناک و خطر

راه شیتان بازار در دل آسمان است، آسمان بی پایان و سهمناک و خطرناک است

کسی خو نلوان و راگه‌ی پر شَر  /  هر کس که بلو مه وینو زرر

کسی نباید از آن راه پرشر عبور کند؛ هر کسی که برود ضرر می‌بیند

تو خه‌ورت نین چا گیجو خطر  /  نماوه  کره بنیام یاور

تو آگاه نیستی که در آن گرداب خطرناک؛ آشکار بکن ای بنیامین یاور من

چانا زوی  ملی میاوی وه در  /  نه راگی نوا مکردی گوزر

که زود وارد میشوی و سریع خارج می‌شوی؛ از راه نوا که گذر می‌کنی

چانا جم بستن سلمان و قمر  /  پیران بتوین گشت سایو صفدر

در آنجا سلمان و قنبر جم بسته اند؛ پیران پاک سرشت و صاحب صفوف

هر کس و جای ویش نیشتن بی خه‌ور  /   تا آماده بان پی کوچ آخر

هر کسی در جای خودش بی خبر نشسته اند؛ تا آماده شوند برای سفر آخرین

کوچ آخرم نه دلی دفتر  /  مور دفترن پی  بیای آخر

سفر آخرم در دل دفتر ثبت شده است؛ مهر دفتر در قانون آخرین (و پایان عالم فانی و پایان دفتر)

حیات در کائنات:

آنچه که مسلم است حیات در کائنات وجود دارد، آن هم در هجده هزار عالم. موجودات هوشمند و توانا که به مرتبه کمال رسیده اند و در کلامهای حقیقت در گروه گروه بیان گردیده است. اما موجودات هوشمند و شگفت انگیزی وجود دارند؛ علاوه بر قالب جسمانی‌اشان آنقدر توانمندند که در یک لحظه به نور تبدیل شده و این تغییردر یک هزارم ثانیه اتفاق می افتد و از جسم به نور با سرعت نور کائنات را در می نوردند تا اوامر سلتان را بجا بیاورند و در لحظه بازگشت به جسم در یکهزارم ثانیه از نور به جسم در میاید و این موجودات شگفت انگیز در زمین نیز زندگی می کنند. پیر بنیامین میفرماید:

هه‌نه‌ت گروهی جه عالم ئه‌ولایی  /  نه چه بابا آدم نه چه حوایی  /  خوا با ئاشان ئاشان با خوایی

گروهی دارید در عالم برترند؛ نه از بابا آدم نه از حوا؛ خدا با آنانست و آنها با خداوندند

در این کائنات حیاتهای شگفت انگیزی وجود دارد که در تمام وجودش فضیلت و عشق است و در گستره پهناور کائنات زندگی می‌کنند و عمری طولانی دارند و ده میلیون سال عمر می‌کنند و این عزیزان بارها زمین و سایر کرات دارای حیات را یاری رسانده‌اند و در سایر سیارات سوابق و دونادون کل کائنات را از ذرات بنیادین تا موجودات برتر و خلقت آسمانها و موجوداتش را در معبد و جم پنهانی محافظت می‌کنند. اکنون در زمین این جایگاه‌ها که هر یک وظیفه ای عهده دارند و وجود دارند و سوابق کلیه آنان در سایر سیارات حفظ می شود چنانچه برای بشر اتفاقی بیافتد و یا زمین از بین برود آن سوابق حفظ خواهد ماند به غیر از این در آسمان عِلّی یعنی صدف پیرموسی ثبت و ضبط اند، اما موجودات پیشرفته در هستی وجود دارند که بشر در مقابل آنها در عجز و ناتوانی است.

کلامهای حقیقت یارسان راهگشای دانشمندانی است که در کائنات بدنبال حیات میگردند مخصوصاً دانشمندان سازمان ناسا شبانه روز با تکنولوژی پیشرفته و هزینه‌های بالا تلاش می‌ورزند. و کلامهای حقیقت یارسان هفت ستاره را معرفی می‌کند که حیات در آنها جاری و ساری است لذا به آنها اتکا کرده که حقیقت محض است. ستاره های دارای حیات مشابه انسانها در زمین که جایگاه ستم است اما کمی پیشرفته تر از انسانها و از سوئی انسانهای فوق پیشرفته با تکنولوژی پیشرفته و خنثی بدون ابزار بلکه وجودشان از نور است همانگونه که در بالا اشاره شد. اما این هفت ستاره دارای حیات انسانیست عبارتند از: 1- ستاره مریخ؛ 2- ستاره نوا؛ 3- ستاره صبح؛ 4- ستاره کبیر؛ 5- ستاره صغیر؛ 6- ستاره یمن؛ 7- ستاره سهیل.

1- ستاره مریخ:

حضرت سلتان می فرماید:

ستاره مریخ راگه‌ش چی وه‌ری  /  چانا جام داین یاران پری

ستاره مریخ که راهش در این سمت است / که در آنجا یاران پری را جا داده‌ام

کی مواچو پری و پر وری  /  چا کره مریخ هفنشان خوری

عده ای میگویند جایگاه پرورش پریان است / در کره مریخ مردمانش آگاه و مطلع‌اند

آنان چی آدم کمی او وری  /  سایو سقامات و چه بالشان پری

آنان از انسانهای زمینی کمی پیشرفته ترند/ صاحب سلسله مراتب بوده ودو بالچه پر مانند برای پرواز دارند.

زاد و روشان هن یانه و یاوری  /  مکان و زمان آفتاو دری

تولد و مرگ را هم دارند و دارای خانه و زندگی هستند و یاری رسان‌اند/ مکان و زمانشان در با خورشید و گردش آن سنجیده میشود .

ماه و ستاران هن چه بلا سری  /  ئایش جوی زمین هن خور خوری

ماه و ستارگان در آسمان بالای سرشان وجود دارد / آنان هم مانند زمین خبرهائی دارند

تا که نه ویندی ای واته و شری  /  باورتان نیین خلق خاوری

تا که این گفتار مرا با چشم نبینید و شرح حال آنرا ندانید/  باور نمی‌کنید ای مردم مشرق زمین

هر کس چی باطن رنجش بیوه ری  /  نه وینی جاگه شیرانی نری

هر کس باور نکند از نظر باطنی زحماتش به حدر رفته است / هرگز جایگاه شیران مرا نخواهد دید.

در این بیان حضرت سلتان در کلام دوره کیهان در مورد انسانهایی که در کره مریخ می‌فرمایند که از انسانهای زمین کمی پیشرفته ترند و دو بالچه پرواز می‌کنند، تولد و مرگ دارند و دارای زندگی هستند و آنا را بنام پری معرفی می‌کند.

2- ستاره نوا:

در مورد ستاره نوا در صفحات قبل کلام مرتبط با مخلوقاتش یعنی انسانهایی که تکنولوژی پیشرفته‌تری دارند و در آنجا زندگی می‌کنند بیان مطلب شد. حضرت سلتان میفرماید:

نوا چه نوون  /  چچانا میردانی جمشان کو کوون  /  یکتر مناسان روشان وَش روَن

ستاره نوایم جدید است/در آنجا مردمانی هستند که تجمعشان دسته دسته است/یکدیگر را میشناسند و چهره‌ ای خندان و  خوشرو دارند

و در ادامه میفرماید که ستاره نوا در سر کهکشان جای دارد و کره خالی و آبی رنگ است و در آنجا یاران جم میبندند البته در زمین میگویند ستاره نوا که جایگاه انسانهای حقیقت طلب است.

