یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

نوشته شده توسط علیرضا یوسفی افشار دسته: مقالات
نمایش از 29 بهمن 1397 بازدید: 75

بررسی تطبیقی طلاق در فرقه اهل حق و فقه امامیه

 

 چکیده

مقاله حاضر با موضوع بررسی تطبیقی طلاق در فرقه اهل حق و فقه امامیه است که هدف اصلی از نگارش آن تبیین و توضیح همه جانبه احکام و اصول و قواعد طلاق در فرقه اهل حق و فقه امامیه است در این گذر باید گفت هر چند خود طلاق در فقه امامیه و اهل حق مذموم است اما اها حق و فقهای امامیه طلاق را قبولدارند و شرایط و ویژگی های آن‌را مورد بررسی قرار داده اند البته محدودیت دسترسی به منابع معتبر در فرقه اهل حق نویسنده رابر آن داشت تا از طریق مصاحبه و روش میدانی بتواند اطلاعاتی را در این زمینه بدست آورد طلاق و انواع و ویژگی های آن و همچنین مبحث مربوط به عده از مواردی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است.

مقدمه

در تمام ادیان ومذاهب اسلامی وغیر اسلامی طلاق و جدایی زوجین مهمترین بخش مباحث را تشکیل می دهد که همواره مطالعه این موضوع در هر فرقه ومذهبی نشان دهنده پایبندی یا عدم پایبندی فرقه ها به احکام فرقه و مذهبشان است «یارسان» یا «گوران» یا «فرقه اهل حق» گروهی هستند که خود را که به گفته خودشان از پیروان حضرت علی هستند و چنان به حضرت علی ارادت دارند که ایشان را در حد خدا می دانند بنابراین از این گروه با عنوان «علی اللهی» نیز یاد می‌شود، در ایران محل زندگی این فرقه بیشتر در مناطق کرمانشاه و مناطق غربی کشور سکونت دارند پیروان این فرقه در شهر ها مانند سایر شهروندان زندگی می‌کنند و در روستاها پایبند آداب و رسوم فرقه خود هستند اهل حق در احکام خانواده از قبیل نکاح، ارث، معاشرت زنان و مردان و.... قوانین مخصوص دارند که اندکی با فقه امامیه و سایر مذاهب متفاوت است ودر واقع مخصوص خودشان است اساس و مبنای اهل حق حفظ اسرار فرقه شان است که غیر اهل حق نباید از این اسرار باخبر شوند و معمولاَ آداب رسوم خود را بصورت مخفیانه انجام می دهند همچنین در معاشرت با اهل حق سعی دارند فرقه خود را مخفی نمایند

بنابراین یکی از مشکلات که در راه تدوین این مقاله بود محدود بودن و عدم دسترسی به منبع معتبر در مورد این فرقه بود که نویسنده را بر آن داشت تا با حضور در جمع اهل حق و مسافرت به روستای «گره بان» از توابع کرمانشاه و با مصاحبه حضوری با این افراد و مشاهده آداب و رسومشان، اطلاعاتی در زمینه طلاق اهل حق بدست آورد لذا مقاله حاضر علاوه بر روش کتابخانه ای به روش میدانی و از طریق مصاحبه تدوین شده است که بیشتر منابع مورد استفاده از تحقیقات نویسنده است.

مبحث اول: مفاهیم و واژگان

در این مبحث سعی بر آن شده مفاهیمی که در مقاله به‌کار برده شده توضیح و تبیین شود که در این راستا به معرفی اهل حق و تعریف طلاق پرداخته شده است.

گفتار اول: اهل حق

اهل حق به معنى مردان حق، یکی از مسلک های باطنى به حساب می آیند. پیروان آنان بیشتر در مغرب ایران زندگى می‌کنند، اهل حق را با نوعى تسامح «على اللهى» نیز می‌گویند ولى این مسئله کلیت نداشته و آنان على اللهى واقعى نیستند. اگر چه این اعتقاد در میان اهل حق سابقه دارد اما اکنون با روی آوردن مردم به تحصیلات آکادمیک و ترویج علوم دینی، این پدیده مبارک در باورهای اهل حق اثر گذاشته و اکثریت آنان «علی اللهی» بودن خود را قبول نداشته و آن را تهمتی بر علیه خود تلقی می‌کنند.— (نیک نژاد، ۱۳۸۷، ج ۲،۱۲۳)

