یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط گروه تلگرامی بیاض دسته: منظر نظر
نمایش از 10 اسفند 1397 بازدید: 52

پرسش و پاسخ‌های مناظره گروه تلگرامی بیاض

 

بحث با آمدن آخوندی به میان جامعه ی یارسان شروع شد و با جانبداری از دفاتر مال آقا و نفی سرانجام و دوره هایی همچون دوره برزنجه و دوره باباناووس... سعی در ایجاد تنش داشت. به دنبال ایشان شخصی که هم گفته های این آخوند را تأیید می‌کرد و هم گفته های مال آقا شروع به میدان داری کردن نمود و با توهین و پرخاش و تهدید افراد راه را برای جولان دادن خود و جناب آخوند باز می‌کرد. و در نهایت تمام سرانجام را شعر دانست و اتفاقاً دست بر روی دعایی از سرانجام گذاشت که شعر وی است. هر چند که این ادعا را پس گرفت و از جامعه ی یارسان عذرخواهی کرد، اما موضع خود را تغییر نداد و اینگونه شد که افراد مختلف نسبت به این وضعیت اعتراض کردند منجمله جناب طاهری که این متن را ارائه نمودند:


 

اول و آخر یار

عرض ادب و احترام

پیامهای زیادی از اکانتی ناشناس تحت عنوان A برایم ارسال شد که بسیار تأسف خوردم و اشکم در آمد. اشکم در آمد که تا کی یارسان باید اسیر توطئه و تخریب و تهدید و نشر بیماری در آن گردد. اشکم در آمد که تا کی باید یارسان جفای نامرد و نادان را متحمل گردد. تا کی باید زیر دست جور و تبعیض و تفرقه باشد... همین چند روز پیش بود که مرا در مقابل یارانم قرار دادند. روزی شخصی گفت فلانی پشت سر تو بد گفته، گفت: او تیری پرتاب کرد و به من نرسید، تو چرا برداشتی و بر قلبم زدی؟! حکایت همین تفرقه اندازهاست که امثال من حقیر بر آن دامن میزنیم... از دستهای استعمارگر پیر انگلیس و سایر قدرتهایی که منطقه ی یارسان نشین را عرصه ی رقابت خود یافتند و برای جلب توجه ایلات منطقه و پیشبرد اهداف خود دست به رقابتهای جناحی زدند و در هر جناحی بازار دشمن سازی بر علیه برادر رونق گرفت تا جایی که کار به مقابله های چند روزه ختم نگردید و ضرب المثل قدیمی که گفته شده برادر اگر گوشت تن برادر خود را هم بخورد استخوان را نمیشکند دیگر در این بین لحاظ نگردید و دشمنیها را تا حد اهریمن خطاب کردن اجداد یکدیگر پیش بردند. توده‌ی مردم هم بی آنکه چیزی بدانند گرفتار این ماجراها گاه در این جبهه به دنبال ارتزاق گاه در جبهه‌ی دیگر... حال که در سیستمی زندگی میکنیم که دیانت آنها سیاست است و هر کس سیاستمدارتر باشد دیندارتر است چگونه جامعه‌ای همچون یارسان که از آب شب مانده هم پرهیز میکند و سیاست را امری کثیف تلقی میکند میتواند روی آرامش به خود ببیند؟! چگونه افرادی همچون ایشان گروهی را به خیال خودش به بازی نمی‌گیرد؟! چگونه امکان دارد که دل یارسانی را نلرزاند که ما نه سر داریم و نه ته. نه میدانیم چه هستیم و نه میدانیم چه داریم؟! طرف آمده با یک مشت سؤال مجعول و محمل که اصلاً هم مهم نیست جوابی داشته باشد برخی از یاران را به تب و تاب انداخته که جوابی و مقابله‌ای و دفاعی... فارغ از اینکه طرف اصلن به دنبال جواب نیست. اصولن مباحثه با هر فردی با هر دیدگاه و بینش و دینی متفاوت زیباست، خاصه یارسان که باید از همه چیز بداند، زیرا هیچ دین و تفکری را غیر حقیقی معرفی نمیکند، اما مشروط بر اینکه اصول مباحثه را رعایت کند.