3- ستاره صبح:

در ستاره صبح مردمانی زندگی که از سایر ستاره ها بدانجا رفته و مکان استراحتشان میباشد. و هر تجمعی به گروه خاصی تعلق دارد. آنها یکدیگر را می شناسند و در عبور و سفرشان به فضا اثری از خود بجا نمی گذارد و عده ای از آنها آزادند و عده ای صاحب افراد فراوانی می باشند که تحت رهبرشان دست به سفر میزنند. البته ستاره صبح بسیار نزدیک و قابل دسترسی است، آنان نیز تولد و مرگ دارند و با تکنولوژی پیشرفته ی از ابزار و آلات می پوشند و به سفرشان در فضای بیکران ادامه می دهند. دانشمندان منظومه شمسی را بخوبی میشناسند، مریخ تنها سیاره در این منظومه است که شرایط مناسبی برای زندگی زیست محیطی اما در میزان بسیار کمی بعد از زمین دارد. منظور از شرایط مناسب وجود آب و هوای مشابه زمین میباشد. این چنین شرایطی در منظومه خورشیدی تنها برای زمین و مریخ و زهره وجود دارد با این وجود باید دانست چنین شرایطی را ما با توجه به نحو زندگی خودمان برای ادامه حیات تعیین کرده ایم و شرایط زندگی موجودات ناشناخته لزوماً شبیه به ما نمیباشد. مریخ داری دو ماه که کوچکترین و عجیب ترین ماه های موجود در منظومه خورشیدی می باشد.

 4- ستاره کبیر:

حضرت سلتان در مورد ستاره کبیر می فرماید:

چانا کووه م دان کره ی کبیرم  /  دورا چه نوا ئاین پرنویرم  /  چه کراتی هنن مایش هن ویرم

آنکاه که تجمع نموده و کره کبیر ساختم / ازستاره نوا دور است و بسیار پرنور / و تعدادی از کرات را خلق نمودم مایه شان را بیان میکنم

کره کبیرم جای شرح و باسن  /  میردانی چانا جاگه شان خاسن  /  فرش و یانه شان دانه و الماسن

کره کبیرم جای بحث و گفتگو دارد/ مردمانی در آنجا جایگاه روشن و خوبی دارند /فرش خانه هایشان از الماس است

یاقوت و زمردن ئای بی پلاسن  /   میردانی چانا حقیقت ناسن  /  دروشان نین گفتارشان راسن

به جای فرش یاقوت و زمرد در کف خانه هایشان است / مردمانش همه حقیقت شناس هستند / دروغ نمی گویند و گفتارشان راست و حقیقت است.

در ستاره کبیر انسانهایی زندگی می کنند که جایگاه برجسته ای دارند مردمانی حقیقت شناخت هستند و در گفتارشان راستگو هستند و هرگز دروغ نمی گویند و یاقوت و زمرد بمانن فرش در کف خانه هایشان قرار دارد.

 5- ستاره صغیر:

حضرت سلتان در مورد ستاره صغیر می فرماید:

کره ی چه کرات مایه صغیرم  /  نی زمین دویرا نه رای کبیرم  /  میردانشان خارن خار زویرم

کره ای از کرات است بسیار کوچک است / از زمین خیلی دور است هم از کره کبیر دور است / مردمانش خار و نادان و زاراند.

گشت گدا هژار لخت و بی نورم  /  یه امر ویمن کردن تدبیرم  /  جانای آزمایشته و میردان آزمان

همگی تهی دست و اندوهگین و برهنه و بی نورند/ این امر خودم است که تدبیر بکار بردم  / چون جای آزمایش و سنجش مردمان است

هر کس چا کرات رنگشا خزان  /  رنگ زرد و خائف دویرن چه ایمان  /  دایم پاپیچ در پیرو خانیان

هرکس در آن کرات فریب و نیرنگی بکار ببرد/ رنگ زرد و ترسو و بی ایمان اند/ آنان دائم مشکلاتی برای پیران و خاندانها بوجود می آورند

وختن چی دنیا ی ویش بو و بی گیان  /  روحش مکیانی و چرخی آشان  /  مدتی چانا مو سرگردان

زمانی از این دنیا بمیرند بی جان بشوند / روحشان را به ستاره صغیر و آن مردمان میفرستم / و زمانی در آنجا سرگردان میشوند

مولق مه ورو پی کان و مکان

سر در گم و سرگردان بدنبال پناهگاه و مکان می گردند.

 6- ستاره یمن:

حضرت سلتان در مورد ستاره یمن می فرماید:

کره ی هن ماچان ستاره یمن  /  چه لاشان هنن ها کره ی سمن  /  مخلوقش هنا باغات و چمن .

کره ای است می گویند ستاره ی یمن / در کنارش کره ی سمن قرار دارد (ستاره دوقلو) / انسانهایی با باغات و چمن دارد

آیش چوی خاور سماش هن چه سر  /  آفتاو و مانگش مکران گذر

آنان هم مانند خورشید آسمان بالای سر دارد / آفتاب و ماهش در گردش اند

یمن هامیته  وا کره سمن  /  سمن و یمن جاگه میرد و ژن

سمن و یمن یکی بودند و از هم جدا شدند / سمن خودم هستم و جایگاه زندگی مرد و زن است

ویرده سالان موان قامت بُلن  /  هزار مویران چن بیون بیون  /  بیون هزار سال ها مکران من

سالمندانش بلند قامت میشوند / هزاره را طی کنند چند ده هزار ده هزار / ده میلیون سال عمر می کنند

هرگز نماچان من من و تون تون /  ده زه‌ر نه زمین ملان چه هوا  /  قامتشان پوشان وه کالا و قوا

و هرگز در منیت نیستند که بگویند من من و تو تو / ده زرع از زمین به هوا میروند / قامتشان پوشیده از ابزار تکنولوژی است

7- ستاره سهیل:

حضرت سلتان در مورد ستاره سهیل می فرماید:

ار شنفتان ستاره سهیل  /  سویل و یمن چا بطن دوجیل /  چاگاه میردانی هنن سرخیل

اگر شنیدید ستاره سهیل را / ستاره سهیل و یمن در بین دو راه کهکشان راه شیری قرار دارند / که مردمانش فرمانده اند

سویل ابراهیم یمن یادگار  /  نا کره ی سویل یارانی دایم  /  مواچان خواهنن ابراهیم

سهیل ابراهیم است و یمن یادگار / در کره سهیل یارانی هستند که دائم / میگویند که یار ما ابراهیم است

هر ویم مزانی کوورات چه کووا  /  هر میردی چانا میه رو گوا  /  ئیوه یش یارسان میردان با وفا

تنها خودم می دانم کرات در کجا قرار دارند / هر یاری که گواهی میدهد / شما هم یارسانیان میردان با وفا

و یار راس باچوی نواچه ی گونا

به یار راست بگویید و دروغ نگویید و گناه نکنید

دونادون منظومه ها:

زمانی که خورشید مرکزی و ستاره مرکزی یک منظومه قدرت خود را از دست میدهند، در آغاز با فعل و انفعالاتی عظیمی به یک غول سرخ و سپس یک سوپر نوا تبدیل میشوند و با انفجار عظیمی یک سیاه چاله با قدرت اسرار گونه ای تشکیل میشود؛ این سیاه چاله قدرتمند تمام ذرات و قطعات و ستاره های پیرامون خود را به درون میکشد و مانند آسیاب ضمن پودر کردن ستارگان آنها را ذوب و به بخار تبدیل میکند؛ چون حرارت مرکزی سیاه چاله میلیونها درجه سانتی گراد گرما دارد و با چرخش توانمندش یک منظومه جدیدی با دونادونش خلق می کند که یک خورشید یا ستاره مرکزی در مرکز منظومه و ستارگان در مدارهای مختلف با نیروی گرانش و جاذبه و دافعه بر مبنای تئوری ذرات در پیرامون خود بوجود می آورد و منظومه جدیدی خلق میشود که با توجه به گستردگی و سیر تکاملش در دونادون شرایط حیات را به تجلی در می آورد.

