یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط شاهمرادی دسته: مقالات
نمایش از 06 شهریور 1397 بازدید: 211

خیزش مردم یارسان برای احیای هویت ملی و مذهبی کرد‌ها

«یارسان، اسطوره‌ای که باید از نو شناخت»

غلام رضا شاهمرادی

۱۳۹۲مهر ۱۸

منبع:https://radiokoocheh.com

قسمت اول

کرد‌ها در طول تاریخ حیات خویش بسیار جفا دیده‌اند و مبارزات آن‌ها برای احقاق حقوق خود بر کسی پوشیده نیست. جنبش‌ها و یا قیام‌های شیخ عبیدالله نهری، شیخ محمود برزنجی، شیخ سعید پیران، اسماعیل آقا سمکو، قیام آگری داغ، قیام درسیم، جمهوری مهاباد وبسیاری موارد دیگر از نمونه‌های حق خواهی کرد‌ها هستند. اما در این میان خیزش مردم یارسان برای احیای هویت ملی و مذهبی کرد‌ها رنگ و بوی دیگری دارد ونیاز به نگاهی نو از جانب تحلیل‌گران و فعالان کردستان دارد وبه جرات می‌توان گفت که مبارزات مردم یارسان برای دستیابی به هویت خویش به پیشاهنگی بالویل ماهی در قرن دوم و بعد‌ها به رهبری سلطان سهاک در قرن هفتم در تاریخ مبارزات کرد‌ها بی‌نظیر است.

آیین یارسان را رمز و رازی می‌دانند که در روز ازل در داخل دری نهفته بوده است، یاران مقرب آن را کشف کرده، در حضور خاوندگار پیمان و بیاوبس ازلی بسته می‌شود، به صورت رازی به ودیعه گذاشته شده، سینه به سینه حفظ ونگهداری می‌شود تا اینکه در قرن هفتم توسط سلطان سهاک و یاران نزدیکش آشکار می‌شود و به صورت قوانین مدون در اختیار پیروان قرار می‌گیرد.

اما بررسی موضوع یارسان نیازمند کنکاش تاریخی و یافتن فلسفه پیدایش آن است و بدون نگاه جامع شاید نتوان به ابعاد مهم آن دست یافت. شاهد آن هستیم که مطالب زیادی در این باره مکتوب شده است و بیشتر نویسندگان و محققان سعی بر آن دارند که یارسان را شاخه‌ای افراطی از اسلام و تشیع معرفی کنند واز طرف دیگر فعالان یارسانی هم به دلایل مختلف هنوز نتوانسته‌اند به یک اجماع برسند.

خیزش مردم یارسان برای احیای هویت ملی و مذهبی کرد‌ها رنگ و بوی دیگری دارد ونیاز به نگاهی نو از جانب تحلیل‌گران و فعالان کردستان دارد

با توجه به شواهد و دلایل زیادی می‌توان گفت که آیین یارسان تلاشی در جهت بازیابی هویت «ملی و مذهبی» کرد‌ها بوده است. در اینجا منظور از «ملی»‌‌ همان ملت کرد و «مذهبی» دین و آیین مردم سرزمین کرد است. کرد‌ها میراث‌دار فرهنگی غنی در منطقه هستند، ماد‌ها به سرکردگی کردان بزرگ‌ترین امپراطوری منطقه را تشکیل دادند و همه را زیر یک پرچم گرد آوردند، آن‌ها پیرو آیین میترایسم یا مهرپرستی بودند که بعد‌ها حکومت سیاسیشان توسط هخامنشیان برچیده شد و دینشان در زمان ساسانیان و توسط زرتشت از میان رفت و دین رسمی به مزدانیسم تغییر کرد که البته آثار مهرپرستی در آن هویداست. لازم به ذکر است که آیین مهرپرستی، هندویسم ویارسان قرابت بسیاری به هم دارند که از حوصله این بحث خارج است. این آیین‌ها فقط یک دین نیستند بلکه روش زندگی اجتماعی و سیاسی هم هستند به طوری که انتخاب شاهان به صورت شورایی و بر اساس آموزه‌های دینی بوده است.

