یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علی امیرزاده دسته: مقالات
نمایش از 02 آذر 1397 بازدید: 37

فصلنامه تخصصی فرق و ادیان

مطالعاتی- تحلیلی (روشنا)،شماره 74، پاییز 1396

s-ah-ho-1

مرید پروری و خشونت گرایی
درنگی بر خشونت گرایی در فرق درویشی
علی امیرزاده

 

يکی از شاخص های اغلب فرقه های انحرافی، گرايش به خشونت است. در واقع، ماهيت و ذات اين فرقه ها و اهداف سرکردگان شان می طلبد که خوی خشــونت طلبی و گرايش به اعمال خشن نسبت به پيروان و جامعه بيرونی رواج داشــته باشد. به تعبيری، خشونت - پنهان و آشکار- حاکم در فرقه ها، ابزاری است برای پيشبرد برنامه ها و تحقق اهداف سرکرده و نزديکانش. «مارگارت تالر ســينگر»، محقق در زمينه فرقه های انحرافی در کتاب «فرقه ها در ميان ما»، ذيل موضوع آســيب های فرقه ها، به خشــونت فرقه ای اشــاره کرده و می نويســد: «فرقه ها به بچه های ما آسيب رسانده و خانواده هايمان را از هم می پاشانند. از بسياری جهات، بچه ها ناتوان ترين قربانيان حاکميت خشــن و خودکامه ای هســتند که بر زندگی بسياری از اعضای فرقه ها تســلط دارد...فرقه ها با استفاده از تفکرات افراطی منطبق بر ايدئولوژی شــان، اعضای خــود را عليه خانواده هايشــان می انگيزانند... بعضی [فرقه هــا] صرفا با اعضای خود بدرفتاری می کنند، در حالی که برخی ديگر، خشــنوت خود را متوجه بيرونی ها می کننــد. گروهی هم در هر دو جهت عمل می نمايند. اعضای فرقه ها تحت هدايت رهبرانشان به افسران مجری قانون شليک کرده اند، در معاملات مواد مخدر و فحشا درگير شده اند، به حمل و نگهداری ســلاح مباردت ورزيده اند، به هتک حرکت می پردازند، اعضای نوجوان را کتک می زنند، تنبيهات مختلفی برای اعضای خود اعمال می نمايند و حتی اعضای بريده از فرقه را به قتل می رسانند».(1)

اين ويژگی در ميان فرقه های مختلف، با شــدت و ضعف وجود دارد؛ در برخی پر رنگ تر و آشکارا و در گروهی، کمرنگ و پنهانی. فرقه های نوظهور بنا بر شاکله و مبانی اعتقادیشان به درجه ای و فرقه های سنتی نيز با توجه به رهبرانشــان، در مرتبه اي از خشونت گرايي قرار دارند. با توجه به ريشه ها و خاســتگاه فرقه هاي درويشــي و اهميت انکارناپذير آن ها در کشورمان، همچنين وجود شواهدي از خشونت فرقه اي در آنها، در اين نوشتار تلاش شــده تا اين موضوع به صورت اجمالي مورد بررسي قرار گيرد تا از اين بُعد - کمتر پرداخته شده - با اين دست فرق نيز آشنايي حاصل گردد.

 

خشونت در فرقه های درویشی

با عنايت به تعدد فرق درويشــي و انشــعابات گوناگون آنها در کشور، به منظور پرهيز از اطاله کلام، در اينجا مســئله خشــونت گرايي فرقه هاي درويشي، با تمرکز بر چند فرقه که به لحاظ موقعيت و شمار پيروان به نوعي از سايرين متمايز هستند، مورد تبيين قرار مي گيرد. در آغاز براي ملموس تر شــدن اين خشونت گرايي به مصاديقي از آن اشاره مي شود تا از رهگذر آن، علل اين خشونت گرايي نيز ريشه يابي گردد.

 