در آینده منظومه شمسی دونش عوض می شود و تمام ستارگان پیرامون خورشید و آفتاب درخشان از بین خواهند رفت و بشر برای حفظ حیات خود لازم است که شرایط سفر خود را در ستاره نوا، ستاره سهیل، ستاره صبح، ستاره یمن، ستاره سمن و مریخ فراهم نماید که انسانهای پیشرفته تر از انسانهای زمین هستند که در آن کرات با تکنولوژی پشرفته تر از زمین زندگی می کنند که میتوانند مورد توجه دانشمندان سازمان فضایی ناسا قرار گیرند که در سایر کرات به دنبال حیات میگردند. چون بر اساس کلام حقیقت سرانجام دوره کیهان حضرت سلتان در خصوص کرات که بهتر از زمین برای حیات هستند و انسانهای کامل با تکنولوژی های پیشرفته ای در آن زندگی میکنند معرفی میکند و حنی خورشید را ستاره نوا معرفی میکند و میفرماید:

نوا چه کووا  /  رای شیتان بازار و نوا چه کووا

ستاره نوا در کجاست / راه شیتان بازار و نوا در کجاست

بزیسکه ی که‌م ره‌نگ چا تان و پووا  /  نه کهکشانا کووه‌ش مه‌کووا

شعاع نور کم رنگش در وجودش می تابد / در کهکشان تجمع ستارگان

ئانه جانشین ئافتاو و چه نووا  /  وه‌ختی به‌رشیو وه‌رم چا رووا

او جانشین آفتاب خواهد بود / زمانی که خورشید از بین میرود

مه‌وو جانشین جاش وه جووا  /  نا جوَ هه‌فتم مه کانش خووا

در فضا جانشین خورشید خواهد شد / در آسمان هفتم مکانش خوب است

یعنی نوا در کجاست، راه شیتان بازار (کهکشان را ه شیری) و نوا در کجاست، شراره نور کمرنگی در تان و پیش دیده می‌شود، در کهکشان در کجا نهاده شده است، که او جانشین آفتاب در آغاز بوده است، زمانی که خورشید سوخت و از بین رفت، نوا در آسمان (جَوّ) جانشین خورشید است که در آسمان (جَوّ) هفتم مکان مناسب و خوبی دارد.

دونادون کهکشانها:

اصولا دونادون ستاره ها و منظومه ها در اجزاء کهکشانها اتفاق می افتد اما در بعضی از کهکشانها بعدا اتفاق می افتد. در دونادون کهکشانها یک کهکشان عظیم آن مرکزیت کهکشانها که تمام منظومه ها و ستاره ها را تحت جاذبه خود دارد. با از دست دادن انرژی اش یا انفجار عظیمی که در مرکز کهکشان اتفاق می افتد و با فعل و انفعالات سریع بر تمام منظومه ها و ستاره های تحت جاذبه خود با برخورد میلیونها یا میلیاردها ستاره با هم و سپس بر کل کهکشان اثر گذاشته و با ایجاد یک سیاه چاله عظیم تمام ستاره های پیرامون خود را که تحت جاذبه دارد به درون سیاه چاله کشیده و بمانند آسیاب و کوره مذاب تمامی آنها را پودر و به گاز تبدیل می کند و با فوران از مرکز دو سوی سیاه چاله به بیرون پرتاب نموده و با دونادونش کهکشان جدیدی خلق میشود که شامل میلیونها و میلیاردها ستاره و منظومه می باشد که حول مرکزیت کهکشان کائنات را دور میزنند. و در آغاز دو کهکشان خلق میشود با در کنار هم به حیات خود ادامه می دهند یا کهکشان قویتر در گردش حول محور خورشید مرکزی کائنات کهکشان ضعیف تر را به دورن خود کشیده به یک کهکشان تبدیل میشوند. گاهی در حرکتهای کهکشان دو یا چند کهکشان پیرامون ستاره مرکزی کائنات به همدیگر نزدیک شده و روی همدیگر اثر گذاشته و کهکشان قدرتمند کهکشان ضعیف تر را به درون خود کشیده و کهکشان جدید خلق می شود. دونادون کهکشانها صدها یا شاید میلیارها سال طول می کشد. حضرت پیر بنیامین از حضرت سلتان در مورد کهکشانها سوال میکند در کلام سلتان بی خم میفرماید:

آ کهکشانا هژارن هن شم  /  مه گریووه نور ستاران کم کم  /  آنه چه شیوه ن سلتان ئه عزه م

آن کهکشانها که هزاران ستاره چون شمع می درخشند/ آنانکه نور کمتری دارند / آنها چه شیوه ای دارند ای سلتان اعظم

و حضرت سلتان میفرماید که هزاران کهکشان خلق کردم که در آنها حیات وجود دارد و انسانهایی در آن کرات زندگی می کنند که هم از نظر جسمانی پیشرفته ترند و هم از نظر تکنولوژی و نام هفت ستاره که در کهکشان وجود دارد که انسانها و یاران در آن حضور دارند که پس از پایان هزاره ایشان در زمین در این هفت ستاره سکنا گزیده و در انتظار کوچ و سفر آخرین هستند.

دونادون کائنات:

حضرت سلتان میفرماید:

بشمان نیان  /  بنیام چه ازل بشمان نیان

سهممان را گذاشته ام / بنیام از ازل سهممان را گذاشته ام

یادگار مایه نه ارض تا سمان  /  سر غلامان پنش سپریان

یادگار مایه از زمین و آسمانهاست / سرغلامان همگی به او سپرده شده است

تمام کائنات چون مایه از بابایادگار دارند لذا باید در راه حق سر بدهند. کائنات پس از انفجار دُرّ تا کنون که سیزده میلیارد و هشتصد میلیون سال از آن گذشته است و اولین دون خود را می گذراند دانشمندان عقیده دارند.

 دانشمندان عقیده دارند در یک میلیاردم ثانیه پس از انفجار بزرگ جهان هستی یک توپ داغ فوق العاده و غول پیکر از ذراتی بوده که با سرعت نور با یکدیگر مسابقه گذاشته‌اند و هیچ جرمی نداشته اند و در این میان بر هم کنش آنها با میدان هیگز باعث شده جرم پیدا کنند و سرانجام جهان شکل بگیرد. میدان هیگز یک میدان انرژی تئوری و نادیدنی است که تمام کیهان را در بر گرفته است؛ برخی ذرات همچون فوتون ها که اجزای نور هستند توسط این میدان تحت تاثیر قرار نگرفته اند در نتیجه جرمی ندارند؛ بقیه ذرات اما به خوش شانسی فوتونها نبودند و همانند قاشقی که در آتش گیر میکند در این میدان انرژی به دام افتادند. تمامی ذرات با فواصل کم و زیاد در اطراف این میدان هستند و در حال بده بستان و اثرات متقابل آن هستند و بوزون ها هیگز که به صورت خوشه ای به تعداد کاملاً متفاوت در اطراف هر ذره هستند به خود جذب می کنند.

 به استناد کلام های حقیقت با انفجار دُرّ کائنات فعلی که جهان فیزیکی و فانی هست خلق شده است. و 9 آسمان خلق شده که هفت آسمان آن مورد آرایش ستارگان و منظومه ها و کهکشانها قرار گرفت و تصویری از یار در فضای بیکران ساخت که ابعاد گسترده آن هر لحظه در حال گسترش است و 18.000 حیات در عالم و 18.000 عالم در حیات قرار داد و خلقت های شگفت و بدیع در این سیزده میلیارد و هشتصد میلیون سال بعضی از اجزاء کائنات در هفت آسمان که ستاره ها و منظومه ها و کهکشانها می باشد، در سیر تکاملشان در دونادون تغییر یافته است. اما کل کائنات هنوز اولین دون خود را می گذراند و در آینده که برای بشر نامعلوم است به یکباره تمام کائنات عالم فیزیکی فانی از ستاره ها و منظومه ها و کهکشانها گرفته تا اتم ها و ذره های زیر اتمی به یکباره از هم می گسلند و این فرو ریختن فرجامین گیتی را «مه رمُپ» گویند؛ که یک سناریو ممکن برای سرنوشت فرجامین جهان است که در آن گسترش فضا عاقبت معکوس شده و جهان باز می رسد به یک تکینگی سیاه چاله می انجامد.