با استناد به منابع دفتری به جای مانده از اندیشمندان یارسان، سعی می‌شود تا موضوع هویت خواهی مردم یارسان در طول تاریخ حیات خویش در دو بخش جداگانه دینی (مهرپرستی) وملی (تشکیل حکومت کردی) بررسی شود.

۱-هویت دینی

 برداشت‌ها و نگاه‌های متفاوتی راجع به دین مردم یارسان وجود دارد که هر کدام برای اثبات ادعای خویش دلایلی را مطرح می‌کنند که از این میان می‌توان سه نوع نگاه غالب بر این مساله را مطرح کرد.

نگاه اول از سوی حاکمیت و محققان مسلمان است که بسیار کوشیده‌اند یارسان را تحت عنوان «اهل حق» مسلکی عرفانی برگرفته از اسلام واز غلات شیعه معرفی کنند و گاهی با پیش کشیدن نام حضرت علی، امام اول شیعیان، و با استناد به دلایل غیر منطقی یارسان را علی اللهی می‌نامند و حتی علی اللهی‌ها، نصیریه‌ها، ایزدی‌ها، علوی‌ها و دراویش را با یارسان یکی می‌دانند. اما حاکمیت به این تبلیغات منفی بسنده نکرده و شهروندان معتقد به یاری را از داشتن حقوق اولیه محروم کرده است. به عنوان مثال می‌توان به اجبار دانش آموزان، دانشجویان، سرباز‌ها و کارمندهای دولتی برای بجای آوردن فرایض دینی مسلمانان، تراشیدن شارب پیروان یارسان با توسل به زور، اخراج کارمندان ازمشاغل دولتی به اتهام مسلمان نبودن وعدم اقرار به دین اسلام، جلوگیری از برگزاری آزادنه مراسم دینی و برخورد با فعالان دینی، عنوان نکردن آیین یارسان در اصل دوازدهم و سیزدهم قانون اساسی به عنوان اقلیت دینی، بی‌حرمتی ماموران دولتی به شهروندان یارسانی که منجر به خودسوزی‌های اخیر گردید ومهم‌تر از همه فتوای مراجع تقلید مبنی بر منحرف، کافر و نجس خواندن شهروندان یارسان اشاره کرد.

مهم‌تر از همه می‌توان به فتوای مراجع تقلید مبنی بر منحرف، کافر و نجس خواندن شهروندان یارسان اشاره کرد

نگاه دوم خاص جامعه یارسان است و درصد زیادی از پیروان را به خود اختصاص می‌دهد، اینکه یارسان صرفا یک دین است که به صورت ازلی بوده و سلطان سهاک آن را آشکار کرده است، دینی که «یاری» نام دارد و کاملا مستقل از سایر ادیان است علت استقلال آن داشتن کتاب مقدس به نام «دفتر»، انجام مراسم دینی مختص به خود، عدم اعتقاد به معاد و باور به اصل «دونادون»، بجای آوردن فقط سه روز روزه در سال و موارد دیگر است.

این دسته از افراد موانع زیادی در جهت شناسایی و رشد یارسان داشته‌اند آن‌ها با اعتقاد به «سرمگو» وجلوگیری از نشر منابع کلامی سهم زیادی در منزوی کردن جامعه یارسان داشته‌اند، با برجسته کردن موضوعات فرعی چون شارب و… جامعه یارسان را از داخل دچاربحران کرده‌اند و با روی آورن به افسانه سازی و مقدس کردن اصول یاری، راه هرگونه نقد را به روی دگراندیشان بسته‌اند.