می توان گفت: عقاید اهل حق آمیخته ای از اعتقادات ادیان کهن ایرانی و غیر ایرانی مانند مهرپرستی، زرتشتى، مانوی، هندو و دیگر نحله های باطنى است. آنان با تصوف هم اشتراکاتی دارند. البته بیشتر اعتقادات آنان برگرفته از اسلام و تشیع است، گر چه در عقاید آنها انحرافاتی وجود دارد که هیچ کدام را اسلام و شیعه تأیید نمی کند. مانند نگاه غلو آمیزی که عده ای از آنها به امامان معصوم و رهبران خود دارند. طوایف اهل حق به نامهاى مختلفی مانند: اهل حق، آل حق، اهل سرّ، یارسان، یارستان، نُصَیرى (بیشتر در سوریه به این نام معروفند)، گوران (در کرمانشاه)، جوران (در تبریز و ترک زبانها) طایفه، طایفه سان، کاکائیه (در عراق)، بگ تاشی و علوی (در ترکیه)، ذکری (در افغانستان) و مسامحتاً «على اللهى» معروف می باشند. — از نشانه هاى خاص آنان «شارب» است، یعنى موى سبیل خود را نمی زنند تا بلند شود. آنان «شارب» را معرّف مسلک خود می دانند، و معتقدند که على (علیه السلام) نیز شارب خود را نمی زده است. از این جهت زدن شارب را گناهى بزرگ می دانند. از نظر اهل حق اگر کسی از آنها سبیل خود را بزند از این مسلک خارج شده است.

برخی از اهل حق، این فرقه را «آیینی مستقل» می دانند که شالوده آن قبل از خلقت و در «عالم ذر» پایه گذاری شده است (همان منبع۷؛۱۲۳)

عده ای هم اهل حق را «مسلکی صوفیانه و عرفانی» می دانند. اشتراکاتی بین این دو مسلک وجود دارد اما این نظر هم قابل مناقشه بوده و نمی تواند درست باشد. به خاطر اهمیت این مسئله و تصوری که در بین عامه مردم و حتی اکثر نویسندگان مبنی بر انشعاب اهل حق از تصوف وجود دارد، برخی تفاوتهای اهل حق و تصوف را بیان می‌کنیم، کتابهای هر کدام کاملاً مستقل بوده و قابل ارجاع به یکدیگر نیست (زرین کوب،۱۳۷۷؛۹۶)

عده ای هم با توجه به اشتراکاتی که این فرقه کمابیش با ادیان و مذاهب دیگر دارد، آن‌را «آیینی التقاطی» از مهرپرستی، زردشتی، هندوئیسم، مسیحی، یهودی، مانوی، مزدکی، تصوف و اسلام به حساب می آورند. (مدرسی،۱۳۸۶؛۱۱۷)

گفتار دوم: طلاق

طلاق در لغت به معنای جداشدن زن از مرد، رها شدن زن از قید نکاح، جدایی زن از مرد را گویند. (معین، ۱۳۸۸، ۸۰۷)

خداوند می فرماید الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ (۲۲۹/بقره)

طلاق دو مرتبه است پس باید بطور شایسته همسر خود را نگهداری کند یا با نیکی او را رها سازد (الهی قمشه ای)

در این آیه «الطلاق» به معنی باز کردن قید است. گفته می‌شود ناقه طالق یعنی شتری که آزاد است و قید و بندی در دست و پاندارد و در اصطلاح شرع باز کردن قید نکاح است ( قبله ای خویی،۱۳۹۲؛۷۵)

طلاق در اصطلاح انحلال رابطه زناشویی در عقد نکاح دائم خواه به قصد و رضای زوج باشد خواه بوسیله نماینده قانونی زوج باشد (جعفری لنگرودی،۱۳۹۲؛۴۳۰)

اصولاَ طلاق را برای انحلال نکاح دائم به‌کار می برند در نکاح منقطع از عبارت انقضای مدت یا فسخ نکاح برای بیان جدایی میان زوجین استفاده می‌شود اهل حق اعتقادی به ازدواج موقت ندارند و تنها ازدواج دائم و تک همسری را قبول دارند بنابراین انقضای مدت نکاح در مورد اهل حق بی معنی است

اهل حق در کتب دینی خود از طلاق تعریفی ارائه نداده اند اما آنچه مسلم است اهل حق نیز طلاق را در معنای جدایی و مفارقت می دانند.