طبق نظریه انیشتن، نیروی دافعه در فضا (انرژی تاریک) در تلاش است تا نیروی گرانش کیهان (ماده تاریک) را متعادل نگاه دارد. به عقیده انیشتن تقابل بین انرژی تاریک و ماده تاریک روزی باعث انفجار درونی کیهان خواهد شد. و طبق نظر لواسترولکر، اختر شناس و عضو تیم تلسکوپ هابل از دانشگاه وسترن کنتاکی خاطر نشان می کند که زمانی که نیروی گرانش ماده شناخته شده در کیهان کاهش می یابد انرژی تاریک شروع به کشیدن ماده می کند، ماده تاریک و انرژی تاریک 95.1‌% از کل کائنات را تشکیل می دهد 26.8‌% ماده تاریک و 68.3‌% انرژی تاریک و 4.9‌% باقیمانده ماده معمولی است.

طبق کلام های حقیقت، حضرت تیمور میفرماید:

هفت طبق زمین تا قله سیار  /  مه گرو آگر مسوزو یک جار

هفت طبقه از زمین تا کرات گردش کننده / همگی به یکباره آتش گرفته و می سوزند

و در تیمور وات تاج بو:

او قرمز سوار محشری برود  /  ذوالفقار پی قصد کیشو و سمود

آن خورشید سوار در روز محشر و قیامت / ذوالفقار را به قصد ضربه زدن به هستی می کشد

نه ارض زمین تا چرخ کبود  /  سوزان بو آتش و امر موجود

از زمین تا آسمان کبود / سوزان می شود و آتش می گیرد به امر حق

هفت چرخ هفت سما هفت میوان مادار /  هفت اقلیم هفت عرش هفت طوق یکبار

در کلامهای حقیقت در خصوص روز قیامت و متلاشی شدن کائنات، کلامهایی بیان شده است که چگونه جهان هستی از بین میرود؛ اما کلامهای پراکنده است چون بشر با افکار و اعمال تاریکش، هستی و کائنات را آلوده میسازد و تاریکی معنوی تمام هستی را در بر گرفته و خورشید مرکزی کائنات که تمام کهکشانها و منظومه ها و ستاره ها ی هفت آسمان از طریق اَ َبر کهکشانها تحت جاذبه خود دارد با یک ضربه حقانی یار از بین رفته و تمام ستاره ها از تحت جاذبه خارج شده و با انفجارهای عظیم هفت آسمان به یکباره آتش گرفته و می سوزند و با یک سیاه چاله عظیم در هفت آسمان که تمام ستاره ها و منظومه ها و کهکشانها و اَ َبر کهکشانها را به درون خود می کشد و با سرعت فوق نور تمامی آنها را پودر و به بخار و گازی عظیم تبدیل می کند، به صورتی که نور هم به دام می افتد و راه گریزی نخواهد داشت.

کلام حقیقت این روز را روز قیامت مینامد؛ قبل از آغاز قیامت هفتن به حضور یار میروند و هر یک به عنوان نیروی عظیم در اختیار یار قرار گرفته و به عنوان ذوالفقار در دست یار که برای جراحی کائنات در کارخانه یار ساخته شده است هر یک جزئی از این ذوالفقارند. لحظه کشیدن ذوالفقار از جلد آن، جلد به صور تبدیل شده و رمزبار به زیره (فیق) که صدای صور اسرافیل از آن بیرون می آید و صدای پر هیبت یار با باد طوفانی داود همراه شده و تیغه جلوی ذوالفقار حضرت مصطفی در جلو و حضرت داود در پی آن اولین ضربه را به خورشید مرکزی کائنات وارد می کنند. لحظه بیرون کشیدن ذوالفقار صدای صور اسرافیل برمی خیزد که تمامی ارواح در تمام کائنات بیهوش می شوند و با دست قدرتمند حقانی یار تمام ارواح بیهوش شده را به عالم ارواح می برد و تا خلقت دوباره کائنات پس از قیامت که میلیونها سال طول می کشد در عالم روح تمام ارواح بیهوش شده و به خواب می روند. تمامی ارواح در آسمان اول حقانی یعنی آسمان روح نهاده می شوند. تیمور میفرماید: «پا پای سموات وینش مبوشق  /  مو چو هوای ملک هفت طوق».

در اولین ضربه حضرت مصطفی و در پی آن حضرت داود تمام کائنات را به آتش می کشند و پس از پنج هزار کائناتی که هر سال آن دویست و پنجاه میلیون سال است یعنی یکهزار و دویست و پنجاه میلیارد سال میشود که بعید بنظر میرسد مگر آنکه هر سال کائناتی کمتر از آن باشد. باستناد کلام حقیقت شریعت مقدس کی سوگماد از آغاز قیامت تا پایان آن مدت چهار میلیون و سیصد و بیست هزار سال طول می کشد. پس از آنکه کائنات نابود شد، « دود قیامت اوسا مخیزو  /  ملکان و چرخ هفتم مگریزو » دود قیامت آن زمان بر می خیزد که فرشتگان در آسمان هفتم می گریزند (سریع بسوی یار میروند). سپس سقف آسمان بالاتر شکافته می شود و دریای بیکران پیرموسی که در بالای هفت آسمان قرار دارد، باز شده و تمام هفت آسمان را که هیچ ستاره و کهکشانی در خود ندارد و چهارده بدان و تاریکی متعفن ایجاد شده توسط ذهن و اعمال بشر را شسته و بسوی چاه ویل در حجر سم سرازیر می کند. حضرت روچیار میفرماید:

نور افسر بی  /  مهر هفت علم ستون انور بی

موج برق ساج دریاش نه سر بی  /  حجر سم آخر نهایت بشر بی

شیخ امیر میفرماید:

حجرسم آخر نهایت شر بی  / مایه ی او هفت لوح نور اکبر بی

هفتوان نه سر لوح زیده وان بی  /  نه ژیر حجرسم لوح هفتوان بی

 پس از پاک شدن هستی و هفت آسمان حضرت داود با دست توانمند خود و با قدرت جم سنگی عظیم برداشته و برروی چاه ویل نهاده میشود. پس از چند میلیون سال کائناتی یار دست به خلقت آسمانهای جدید و سپس کهکشانها و منظومه ها و ستاره ها و کائنات جدید را خلق می کند. سپس روح های مدهوش و بخواب رفته را بیدار کرده و در روز حساب در مقابل اعمال خود قرار می گیرند و از آنجا که یار عادل است، روح هایی که به کمال رسیده اند را به عالم باقی هدایت کرده تا دونادون عالم باقی را آغاز کنند و آن عده از ارواح که سیر کمالشان باقی مانده است با خلقت قالب انسانیشان در عالم فیزیکی و فانی در سیر تکامل دونادون قرار می گیرند. شیخ امیر میفرماید:

چه شاخه ایوت میردان ممات  /  تمام زنده مو میون و حیات

از ندای ایوت حشار مردگان تمام زنده خواهند شد و حیات دوباره می یابند

کاکا رشید مرمو: خدا مزانو نورش و سر طاق  /  اسحاق ملکن چه سرد و فاق

حجرسُم:

شیخ امیر میفرماید:

حجرسم آخر نهایت شربی  /  مایه او هفت لوح نور اکبر بی

هفتنان نه سر لوح زیده وان بی  /  نه ژیرحجر سم لوح هفتوان بی

اگر شر را در مصرع اول چنانچه شرع باشد. دیگر جای بحث در اینجا ندارد. ولی اگر شر به معنای جنگ و بدی باشد در اینجا میتواند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد که احتمال میرود حجرسم ماده تاریک و انرژی تاریک باشد که در نهایت با ضربه یار به خورشید مرکزی کائنات بکار گرفته میشود و با آزد شدن انرژی تاریک و ماده تاریک تمام کائنات را از درون ماده و در همه‌ی هفت آسمان منفجر و به آتش می کشد. اما بنظر میرسد که هفت نور بزرگ حقانی یعنی هفتوانه از یک سو و لوح زیده وان و چهلتن که خود حضرت سلتان است، پس از انفجار ُدرّ این ماده و انرژی تاریک را مهار کرده است.