از جمله افرادی که در این گروه جای دارند «سید‌ها» هستند، سید‌ها درسه یا چهار قرن اخیر ومخصوصا بعد از حکومت صفویان توانستند جای خود را در میان یارسان باز کنند. آن‌ها نقش روحانیون، کشیش ویا خاخام‌ها را دارند همانطور که روحانیون خود را کلید دار ادیان می‌دانند، سید‌ها هم میهمانان ناخوانده‌ای هستند که با نفوذ معنوی خویش یارسان را از هدف اصلی خویش گمراه کردند، کار تا بدانجا پیش می‌رود که به خود اجازه تصمیم گیری به جای مردم بدهند و کاندیدای اصلح انتخابات را به مریدان خویش معرفی کنند. این شرایط نتیجه بسته ماندن جامعه یارسان، جلوگیری از نشر منابع کلامی، دور کردن و غیر یار پنداشتن دگراندیشان، تحمیل سید‌ها و جزم اندیشی ریش سفید‌ها و کلام خوان‌ها می‌باشد که متاسفانه جامعه یارسان را دچار چندگانگی و بحران کرده است.

سید‌ها میهمانان ناخوانده‌ای هستند که با نفوذ معنوی خویش یارسان را از هدف اصلی خویش گمراه کردند

نگاه سوم هم اما در میان مردم یارسان و غیر یارسان طرفدارانی دارد، به باور این گروه باور‌ها و عقاید دینی یارسان ریشه در ماقبل اسلام دارد و با آیین‌های «مهرپرستی» و «هندویسم» قرابت دارد و آن را در ادامه آیینهای کهن می‌دانند، آیین کهن کورد‌ها مهرپرستی بوده است که همخوانی بسیاری با هندویسم دارد لذا این گروه بر اساس تحقیقات خویش به این نتیجه رسیده‌اند که باورهای دینی مردم یارسان ریشه در عهد باستان دارد و پس از سیطره ساسانیان و زرتشت پیامبر، عقاید آن‌ها از بین رفته و با پیروزی اسلام بر ایران بار دیگر سعی در زنده کردن و بازیابی هویت دینی خویش برآمده‌اند تا هم از غلبه اسلام بر عقایدشان جلوگیری کنند و هم به اصل خویش بازگردند.

ناری (۶۷۸-۷۳۶ هجری) از یاران سلطان سهاک وجزو چهلتن می‌فرماید:

نامیما مهره /ناقله الست نامیما مهره/دوانزهم حه لقه م، نو دجله و دهره/هر کس غفلت کرد،/ آنه پیش زهره/ از زیام نه ژیر هورشیت انور/چوگا نیامان پا وپردیور

توضیح: رسم الخط کوردی در نوشتار کلام‌ها رعایت نشده و همانطور که در دفا‌تر مکتوب است در اینجا هم نوشته می‌شود.

ترجمه فارسی: نامم مهر است و از ازل هم نامم مهر بوده است دوازدهمین حلقه حقیقت روزگار هستم وهر کس از حقیقت غافل ماند دنیا به کامش زهر است، من درزیرخورشید انور زندگی می‌کردم و پس از آن به همراه یاران پا به پردیور گذاشتیم.

در سروده فوق ناری از دون گذشته خود می‌گوید که مهر بوده و نشان از مهرپرستی ساکنان سرزمین دارد و تاکید می‌کند که درپناه خورشید زیست کرده‌ام که کنایه از مهرپرست بودن است همانطور که می‌دانیم خورشید نماد مهری‌ها بوده است.

مصطفی داودان (۶۴۲هجری) از یاران نزدیک سلطان سهاک می‌فرماید: کوره آهر بیم سوزنده گردون/ چرخ وردم قرام شوله م دا فزون/ سینه م بی‌وساج چ‌تر چل ستون/ کوره آهر بیم نا‌قله هامون

ترجمه: کوره آتش بودم عالم را می‌سوزاندم، چرخیدم و شعله‌ام فزونی گرفت سینه‌ام ساج شد و چ‌تر چهل ستون (آسمان) شد کوره آتش بودم تا بلندای عالم.