فرقه «مکتب نورعلي الهي» و ترور تشکیلاتي

يکي از فرقه هاي تشکيلاتی، «مکتب نورعلي الهي» است که با توجه به خشــونت سازمان يافته حاکم در آن، به عنوان اولين نمونه، مورد اشاره قرار مي گيرد. فرقه مذکور، طي دوران حيات خود، مراتب مختلفي از خشــونت را در ابعاد درون فرقه اي و برون فرقه اي پشت ســر گذاشــته و مصاديق اين خشــونت ها آنقدر بارز و متعدد است که حتي نزد برخي به عنوان «فرقه اي تروريستي» شــناخته مي شود. امواج اين خشونت، تا حد زيادي گريبان گير مريدان بوده و مصاديقي از ترور تشکيلاتي در آن وجود دارد. مطالعه کتب فرقه اي حکايت از اين حقيقت دارد که ســرکرده فرقه (بهرام الهي) تلاشي ســازمان يافته براي دروني ساختن خشــونت فرقه اي ترتيب داده و با بيان مواردي از خشونت هاي رفتاري پدرش «نورعلي الهي» (بنيان گذار فرقه) در قبال مريدان و طرح آنها به عنوان «تربيت معنوي»، کوشيده اين خشونت را منطقي جلوه داده و نهادينه ســازد تا از اين طريق، اهداف بعدي خود را در اعمال خشونت نســبت به مخالفان (دروني و بيروني) و اقدامات ايذايي و نابهنجار اجتماعي در راســتاي اهداف فرقه، محقق ســازد. وي در کتاب «آثارالحق» با اشــاره به خشــونت هاي پدرش از زبان وی می نويسد: «در زمان پدرم، چند درويش بودند که بسيار تنبل تشريف داشتند. بالاخره پدرم خسته شد و يک روز زمستان، آنها را لخت در اتاقی سرد و نمناک گذاشت و در را به رويشان بست. آنها 24 ساعت به همين حال بودند و بالخره با آن رياضت، به جايی که قرار بود، رسيدند [!]» (2). «پدرم بسيار سختگير بود و فلسفه زور داشــت. بدين معنی که اگر مريدی خطا می کرد حتی ممکن بود او را کتک هم بزند. بدين ترتيب، کار مريد آسان بود و بيشتر هم از روی ترس، پيشرفت می کرد. رويه من بر خلاف پدرم، سهل و سخت است. آن نوع ســخت گيری را ندارد و همين، کار را به مراتب مشکل تر می کند» (3).طرح «فلسفه زور» براي خودسازي، نوعي توجيه منطقي خشونت است. گذشته از اين خشونت هاي پنهاني، فرقه مکتب با توجه به رويکردهاي سياسي سرکرده و اهدافش، برنامه هايي براي خشونت سازمان يافته بيروني نيز دارد. تهديد و ترور - فيزيکي و روحاني- اعضاي جدا شده و مخالفان فرقه، از آن جمله اســت. آشکارترين و خشنترين عمل فرقه در اين زمينه، ترور حجت الاســلام «عباس صبائي گلپايگاني»، امام جمعه شهرستان هشتگرد در سال 1386 اســت که در شب شــهادت حضرت فاطمه زهرا (ع) توسط عناصر فرقه مکتب نورعلي الهي به طرز فجيعي به شهادت رسيد. جز اين، بهرام الهی و ســومين همسرش يعنی «مينو توکلی» هم اکنون به اتهاماتی چون مشــارکت در چند قتل و ترور و صدور دســتور تشکيلاتی برای قتل «سيد جعفر بهرامی»، از بزرگان مسلک اهل حق (به دست فردين حسينی و وهاب اميری، از عناصر وابسته فرقه) از سوی پليس بين الملل، تحت تعقيب قضايی قرار دارند. خشــونت در اين فرقه آنقدر محرز است که جداشدگان، هــراس زيادی از تهديدهای فرقــه دارند. جالب آنکه، بــه اذعان يکی از بريده ها (4) در اين فرقه به هيچ وجه اجازه صحبت در خصوص اين مسائل و اتهامات سرکرده داده نمی شود، تا جايی که اعضا حتی به سختی بهرام الهی و مينوتوکلی را با نام می شناسند و بالادستی ها با ذکر القابی چون «دکتر» در پی بزرگ نمايی سرکرده و انحراف اذهان اعضا از اين دست مسائل هستند.

 

فرقه «نوربخشیه»؛ تجاوز و خشونت خاموش

نوربخشــيه نيز به عنوان فرقه ای درويش مسلک و نيمه سنتی، مراتبی از خشونت فرقه ای را به ويژه به شکل پنهانی تجربه می کند که البته گاه آنقدر عميق و مخرب است که سر باز کرده و علنی می گردد. بيشتر اين خشونت شامل حال مريدان است که از سوی به اصطلاح بزرگان فرقه اعمال می شود. رابطه مريد و مرادی مورد تأکيد در اين فرقه، به نوعی مســير را برای بروز اين خشــونت هموار می سازد. يکی از بارزترين و شنيع ترين نمونه های اين امر که رسوايی زيادی برای فرقه به دنبال داشت و تا مدتها در پی رفع و رجوع آن بود، تجاوز قطب فرقه به يکی از مريدان زن (با هويت «ف.الف») در ســال 1371 بود که در نهايت، خودکشــی و مرگ وی را رقم زد. اين مســئله با شکايت خانواده قربانی از «جواد نوربخش» و رسانه ای شدن اين واقعه، ســر و صدای زيادی به پا کرد، به طوری که قطب ناگزير به فرار از کشور شــد و تا پايان عمر به ايران بازنگشت. اين خشونت گرايی آشکار، تا حد زيادی اعتبار فرقه را زير ســؤال بــرد؛ آن هم فرقه ای که با راه انداختن شوی تبليغاتی و ميدان دادن ظاهری به زنان، مدعی حقوق برابر برای زن و مرد می باشد و قطب متهم به تجاوزش، کتابی می نويسد با عنوان «زنان صوفی». ژست های روشنفکری و حقوق بشری بسيار قطب فعلی را نيز بايد به اين امر اضافه کرد که ســعی در مسکوت نمودن اين گونه خشونت های پنهانی حاکم بر رابطه مريد و مرادی (به عنوان اصل تأکيدی در فرقه) دارد.