چرا حجر سم در پایین ترین نقطه هستی قرار گرفته است؟! باید از دو منظر به او نگاه کرد. در آغاز انفجار ُدرّ و سپس مهار آن توسط هفتوانه و لوح زیده وان .با توجه به کلامهای حقیقت در مورد ُدرّ و مکان آن اشاره به دریای اسرار نموده است که یار در درون ُدرّ بوده و ُدرّ در درون دریا، در حالیکه هنوز خلقتی انجام نگردیده که دریا وجود داشته باشد، مگر آنکه یار خالق ُدرّ و در درون سّرالاسرار بوده باشد که همین سّرالاسرار همان حجر است که خاتون رمزبار میفرماید «حجر نه ازن /  از نه حجر پیر» سّرالاسرار از من است و من قبل از سّرالاسرار بوده ام.

یک معنی حجر سنگ است؛ اما چه نوع سنگی؟! آیا میتوان گفت که انرژی فشرده سّرالاسرار همان حجر است؟! براساس کلامهای حقیقت با انفجار ُدّر و با دست قدرتمند یار انرژی فشرده را به سمت بالا و بسمت پایین و طرفین هدایت کرده و فضای نُه آسمان را بوجود آورده و از پوسته ی ُدّر تمامی ستارگان و منظومه ها و کهکشانها را در این فضای لایتناهی قرار داده است. اما کجای این فضا بوجود آمده جایگاه آسمانها است، فضایی که بی نهایت می نماید؟! اگر این انرژی فشرده را بمانند سنگ تصور کنیم با نفجار ُدّر در درون این سنگ و ایجاد فضای لازم برای آسمانها شکافهای عظیمی در آن ایجاد شده است غیر از فضای بیکران، باستناد کلام دوره کیهان. حضرت سلتان میفرماید: «هفت جووَم نیان تا درز و شقم» هفت آسمان را در درز و شکافی نهادم. حال بنگر عظمت یار را در خلقت آسمانها و زمینها و کهکشانها که به صورت هفت جّو یا آسمان را که محل آرایش ستارگان است. با دو آسمان بالای آن که آسمان هشتم عالم برزخ برای ارواح میباشد و آسمان نهم در بالای آن قرار دارد.

هفتوانه با وکالت پیر و پادشاه دستگیر یاران تا روز محشرند. هفتوانه از نور هستند. قبل از خلقت در حضور یار بوده اند و در زمان خلقت تاکنون تمامی اوامر حق را بجا آورده اند. در خلقت آدم، هفتن از امر حق سرباز زدند و به داخل قالب بشر نرفتند و مورد مجازات حق قرار گرفتند. نباید نادیده گرفت که اگر خواست حق نبود آنها سرپیچی نمی کردند. خلقت هفتوانه از نور خالق یکتاست. حضرت سلتان میفرماید:

پیر رنگینه کیشو جهانی  /  ازم مرزنان گشت راگو بانی

پیر عزیز گرامی من جهان را بحرکت در آورده ام و من مرز تمامی راههای منتهی به عرش است

دام ها و دس رای هفتوانی /  قطره و دریاشان نیا پایانی

و دام من در دست راه هفتوانه قرار دارد / که قطره دریاشان پایانی ندارد

هفتوانه چه قدرتی دارند که توانسته اند 95.1 از انرژی ماده تاریک را مهار کرده و در دام خود نگاه دارند؟ این عظمت سلتانی تا کجا تداوم دارد؟ نگاهی به توانایی هفتوانه باستناد کلام حقیقت می اندازیم تا پی ببریم که هفتوانه علاوه بر نور خالق در تمامی ادوار خلقت اولین نیروهای پیش رو بعد از هفتن در تمام خلقت بوده اند و هر آنچه که حضرت سلتان خلق نموده آنها در تمام خلقت ها گردش کرده اند.

از آنجا که عالم فیزیکی و فانی در دستان پر توان شاه ابراهیم است. هفتوانه به دستور او وظایف فانی را انجام میدهند. هفتوانه به تمامی مسائل مادی و معنوی عالم فانی آگاهند، بر این اساس قدرت هفتوانه آنقدر عظیم است که در زیر حجر سم که مایه ی شر و بدی تمام کائنات است قرار گرفته و آنرا مهار کرده است و در روز معلوم با یاری هفتن چهارده بدان را برای همیشه از بین میبرند. چون هفتوانه به امر شاه ابراهیم به درون چهارده بدان رخنه کرده و تمام شیوه های انجام کارهای ضد کائناتی آنان را با تجربه گرانسنگی بدست آورده اند، چون در وجود هفتوانه چند ذات عظیم مهمان است، علاوه بر ذات شاهی، ذات چهارملک را نیز دارا می باشند .قاضی مرمو: « بش دریم وه تو ».

 با توجه به طبیعت گناه ساز حجرسم شاهزاده تاریکی بر او حاکم است. اگر روحی در دام حجرسم قرار بگیرد رهایی از دست او ممکن نیست مگر خود شاهزاده تاریکی اجازه بدهد (توسط یار در این جایگاه نهاده شده است) که در اعماق حجرسم مستقر است و چهارده طبقه تاریکی را که ابعاد گوناگونی دارد که یک طبقه آن اگر با قدرت یار آزاد گردد هستی را از بین می برد. اما خود شاهزاده تاریکی چگونه شرایط حیات و زندگی خود و ماموران تاریکی را با محیطی که قادر به حیات اند بوجود آورده است؟ رازی سر به مهر است و کسی جز یار نمیداند. هوای آلوده و متعفن و عُفن آورش برای روح هایی که در آن بدام افتاده اند غیرقابل تصور و غیرقابل تحمل در مرتبه روحی نه جسمی است .

یکی از بازتاب های حجرسم در عالم خاکی که موجب تاریکی روحی افراد و سرزمین ها میشود در معابد یا جمخانه های پنهان توسط یاران مهار شده است که هر چیزی در وقت و وعده بمنصه ظهور برسد و این بخش در کوههای اسکاتلند پنهان است که با نیروهای وابسته اش موجب استعمار و استثمار جوامع مختلف گردیده؛ نگاهی به تاریخ سیاسی انگلیس را عهده دار هستند. همانگونه که در جمخانه های پنهان حقیقت کوه های تبت هدایت روح های سرگردان را عهده دار هستند، تمامی جمخانه هایی پنهان و معابد زرین زیر نظر پیران و در نهایت پیربنیامین و جم پنهانی شاهو است که تمامی معابد و جمخانه های پنهان را در هجده هزار عالم حیات نه تنها در سیاره زمین بلکه در تمام سیاراتی که حیات در آنها جاری است سامان میدهد و آنان را هدایت می کند. یارانی که در این جمخانه ها حضور دارند سن آنها بیش از میلیارها سال می رسد و در سیارات دیگر سوابق دونادون تمام هستی از علم و دانش گرفته تا کل کائنات و در نهایت یار از دوره ی ذرات تاکنون را فقط نگهداری میکند، تا چنانچه زمین در دونادون سیارات و منظومه شمسی از بین رفت آن سوابق حفظ گردد. در منظومه شمسی و سیارات ذیل، این سوابق وجود دارد که با این از بین رفتن انسانها در زمین توسط یاران در این سیارت به ادامه حیات اقدام بعمل بیاورند. پیر رستم سو در دوره عالی قلندر میفرمایند:

یار زرده بام چنی روچیار  /  نه دوری ذرات بین وهام اقرار

یار زرده بام همراه روچیار  / در دوره های ذرات هم اقرار بوده اند

در این تمثیل آیا میتوان پروتون و نوترون در درون هسته اتم باشد؟! یا ذرات زیر اتمی کوارکها می باشند؟! حضرت سلتان در دوره کیهان میفرماید:

در کره ی هن ماچان ستاره یمن  /  سمن ویمن جاگه ی میرد و ژن

ویرده سالان موان قامت بلن  /  هزار مویران چن بیون بیون

بیون هزارسال ها مکران سن  /  هرگز نماچان من من و تون تون

ده زر نه زمین ملان چه هوا  /  قامتشان پوشان و کالا و قوا

کره ای که هست بنام یمن- سمن خودم می باشم که جایگاه مردان و زنان است - که عمر بسیار بلندی دارند و قامتشان بلند است - هزاره را که تمام کردند چند ده هزار ده هزار (صد میلیارد سال) و نیز ده میلیون سال عمر می کنند – و هرگز من من و توتو نمی گویند و دارای منیت نیستند و ده زرع از روی زمین به هوا میروند – قامتشان از ابزار وسیله پوشیده شده است.