مبحث دوم: جایگاه طلاق در فرقه اهل حق و امامیه

هر چند تمام دیدگاهها طلاق را امری شوم می دانند ولی این دیدگاه از فرقه ای به فرقه ای دیگر و از مذهبی به مذهب دیگر متفاوت است بنابراین در این قسمت به بررسی جایگاه طلاق در فرقه اهل حق و فقه امامیه پرداخته شده است.

گفتار اول: اصل حرمت طلاق در فرقه اهل حق

در آئین اهل حق طلاق حرام است، غیر از مواردی که در کتب مذهبی صراحتاً به آن اشاره کرده است. سایر موارد طلاق را حرام می شمارند به اعتقاد اهل حق وقتی که دو نفر با هم ازدواج کردند باید پایبند هم باشند و بگونه ای زندگی کنند که در میان آنها مشکلی پیش نیاید در فرقه اهل حق در زمان نکاح پیر یا مرشد اهل حق یا همان بزرگ آقا، مطالبی را بعنوان نصیحت به آنها می‌گوید که در بر دارنده پایبندی به زندگی و در کنارهم بودن است ( جهانی،۱۳۹۶؛۱۴)

مثلاَ آقا بزرگ می‌گوید از بدی های هم چشم پوشی کنید، نسبت به هم وفادار باشید، و با این نصیحت ها آنها را دعوت به محک کردن پایه های زندگی می‌کند. (همان منبع)

گفتار دوم: طلاق بعنوان منفورترین حلال در فقه امامیه


در دین مبین اسلام طلاق بعنوان منفورترین حلال خدا یاد می‌شود در حدیثی از امام صادق (ع) مى خوانیم: «ما مِنْ شَیْء مِمّا اَحَلَّهُ اللّهُ اَبْغَضَ اِلَیْهِ مِنَ الطَّلاقِ» (چیزى از امور حلال، در پیشگاه خدا مبغوض تر از طلاق نیست).(حرعاملی،۱۴۱۶ه.ق،ج۱۵؛۲۶۶)

در حدیث دیگرى از رسول اکرم (ص) آمده است که فرمود: «تَزَوَّجُوا وَ لاتُطَلِّقُوا فَاِنَّ الطَّلاقَ یَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ»
(ازدواج کنید و طلاق ندهید که طلاق عرش خدا را به لرزه در مى آورد)(همان منبع،ج۲۲؛۸)

هر چند در میان امامیه مواردی هست که جواز طلاق زن محسوب می‌شود ولی باز با احتیاط رفتار شده و جواز طلاق زن را بعد از چندین مرحله تادیب و نصیحت توسط مرد دانسته قرآن بعنوان مهمترین منبع فقهی امامیه محسوب می‌شود بنابراین موضوع را در چارچوب قرآن ادامه می دهیم خداوند در قرآن آیه ۳۴ سوره نساء می فرماید:

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیم ناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.( الهی قمشه ای،۱۳۸۰،ج۲؛۲۳۶)

بنابراین قرآن یکسره سوی طلاق و جدایی نمی روند و اعتقاد به اصل پایداری خانواده ها دارد.

علاه بر آن در هنگام اختلاف و بدرفتاری مردان باز راه چاره را در طلاق نمی داند در آیه ۱۲۸سوره نساء خداوند می فرماید:

وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا

و اگر زنی، از طغیان و سرکشی یا اعراضِ شوهرش بیم داشته باشد، مانعی ندارد با هم صلح کنند (و زن یا مرد از پاره‌ای از حقوق خود بخاطر صلح صرف نظر نماید.) و صلح، بهتر است اگر چه مردم (طبق غریزه حبّ ذات، در این گونه موارد) بخل می‌ورزند. و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه سازید (و بخاطر صلح، گذشت نمایید)، خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد).( مکارم شیرازی،۱۳۷۳،ج۲؛۱۹۸)

مبحث سوم: ویژگی های طلاق

طلاق مانند هر عمل حقوقی دارای ویژگی هایی است که در این قسمت به بررسی آن می پردازیم.