سیاست استحاله و آسیمیله کردن نه به معنای آن باشد که طرف مقابل را همچون رینگ بوکس با یک ضربه ناک آوت کنی، بلکه نامحسوس آنقدر ضربه های ریز و درشت میزنی که طرف خودش از رینگ فرار کنه. اوایل انقلاب که جوان یارسانی از رفتن به دانشگاه محروم بود... پاکسازی و اخراج ... عدم مجوز چاپ و نشر به کتابها... کاری به این هجمه ها و تبعیضها نداریم که حدیث آن مفصل است. این تقریب مذاهب چه دروغی است که به ناف این مردم بسته اند؟! مگر این سیستم ارزشی هم برای دیگر مذاهب قائل است که ما به دیالوگ آنها خوش بین باشیم؟! مگر اهل سنت که اسلام هستند از جمله مقربین اند؟! اهل سنتی که اسلام است چه رسد به یارسان که اسلام هم نیست. اصلاً تقریب مذاهب مگر در سیستمی که به غیر از خودش همه را کافر خطاب میکند مفهومی هم دارد؟! البته از ماست که بر ماست...

طرف آمده تمام مبانی اعتقادی یارسان را تحریفی خطاب کرده، سپس آقای سید ایکس با مقدمه ای آنرا تذکره اعلی نامیده...این آقای «آ» کل کلامهای یارسان را با توهین، نفی و نقض می‌کند. سپس عده ای هم کف زنان به دنبالش که هر چی بگویی ما همانیم.

عنوان میکند که کلامهای یارسان تحریف شده اند اما قرآن تحریف نشده است، در حالی که در بین فقها در مورد تحریفات قرآن بحثهای بی شمار است که میتوان کتابهای زیادی را معرفی کرد. عنوان میکند که رسم الخط کردی تحریفی است و البته مطمئن هستم که سوادش بیشتر از این حرفهاست که رسم الخط کردی یا شیوه‌ی واژه‌ی ملفوظ که فونتیک است را نداند... اما ناگزیر است که عیب تراشی کند. عنوان میکند دوره برزنجه و... کلام نیستند. شاه ابراهیم را به حساب نمی آورد. گراز را حلال میداند. حلال و حرام ندارد. صراف و مفسر شده است.... !!!!!

کلامها را با آیات و احادیث تطبیق میدهد!!! و با کمال ناباوری هر آنچه که منطبق نبود را تحریفی معرفی میکند!!! بدون آنکه متوجه باشد که این قرآن و احادیث است که باید با کلامها منطبق گردند تا عیارشان معلوم شود... زیرا این کلام است که محک است. از کاسبی با چاپ دفاتر گفته بود که حقیر بارها اعلام کرده ام که هزینه‌ی چاپ و نشر کتابها با تیراژهای معلوم و نیز عواید حاصله موجود است. اگر هر کسی این موضوع را برای تخریب عنوان میکند از پدرش نیست اگر نیاید و در سود و زیان این کاسبی شریک نشود. ببینم آنقدر مرد هست که بتواند قدم پیش بگذارد. البته که میداند، دارد محمل می‌بافد اما حقارت و حسادت وی را ناتوان جلوه میدهد. از بحث کلامها که کدام شعر است و کدام کلام نمیگویم چون اطاله ی وقت خواهد شد. نزدیک به چند سال است که فریاد میکشم و نامه مینویسم که بیائید اسناد خود را بیاورید و البته اسناد دیگران هم ببینید، که متأسفانه نیامد و نخواهد آمد. چراکه سندی در دست ندارد. هر چند تصاویر نسخ مورد استفاده ی حقیر در پایان کتابهایم آمده، و در منابع و مأخد نیز به آنها اشاره کرده ام، و در سایت شخصی خودم yaresan.com هم تصویر تمام این نسخی که در اختیار دارم را انعکاس داده ام و صدها کس از خاندانهای مختلف این نسخ را زیارت کرده اند... اما باز منتظرم که در این مستند سازی شرکت کند تا معلوم گردد چه کسی دستور بر کلام سازی داده است... (و دوباره این گوی و این هم میدان) و یا اینکه گفته میشود کتابهای چاپ عراق تحریفی هستند؛ از یک روحانی تحصیلکرده که دارای مدرک دانشگاهی است این گفته بسیار بعید است،(داشتن مدرک با داشتن درک متفاوت است) زیرا یا کتابهایم را ندیده و نخوانده اید (که در این صورت اظهار نظر کردن بسیار زشت خواهد بود) و یا اینکه کتابهایم را دارید اما بسیار مغرض هستید، زیرا کتابهای حقیرهم بر اساس cualitativ نوشته شده است و هم بر اساس quantitative . در واقع تحقیقات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی برای شرحیات و تفاسیر... و تدوین نسخ هم بر اساس تطبیق و روش استدلالیِ کار تصحیح بر مبنای نسخه‌ی اصلی که در آن متن بر اساس اصلی‌ترین و صحیح‌ترین نسخه که نسخه‌ی اساس نامیده می‌شود مورد تحقیق و تصحیح قرار می‌گیرد و سایر نسخ فرعی دخلی در فرایند تصحیح نخواهند داشت، مگر آن‌که نادرستیِ نسخه‌ی اساس محرز گردد. 2- تصحیح التقاطی: 3- تصحیح به شیوه‌ی بینابین: 4- تصحیح قیاسی. که در بحث تصحیح و تدوین نسخ کلامی هر چهار مورد ذکر شده می‌بایست در دستور کار قرار بگیرد، زیرا به علت پراکندگی و گستردگی کلام‌ها هیچ‌گاه نمی‌توان به ضرس قاطع گفت که نسخه‌ای اساس است.