رهایی از دونادون:

رهایی از دونادون پس از هزاره، کردار و نیاز است .حضرت سلتان میفرماید:

وختی چی دنیا دس و نیازن  /   نزدیک هزاره هم و پا نوازن

زمانی که یاران در دنیار دست به نیازند/ نزدیک هزاره بوده و آماده بیرون است

نیاز یاران آخر منزلن  /   آخر منزلمان نا قله دلن

نیاز یاران آخرین منزل است / آخرین منزلمان در بالاترین مرتبه عشق در دل در بالای کائنات است

هر میردی بیشتر دلش و کلن  /  روحش هامیته ی خاک زرده ِگلن

هر یاری که بیشتر دلش در جوشش عشق است / روح او با خاک نورانی آمیخته است

نزدیک و مینگه ی حل و مشکلن

/نزدیک به میدان حل مشکلاتش می باشد

در کلامهای حقیقت بارها به کردار و نیاز اشاره شده است که یاران در دون حقیقت به سایر یاران و انسانهای نیازمند با نیاز و کردارشان یاری رسان آنها باشد؛ آن هم بشرطی که هیچکس نداند و خود نیز فراموش کند که در راه یاری نیاز وکرداری انجام داده است. هر لحظه و هر روز یاری رسان باشد و به هر کس یار و خار در هر نقطه و مکانی، پیر و جوان، زن و مرد، هیچکس را از دست ندهد. مبادا که یار در مقابل شما حاضر شده و نیاز و کردارتان فراموش شود. هوشیار باشید که یار قادر است به هر شکلی در مقابل شما حاضر شود به هر شکلی که شما باورتان نمی آید. شیخ امیر میفرماید:

شاه مچو و دون کس نناسه وه  /  کم کن ممانو و رای راسه وه

یار به تجلی کسی حاضر میشود که هیچکس قادر به شناسائی او نیست / کمتر کسی در راه راست و یاری باقی می ماند

زمانی که به پردیور[4] میروید با نگاهی عاشقانه و معنوی و باطنی به دو سوی پل نورانی نگاه کنید و با باطن رفیع خود جستجو کنید در این دو سوی قاب قوسین چقدر اجساد معنوی یاران بیهوش افتاده است و چرا؟! غیر از این است که راه یاری شیشه بنان است با چند هزاره و در چه قالب‌هایی رنجها تحمل شده است؛ چقدر هزاره قالب‌های مور, مار و پرندگان طی شده است، حالا که به دلیل کردارها در میدان یاری حضور یافته ایم ستم به خود و یاران جایز نیست. در این میدان عشق حقیقت خود را به سرانجام برسانیم از کوتاهترین مسیر برای رسیدن به یار. حضرت سلتان میفرماید:

راگه‌ی هفت طوق و مهیا بو  /  آنانی ملان رنگشان ره‌ژیا بو  / راگه‌ی هفت جوم و آسان طی بو

راه هفت آسمان مهیا شده است / آنانی عبور میکنند که نور جمالشان یاری باشد/ راه هفت آسمانم به آسانی طی میشود

آ هفت جوم پی خار دریای بی پی بو  /  پری یارسان بیعت بسان بو  /  راگه‌ی هفت جوم پی آی آسان بو

اما آن هفت آسمانم برای غیریار دریای بیکران است / برای یارسان شرط و اقرار سرسپردگی است / راه هفت طبقه آسمانم برای او آسان خواهد بود

بو خل و کینه نو و یاری پرسان بو  /  ذات خالقی و او مهمان بو

حسود و کینه‌ای نباشد و جویای یاری باشد / ذات خالق بر او مهمان میشود

راز دونادون:

در سلول‌های خاکستری مغز انسانها سوابق دونادون بیشماری به ردیف تا اولین دون چیده شده است. همانگونه که در آسمان صدف بمانند بایگانی چیده شده است. با نگاهی به آخرین پرونده‌ی دونادون که در برابرمان خودنمایی می‌کند و بمانند  کانالی طولانی ما را به اولین پرونده دونادون هدایت می‌کند که اولین دون ازلی ماست که به چشم باطنی دیده می‌شود. راز سر به مهر دونادون در دو فنر مقام آر.ان.آ RNA و د.ان.آ DNA در ملکولها، کرموزم‌ها نهاده شده است که هسته‌های سلول‌ها که شامل عاملهای وراثتی می‌باشند تمامی اطلاعات لازم را برای ساخت اندام‌ها را در بر گرفته‌اند.

در هر دون تمامی آنچه که فرد در حیات دونی‌اش از تولد تا مرگ ظاهریش انجام داده است در سلولهای دو فنر کروموزمها و ژن هایش ثبت گردیده است و تصویری دقیق در حافظه روحیش ثبت گردیده و در دون بعدیش تمام اطلاعات دون‌های قبلی‌اش با کد کائناتی و رمز وارانه همراه روح به جسم بعدی منتقل میشود. خاطرات گذشته‌های دور که در حافظه انسانها حفظ شده و در دون‌های بعدی در مرتبه وصل می‌تواند به آنها دست یابد.

/کتاب های تیلهارد دو شاردن (1881-1955)، پایه‌های بنیادین اجزای کائنات

/کتاب پاولز و برژیه، نفوذ به هزاره سوم

کشف کردن خاطرات ذخیره شده در حافظه انسان با قدرت یار خاطرات گذشته‌های دور عابدین از اعماق اطلاعات حفظ شده در حافظه‌اش بیرون کشید شده و همه حقایق دونادونش را بیان می‌کند. یاران که در خلقت انسان دست داشته‌اند، انسان را بر اساس انگاره ذهنی‌شان هوشمند ساختند و با هفت بار خواب شدن قالب جسمانی توسط مصطفی قهار و تکرار مجدد خلقت جسمانی انسان، سرانجام هموساپنیس‌ها خلق شدند که با یک جهش مصنوعی از نسل تکامل یافته هوشمند به وجود آمد. از آنجا که یاران در خلقت انسان دست داشتند لذا دیدگاه تکاملی داروین فرو میریزد. تغییر جّو نخستین به جّو اکسیژن را طبق نظریه دانشمندان امروزی 2/1 میلیارد سال طول کشیده است. اسید نوکلئیک‌ها وظیفه پیچیده انتقال عوامل وراثتی را بر عهده دارند آنها با تولید چهار ماده اصلی 1) آدنین 2) گوانین 3) سیتوزین 4) تیمین، رومزهای وراثتی را در همه گونه‌های حیات به وجود می‌آورند. روزی که این موضوع کشف شد، علم شیمی توانست بسیاری از اسرار حیات را درک نماید. دو گروه اسید نوکلئیک وجود دارد: 1- دی. ان. ای (DNA) و 2- ار. ان. ای (RNA) که برای تولید پروتئین در سلول‌ها ضروی می‌باشند.

امروزه ثابت شده است کلیه پروتئین‌های تمامی اندامگان آزمایش شده از 29 گونه مختلف اسید آمینه‌ها تشکیل شده‌اند که تمای آنها سازنده چهار ماده اصلی گفته شده یا همان رمزهای وراثتی می‌باشند. اطلاعات ذخیره شده در کروموزومها تمامی رازهای حیات را دربر گرفته اند.