گفتار اول: ویژگی هاو شرایط طلاق در فرقه اهل حق

۱- طلاق در برخی موارد در اختیار مرد و در برخی موارد توافق و رضایت زن را لازم دارد. ۲- طلاق عملی تشریفاتی نیست و صرف حضور در محضر آقا بزرگ و اذن طلاق از ایشان کافی است. ۳- عدم اعتقاد و باور به عده زن. ۴- عدم اعتقاد به حرمت طلاق عدی (در فقه امامیه بعد از سه طلاق متوالی زن بر مرد حرام می‌شود و زن باید به عقد دایم مردی در آید و مرد با او نزدیکی کند و سپس بین آنها نفارقت حاصل شود تا مرد یا شوهر اول بتواند با او ازدواج کند). ۵- عدم اعتقاد به اینکه طلاق زن باید در طهر غیر مواقعه صورت گیرد.

بنابراین در فرقه اهل حق همانگونه که ذکر خواهد شد نه تنها عده زن و موعدی برای گذراندن عده وجود ندارد هر چند مرتبه نیزبعد از طلاق می توانند ازدواج کنند و محدودیتی وجود ندارد ( جهانی،۱۳۹۶؛۱۵)

گفتار دوم: ویژگی وشرایط های طلاق در فقه امامیه

۱- طلاق ایقاع است و تنها با اراده مرد انجام می‌شود بنابراین مرد در زمان طلاق باید عاقل و بالغ باشد. امام خمینی می فرمایند: در صحت طلاق این شرط نیست که زوجه از وقوع آن مطلع باشد تا چه رسد به این که بگوئیم رضایت او شرط است. ( امام خمینی،۱۳۷۴؛ج۴؛۲۷۸). ۲- در فقه امامیه طلاق عمل تشریفاتی است و باید در حضور دو نفر مرد عادل صورت گیرد (حر عاملی،ج۲۲؛۲۵۳ ). بنابراین در صحت طلاق شهادت دو مرد عادل شرط است. ۴- فقهای امامیه هر دو نوع نکاح دایم و موقت را قبول دارند. طلاق وسیله انحلال نکاح دائم است. ۵- اعتقاد به عده و حرمت طلاق عدی در فقه امامیه زن و مرد باید در شمار عده دقت نمایند زیرا سرنوشت زن و مرد از لحاظ احکام به این عده بستگی دارد مرد باید عده را دقیقاَ بشناسد تا اگر بخواهد رجوع کند رجوعش به موقع باشد و اگر زن می خواهد ازدواج کند عده را بشناسد تا در خارج از عده ازدواج کند ( قبله ای خویی،۱۳۹۲؛۷۹). ۶- اعتقاد بر اینکه طلاق زن باید در طهر غیر مواقعه صورت گیرد.

مبحث چهارم: انواع طلاق

طلاق را فقهای امامیه با بهره گیری از منابع فقهی تقسیم بندی هایی انجام داده اند این در حالی است که اهل حق فقط یک نوع طلاق را می پذیرند و برای آن عنوان خاصی ذکر نمی کنند
.

گفتاراول: عدم تقسیم بندی طلاق دراهل حق

فرقه اهل حق برعکس فقهای امامیه تنها قایل به یک نوع طلاق هستندو نام خاصی بر آن ننهاده اند آنچه باید ذکر شود اینکه هر چند اهل حق باورها و اعتقادات خاص خود را دارند اما در مرحله اجرای قوانین اصولاَ برای اینکه بتوانند از آثار و تبعات طلاق استفاده کرده ودر واقع اعمال آنها چه حقوقی و چه غیر حقوقی مورد پذیرش قرار گیرد لزوماَ به پیروی از قوانین جاری رو آورده و به دادگاهها مراجعه می‌کنند چراکه هر چند اعتقادات و باورهای آنان برای خود آنها محترم است ولی قابل اثبات نیست بنابراین در شهرها مانند شهروندان عادی از حق مراجعه به دادگاهها استفاده می‌کنند برای مثال هر چند اهل حق طلاق را فقط یک نوع می دانند و طلاق رجعی در میان باورهای آنها جایگاهی ندارد ولی وقتی به دادگاه مراجعه کردند و طلاق انجام شد ملزم به رعایت عده خواهند بود. ( جهانی،۱۳۹۶؛۱۲)