داودان به وضوح از دون خود می‌گوید که به مانند خورشید بر پهنه آسمان بوده و گرمابخش هستی بوده است، بر همه ما روشن است که کوره آتش کنایه از خورشید است و خورشید هم در باور مهرپرستی مظهر مهر است. در سروده فوق از ساج گفته شده که منظور‌‌ همان ساج نار است و در نزد مردم یارسان مقدس است، ساجنار وسیله‌ای برای پخت نان می‌باشد اما در اصطلاح یارسان‌‌ همان چشمه خورشید است که ساج نان می‌پزد و چشمه خورشید هستی می‌بخشد.

جنبش‌ها و یا قیام‌های شیخ عبیدالله نهری، شیخ محمود برزنجی، شیخ سعید پیران، اسماعیل آقا سمکو، قیام آگری داغ، قیام درسیم، جمهوری مهاباد وبسیاری موارد دیگر از نمونه‌های حق خواهی کرد‌ها هستند

سید احمد میرسور (۶۵۲-۷۴۵هجری) برادر سلطان سهاک و ازنام آوران یارسان می‌فرماید:

قوزه جم بی‌مهر هیچ جا نین باو/ بی‌سرناو آوی نمی‌لو آسیاو

ترجمه: جمی که به «مهر» اعتقاد نداشته باشد در جایی رواج ندارد و مثل آسیابی است که بدون آب می‌چرخد.

در اینجا منظور از جم‌‌ همان جمخانه است که محل عبادت و مشورت مردم یارسان است و میرسور مهر را از نشانه‌های بارز جم می‌داند.

بابا هندو (قرن پنج) از یاران نزدیک شاخوشین تاکید می‌کند که از ازل هندو بوده:

جه اصل الس/ هندوه نامی جه اصل الس/ جاگه م زابلن چنی خاس وکس/ مکوشم پری یاران همدس

ترجمه: از ازل هم نامم هندو بوده واکنون در زابل هستم وبا همراهان خویش در پی یاران می‌گردم.

نگارنده بر این باور است که تاکید بابا هندو بر نام خویش بی‌دلیل نبوده و فعالیت کنونی خویش را در راستای دون قبلی خود می‌داند، قبلا هم به ارتباط یارسان با هندویسم اشاره شد.

شکی نیست که یارسان ولو در مقام صرف دینی، تفاوت اساسی و ماهوی با اسلام دارد، در این زمینه می‌توان به کلام دفتر استناد کرد.

سلطان سهاک خاوندگارمی فرماید:

یاری بکرو قند شاری یاری بوزیش و پوپه داری / یاریش مکرو و ژار ماری اراوسا یاری پی یاران تمام نکری/ چه امت محمد بیانی روژی پنج وقت نماز بکری

در اینجا سلطان سهاک به وضوح از فاصله خویش با اسلام می‌گوید و حتی قصد دارد که از گسترش آن به سرزمین خویش جلوگیری کند او که معتقد به راه خویش است با خود عهد می‌کند اگر نتواند آیین یارسان را پایه ریزی کند باید به اجبار به اسلام روی آورد و فرایض مسلمانی به جای آورد و بر خلاف میل باطنی خویش مانند امت محمد پیامبراسلام، روزانه پنج نوبت نماز به جای آورد.

 

قسمت دوم

۲-هویت ملی

موضوع هویت ملت یارسان بسیار مهم‌تر وفراتراز مساله دین است، یارسان پیام‌آور تمدن، فرهنگ و زبان کردی است که باید از نو شناخته شود. جامعه یارسان را تحت عناوین جعلی علی اللهی، اهل حق و… به حاشیه راندند و آن‌ها را در حد یک دین یا مسلک تنزل دادند و سرزمین کردستان را از وجود آن‌ها محروم کردند. مردمی که ازمهرپرستی نشان دارند و پیشقراولان حق خواهی کرد‌ها هستند شایسته است جایگاه واقعی خویش را لااقل در میان کردهای منطقه بازیابند، بدون یارسان فرهنگ، زبان، موسیقی، ادبیات و تاریخ کردستان اعتبار لازم را نخواهد داشت. وحدت ملی کرد نیازمند بازشناسایی هویت کردی یارسان است.