دکتر ماکس پروتز میگوید: در حدود یکصد میلیون جفت نوکلئوتیدهای بنیادین در 46 کرموزوم یک سلول انسان تقسیم شده اند. با این وصف ما چگونه میتوانیم یک عالم وراثتی خاص را از روی یک کرموزوم پاک نماییم یا یکی به آن اضافه کنیم.

پرفسور مارشال ویزبزگ که نقش مهمی در کشف رمزهای وراثتی داشته است، نظری کاملا مخالف دکتر پروتز دارد و میگوید: من فکر میکنم تا 25 سال آینده بتوانیم با ترکیب مصنوعی اطلاعات وراثتی برای سلولها برنامه‌ریزی کنیم.

دی.ان.ای (DNA) شامل تمام اطلاعات وراثتی سلولها و دیگر عوامل حیاتی است. در واقع دی. ان. ای (DNA) کارت حافظه کاملی برای ساز واره همه انواع حیات است، زیرا نه تنها عامل رمزهای بیست اسید آمینه می‌باشد بلکه آغاز و پایان زنجیره و پروتئین‌ها نیز بدست همین کارت حافظه میباشد.

اشاره کلام به دو فنر مقام:

اشاره به دی. ان. ای (DNA) و ار. ان. ای (RNA) که وظیفه ذخیره و انتقال دادن ذخیره حافظه را دارند به موجود دیگری انتقال داده به یک جفت حقیقت مسلم علمی تبدیل گشته است. انسان در آینده‌ای نزدیک قادر خواهد بود تجربیات و یادگرفته های ذهنی انسانی که می‌میرد را حفظ کند و به انسان دیگر منتقل نماید (DNA و RNA به عنوان مارپیچی‌های جفت هستند).

دزوکسی ریبونوکلئیک اسید یک ماده‌ای در بدن است که تمام اطلاعات بدن اعم از قد و وزن تا خلق و خوی انسانها را در بردارد و همه جای بدن یافت میشود. درگیری خیر و شر به تعبیری بهتر، نبرد نور و تاریکی که نماد آغازینش در عالم دیجور اتفاق افتاده و پس از فتح پادشاهی یار بر انفجار دُرّ خلقت آغاز گردید. نیروهای تاریکی در شرایط کنونی جامعه بشر دست بکار شده و با قدرت فاجعه بار خود نه تنها در ظاهر که در باطن نیز نبرد خود را مدتی است آغاز نموده است و لحظه‌ای از پاید نیایستاده است؛ و در ظاهر پس از جنگ دوم جهانی گستردگی خود را به صورت جنگهای پراکنده منطقه‌ای و داخلی کسورها قربانیان بی‌شماری گرفته است. و در تخریب دنیای کنونی از هیچ اقدامی روگردان نیستند و اما حقیقت آنست که یاران معنوی از طریق وصل به خود کیهانی و با فعالیتهای خود اقدامات معنوی را به جامعه بشری تقدیم می‌کنند تا این اصل یاری‌رسان نیروهای خیر بر شر گردد.

دین پژوهان و اصول گرایان ادیان در مقابل با دونادون واکنش نشان داده و حتی با وجود اشاره ادیادن، رجعت و کتاب آسمانی و گفته‌های پیامبران و امامان را قبول ندارند و با بدترین شیوه ممکن اقدام هجمه را به عمل می‌آورند. دانش پژوهان فیلسوف، آزاد اندیشی خود را از دست داده‌اند. در جامعه یارسان گروهی بدبین وجود دارند که هر پیشرفتی و رشدی در زمینه‌های علوم فلسفه کلامی و تفسیر و ترجمه کلامهای حقیقت یارسان را با بدبینی می‌نگرند و با شیون و گلایه اعلام می‌کنند با راط پوشی کامل در هزار توی رازآمیز حقیقت بسیاری از معجزات را با سّر مگو انشاء نموده‌اند. اما در شرایط کنونی با پیشرفت شگفت انگیزی که در علم و دانش به وجود آمده است و از سوی دیگر جوانان یارسانی و اندیشمندان خواهان حقیقت آیین ازلی یار هستند، هر چند خوشبختانه یا متاسفانه کلامهای حقیقت یارسان توسط اندیشمندان و دین پژوهان خارجی آمریکایی و اروپایی و حتی روس به دلیل عدم آشنایی به زبان کردی کلامها و گویشهای ماچو، هورامی، گوران، جانی، کرمانج، سورانی و ... بکر و دست نخورده باقی مانده است که با تحقیق دین پژوهان و دانشمندان و حتی کردها قادر به خواندن و مفهوم کلامهای حقیقت نیستند به کشف هزار توی رازآمیز کلامهای حقیقت.

کلامهای حقیقت پاسخگوی جامه بشری از منظر پزشکی، ژنتیکی، اخلاقی، فلسفی، اجتماعی، بیناین خانواده، نجوم و ستارگان، حیات در کائنات، شیمی، فیزیک، ریاضیات، علم حروف، تکنولوژی کیهانی بین سیارات، در باب انواع حلقت، حقوق، قانون، ابعاد کل کائنات، زبان، حیات در خورشید و هفت سیاره دیگر، چگونگی به وجود آمدن قاره ها، جابجایی قاره ها، تاریخ، جغرافیا و ... هستند.

پیر قلب کائنات و شاه پنهای روح بیداری است که در فراسوی زمان و مکان و تمامی علیت‌ها در میدان حقیقت قرار گرفته و گذشته و آینده چون حال در کف دست اوست که حیات را می‌آفریند و در نبض مخلوقات هستی می‌تپد و از عالم آشکار فیزیکی تا جهان‌های نادیدنی و کس‌نزان تا درون اقلیم یار در سرزمین‌های بی نام و ازل هیوئی موجب بقای صاحبکار عالم و یاران عاشق در هستی و نیستی است. حضرت سلتان میفرماید:

وه‌رم بنیامین شه‌رتش ته‌یاره‌ن  /  شه‌رتش پی باقی خاوندکارن

زاتش نه آفتاو ‌چرخش پی کاره‌ن /  ویش جبرئیل بی سازناش آفتاو

پوسه وه بنیام ئایم ناین ناو  /  ماچان بنیامین ذاتش هن حساو

و دون و را پاش هن چه‌ رکاو  /  مه‌گیلو مه‌لو هیچ نیانش خاو

خاوش رمیاوه و ئه‌ون رجاو  /  میردان پردیور یاران وش ناو

یاران در تجلی آسمانها و ستارگان در دونادون سیر کمال را در تمام هست و نیست کائنات با ذات عاشقانه یاری طی کرده‌اند. پیر دست به خلق خورشید میزند که یار در بطن آن مستقر است. حضرت سلتان میفرماید: «آفتاو ینان آمام چه آفتاو».

عشق متقابل پیر و پادشاه (یار) شگفت انگیزترین و پر اسرارترین عشق کائناتی هست و نیست در میدان حقیقت است که نوع قدرتمند حیات را در دل خورشید آشکار میسازد تا جاودانگی حقیقت را با رجاء پیر و بخشش یار برای یاران عاشق و سر داده راه حق را رقم بزند.

دونادون در تمام کائنات و در همه ابعاد جاری و ساری است و از دونادون جزءترین ذرات بینادین در هستی تا دونادون یاران دین و ملت‌ها و اجتماع تداوم دارد. شاه نظر بروندی از دراویش سید براکه میگوید:

نبرد نامه دونادون دین  /  ویلان وطن وزنشان وین

نبرد اعمال دونادون دینی سرگردانی از جایگاه ازلی است که با سر دادن در راه حق اعتبار سنگینشان با خونهای داده شده در راه حق است.

حضرت تیمور میفرماید:

تیمورم ئی ور رزمم نه‌رایه  /  دون سلتان قوا قوایه

تیمور در این عالم نبردم و جنگینم در راه است دونادون ملت‌ها هم قوا به قوا انجام میگردد این دونادون ادیان و دونادون ملت ها در تداوم سیر کمال است.