گفتار دوم: تقسیم بندی طلاق در فقه امامیه

بر عکس اهل حق فقهای امامیه برای طلاق انواعی شمرده اند طلاق حرام، طلاق مکروه، واجب، سنت طلاق حرام:طلاقی است که فقها این نوع طلاق را نهی کرده اند مانند طلاق زن حائض.

طلاق مکروه: طلاق مکروه طلاقی است که در آن زن و شوهر با یکدیگر می توانند به زندگی مشترک ادامه دهند وهیچ گونه مشکلی و تعارضی جهت زندگی مشترک زوجین وجود ندارد این گونه طلاق را در شرع مقدس طلاق مکروه می نامند.

طلاق واجب: و آن طلاقی است که بر ایلاء کننده یا بر ظهار کننده واجب می‌شود و در فقه امامیه این نوع طلاق حتماَ باید انجام گیرد.

طلاق سنت: این قسم از طلاق در جایی است که میان زوجین اختلافاتی باشد که با وجود این اختلافات دیگر ادامه زندگی مشترک امکان پذیر نباشد.

مبحث پنجم: موارد جواز طلاق

هر چند طلاق امری نکوهیده است اما در برخی موارد مجاز شناخته شده است در این قسمت سعی شده موارد جواز طلاق در فرقه اهل حق و فقه امامیه مورد بررسی قرار گیرد.

گفتار اول: محدودیت موارد جواز طلاق در فرقه اهل حق

در فرقه اهل حق اصل بر حرمت طلاق است بنابراین طلاق زمانی انجام می‌شود که ادامه سازش به هیچ عنوان میسر نبوده و نیز نباید بخاطر هواهای نفسانی و یا مقاصد جاهلانه طلاق انجام شود. احکام این دو موضوع در کتاب سرانجام موجود است. ضمناً چنانچه در جایی دسترسی به احکام سرانجام میسر نباشد به قرائت خطبه های عقد یا طلاق شریعتی بسنده می‌شود و همانگونه که ذکر شد اهل حق ازدواج موقت را که اصطلاحاً به آن صیغه نام نهاده اند قبول ندارد (جهانی، ۱۳۹۶؛۱۵)

بنظر می رسد در فرقه اهل حق طلاق زن در دست مرد است یا بعبارتی حق مرد محسوب می‌شود. البته مواردی هم هست که رضایت زوجین شرط است.
.

در فرقه اهل حق با توجه به کتاب سرانجام طلاق در چند مورد انجام می‌شود:

اولین مورد طلاق همان موارد فسخ در نزد امامیه است: که عبارت است از بیماری شدید زن، نابینایی، عدم توان جنسی و...

دومین مورد آن فخر و افاده فروشی و یا بعبارتی می توان گفت عدم تمکین زن که حتی با رایزنی بستگان و دوستان ادامه زندگی آنها امکان پذیر نباشد

سومین مورد آن نیز نداشتن فرزند که در این مورد رضای طرفین شرط طلاق است. (مسلمی زاده، ۱۳۹۳؛ ۲۳۹)

البته اهل حق مواردی مثل فوت زوجین را هم از عوامل جدایی می دانند ولی با توجه به تعریفی که از طلاق ارائه دادیم این نوع جدایی شامل طلاق نمی شود و انحلال نکاح است.

گفتار دوم: گستردگی موارد جواز طلاق در فقه امامیه

مواردی که در فقه امامیه امکان طلاق وجود دارد فقها در چند مورد ذکر کرده اند این موارد در حال حاضر وارد قانون مدنی ایران شده و آنچه در قانون مدنی راجع به طلاق ذکر شده همان است که فقهای امامیه بیان داشته اند این موارد و مصادیق متفاوت و گسترده تر از آنچه در نزد فرقه اهل حق جواز طلاق شمرده می‌شود است

از نظر فقهای امامیه موجبات طلاق را بر حسب اینکه مربوط به زن یا شوهر است می توان به دو گروه تقسیم کرد و طلاق به توافق را به‌عنوان گروه سوم بر آنها افزود.