یارسان نه واکنشی علیه اسلام است و نه در ادامه جنبش‌های ایرانی چون خرمدینان و سیاه جامگان، نه صوفیان سرفروبرده در لاک خویش هستند و نه فرقه‌ای افراطی از تشیع است.

نگاه مردم یارسان به همه کرد‌ها نگاهی بدون تبعیض است و همه را برابر می‌داند و انتظار می‌رود که مردم کرد غیر یارسانی هم به این باور برسند

تقربیا اکثر کلام‌ها به زبان کردی گوران سروده شده و مرکزاصلی فعالیت عالمان یارسان در کردستان جنوبی و شرقی (کردستان ایران و عراق) بوده است ودر تشکیلات سلطان سهاک غیر از کرد‌ها کسان دیگری حضور نداشتند. وجود پیروان فارس و ترک زبان هم تنها زمانی مطرح است که یارسان به مثابه یک دین تلقی شود. در قرن نهم به بعد و با رسمی شدن مذهب تشیع توسط صفویان یارسان به مثابه یک دین درمیان فارس‌ها و ترک‌ها پیروانی پیدا کرد. مجموعه عواملی از جمله ایجاد خاندان‌های متفاوت، نفوذ معنوی سید‌ها، آسمیله شدن توسط سردمداران حکومت شیعی، تحقیقات غیرواقع بینانه پژوهشگران ایرانی، خاطرات سیاحان نا‌آگاه غربی وآثار به جا مانده از سرایندگان کلام در سده‌های اخیر باعث ایجاد تغییر و انحرافاتی در اصل فلسفه پیدایش یارسان شدند.

با وجود همه جفاهایی که در حق یارسان روا شده است نیاز است که همه فعالان کرد یارسانی و غیر یارسانی به دور از تعصب و تنگ نظری گرد و خاک نشسته بر چهره واقعی این تمدن غنی را زدوده و به عنوان تجربه‌ای موفق در راه رسیدن به آرمان‌های خویش به کار برند. در این راستا لازم دیدم که با نگاهی به مستندات کلامی هدف اصلی خیزش یارسان را به تصویر بکشم که همانا دستیابی ملت کورد به هویت و حقوق واقعی به تاراج رفته است که اندیشمندان یارسانی مردم کرد را مستحق برخورداری از یک حکومت عادل و دادگستر می‌دانستند.

دست مردم را بگیرید و به آن‌ها زندگی بدهید بگذار آن‌ها هم مثل تو زندگی کنند چرا که همه مثل هم هستند

اسامی اساطیری چون کیکاوس، رستم، هوشنگ، گیو، جمشید و… در کلام بزرگان به وفور یافت می‌شود. شاهان اساطیری که نماد عدل و داد بوده‌اند مربوط به دوره‌های پیشدادی و کیانی هستند و بنا به برخی نوشته‌ها این دوره معادل دوره ماد‌ها بوده و اندیشمندان یارسانی خود را از دون شاهان اساطیری می‌دانند که خواهان برقراری حکومتی عادل و دادگس‌تر هستند.

شاه ویسقلی (سال ۸۱۰) عالم یارسانی می‌فرماید:

اصلمن چه کرد/ بابوم کردنان اصلمن چه کرد/ من آو شیرنان چنی دسته گرد/ سلسله سپای ضحاک کردم هرد

ترجمه: من کرد هستم و نژادم کرد است و کرد زاده‌ام، من آن شیرمردی هستم که به همراه دلاوران گرد (کرد) سپاهیان ضحاک را درهم شکستیم.