حضرت ستان میفرماید:

از دین نیانم رای قصد تحقیق  /  را حق تاقیقن

هرکس بیگرو رای حق تحقیق است  /  ویش جیا کرو چه بد مخلوقن

بیزار بو ندین راگه شقیقن  /  ازم عاشقش آویش معشوقن

چی سرو چو سر مدیش مزوقن

راه حق تحقیق است / هرکس که راه حق را با تحقیق در پیش بگیرد و خود را از مردمان بدسرشت جدا شود و بیزار باشد از دینی که راه شقاوت را در پیش میگرید (یا بیزار باشد از راه شقاوت در دینش) من عاشق او هستم و او معشوق من در این عالم خاکی و در عالم باقی او را کامروا میکنم.

هر عضور از یارسان برای جلوگیری از هر لغزشی با الهام و مدد از پیر و رهنمود از کلام و با دلالت دلیل نه تنها خود را سامان می‌دهد بلکه به یاری یاران اقدام می‌کند. کلامهای حقیقت پاسخگوی جامه بشری از منظر تمام علوم و فلسفه‌ها و اخلاق اجتماعی و خانواده و تکنولوژی کیهانی بین سیارات در باب انواع خلقت‌هاست و در ابعاد کل کائنات پاسخگوست.

درگیری خیر و شر:

1- ساتوا، 2- راجا، 3- تاما. سه اجزاء اصلی ناآشکاری که عالم هستی را تشکیل می دهد برای آنان که در جهل و تاریکی دست و پا میزنند به دلیل نبود درک و دانشی از حیطه معنویت در تخریب دنیای کنونی از هیچ اقدامی روگردان نیستند و اما حقیقت آنست که یاران معنوی از طریق وصل به خرد کیهانی با فعالیت‌های خود اقدامات معنوی به جامعه بشری تقدیم می‌کنند تا در این اصلی یاری‌رسان نیروهای خیر علیه شر گردد. دنیای ناآشکار اس.اس.آر.اف که توسط حس‌های انسانی ذهن قابل درک است. SSRF دنیای ناآشکار جهان باطنی معنویت است که یاران حقیقت در آن تنها از طریق باطن قابل شناسایی‌اند.

عواقب مصیبت بار:

نبرد بین نور و تاریکی در ازل در عالم دیجور اتفاق افتاده و پس از فتح پادشاهی یار با انفجار دُرّ خلقت آغاز گردید نیروهای تاریکی در این چهارده میلیارد سال با قدرت خود و تضاد و برخوردهای فاجعه باری ایجاد نموده است. در شرایط کنونی جامعه بشری انژری منفی کائنات دست به کار شده و نه تنها قدرت خود را بکار برده است بلکه در باطن، نبرد خود را مدتی است که آغاز نموده و لحظه‌ای از پا نه ایستاده است و در ظاهر پس از جنگ دوم جهانی گستردگی خود را بصورت جنگهای پراکنده منطقه‌ای و داخلی کشورها قربانیان بیشماری گرفته است.

پیامی به یاران:

یاران عزیز، مطلع و آگاهند که یارسانیان در میدان حقیقت عاشقانه می زیند و با عشق و فضیلت و آگاهی با یاران وپیران ارجمند و سادات سرمد و دلیلان آگاه و هوشیار در بده بستان یاری زندگی می‌کنند و همگی به عنوان عضوی ازخانواده یاری متحد و یکپارچه اند و با تقسیم عشق بین هم هرگز تفرقه را به میدان حقیقت راه نداده اند و این یاران کهدر دامن یار و پیر اقامت گزیده اند، روح بیدارشان از دریای بیکران عشق درس راستی و پاکی و نیستی و ردا راآموخته اند. علیرغم اینکه بقول پیر بنیامین زمینی که جایگاه ستم است. به عنوان عنصری از یارسان با توجه به جایگاهازلی یاران در عالم خاکی وصل خود را از پیر گرفته و سادات عزیز نیز. یاران باید با عشق و باطنی رفیع خود باهوشیاری یاری نور حقیقت را باید در جمال پیر ببینند و این پیر است که به عنوان پدری مهربان و آگاه که در سیر کمالش بارسنگین یاران را به دوش می کشند و میتواند یاران را به سر منزل مقصود برسانند.وحدت وجود پیران یعنی پیربنیامین؛ وحدت وجود سادات یعنی سید محمد گوره سوار و وحدت وجود دلیلان یعنی داوداست. مقام و منزلت آنان خدشه ناپذیر است و در این میان تنها پیر است که که کل یاران یارسان را سامان میدهند تا با هفتعامل پرواز بسوی جایگاه یار در اوج معنویت و باطنی یاری می توان از عالم فانی یعنی فیزیکی مجاز سوی یارمتصل میشوند. تمامی یاران با راستی و پاکی و نیستی و ردا و با همراهی پیر به سر منزل مقصود یعنی وطن اصلیخویش باز می گردند.

رابطه خانوادگی یارسان با پیران با توجه به سلسله مراتب معنوی تنها راه رسیدن به سر منزل مقصود و عبور از عالمفیزیکی مجاز در میدان حقیقت پیر است و تمام انسانها در نهاییت سیر کمالشان در دونادون دینی به میدان حقیقتخواهند آمد و از طریق پیر به سر منزل وطن اصلی خویش باز گردند. به غیر از این راه‌های دیگر می‌روند اما راهو طریقشان کندتر است زمانی تلاش خدا گونه‌شان به پیروزی می رسد که بدرستی درک کنند که در راه حقیقت راه را برگزینند و والا در هرچه درآویزد سعادتی نصیبش نمی شود مگر راه جوهره حق یعنی پیر و کلام حقانی اش.

نابودیتوهم برده‌گی بشر که زاییده رفتار ناخشنود با همنوع خویش است. این آزادی نابینا را بینا و ناشنوا را شنوا می کند و پیروی پیر و دلیل تا بتواند هستی و جاودانگی را در وحدت وجود یار ببیند. یار و هفتتن در درون هر انسانی حضوردارند اما بشر بدلیل جهل و نادانی اش آنها را بیرون از خود جستجو می کند.

درپايان جا دارد كه از دو يار فهيم و آگاه كه وقت گرانبهاي خود را در اختيار اين حقير قرار دادند نهایت سپاسگزاری را داشته باشم؛ سركار خانم ناهيد چهل أميران يار فرهيخته و جناب آقاي پيام يار فرهيخته و آگاه براي زحماتي كه براي تايپ و بازخواني نوشتار دونادون را در اين شرايط متحمل شدند كمال تشكر و قدرداني را مينمايمكه اگر زحمات اين عزيزان نبود شايد به اين زودي اين نوشتار در اختيار ياران عزيز قرار نمي‌گرفت؛ كردار اين عزيزان قبول درگاه حق و اميدوارم به درگاه صاحب كرم خير خدمت اين عزيزان ثبت دفتر يار گردد. آمين...

منابع:

/                      سرانجام، طیب طاهری

                  زبورحقیقت، طیب طاهری

                  زیگ آریایی- کردی (کیهان)، طیب طاهری

                  دفتر تیمور، سید نصرت زرین

                  دفتر شیخ امیر، حسین روحتافی

                  اینترنت، ذرات بنیادین، کوارکها و اتم ها

 


[1] هیو: رمز آسمان چهارم حقانی که جایگاه اهل حقیقت است. کلام پیرلایی سرکیوی از 66 غلام میفرماید: «اینا موانی ازلین هیوی»

[2] چرخ لاج: چرخه دونادون در هفت مرتبه و در دوازده صورت فلکی که هر یک یکصد هزار سال طول میکشد که روح در دام چرخ لاج حداقل هشت میلیون و چهار صد هزار سال طول میکشد تا از دام چرخ لاج یا چرخه 84 رهایی یا بد

[3] سیاه چاله: قسمتی از فضا که جرم متمرکز بسیار زیادی دارد و به گونه ایست که هیچ جسمی و نوری هیچ شانسی برای فرار از جاذبه آن ندارند.

[4]پردیور: پُل نورانی، قاب قوسین

 

ورود به سایت

ما 63 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.