 

فرقه گنابادی؛ ترور شخصیت

فرقه گنابادی، به عنوان يکی از فرق درويشــی از شــهرت بيشــتری برخوردار اســت. شايد ســخن از خشــونت با توجه به اخلاق گرايی های ظاهــری اين فرقه، کمی دور از ذهن به نظر رســد امــا در فرقه گنابادی هم نوع خاصی از خشــونت از گذشــته تا به امروز حاکــم بوده و آن، ترور شــخصيتی و حذف فيزيکی افراد -در درون و بيرون- اســت که مصاديق متعــددی از آن را شــاهد بودهايم. اين نوع خشــونت هنوز هم توســط جريان های تازه تأســيس فرقه، به ويژه گروهــک افراطی «مجذوبان نور» نســبت به بيرونی ها و رقبای درونی (مشــايخ و مأذونين) اعمال می شود. افشــاگری های «کيوان قزوينی»، از مشــايخ بزرگ و سرشناس فرقه گنابادی در خصوص بدعت ها و انحرافات فرقه و متعاقبا ترور شخصيتی وی توسط قطب و ديگر مشايخ، از مصاديق گذشته اين خشونت بوده و تخريب مشايخ و بزرگان فرقه در نوشته های مجذوبانی ها و هجمه شان عليه برخی شخصيت های کشوری و مسئولان مملکتی، نمونه های اخير اعمال خشونت در فرقه گنابادی می باشد. برای نمونه، در قسمت يازدهم سلسله مقالات با عنوان « 40شــب با مولانا» (نوشته «ح.م»، عنصر مجذوبانی) می خوانيم:

« و اما بسياری از مشايخ طريقت در زمانه من گندم نمتی جوفروش و شيخ ناقص بودند. خدايشان بيامرزد که نه صفايی بود آنها را و نه وفايی. خرقه درويشــی بر تن داشته و ميل دنيا در دل انباشته بودند...با مغولان مماشات میکردند و تقيه را مذهب خويش می خواندند تا جبن و ترسشان را بهانه ای مقبول باشد. اجازتی داشتند در امری و در همه امور دخالت می کردند... ای فقير! بدان که در طريقت هر زمان يک بزرگ بيشتر وجود ندارد و او قطب و ولی وقت است و هر کس خود را بزرگ داند کوچک است و مدعی و بدان که پيشکسوتان و مشايخ، همه سالک و ناقصانند و گفتن بزرگان طريقت، بدعتی در گفتار صوفيان اســت و بیادبی و جســارت در محضر انســان کامل » (5). برگزاری کمپين های مجازی معترضانه به احــکام قضايی، ادعــای محروميت از حقوق شهروندی در کاريکاتورها و مقالات منتشرشده در ســايت مجذوبان نور نيز نمونه ای از خشونت نرم و تشويق به رفتارهای نابهنجار و خشن، در ابعاد برون فرقه ای است.

علاوه خشــونت درون فرقه ای، فرقه گنابادی خشــونت گرايی خود را نســبت به بيرونی ها نيز اعمال نموده که مصاديقی از آن را طی سال های اخير در وقايع مختلف شاهد بوده ايم؛ حوادثی که ً اتفاقا بعد خشونت گرايی در آنها با شدت و حدتی چشمگير و غيرقابل انتظار همراه بودهاست. غائله کوار شيراز (شهريور ماه ، 1390) بارزترين نمونه در اين زمينه اســت که رويه ديگری از اين فرقه را نمايان ساخت.