همه ما داستان ضحاک مار به دوش را می‌دانیم که هر روز غذای مار‌ها ازمغز سر دو جوان بوده است تا بالاخره آشپز از هر دو جوان یکی را نجات داده و نجات یافتگان‌‌‌ همان کورد‌ها هستند به قول فردوسی:

کنون کرد از آن تخمه داردn‌نژاد که زآباد ناید به دل برش یاد

و سرانجام با رستاخیزمردی از دیار کرد به نام کاوه آهنگر ضحاک نابود می‌شود و شاه ویسقلی خود را از دون کاوه می‌داند که برای مبارزه با ضحاک زمان به پا خواسته است.

سلطان سهاک می‌فرماید:

اصلمن چه کرد/ کردی ونا کرد اصلمن چه کرد/شیر ازلینا، بورم کردن ورد/سرخیل دوستاننان دوستان مکم گرد

ترجمه: اصل و‌نژاد من کرد است و کردی را پایه گذاشتم، شیر ازلی هستم که ببر را از بین بردم، سرکرده دوستان هستم و آن‌ها را گردآوری می‌کنم.

سطان سهاک خود را از دون بنیانگذاران کرد می‌داند و با شهامت خویش مخالفان را از سرراه برداشته است و کسان زیادی از کردان را که دارای هدف واحدی هستند دور هم جمع کرده است، منظور ایشان‌‌‌ همان یارسان است که کرد‌ها جهت حق خواهی و نشر آیین خویش دور هم گرد آمده‌اند.

پیرموسی از یری تنان (سه نفر یار نزدیک به سلطان سهاک) و یار نزدیک سلطان سهاک می‌فرماید:

یکسر کرده و، کورد و کوردستان/ هم و معجزات هم و سفره ه وخوان/ غلامان دیشان و معجزاتش/برگ خودرنگی بی‌و خلاتش/تمام کوردستان دا و براتش

در اینجا هم پیر موسی، سلطان سهاک را خطاب قرار می‌دهد که کار کرد و کردستان را به سرانجام رساند و امور را به سامان کرده وآن را به بابا یادگار می‌سپارد. لازم به ذکر است که بابا یادگار توسط شورای هفت نفره به مقام پادشاهی می‌رسد و امور یارسان به آن عالم یارسانی می‌رسد.

 ودر جایی دیگر بابا سرهنگ دودانی (سال ۳۲۴هجری) از ذات داران یارسان می‌فرماید:

سرهنگ دودان/ از که ناممن سرهنگ دودان/ چنی ایرمانان مگیلم هردان/ مکوشم پری آیین کوردان

ترجمه: سرهنگ دودان هستم و با همراهانم همه جا را می‌گردم و تلاشم در جهت برقراری آیین کردان است.

مردم یارسان از پیشروان و پیشقراولان دست یابی به حقوق حقه کرد‌ها بوده‌اند و کنار گذاشتن آن‌ها جفا در حق جامعه یارسان و کاستی در تمام کردستان محسوب می‌شود

با نگاهی به کلامهای فوق می‌توان به این باور رسید که کردان یارسان‌‌‌ همان بازمانده‌های مادهای باستان هستند که در تلاشند تا آیین کردان را زنده و برقرار کنند. در اینجا آیین صرفا دین نیست بلکه به باور من مجموعه‌ای از باور‌ها و اصول اجتماعی، مذهبی و سیاسی است آیین در معنای لغوی یعنی آنچه در قبل مرسوم و معمول بوده است که شامل سنت‌ها، اصول و عقاید می‌شود پس مردم یارسان در طول تاریخ خویش به دنبال بازیابی هویت گمشده و به تاراج رفته خود هستند.