حال اینکه عنوان شده باید نقد عالمانه بر روی کتابهای حقیر داشته باشید امیدوارم صحت داشته باشد و این کار را انجام دهید. ( البته از حراف بسیار شنیده ام که برای خودی نشان دادن در جمع عنوان میداشت که کتابهایش پر از تناقض است و وقتی میگفتی نشان بده خفقان میگرفت...زشت ترین و غیرانسانیترین رفتار رفتاریست که زحمات دیگران را بی ارزش جلوه دهی ) البته با توجه به اینکه حقیر تمام مطالبم منطبق با کلام مطرح شده در نتیجه برای اسلامگرایی همچون این شخص و دوستانش غیر قابل قبول خواهد بود. که در آن صورت باید از کلام ایراد بگیرند که گرفته اند. ( نمونه کتابهای منصور رستمی که کل اعتقادات یارسان را تحریفی عنوان کرده است. البته با کمک همکاران یارسانی اش)

اما حقیر پس از سالها تحقیق و تفحص در خاورمیانه و تحقیق از دانشگاههای معتبر دنیا و گردآوری نسخ متفاوت از نقاط مختلف که آنرا به آرشیوی منحصر به فرد تبدیل کرده، پس از مجاهدتهای فراوان به نتایج قابل توجهی رسیده که طی گزارشی مفصل آنرا به سمع و نظر یاران خواهم رساند. اما قبل از هر چیزی که در آن حتی یک درصد هم شک نیست غیر قابل قبول دانستن دفتری است که در گوران میباشد تحت عنوان دیوان گوره. حقیر در اینجا با صراحت تمام اعلام میکنم که این دفتر غیر مستند است و هیچ نسخه‌ی مادری که قدمت آن بیشتر از صد سال باشد از این دفتر موجود نیست. تحریفی بودن این دفتر از اشعار واراداتی آن که با سایر نسخ همخوان نیست دومین دلیل است. دو تحریف بزرگ یعنی شمر دانستن شاه ابراهیم و حلال کردن گراز را در خود جای داده است. به شکل گزینشی کلامها را جمع آوری نموده اند. این دفتر که در منطقه ی گوران دست به دست میچرخد و جملگی رونویس کنندگان آن نیز همانند هم نوشته اند را به نام تحریف شده ی دیوان گوره معرفی کرده اند و این نام برای تحریف کردن «سرانجام» وارد گردیده... که متأسفانه این آقای آ بلندگوی این دفتر شده و تمام آموزه هایش را بر این اساس ارائه میدهد. در نتیجه نه تنها محقق نیستند بلکه به قصد تخریب وارد شده اند زیرا محقق باید بر اساس حقیقت موضوع قلم بزند، بدون دخیل دادن ذهنیات شخصی، در حالی که این فرد نه تنها سعی دارد که ذهنیات شخصی خود را غالب کند بلکه موارد اختلاف را هم بزرگنمایی میکند و با جانبداری از طرفی انگیزه هایی در سر میپروراند. آموزه هایی که نه منطبق با سرانجام است و نه سایر دفاتر پس از پردیور اللخصوص زبور حقیقت. در واقع هیچ مفهومی در زبور حقیقت نیامده که خلاف سرانجام باشد، (حقیر به زبور حقیقت ایمان دارم اما به تحریفات موجود نه) اما متأسفانه پس از جنگ جهانی اول و در فاصله ی این جنگها تفسیری که از زبور حقیقت ارائه داده شد مغایر با سرانجام و حتی نص صریح زبور حقیقت شد. حقیر برای تصحیح تمام این تحریفات دلیل و مدرک دارم که به علتهای توهین به سرانجام و با لحنی مسخره آنرا خطاب کردن، نفی و شعر دانستن کلامهای سرانجام، توهین به نویسندگان سرانجام، عدم حقیقت پذیری، توهین به مقدسات هفتوانه و شاه ابراهیم، تحریف ارکان و آداب یاری... سبب شد تا نسبت به این روشنگری اقدام کنم و به امید حق در آینده این روشنگری را به شکل کتابی مدون تحت عنوان «سیاست در یارسان» ارائه خواهم داد. اما اگر کسی باشد که بتواند در فضایی دیالکتیک و منطقی بر دانش حقیر بیافزاید و مباحثه‌ای مبتنی بر اصلوب بحث و کارشناسانه برای روشن ساختن حقیقت به وجود بیاورد دستانش را خواهم بوسید. هر چند این آقای آ سبب این تحریفات نبوده اما فرصت خوبی بود تا بخواهم صحبتهایم را دوباره و صد باره کنم. اگر اصالت کلام با قدمت نسخه ی بالای صد سال است پس لطفن نسخه ای از این دیوان گوره ارائه داده شود که دارای قدمتی بالای صد سال باشد. و اگر ملاک اصالت کلامها از منظر ایده ئولوژیک است که باید مفاهیم در قالب این ایده ئولوژی جا بگیرند.( آیا شمر را شاه ابراهیم خطاب کنیم با ایده ئولوژی حاکم بر کلامها سازگاری پیدا خواهد کرد؟!). آیا میتوانیم از کل کلامهای یارسان یک خط در تأیید این تحریفات شاهد و مثال بیاوریم؟! ( لطفن انتقال داده شود تا مستند و متقن بررسی گردد تا به امید سلطان حقیقت ترفند آسیب زدن برای پنهان کردن آسیب پذیری دیگر اعمال نگردد، زیرا یار یعنی صداقت، یعنی راستی... و روزی برسد که «یار یار مه‌وینو بی شک عیدشن» برای تک تک یارسان مفهوم پیدا کند و لازمه ی رسیدن به این مرتبه حقیقتگرا بودن و حقیقت پذیر بودن و حقیقت جو بودن است بدون آنکه فرد و خاندان بر این حقیقت رجحان پیدا کند.) نتیجه آنکه هر چند دیوار یارسان کوتاه است و در ظاهر حفاظی ندارد، اما ششپر داودی که کل کائنات را نظام مند میکند در باطن حافظ یارسان است و در نهایت تحریفگر و دشمن یارسان را به دردی گران مبدل خواهد کرد.


 

[طیب طاهری:]

فصل تمیز دفتر سرانجامی که مورد بحث است :

1-     تمام دفاتر ذکر شده ای که نام آنها ذکر شد را در خود دارد. در واقع اگر یک یار این دفتر را داشته باشد تو گویی که تمام این دفاتر را دارد.

2-     ترتیب دوره های کلامی و معلوم ساختن هر دوره با کلامهای مربوط به آن دوره. (لازم به ذکر است اغلب یاران تا قبل از چاپ این دفتر دچار سردرگمی میشدند. که تدوین دوره ها و ابیات کلامی پراکنده در دوره ی مختص به خود این آشفتگی را مرتفع ساخت.)

3-     تکمیل دوره های کلامی که یا در اختیار یاران نبوده و یا بخشی از آن دوره در دسترس بوده.

4-     تصحیح واژه هایی که به خاطر صعب بودن آن در ابیات کلامی حذف شده و یا از واژه ی جایگزین استفاده شده بوده.

5-     مقابله ی نسخ در دسترس و رفرنس تفاوتهای این نسخ در پاورقی و تکمیل ابیات جا افتاده در دوره ها.

6-     شرح و معنی لغات صعب و یا نامفهوم این دوره ها در پاورقی برای اولین بار. به گونه ای که هر صفحه بیشتر از دهها رفرنس دارد.

7-     رسمیت بخشیدن به دین یارسان در دنیا با چاپ این دفتر که برای اولین بار آنرا مستقل اعلام میکرد. (بر روی جلد آن آیین یارسان نوشته شد)

8-     شکستن تابوی ترس و انحصارطلبی ... در میان یارسان با چاپ این دفتر. شکستن قیمت سیستم ارتجاء و ظلم که نمیتواند در مقابل حق تا همیشه ظالم بماند. نشان دادن به جهانیان که شهروند ایرانی ناگزیر است به خاطر سانسور و تبعیض... کتابهایشان را خارج از ایران چاپ کنند.

9-     مستند بودن این دفتر با ارائه ی تصاویر نسخ کلامی در پایان دفتر.

10-با چاپ این دفتر یارسان کتاب رسمی پیدا کردند. ( سید فلک الدین کاکه یی وزیر فرهنگ و ارشاد- روشنبیری - میفرمود: هر کدام از وزراء برای ایراد سوگند در جایگاه کتاب دینی خود را می آوردند و به کتاب دینی خود قسم یاد میکردند. من می ماندم و یاد سلطان سهاک... با چاپ این دفتر مرحله ی بعد با سربلندی این دفتر را با خود به جایگاه میبرم)

11-با چاپ این دفتر به شکل رسمی انقلاب فرهنگی و علمی در میان یارسان ایجاد شد. (با در نظر گرفتن زمینه ها و زحمات پیشین یاران نویسنده و کاتب)

12-برگردان کردن کلامها به رسم الخط کردی یا شیوه‌ی واژه ی ملفوظ که همان فنوتیک باشد. این کار یکی از فاکتورهای مهم و تأثیر گذار بود که سبب صحیح خواندن کلام و متعاقب آن فهم بیشتر کلام شد.

13-با اینکه این دفتر در عنفوان جوانی نوشته شده و نگارنده هیچگاه مبادرت به تجدید چاپ آن به شکل رسمی نکرده و دیگران با تیراژهای بالا از روی آن چاپ و تکثیر کرده اند؛ اما با وجود داشتن نکات فوق آنرا متمایز میکند و میتوان گفت که تا به حال دفتری در دسترس یارسان قرار نگرفته که از این دفتر کاملتر بوده باشد. فلذا نگارنده نزدیک به ده سال است که تمنا میکنم تا یاران دست به دست هم داده تا آنرا کاملتر، مورد وثوق تر، عاملی برای اتحاد... کنیم.(به امید حق)

فصلهای تمیز زبور حقیقت با تدوین و تصحیح طیب طاهری با آنچه از قبل بوده:

1-     تصحیح نسخی که در بین مردم وجود داشته، که در این نسخ و حتی نسخه ی اساس، اشتباهات فاحشی وجود داشته که تماما در این مجموعه تصحیح میگردد.

2-     لغات صعب و نامفهومی که خوانش و معنی آن برای همه کس امکان نداشته در این مجموعه در پاورقی و همچنین در انتهای کتاب معنی و انعکاس داده میشود.

3-     در این مجموعه کلامها به رسم الخط کردی و یا شیوه فونتیک برگردان میگردد و دیگر رونویسی و یا نقاشی واژه را در این مجموعه شاهد نیستیم. و از آنجایی که تا معنای ابیات و متن را متوجه نگردی هیچگاه قادر نخواهی شد که متنی را به رسم الخط کردی برگردان کنی، و این مهم سبب میگردد تا معنی و مفهوم ابیات و شیوه ی درست خواندن و تلفظ صحیح واژه ها در دسترس قرار بگیرد ، تا پس از چاپ این مجموعه تعداد افرادی که به کلامهای زبور حقیقت اشاره میکرده بیشتر بشود.

4-     تمام دفاتر سی و شش شاعر در یک مجلد آکادمیک و به شکلی پر هیمنه و با هیبت گردآوری میشود. به گونه ای که حمل و انتقال این دفتر و البته با شمایلی با پرستیژتر و مبارکتر سهلتر میگردد.

5-     تا قبل از چاپ این مجموعه برخی از افراد این کلامها را به عنوان کلام و سند معرفی نمیکردند و حتی آنرا هذیان میدانستند، که با چاپ این مجموعه از جانب محقق یارسان طیب طاهری دست کم این هجمه برداشته میشود.


 

[طیب طاهری:]

یاحق مدد. حقیر همیشه گفتم که تنها کسانی کلام جعل میکنند و کلام میسازند که از پدر خودشان نباشند، و متاسفانه حقیقت دارد که اشعاری وارد کلامها شده که تمیز این اشعار از کلام برای هیچ شخصی ممکن نخواهد بود. و شوربختانه تمام این جعلیات و اشعار از جانب افرادی شکل داده شده که هم اکنون نیز همین افراد با حماقت و بدون در نظر گرفتن مصلحت کلی جامعه ی یاری سعی در ایجاد شک و دلسردی برای جوانان دارند و شرایط آشفتگی و سست کردن پایه های اعتقادی یاری را به واسطه ی دشمنان دین یاری فراهم میسازند. و بدون آنکه برایشان مهم باشد دین و اعتقادات مردم را به سخره گرفته اند و این اعتقادات را به عرصه ی رقابت مبدل میکنند. و یا حتی برای مچ گیری و بی قیمت کردن شخصیتهای طرف مقابلشان مبادرت به این کار اهریمنی نموده و هر چند وقت کسی از این اهریمنان سر از تاریکخانه ی خود بیرون میکند و ادعا دارد که فلان اشعاری که وارد کلام شده اشعار من است.

زمانی قبل تر هم از یکی از این اهریمنان شنیدم که گفت فلان ابیات هم من گفته ام و آنها کلام نیست بلکه شعر من است. حقیر از وی سوال کردم که این اشعار را یا خود شما عمداً در میان مردم نشر داده اید و یا اینکه سهواً توسط فردی دیگر انتشار پیدا کرده است. اگر مورد اول صحیح باشد باید هم اکنون پاسخگو باشید که چرا اینچنین فعلی اهریمنی داشته اید. و اگر مورد دوم باشد پس چرا زمانی که این اشعار سهواً در میان مردم انتشار پیدا کرد مانع از انتشار آن نشدید و با انتشار بیانیه ای آنرا کذب معرفی نکردید؟! که در هر دو صورت قصور و فعل اهریمنی محرز است. سوای این مطلب باز سوال کردم که تو چجور به خودت اجازه دادید که کلام جعل کنید؟ اینکه میگوید اینها کلام نیست و شعر من است باید پاسخگو باشید که چرا زبان گفتاری سلطان و حضرات هفتن هفتوانه و میردان را در دهان نامبارکت قرار داده و با آن زبان مبادرت به شعر گفتن کرده اید؟! البته احتیاجی به توضیح نیست که گفته شود زبان گفتاری حضرات با یک انسان معمولی متفاوت است. وقتی که مرموی سلطان را میخوانی متن کلام از زبان پادشاه حقیقت است، و یا متن کلام داود را از نظر میگذرانی لحن گفتار مشخص است که متعلق به چرخه چی جهان است... حال اگر یک مفلوک با هر انگیزه ای بیاید و این لحن را به کار ببرد هیچ کس متوجه نخواهد شد که این لحن از زبان یک بی سروپا بیرون آمده است. مگر آنکه سلطان حقیقت رویش را سیاه کند و او را مجبور به اعتراف کند. در این صورت این سوال به قوت خودش باقی خواهد بود که چه لزومی بود و چرا به گونه ای شعر گفتی که لحن حضرات است؟! اینکه به روحی نوید داده شود که هفتن هفتوانه به فرمانت باشند فقط لحن صاحبکرم است نه لحن کسی که دست چپ و راست خودش را هم نمیداند. که در اینجا غرض محرز میگردد، و باید با اینچنین افرادی که کمر به نابودی دین سلطان سهاکی بسته اند مبارزه کرد.

سلطان حقیقت را باید شاکر شد که خودش حقایق را معلوم میسازد. اینکه گفته میشود ماه هیچ وقت پشت ابر نمیماند کنایه از همین موضوع است که صره از ناصره مشخص میگردد. اما همانطور که در متنها و مقاله های قبل هم خاطر نشان ساختم اشعاری که وارد کلامهای یاری شده اند را میتوان به چند دسته تقسیم کرد. یکی اشعاری که ایجاد تحریف و شکاف کرده. دوم اشعاری که افراد از سر خیرخواهی و یا با بینش آنکه پایه های اعتقادی یاری محکمتر گردد مبادرت به نوشتن اشعاری کرده و آن اشعار وارد کلامها شده. سوم اینکه اشعاری در مناجات و مدیحه و رثا سروده شده . هر چند که باید هر سه مورد را از کلامها استخراج کرد و آنچه که منطبق با نسخ کهن است قرار داد اما واقعیت امر این است که وجود اشعاری که به مبانی فکری اعتقادی یارسان ضربه ای وارد نمیسازد در فوریت نخست نیست، زیرا مثلن اشعاری که در بیان التجاء و شفاعت و مدد گرفتن است بود ونبود آن توفیری نخواهد داشت که ما بخواهیم بر سر آن ایجاد بحث کنیم.اما اشعاری که تحریفات و انحرافات فکری و ضربه زدن به مبانی اعتقادی یاری را در پی دارد در فوریت نخست به جهت بررسی قرار میگیرد. اینکه افرادی را اجیر کرده تا اشعاری را وارد کلامها کنند و حالا بهره برداری میکنند تا شعربودن این کلامات را با خزعبلاتی که به هم میبافند اثبات کنند خود حدیثی دیگر است که پرداختن به این افراد اطاله ی وقت و کلام است زیرا بی ارزش بودن آنها در رفتار و کردارشان محرز میباشد... اما اگر خود اهریمن قبول کند تا صحبت گردد با کمال میل خواهم پذیرفت.

در پایان باید خاطر نشان ساخت که درست است ابیاتی چند وارد کلامها شده و این امری بدیهی است و اجتناب ناپذیر، چرا که دفاتر کهن ما هنوز به شکل کامل گردآوری نشده، به شکل کامل هنوز صرافی نشده... اما دلیل بر این نیست که کل کلامها را به خاطر چند بیت شعر نفی کنیم. و متاسفانه طرف مقابل تمام این کلامها را نفی میکند و این عاقلانه نیست. البته وقتی که درخواست میکنی که بیایند و با منطق و ادبیات انسانی موضوع را مورد بررسی قرار بدهیم حاضر به گفتگو نیستند و در این جمع دیالکتیک حاضر نخواهند شد، و البته هر جایی هم که صحبتی برای گفتن نداشته باشند شروع به فحاشی میکنند. امید سلطان حقیقت که این بحث هر چه زودتر سروسامان پیدا کند تا دشمنان دین یاری و افراد خودفروخته ای که متمایل به اینان هستند از آب گل آلود ماهی نگیرند. امید سلطان حقیقت.


 

[طیب طاهری:]

اول و آخر یار

شنیده شد و دیده شد که آخوندی همانند همیشه وارد مباحث کلامی به جهت آسیمیله کردن مبانی فکری یاری شده و در پی آن شَرّ خری که آفتابه به دست راه را برای وی هموار میسازد. هر دو شخص بلندگوی جریان خاصی که سیستم حکومتی هم درهر شرایطی آنها را تأیید و در رأس قرار میدهد هستند. با صراحت و بدون ادبیات منطق از هر حربه ای به جهت به کرسی نشاندن صحبتهای خود استفاده میکنند. هر مفهومی که با آیات و احادیث منطبق بود را میپذیرند و هر آنچه نبود تحریفی معرفی میکنند.

ادبیاتی که برای برنده شدن در پرونده از هر حربه ی ناجوانمردانه ای استفاده میکند، و حتی ابائی هم از آن ندارد تا دست به ساختن بهتان و افترا بزند، کما اینکه این کار را هم کرده است؛ فعلی که فقط از یک غیرزاده سر میزند. افراد را تهدید میکند تا ریزترین مسائل خصوصی ایشان را دستمایه قرار دهد و آنها را برای برنده شدن در پرونده به کار بگیرد... لمپنی که هیچ خدمت و هیچ نشانی ندارد و به واسطه ی زور سعی در فرض کردن خود دارد. می آید چیزی میگوید میرود چیز دیگر میگوید. از نفی سخن پیشین خود هیچ ابائی ندارد. سخن تازه ی خود را بر اساس سفسطه و مغالطه طرح میکند. مسائل و موارد را میپیچاند. ایجاد آشفتگی ذهن میکند. موارد را برعکس معرفی میکند. دروغ میگوید. ایجاد همهمه میکند. هوچیگری خصیصه ی بارز این ادبیات رفتاری است. مسائل را بزرگنمائی میکند. جامعه و فضا را کامل پلیسی و امنیتی کرده است. ایجاد رعب و وحشت کرده. افراد را به شیوه های مختلف تهدید میکند. آنطور نشان میدهد که به منابع اطلاعاتی افراد که فقط نزد وزارت اطلاعات است دسترسی دارد. خود را در ظاهر دلسوز جامعه معرفی میکند در حالی که تمام موارد رفتاری ذکر شده نه تنها برای یک فرد دلسوز موثوق نیست بلکه یک آدم کوچه بازاری هم اینگونه نمیتواند عمل کند.آنقدر حقیر و بی ارزش است که حتی نمیتوان در ذهن، وی را متصور شد، چه رسد به اینکه بخواهی وی را مخاطب قرار بدهی...

حقیر همیشه دیالکتیک و منطق در گفتار را تأیید کرده و در پی ایجاد آن نیز سالهای سال است که میکوشم و بنا بر اسناد موجود بارها به جد در پی ایجاد وحدت کلامی- قومی بوده ام. بارها دعوت کرده ام که افراد مختلف از خاندانهای مختلف تشریف بیاورند و اسناد و نسخ کلامی موجود را مورد مداقه قرار بدهند، بارها بر یاری یاوری و ایجاد همدلی کوشیده وخدمت کرده... اما متأسفانه به دلایلی همچون ناحقی و خطاهای غیر منطبق و توجیه نشده... هیچگاه حاضر به گفتگو نبوده و نخواهند شد. در نتیجه تنها راهی که باقی خواهد ماند این است که از حربه ی ارعاب و خشونت و هوچیگری استفاده کنند. یک روانپریش را علم کنند و شرّخری کند.

مخاطبِ حقیر لیدر است: این سیاست هیچ دستاوردی غیر از ملتهب کردن منطقه و در نهایت به آتش کشیدن آن ندارد. شما یک راه بیشتر ندارید و آن اینکه تسلیم حرف حق شوید و بر اشتباهات گذشته معترف گردید، که در این صورت نه تنها بر فروپاشی خود اقدام نکرده اید بلکه محبوبیتها نیز افزوده میگردد.

البته اگر قرار است که سیاستهای اعمال شده ی کنونی را به ناکجاآبادها بکشانید... در آن صورت دستها پر است و پرونده ها قطور... هر چند که اخلاق و ارکان سرانجامی مانع از آن نخواهد شد که این بیت از شیخ اجل مصداق پیدا کند که: توان کرد با ناکسان بد رگی/ ولیکن نشاید ز مردم سگی. اما ناگزیر به شرح سیر تا پیاز موارد و مسائل خواهیم بود و الی آخر، آنگاه قیمتها معلوم میگردد... پس این لعبتکها را جمع کنید تا حرمت فضای یاری شکسته نشود، کما اینکه دشمن یاری هم همین را میخواهد، گفتمان کلامی متفاوت از هوچیگری است. در نهایت باید گفت که فقط غیرزاده است که تهمت و افترا ساز میکند نه انسان حلال و مشروع. امید سلطان حقیقت شرّ خائنین و دشمنان یاری از سر یاران کسر و ناپیدا گردد. پرچین پولاد داودی یارسان را حفظ کند.


 

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.