یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محمد مرادی دسته: مقالات
نمایش از 05 فروردين 1398 بازدید: 50

نوروز اورامی

ارتباطی میان خمسه مسترقه و جشن سپندارمذ

 

*جشن(عید):

واژه جشن از یسن Yasna اوستایی گرفته که معنی پرستش و ستایش را می‌رساند. همین کلمه در زبان کردی با تغییری کوچک به “یزن/ یه‌زن” تبدیل شده است و ردپایش در ترانه های فلکلور مانده و بیشتر مقدمه است برای اینکه خواننده کسی را ستایش کند و از ظاهرش تعریف نماید. می‌توان گفت که این کلمه مختص افراد مشهور و ایام مشخص می‌باشد که در آن ویژگیهای دینی، ملی، حماسی و غیره نمایان می‌شود که در آن احترام گذاشتن و بزرگ نمودن موضوعی به نوعی ورد زبان مردم می‌شود و حالت جشن و شادی به خود می‌گیرد.

البته در گذشته که زندگی مردم پیوست کشاورزی و دامداری بود هر سال برای شکرگذاری و سپاس یزدان بزرگ؛ هنگام برداشت محصول و ماحصل دامها که نتیجه یک سال تلاش و زحمت بود جشن می‌گرفتند و آن را عید شکرگذاری می‌نامیدند ولی بعضی از این اعیاد اینقدر مهم بودند که مختص افراد و گروه مشخص نبود بلکه عمومی بوده و تمام افراد جامعه و حتی چندین ملت آن را برگذار می‌نمودند و این مهم بیشتر اعیاد ملی و دینی را شامل می‌شود؛ برای نمونه نوروز بعنوان یک جشن ملی که مشترک چندملیت است و آنان به شیوه های متفاوت آن را اجرا می‌کردند. در کردستان نیز تفسیر جداگانه از آن می‌شود و نمونه خیلی روشن موضع اورامیهاست که جدا از موضوع روزشماری و تقویمی شرح دیگری از آن می‌شود و می‌توان به آن مثل یک حرکت پیشرفته در گذشته دور نگاه کرد.

 

*خمسه مسترقه (پنجه تار):

در سال شماری اوستایی که خورشیدی است تقسیم نمودن سال و موضوع پنج روز مانده در گاهشماری ایران خیلی مهم است. در تقویم کهن ایرانیان درست شمردن، دقت و توجه نمودن به شماره و چگونی سال و ماه و روز به باور قطعی بر مبنای دینی قرار داشت تا جاییکه هر روز را به پنج گاه یا زمان تقسیم کرده بودند که در زمستان به دلیل کوتاهی روزها این پنج موعد به چهار کاهش می‌یافت؛ البته این پنجگاه در تقویم کهن ایرانی از نکات مورد توجه تاثیر گاهشماری اوستایی محسوب می‌شود. موضوع دوم بحث تقسیم فصول سال و شش عید سالیانه است که بحث آن شایان ذکر و تامل است. دوازده ماه سی روزه که ٣٦٠ روز می‌شود و پنج روز مانده جزو ماه حساب نمی‌شود که به خمسه مسترقه یا پنجه دزدیده شده معروف شده است. در گذشته بخصوص این روز را جشن می‌گرفتند و باورشان بر این بود که در این روزها فروهر مردگان پیش بازماندگانشان برمیگردند. هر سال ٣٦٥ روز و تا حدودی کمتر است که تقریبا شش ساعت می باشد و برای درست حساب کردن سال خورشیدی این نقص را کبیسه قلمداد می‌کردند و موبدان در زمان ساسانیان هر چهار سال یک بار یک روز را به پنجه اضافه می‌کردند که روز ششم را اورداد یا روز زیاده می نامیدند.(١)

نام اول هر ماه به نام اهورامزدا است و از روز دوم تا هفتم به ترتیب نام شش امشاسپند زردشتی است که عبارتند از : بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد، مرداد. در تقویم اوستایی هفته وجود نداشت بلکه ویژه سامی نژادها بود ولی کریستن سن و نیبرگ معتقد بودند که ایرانیان نیز هفته داشته‌اند البته اینجا منظور ما بیشتر سپندارمذ می‌باشد که به اسپنداد جشن معروف است و در این روز جشن برگزار می‌کردند.(٢)

در حقیقت سپندارمذ روز زمین می‌با‌شد که زندگی بخش است و انسان و تمام موجودات بودنشان بسته به زمین است. بنا به باور قدما در این مدت زمین نفس می‌کشد و دوباره بعد از خواب زمستانی زنده می‌شود به همین خاطر حرمت این روز از لحاظ زندگی بخشی قابل توجه می‌باشد. مبحث دیگری که شایان ذکر است تشبیه زن به زمین است که از منظر تولید ، تربیت و به وجود آوردن مثل هم هستند و می‌توان گفت در ایران قدیم فرشته نگهبان زمین زنی درستکار و پاکدامن و در عین حال خیلی سازگار و متواضع هم بود به همین دلیل در مناطق اورامان که پیشتر به گوران معروف بودند و زندگی کشاورزی و یکجانشین داشتند برعکس کردهای دیگر که شبانکاره بودند زن میانشان قدرت پیشرو بوده و بیشتر زندگیشان فورم مادرسالاری داشت و این شیوه زندگی زنان را قابل احترام کرده بود و این جشن هم غیر از موضوع روزشماری و سالشماری شرح دیگری را برمیدارد که آنهم احترام گذاشتن و بزرگداشت زن بود به عنوان نقطه اتصال زندگی و زایش.