بند اول: طلاق به درخواست زن

۱- تخلف شوهر از اداء وظایف زوجیت (داشتن رابطه جنسی و حسن معاشرت) چه ناشی از تقصیر شوهر و چه بدون تقصیر باشد در صورتی که زندگی زناشویی و بقاء نکاح را دشوار کند به زن حق می دهد برای طلاق به حاکم شرع رجوع کند (بحر العلوم،۱۳۹۳ه.ق؛۱۸۳).

۲- هرگاه شوهر حقوق واجبه زن را ایفا نکند امام خمینی «رحمه الله » چنین فرموده اند:

"از شئون نفقه است که اگر چنانچه مردی با زن خودش بدرفتاری کند (نفقه او را پرداخت نکند)، فقیه او را اولا" نصیحت می‌کند و ثانیاَ تادیب می‌کند، اگر ادب نمی شود اجرای طلاق می‌کند." (امام خمینی،۱۳۷۴
ج۲؛۳۴۱)

۳- زنی که شوهرش غایب و مفقودالاثر باشد می تواند در خواست طلاق کند(همان منبع)

بند دوم: طلاق به در خواست مرد

فقهای امامیه بر این باورند طلاق در دست مرد است و او هر وقت بخواهد می تواند زن خود را طلاق دهد در حقوق اسلام مرد در تشکیل خانواده سهم بیشتری دارد و بار مخارج و مسئولیت های خانواده بر دوش او است به همین نسبت علاقه اش به بر هم نخوردن خانواده شدید است ( صفایی؛ امامی؛ ۱۳۹۲؛۲۰۰) هر زمان این علاقه کمتر شد او در صدد جدایی خواهد بود همچنین فقها در توجیه اختیار مرد در طلاق گفته اند هر زمان که شعله محبت و علاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبیعی مرده است. (مطهری،۱۳۷۵؛۲۸۲)

بند سوم: طلاق به در خواست طرفین

منظور از این نوع طلاق طلاق خلع و مبارات است که هم در فقه امامیه و هم در قانون مدنی مورد بحث قرار گرفته است طلاق مبارات آن است که هر دو طرف نسبت به هم کراهت دارند و طلاق خلع کراهت از یک طرف است

مبحث ششم: عده در طلاق

عده مدت زمانی است که در آن زن نمی تواند ازدواج کند و باید آن مدت منقضی شود تا زن بتواند ازدواج کند البته فلسفه آن جلوگیری از اختلاط نسل ذکر شده است.

گفتار اول: عدم پایبندی اهل حق به عده

اصولاَ اهل حق اعتقادی به عده و نگهداشتن عده برای زن ندارند و معتقدند به محض طلاق زن می تواند با هر مردی که خواست ازدواج کند البته این مورد صراحتاَ در کتب دینی آنها ذکر نشده است ولی از رفتار آنها می توان فهمید که اعتقادی به عده و انقضای آن ندارند.( جهانی،۱۳۹۶؛۱۶)

گفتار دوم: لزوم نگهداشتن عده برای زنان بعد از طلاق در نزد امامیه

بر عکس اهل حق فقهای امامیه اعتقاد دارند بعد از اینکه موارد انحلال نکاح پیش آمد برای اینکه زن بتواند دوباره ازدواج کند باید مدتی منقضی شود تا در این مدت بارداری یا عدم بارداری زن مشخص شود و از سوی دیگر ممکن است مرد در این مدت در صورتی که طلاق رجعی باشد مراجعه کند و دوباره زندگی را از سر گیرند، انواع عده در فقه امامیه عبارت است از: عده طلاق، عده فسخ نکاح و عده وفات.

البته چند مورد هم هست که فقها معتقدند این زنان نیاری به نگهداشتن عده ندارد این زنان عبارتند از: زنی که بین او و شوهرش نزدیکی واقع نشده، زن یائسه، ( شهید اول،۱۳۸۴؛۱۲۳) این زنان الزامی به نگهداری عده ندارند.