 

مرید پروری، قدرت طلبی و خشونت گرایی

در تبيين چرايی گرايش به خشــونت در فرقه های درويشی، جز دلايل عمومی نظير اهداف سرکرده، لزوم اطاعت پذيری پيروان، نظم تشکيلاتی و... که شامل حال تمام فرقه های مخرب می شود، می توان به موارد ديگری نيز اشاره نمود. مهمترين مسئله، «رابطه مريد و مرادی» و «مريد پروری» موجود در فرقه های درويشی است که تأکيد زيادی بر آن می شود. لزوم سرسپردگی محض به قطب - که کم و بيش در تمام فرقه ها وجود دارد- شرايط را برای سوءاستفاده های هرچه بيشتر سرکرده و ديگر بالادستی ها (بزرگان و مشايخ) از مريدان فراهم می ســازد. خود شــرايط پذيرفته شدن در برخی فرقه های درويشی و اعمال و آداب و رسوم خاص آن (مانند دستبوسی، پابوسی، سجده به قطب و)... ناخودآگاه، مريد را برای اين سوءاستفاده گری ها آماده و تربيت می کند. بيشتر اين خشونت ها به سبب همين رابطه مريد و مرادی، مسکوت مانده و علنی نمی گردد، چون مريدان تحت تأثير القائات قطب می انديشند اين رنج ها بخشی از طی طريقت و سير و سلوک عارفانه است و بدون تحمل آن، قادر به طی طريق نيســتند. بنابراين، نوعی خشونت اغلب روحی و گاه حتی فيزيکی خاموش زاييده مريد پروی در فرق درويشی قابل مشاهده است.

مســئله زمينه ساز ديگر برای حاکميت خشونت فرقه ای، غلبه گرايش های اين جهانی و به ويژه قدرت طلبی و فزون خواهی های اقطاب فرق درويشــی بر گرايش های –به اصطلاح- عرفانیشــان اســت. اين شــهوت قدرت و مالاندوزی، ارضا نمی شود مگر از راه بهره کشی و استثمار مريدان و اعمال فشــار بر جامعه بيرونی (برای سهم خواهی) که يکی از ساده ترين ابزارهای تحققش، اعمال خشونت است. يکــی از علل شــکل گيری افراطی گری در فرق درويشــی که آنها را تشکيلاتی نموده و تا مبارزه مسلحانه نيز پيش برده، همين تحول ماهوی و غلبه دنياگرايی بر وجه عرفانی اين دســت فرق اســت. افراطی گری های مشاهده شده در جريان «اهل حق» در اين زمينه قابل ارزيابی است. از غائله ميان دوآب گرفته تا خودسوزی های 1392 و شکل گيری مجمع -غيرقانونی- «فعالان مدنی يارسان» از دل آن، به عنوان ارگان طيف افراطی اهل حق. نمونه ديگر، گروهک «مجذوبان نور» اســت که بيشتر، خشونت نرم و گاه تحرکات عملياتی را در دستور کار خود قرار داده است.

 

خشونت فرقه ای و آسیب بر پیکر جامعه

در مقام جمع بندی می توان اظهار داشــت که امروز، خشــونت گرايی در وجه بــارز و پنهانی و ابعاد درونی و بيرونی، به ابزاری جداناپذير از فرق درويشی مبدل گشته که با ماهيت تحول يافته و دنياگرايانه شان در هماهنگی کامل قرار دارد. اين خشونت های فرقه ای، آسيب هايی را در کوتاه مدت و بلندمدت متوجه مريدان و جامعه بيرونی ساخته و آثار مخربی به دنبال دارد که در ابعاد شخصيتی، اجتماعــی، اقتصادی، امنيتــی و ... قابل ارزيابی اســت. تناقضات رفتاری و اعمال خشونت طلبانه حاکــم در اين فرقه ها، ســاحت معنويت را مورد هجمه قرار داده و بی اعتمادی و سردرگمی طالبان معنويت را در پی خواهد داشت. از طرفی، تحرکات آنها در ابعاد سياســی، اقتصادی و امنيتی (به عنوان خشونت بيرونی) نيز اين حوزه ها را دســتخوش آســيب قرار می دهد. بنابراين، خشونت گرايی فرقه ای فقط شــامل فرقه های تروريستی چون «منافقين» يا «القاعده» و «داعش» نيست و در بسياری از فرقه ها و جريان های مدعی اخلاق و سير و ســلوک عرفانی نيز موجی از خشونت خاموش و خزنده در جريان است.

 

*پی نوشت:
.1
ســينگر، مارگارت تالر، فرقه ها در ميان ما، مترجم: ابراهيم خدابنده، اصفهان: انتشــارات دانشگاه اصفهان، ،1387صص.121-122
.2
الهی، بهرام، آثارالحق، جلد دوم، گفتار ،76انتشارات جيحون، زمستان ،1373ص.25
.3
همان، گفتار ،41ص.16
.4
«مکتبی تهی از نور الهی»، مصاحبه «الف.ب»، بريده فرقه مکتب نورعلی الهی با نشريه روشنا، شماره 73، ص.63
.5
سايت مجذوبان نور، مهرماه .1396

 

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.