 

*مردگیران یا سپندارمذ:

روز پنجم هر ماه به نام سپنت ارمئیتی spenta-Armaiti می‌باشد که چهارمین امشاسپند دینی زردشتی است. این کلمه ترکیبی است از سپنت یا سپند به معنی پاک و مقدس؛ و ارمئیتی به مفهوم تواضع و سازگاری می‌باشد. سپندارمذ روز پنجم هرماه و پنجم ماه دوازدهم است که در آن روز عید و سرور برپا می‌کردند و اولین مراسم این عید مژگیران یا مردگیران بود.(٣) البته برعکس تمام محققین که این روز را پنجم آخر ماه می‌دانند ولی خلف تبریزی آن را پنج روز آخر اسفند یعنی ٢٥ به بعد می‌دانست.(٤) می‌توان گفت که سیستم مادرشاهی و پرستش ایزدبانوان در این منطقه و مرسومیت زندگی کشاورزی دلیل اصلی چنین تفکری بود که چنین روزی را به وجود آورد، یعنی گذر از سختی و دشواری و قدم نهادن به آسودگی که زن به عنوان نماد و سمبل نقشش برجسته شده است. اولین کسی که از این روز با سند و مدرک اسم برده ابوریحان بیرونی است که می‌گوید: سپندار فرشته موکول و نگهبان زمین و زنان پاکدامن، خیرخواه و مرد دوست می‌باشد. در این عید مردها به زنانشان هدیه میدادند.(٥) گردیزی هم در کتاب زین الاخبار این سخن را تایید می‌نماید و می‌گوید در این روز زنان در انتخاب همسر آزاد بودند و زنان متاهل نیز از طرف همسرانشان هدیه دریافت می‌کردند؛ البته “ آنا کراسنولسکا” این عید را جشن بهار کردی می‌نامد.(٦)

بنا به این نظرات ضمن بحث تقویمی و سالشماری این روز عید زنان هم بوده و در این موعد برای جبران زحمات و قدردانی از تلاشهایشان از طرف جنس مقابل مورد احترام قرار گرفته‌اند؛ ولی در این روز غیر از این موضوع مراسم‌های دیگری هم برگذار می‌شد که به “ رقعه کژدم “ شناخته شده، یعنی دعا و نیایش می‌خواندند برای محافظت خودشان از نیش عقرب* و فراری دادن تمام خزندگان و جانوارهای نیش زن مثل مار و عقرب و غیره.

ابوریحان می‌گوید این رسم را مردم فارس انجام نمی‌داد و بیشتر مردمان دیگر آن را اجرا می‌کردند و در ادامه ذکر می نماید که در سپیده روز پنجم رسم بود که با ترکیب کردن و کوبیدن دانه انار و کشمش نوعی دارو درست می‌کردند که پادزهر نیش عقرب بود؛ همچنین روی پارچه چهارگوشه وردهایی می‌نوشتند و در سه طرف خانه آویزان می‌کردند تنها گذر چهارم را خالی نگه می‌داشتند تا تمام جانوران خرفستره یا زیانکار از اینجا بیرون بروند و به آنان آسیب نرسانند البته باید این کار هنگام طلوع آفتاب صورت می‌گرفت. دعایی که روی پارچه نوشته می‌شد به گفته بیرونی این بوده: به نام اورمزد، اسپندارمذ ماه و سپندارمذ روز؛ بستم دهان تمام جانوران کوچک و بزرگ؛ فرار کردند به غیر از چهارپایان؛ به نام یزدان و جم و آفریدون.(٧) “کریستن سن” در کتاب خودش این بحث را شرح میدهد و می‌گوید روز پنجم ماه آخر زمستان که روز زنان است به مردگیران مشهور می‌باشد، مردها در این روز به زنان خود هدیه می‌دادند. در آن روز کشمش و گرده یا دانه انار را می‌خورند و اینطوری خود را از نیش عقرب در امان نگه می‌داشتند و او هم مثل بیرونی مبحث رقعه کژدم را بیان می‌کند و تایید می‌نماید.(٨)

البته درباره عقرب موضوعی هست اگرچه پنج روز زودتر آغاز می‌شود ولی احتمالا یک منشا داشته باشند آن هم جنگ اپوشه (قلب العقرب) با تیشتر(گهلاوئژ) که اوستا آن را ذکر نموده و از دید بیننده زمینی طبق این موضوع همان ٢٥ بهمن برای شروع تقویم کردی گرمسیری مبنا می‌باشد. غیر از این بحث اشاره متون یارسان است به نیش عقرب و یا صورفلکی بسان این جاندار؛ که نمایانگر این است ٢٥ بهمن آغازی است برای شروع سال کردی گرمسیری؛ و همین پنجه یا خمسه مسترقه دلیل اساسی می‌باشد جهت اثبات این مهم.(٩) البته عقرب در آیین میترایی نقش مهمی دارد و بخاطر اینکه از موضوع دور نشویم از پرداختن به آن خودداری میکنیم، ولی خوردن کشمش و انار به همراه درست کردن پادزهر از این دو محصول غیر از اینکه از دید آیین یارسان انار میوه مقدس و بهشتی است احتمالا نشانگر محصولات مهم کشاورزی آنان بوده که قوت اصلی تاثیرگذارشان بوده در زندگی که اینطوری برایشان مهم بوده است.

تقدس زمین و آسمان؛ چیزهای مفید، جانوران سودمند؛ فروهر زنان و مردان پاک و پرهیزکار در اوستا آمده و در قسمت یشت (فروردین یشت) ستایش اینها به وفور ذکر شده و می‌گوید: “ این زمین و آن آسمان را می‌ستایم، تمام آنچه میان این دوتا است و مفید می‌باشد ستایش می‌کنم؛ چیزی که شایان ستایش است و آنچه از مرد پرهیزکار است ستایش می‌کنم؛ روان جانوران سودمند روی زمین را می‌ستایم. روح و روان زنان و مردان بهدین و فروهر مردمان پاک را ستایش می‌کنم که دین خوب دارند...”(١٠)*

البته ذکر نمودن این بحث از اوستا جهت اثبات این بود که زنان نیز مثل مردها احترام خاص داشته‌اند در جامعه و احتمالا بیشتر هم؛ نمونه این مهم همان رسم اورامان است که هنوز هم برگذار می‌شود و ارزش خود را نزد فرد اورامی حفظ کرده. اگر چه بعضی از رسوماتش فراموش شده ولی می توان با تلاش و کوشش در این راستا آن را زنده و با وجهه‌ای زیباتر دوباره به مردم معرفی کرد.

 

* نتیجه گیری:

به طور مختصر می‌خواهم بگویم که ما به دلیل عدم پشتیبانی جدی، بعضی از داشته‌هایمان را گم کردیم که اگر با جدیت دنبالش کنیم انبانه‌ای از رسم و رسومات همه‌رنگ را پیدا می‌کنیم که هم می‌تواند جانی دوباره در کالبد فرهنگمان بدمد و هم به فرهنگ و ادب دنیا در نوع خودش خدمتی بکند و در حقیقت این اصل بدون جهد و تلاش دست یافتنی نیست. این موضوع که در اورامان به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل شده و به ما رسیده پیشینیان ما زیر فشار و سرکوب قدرتهای غالب آن را نگه داشته‌اند و فارغ از نقص و قصور که آن هم دلیل خاص خود را دارد ولی باز ارزش خود را حفظ نموده و می توان غیر از بحث گاهشماری و تقویم بعد دیگرش را هم زنده کنیم و به عنوان یک روز رسمی و حتی هویت ملی خودمان به دیگران معرفی کنیم و آن را روز عشق و دوست داشتن در جامعه کردی بنامیم چون هم تاریخ و قدمت پر افتخاری است و هم می‌توان ثابت کرد که ما در این زمینه از ملتهای دیگر پیشروتر بودیم.

 

محمد مرادی(باقلابادی)

١/١٢/١٣٩٥

 

منابع:

١- سال‌پي‌وی ئاریایی - کوردی؛ طیب طاهری؛ ترجمه به کوردی: هاوار بهمنی؛ صفحه ٣٤-٢١ --- گاهشماری و اعیاد باستانی ایران؛ هاشم رضی، صفحه٨٩-٨٠

٢- فرهنگ نام‌های اوستایی؛ جلد دوم، بحث سی روزه - صفحه ٨٢٢

٣- هاشم رضی؛ گاهشماری.. صفحه ٤٢٥- ٤٢٤

٤- برهان قاطع؛ جلد چهارم؛ صفحه١٩٨٤

٥- بیرونی؛ آثارالباقیه، زاخائو - لیپزیک ١٩٢٣

٦- آنا کراسنولسکا؛ چند شخصیت مهم در تاریخ گاهشماری ایرانی؛ ترجمه: ژاله متحدین؛ صفحه ٨٠ تهران ورجاوند

٧- محمد مرادی (باقلابادی)؛ زروان و زردشت؛ صفحه ٥٠ - ٤٩ --- همان مرجع قبلی از هاشم رضی؛ صفحه٤٢٦

٨- کریستن سن؛ ایران در زمان ساسانیان؛ ترجمه: رشید یاسمی، چاپ تابش نشر راستی نو١٣٨٨؛ صفحه ٢٠٣

٩- همان منبع طیب طاهری؛ قسمت مقدمه (زیگ ئاریایی- کوردی)

١٠- پورداوود؛ اوستا؛ قسمت یشت بندهای ١٥٥-١٥٤-١٥٣ نشر فروهر ١٣٥٣ - صفحه٢٦٦-٢٦٥

* کامل صفریان و زهرا سجادی؛ جشن دیوزناو (قدیمیترین جشن ساکنان زاگرس)؛ صفحه ١٠٤

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.