پیر بنیامین از راز خود پرده بر می‌دارد و می‌فرماید:

دلیل بو داود، پیر بو بنیامین/ جی پردیورا بستنمان آیین/ آیینمان نیان پی رو سرزمین

ترجمه: داود دلیل شد و پیر بنیامین در مقام پیر برآمد، در پردیور آیین را مقرر کردیم و آن را بر روی سرزمین بنیان نهادیم.

بالاخره کار و تلاش یارسان به سامان می‌شود و آیین آن‌ها بر روی سرزمین کردستان پایه ریزی می‌شود، لازم به ذکر است که آیین یارسان با مهرپرستی و هندویسم تفاوت ظاهری دارد و دلیل آن هم تدوین قوانین و مقررات جدید از سوی بنیانگزاران یارسان است که طی سال‌ها تلاش و مبارزه و مشورتهای زیاد وبا حضور خاوندگاریعنی سلطان سهاک مدون گردید.

 اصولا یارسان واژه‌ای کردی است و مرکب از «یار» به معنای دوست و طرفدار است و «سان» دلالت بر مکان دارد مثل کوردسان، قه ور سان و… پس واژه یارسان به معنای مکان یاران است ویاران هم ا ز‌نژاد کرد هستند که می‌توان آن را معادل با کوردسان دانست.

در فلسفه یارسان انسان و خدا در کنار هم هستند و فاصله زمین تا آسمان ادیان دیگر براشته شده است، انسان با نردبان دونادون در حال خاوندگار شدن است انسانی که شایسته بهترین هاست انسان در این بینش نه عذاب اخروی می‌بیند ونه پاداش معنوی می‌گیرد، انسان در یارسان نماد بارز آگاهی و رشداست، لذا در تمدن یارسان انسان کرد شایسته حکومتی کرد و دادگستر است.

کردان یارسان‌‌‌ همان بازمانده‌های مادهای باستان هستند که در تلاشند تا آیین کردان را زنده و برقرار کنند

جا دارد از فعالین و احزاب کردی انتقاد کرد که مردم یارسان از پیشروان و پیشقراولان دست یابی به حقوق حقه کرد‌ها بوده‌اند و کنار گذاشتن آن‌ها جفا در حق جامعه یارسان و کاستی در تمام کردستان محسوب می‌شود و با این کار قطعا بخش عظیمی از فرهنگ و آیین کردان را به دست فراموش سپرده‌اند. نمونه این بی‌مهری‌ها عدم توجه به جایگاه ویژه یارسان در مناسبت‌ها و معادلات سیاسی منطقه است و متاسفانه از طرف پژوهشگران مسلمان کرد هم مورد تبعیض قرار گرفته‌اند و امیدواریم مردم کردستان و منطقه واقعیت تاریخی و اجتماعی مردم یارسان را پذیرفته و حق برابر با دیگر مردم مسلمان در برخورداری از امکانات داشته باشند.

عابدین (۷۲۰ هجری) از یاران سلطان سهاک می‌فرماید:

دستی خلکی بگره له ژین/ با اوانیش وک تو بژین/چونکه همو هر وک یکن/ لر و جاف و لولو و لکن

ترجمه: دست مردم را بگیرید و به آن‌ها زندگی بدهید بگذار آن‌ها هم مثل تو زندگی کنند چرا که همه مثل هم هستند فرقی ندارد لر، جاف یا لولو و لک باشد.

در این کلام، عابدین که خود از گوران است به صراحت تمام خلق و مخصوصا خلق کرد را به اتحاد می‌خواند و همه لر‌ها، لک‌ها و جاف‌ها را یکی می‌داند و ناگفته پیداست که همه آن‌ها کرد هستند، لذا نگاه مردم یارسان به همه کرد‌ها نگاهی بدون تبعیض است و همه را برابر می‌داند و انتظار می‌رود که مردم کرد غیر یارسانی هم به این باور برسند و در عمل شاهد همزیستی مسالمت آمیز باشیم.

 

ورود به سایت

google-plus-icon

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky

برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.