نتیجه

در روند تحقیق احکام طلاق در فرقه اهل حق و فقه امامیه مورد بررسی قرار گرفت با توجه به مطالب ذکر شده می توان گفت فرقه اهل حق دیدگاهی متفاوت از دیدگاه فقه امامیه به طلاق و احکام و ویژگی های آن دارند دارد اهل حق مانند فقه امامیه هر چند طلاق را نکوهیده می دانند ولی در احکام و شرایط و ویژگی های طلاق متفاوت از فقهای امامیه هستند.

فرقه اهل حق طلاق را حق مرد می دانند ولی در یک مورد زمانیکه زوجین دارای فرزند نشوند طلاق را توافقی و با رضایت زن می دانند علاوه بر این مورد طلاق، مورد بعدی طلاق همان موارد فسخ در نزد امامیه است: که عبارت است از بیماری شدید زن، نابینایی، عدم توان جنسی و... سومین مورد آن فخر و افاده فروشی و یا بعبارتی می توان گفت عدم تمکین زن که حتی با رایزنی بستگان و دوستان ادامه زندگی آنها امکان پذیر نباشد.

بنابراین موارد طلاق در فرقه اهل حق محدود است برعکس فقه امامیه که فقها موارد بیشماری را مجوز طلاق می دانند که می توان در سه گروه طلاق توافقی طلاق به اراده مرد و طلاق به در خواست زن تقسیم کرد.

اهل حق اعتقادی به اجرای صیغه طلاق و حضور دو نفر شاهد در اجرای صیغه طلاق ندارند همچنین اعتقادی به رعایت عده ندارند برعکس فقه امامیه که عده را جز در برخی موارد واجب می دانند.

منابع و ماخذ:

۱- الهی قمشه ای، مهدی (۱۳۸۰)ترجمه قرآن کریم، قم، انتشارات فاطمه الزهرا

۲- بحرالعلوم، عزالدین (۱۳۹۳ه.ق) بحوث فقهیه، چاپ بیروت

۳- جعفری لنگرودی، محمدجعفر. (۱۳۹۲). ترمینولوژی حقوق. تهران، انتشارات گنج دانش

۴- حر عاملی، محمد ابن حسن (۱۴۱۶ه.ق) وسایل الشیعه ج ۱۸و ۲۲، قم؛ موسسه آل البیت

۵- زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۷۷) ارزش میراث صوفیه. چاپ هشتم. تهران.انتشارات امیر کبیر

۶- شهید اول (محمد ابن مکی برمکی) (۱۳۷۴) لمعه دمشقیه، ترجمه: علی شیروانی، قم، انتشارات دارالفکر

۷-- صفایی، سید حسین، امامی، اسدالله. (۱۳۹۲). مختصر حقوق خانواده. تهران، انتشارات میزان

۸- قبله ای خویی، خلیل (۱۳۹۴) آیات الاحکام، چاپ نهم، تهران، سمت

۹- مدرسی چهاردهی. نورالدین،(۱۳۶۹) اسرار فرق خاکسار، پیک فرهنگ، تهران

۱۰- مسلمی زاده، محبوبه (۱۳۹۳) بررسی و تحلیل آیین فرقه اهل حق،. فصلنامه معرفت ادیان. سال ۵/ شماره ۴/ ص۲۷-۴۷

۱۱- معین، محمد (۱۳۸۸) فرهنگ لغت، تهران؛ انتشارات میلاد

۱۲- مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۳) ترجمه قرآن، قم، دفتر مطالعات تاریخ و فرهنگ اسلامی

۱۳- مطهرى، مرتضى، (۱۳۷۵) نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، قم

۱۴- موسوی خمینی، روح الله (۱۳۷۴) تحریر الوسیله ج۴و۲،چاپ دوم، قم، انتشارات دارالعلم

۱۵- نیک نژاد، سید کاظم (۱۳۸۷) گنجینه یاری، ج۲، انتشارات خرسندی، تهران، چاپ سوم

 

برگفته از  ido.ir

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly