یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

نوشته شده توسط علي شريف‌زاده دسته: مطالب
نمایش از 23 آذر 1393 بازدید: 1909

«جوابيه‌ براي كساني كه حتي زبور حقيقت را هم به تمسخر مي‌گيرند»

با اندكي تلخيص از جانب مدير سايت (سام كاكه‌يي)

 

 

         زبور حقيقت توسط نويسنده و محقق كرد يارساني جناب آقاي طيب طاهري در زمستان سال 1392 خورشيدي به چاپ رسيد. ... اما پس از آنكه كتاب چاپ شد برخي از افراد ... بناي حسادت و تنگ نظري گذاشته و مبادرت به نوشتن مطالبي غير واقع و غير منطبق نمودند ... كه تنها مطلب ارائه داده شده توسط اين اشخاص اين است كه طيب طاهري رونويس كننده‌ي زبور حقيقت مي‌باشد، چراكه قبل از ايشان زبور حقيقت را گردآوري، تدوين و تصحيح نموده‌اند و نام تمام كساني كه بر اين كلامها كار كرده‌اند را انعكاس داده و دزدكي هم نام خودش را در ضمن آن ارائه كرده است.

 

البته كه اينطور نيست. تمام كساني كه زبور حقيقت را ... حتي روخواني زبور هم نمي‌دانسته‌اند، چراكه تمام دست نوشته‌هاي آنها موجود است و تمام اغلاطي كه انعكاس داده‌اند را مي‌توان از دل دست ‌نوشته‌هايشان استخراج كرد. و البته آخرين ويراستاري بر روي زبور توسط اين آقايانِ مدعي . ... كه به قول خودشان از كلامخوانهاي برتر منطقه مي‌باشند اين افتضاح را صد چندان كرده كه انتشار دو جلدي آن را در دست افراد مي‌بينيم، و بنده يك به هزار اشتباهات اين آقايان را گوشزد مي‌كنم تا مشخص شود كه اگر تصحيح جناب طاهري ايرادي مي‌داشت اينان آنقدر وجود نداشتند كه دم برنيارند، و اگر اينگونه مي‌بود وي را به پاي جوخه‌ي اعدام مي‌كشانند. در اين مقاله حقير فقط به اشتباهات لغوي و معنايي اشاره مي‌كنم ...

 

يك كتاب يا تحقيقي است، يا ادبي (شعر و داستان)، يا علمي پژوهشي، يا تدوين و تصحيح يك متن از نسخه‌اي قديمي، كه هر كدام از اين موارد داراي شاخصه‌هايي مي‌باشند. يك كتاب تحقيقي كتابي است كه مواردي از هر باب را با استفاده از تحقيقات ميداني و كتابخانه‌اي كه تا آن زمان در هيچ منبعي به آن اشاره نشده را روشن و معلوم كرده باشد. در واقع يك كتاب تحقيقي در بر دارنده‌ي جواب سؤالات و گره هاي موجود در هر مبحثي مي باشد كه محقق آنرا شرح و بسط داده است. كتاب ادبي كه شامل شعر و داستان است نيز مشخصاً معلوم است. اما براي تدوين و تصحيح يك متن و نسخه قديمي چند فاكتور هست كه مي‌بايست لحاظ گردد. ابتدا اينكه تدوين كننده تا حد امكان بر يك نسخه از آن متن اكتفا نكند، بلكه نسخ متعدد از همان متن را در مقابل قرار داده تا با استفاده از آن نسخ متن نهايي و قابل استناد را از آن استخراج كند. شيوه‌ي كار بر روي نسخه به اين شكل است كه اختلافات را با هم برآورد كرده و مورد اختلاف را بر اساس صحت در متن و يا در پاورقي ارجاع دهد. در واقع كلمه يا متن صحيح را بايد در متن قرار داد و كلمه و متني كه گمان مي‌رود كمتر به متن اصلي در كتاب مي‌خورد را به پاورقي ارجاع داد. در مواردي هم كه نسخه‌اي نامعتبر موجود مي‌باشد كه كلمات صد در صد اشتباه ارائه داده شده است يا بايد از ارائه‌ي آن كلمات چه در متن و چه در پاورقي خودداري گردد و يا اگر در پاورقي هم ارجاع داده شود بر اشتباه بودن آن كلمه تأكيد گردد. حال كتابي كه اين موارد را در خود نداشته باشد تدوين و تصحيح نخواهد بود. به كتاب مذكور بر مي‌گرديم يعني زحمتي كه آقايان سادات و ساير كسان منطقه كشيده‌اند، تو گوئي كه كل گوران دور هم جمع شده‌اند تا كه بر اشتباهات اين كتاب فلك زده بيافزايند. چطور؟! به دلايل ذيل كه به آن اشاره مي‌شود :

لازم است گفته شود در بررسي اين كتاب به شكل گزينشي صفحاتي را پيش مي‌كشيم، چرا كه بيت به بيت يا صفحه به صفحه كردن و استخراج اغلاط آن خود چند برابر كتاب حجم خواهد شد.

 

ابتدا اينكه در اغلب نسخه‌هاي دست نوشته تا آنجا كه كلام نويس توانسته دستور ادب فارسي را رعايت كرده است و با اينكه رسم‌الخط اين دست نوشته‌ها رسم الخط عربي يا فارسي است اما خواننده كمتر به زحمت مي‌افتد كه بتواند با آن ارتباط برقرار كند، چراكه حداقل تشديد بر سر كلمات را رعايت كرده و آنها را لحاظ نموده ( البته در مواردي كه مي‌دانسته كه اين كلمه سرّ است يا سَر يا سُر ). اما در اين كتاب حتي اين مورد هم رعايت نشده است. كلمات تركيبي را متصل به هم ننوشته كه اين باعث سر در گمي براي خواننده مي‌شود همانند بند 3 از صفحه‌ي 35 كه «قنات چي» را اينگونه نوشته، كه در صفحه‌ي بعد بند 6 آن را اصلاح كرده، و البته اگر بخواهيم به اين موارد اشاره كنيم در هر صفحه بالاتر از بيست مورد مي‌توان معلوم كرد كه خوانش آن براي كسي كه مبتدي و تازه كار مي‌باشد صعب و مشكل خواهد بود، كه اگر همان نسخه‌هاي خطي را اسكن مي‌كرده و آنرا چاپ مي‌كردند به مراتب بهتر بود. يكي ديگر از مواردي كه متأسفانه ويراستاري نشده تداخل حروف كلمات در كلمات ماقبل و يا مابعد است، البته در چند صد صفحه‌ي ابتدائي كتاب اين مهم بهتر رعايت شده، اما پس از آن گويا آقايان ويراستار خسته شده‌اند و پيش خود فكر كرده‌اند و گفته‌اند كه  ول كن بابا كي آن را مي‌خواند. پس، بعد از سه چهار شاعر ابتدائي، اين عدم رعايت اصول دستور ادبي باعث افتضاح در متن شده است تا آن را به حد آشفتگي در معنا و تداخل برساند.

 

 

ارائه‌ي كلمات اشتباه به خاطر فارسي سازي كردن، كه آقايان ويراستار دقيقاً همان اشتباهات نسخ را انعكاس داده‌اند و كلمات را به همان شيوه نوشته‌اند (چهار ، دست ، خواب ، آب ، آفتاب ، حساب ... ) البته اين موارد حتي براي قافيه هم اصلاح نشده است، به عنوان مثال آنجا كه قافيه حساب و آفتاب است به همان شكل نوشته شده است كه مي‌بايست حساو و آفتاو نوشته مي‌شد و زننده تر اينكه حتي در بر هم زدن قافيه هم تأكيد داشته‌اند يعني آنجائي كه قافيه هياس با راس است صحيح آن را انعكاس نداده‌اند و نوشته‌اند:( هياس/ راست) و بسيار از اين دست و البته با كمي تساهل مي‌توان گفت كه زحمت كشيده و زير اين كلمات كه بايد حذف شود خط كشيده‌اند، كه نوعي مي‌باشد و در هيچ فرهنگ ادبي تا به حال تعريف نشده است. نمي‌دانم موردي كه اشتباه است چرا بايد نوشته شود؟!

 

البته فارسي سازي كلمات در اين كتاب كه در نسخ قبلي هم موجود است يك مبحث همه گير مي‌باشد كه متأسفانه بدون هيچ توجيهي و از روي نا آگاهي بر آن اهتمام مي‌ورزند و آن را تا جائي پيش مي‌برند كه وزن و موسيقي ابيات را در هم مي‌ريزد و يا ساختار كلمه را تغيير مي‌دهد، به عنوان مثال ما كلمه‌اي به شكل «فندر» نداريم ( ص 575 بند 36 ) بلكه آن «فنر» به معناي چراغ است چرا فندر نوشته شده الله اعلم .

 

در مورد پاورقي‌هايي كه نوشته شده بايد گفت كه اين پاورقي‌ها نه تنها هيچ كمكي به خواننده نمي‌كند بلكه وي را هم دچار سر در گمي خواهد كرد و انعكاس اين پاورقي‌ها مشخص كننده‌ي آن است كه آقايان ويراستار هيچ اشرافي بر معني ابيات و لغات نداشته‌اند چراكه بر اساس قوائد حاكم بر نوشتن پاورقي كه در ابتداي كتاب هم نوشته شده است كلمه‌ي صحيح مي‌بايست در متن قرار بگيرد و كلمه‌اي كه ظن قريب به صحت است را به پاورقي ارجاع داد و از نوشتن كلمه‌ي اشتباه خودداري كرد مگر اينكه به صراحت نوشته شود كه اين كلمه اشتباه است، در صورتي كه هيچ كدام از اين قوائد در اين خصوص رعايت نشده، چراكه معني لغات و ابيات را ندانسته. به عنوان مثال در متن صفحه‌ي 369 نوشته شده ( دولاب چه اژن رجوم كردوه) و در پاورقي نوشته شده ( دواب لاچه اژن ، دوالاب چه رژن ) كه هر سه مورد را اشتباه نوشته است، چراكه هيچ معني خاصي از آنها استخراج نمي‌شود، بلكه صحيح آن ( دولابچه رژن است ). البته اين مورد كه هم متن و هم پاورقي اشتباه باشد در كتاب به وفور مي‌توان از آن شاهد و مثال آورد، اما موردي كه در متن مي‌بايست كلمه‌ي صحيح انعكاس داده شود كه داده نشده. در ص 42 بند 13 در متن آمده ( روشن كرد بغار رواق رونقي ) كه در پاورقي نجار نوشته شده و با ترديد و شك هم نوشته شايد هم بخار بوده است، كه اين پاورقي بجز دادن اطلاعات اشتباه و ايجاد شك و شبهه چيز ديگري در خود نداشته و اين حاصل عدم آگاهي و تسلط بر مفهوم و معني بيت است، چراكه اگر مطمئن مي‌بود كه آن كلمه بخار است ديگر احتياجي به پاورقي نمي‌داشت، و اگر پاورقي ايجاد مي‌كرد معناي آن كه بخار است را انعكاس مي‌داد. تقريباً مي‌توان گفت كه تمام پاورقي‌ها از اين اشتباهات پر است. از جلد دوم هم شاهد و مثال مي‌آوريم. در ص 1126 پاورقي شماره 1 (مزد) كاملاً اشتباه است و احتياجي به انعكاس آن نبود. پاورقي شماره 2 كه هم مصرع اول بيت اشتباه است و هم پاورقي. پاورقي شماره 3 كاملاً اشتباه است و احتياجي به انعكاس ندارد. به صورت اتفاقي صفحه‌ي 1529 را مورد بررسي قرار مي‌دهيم. پاورقي شماره‌ي 2 از اين صفحه اشتباه است كه احتياجي به انعكاس ندارد يا ص 872 پاورقي شماره 1 ...

 

به متن كلامها مي‌پردازيم و به شكلي گزينشي از ابتدا و وسط و انتهاي كتاب صفحاتي انتخاب مي‌كنيم و آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهيم تا مشخص شود كه آقايان ويراستار فقط نقاش واژه‌ها بوده‌اند و خود كمترين آگاهي از معناي لغات داشته‌اند. جلد اول ص 133 بند 199 مصرع اول با توجه به معني بيت «و» اضافه مي‌باشد. مصرع دوم بيت سوم : سجاده‌ي سرچسب صحيح است و سجاده‌ي سرچپ معنا نمي‌دهد. يك بيت به آخر مانده : ( رواج مردرند ) اشتباه است چراكه وزن اضافه به مصرع مي‌بخشد. صحيح آن «مه‌ردرن» است بند 200 بيت چهارم (غلتان غوليس) صحيح است. بيت بعد از آن (جزم مو نه جه‌سته‌م) صحيح است كه غير آن يك هجا كم خواهد بود.

 

جلد اول وسط كتاب ص 370 : يك بيت به آخر مانده : ( شقه‌ي تبرزين فقار ترزانن ) اشتباه است واژه‌ي «ته‌زانه‌ن» صحيح مي‌باشد. بند 38 بيت چهار :  (پياله‌ي پر جه‌وز ) صحيح مي‌باشد. بند39 بيت اول ( دوريم نه هجران ره‌نجم باغييه‌ن) صحيح است. جلد اول آخر كتاب ص 833 : بيت اول مصرع دوم : (جمعه جه‌نجه‌ره‌ي جسم) صحيح است. مصرع دوم بيت پنجم : (جامه‌ي هن) صحيح است. بند 10 مصرع اول بيت سوم : (جه‌لات جمات) صحيح است. مصرع اول بيت هشتم : (نه ذات زه‌به‌رد) صحيح است. مصرع دوم بيت نهم : (قه‌زاي لافسول فه‌رمانش قه‌جه‌ره‌ن) صحيح است...

 

با اينكه صفحات كتاب را از اول، وسط و آخر انتخاب كرده و اغلاط آن را مشخص نموديم و ميانگين 15 غلط به غير از اغلاط دستور نگارشي و املائي و اغلاط پاورقي بود، پس براي هر صفحه‌اي 5 غلط فاحش موجود است كه كل كتاب 1558 صفحه‌اي نزديك به ده هزار غلط خواهد شد كه واقعاً افتضاح بزرگي به شمار مي‌آيد. البته آقايان ويراستار گناهي ندارند، چراكه ايشان فقط از روي نسخه‌هاي موجود نقاشي كرده‌اند و اگر اشتباهي هست متعلق به نسخه‌هاي قديمي است كه ... نام آنها برده شده و الحق و والانصاف كه خوب گفته رونويس كنندگان زبور.

 

بر گرديم به جلد دوم از اين مجموعه . اول كتاب يعني صفحه‌ي 872 را انتخاب مي‌كنيم، بيت سوم كه داراي پاورقي اشتباه مي‌باشد. بند هشتم ( يارم نه چه‌ته‌ن) صحيح است. مصرع دوم از بيت ششم (مصاف نو) صحيح مي‌باشد. بند 9 بيت اول : (دوستان وه داوه‌ر) صحيح مي‌باشد. بند 59 از همين شاعر را هم بررسي مي‌كنيم تا مشخص شود كه هيچ كاري در اين كتاب صورت نگرفته و فقط نقاشي واژه و آنچه كه در نسخه‌ها به اشتباه بوده را انعكاس داده‌اند، همانند ( كزاز كذبين بالغرالگورم). (شيميت شهباز ذأالتصه البورم). (خلدين جورم). (ذات زوان ظلم). كه تمامي اشتباه مي‌باشد و اين اشتباهات در بندهاي ماقبل و مابعد و كل كتاب موجود است، همانند بند 62 از همين شاعر كه در مصرع آخر بيت آخر نوشته شده : ( ولي ياوريش جه نو دين وه ) كه صحيح آن (ولي يار ويش چه نو دينه‌وه). ص 10 51 بيت پنجم كه نوشته (بنيشو نه جم چله ابدالان/ هي و تلان كيم ملك دالان) كه صحيح آن اينگونه است : (بنيشو نه جه‌م چه لاي ئه‌بدالان؟ هه‌ي ئاته‌لان كه‌يم په‌ي مولك دالان). يك بيت به آخر مانده : به علت عدم فهم معني (سوبو) را با هم جمع بسته و در پاورقي نيز احتمال داده است كه «سوه» است در حالي كه «سو» جدا و «بو» جدا مي‌باشد، ( سو و بووه) يعني منظر و شميم.

 

بيت آخر : رستم از عظمت و بزرگي ليل به گفتار مي‌آيد نه اينكه ... به يك مورد ديگر از همين شاعر اشاره مي‌كنيم تا اشتباهات محرز اين كتاب و دفاتر موجود معلوم گردد. بند 12 بيت و مصرع آخر كه نوشته است : (هر مبو بوتن آزيو بوآدسير ) كه معلوم نيست چه نوشته است. صحيح مصرع اينگونه است : ( هه‌ر مه‌بو بودن ئا زوو بو ئا دير ). يعني مي‌بايست كه بشَوَد حال زود باشد يا دير.

 

ص 1060 دفتر درويش شيرخان كرندي مي‌باشد و فقط در صفحه‌ي ابتدائي آن كه دو بند مي‌باشد نزديك به پانزده اشتباه فاحش موجود است. حتي تصور كردن آن هم اذيت كننده است كه كتابي چاپ بشود آن هم توسط كلامخوانهاي گوران كه مدعي اين كار مي‌باشند و در هر صفحه‌اي از آن 15 غلط فاحش باشد.

 

ص 1124 از وسط كتاب را انتخاب مي‌كنيم : بيت دوم نوشته شده ( چيش په‌ريت باچيو). ( باچيو نداريم بلكه آن باچو است). در بيت پانزده آمده : ( بنيامين وسن؟ / وس نيشانه گل بنيامين وسن) كه صحيح آن (وه‌سه‌ن نيشان گول) است. در بيت شانزده نوشته شده : (ياران چمراي راگه‌ي توسن) كه صحيح آن (ياران چمه‌راي راگه‌ي تو به‌سه‌ن) است. در يك بيت به آخر مانده مصرع دوم نوشته شده : (شرط شيريني هر نه شامم رو) كه صحيح آن (شه‌رت شيرينه‌ن هه‌ر نه شامم رو ) است. در بيت آخر كه هيچكدام از كلام‌نويسان نسخ آن را صحيح ننوشته‌اند چراكه معناي آن را ندانسته‌اند اينچنين آمده است : ( ظابط ضمروت ظلمات خسرو) كه صحيح آن ( زابته‌ي زومروت) است. در اين صفحه نيز پنج غلط فاحش بود ، و البته هنوز صفحه‌اي انتخاب نشده است كه كمتر از پنج غلط داشته باشد و اين يعني فاجعه در نوشتار.

 

صفحه‌اي از آخر كتاب مي‌آوريم تا از آخر كتاب هم بي نصيب نمانده باشيم. صفحه‌ي 1529 بند 29 پاورقي شماره 2 اشتباه است. يكي نيست بپرسد كه «خراخ» يعني چه كه شما آن را در پاورقي آورده‌ايد. بند 30 بيت دوم نوشته شده ( گنج چهار گوشه خانان خرابات) كه صحيح آن (خانه‌ي خه‌رابات) است. «گذرگا» در مصرع بعدي نيز با فاصله نوشته شده در حالي كه «گذرگا» يك كلمه است. بيت چهارم نوشته شده ( قال قباله قرانطوي قطران) كه معلوم نيست اين نقاشي از روي كدام تابلو كشيده شده است!؟ صحيح مصرع اينگونه است ( قال قه‌باله قران نه توي قه‌تران ). ورق مي‌زنيم كه پشت صفحه را نگاه كنيم، و با اولين اشتباه از اولين مصرع كار را ادامه مي‌دهيم. نوشته است (جم دا نه جامه‌ي جاودان جم) كه صحيح آن (جام دا نه جامه) است. در بند 31 بيت چهار نوشته است (شاد بيم نه مشق جواهر دانه) كه صحيح آن (مه‌شاق بيم نه مه‌شق جه‌واهير دانه) است. در مصرع دوم بيت هفت نوشته است (لازه‌ي شيم نه هوش يا زياد يا كه‌م) كه صحيح آن «لادي» است. در بيت دهم كلمه‌ي «ردا» را «ريا» نوشته است، و البته اين كلمه در سرتاسر كتاب به اين شكل نوشته شده كه غلطي محض است چراكه ريا يعني دروغ و دو روئي اين كلمه ردا مي‌باشد نه چيز ديگري. اگر تو به عنوان نويسنده مي‌خواهي كه لفظ يا غلط مصطلح منطقه‌اي را انعكاس بدهي اين حق را نخواهي داشت، چراكه كلمات متعلق به منطقه نيستند، وانگهي مادامي كه رسم‌الخط نوشتاري شما در بر دارنده‌ي لفظ و آوا نيست پس چه لزومي هست كه اين كلمه را جوانمرگ كني.

 

تمام آنچه كه از شيوه‌ي نوشتار نا صحيح با اغلاط املائي و با ارائه‌ي متني ويراستاري نشده با اشكالات عديده‌ي لغتي و صرافي نشده با انعكاس لغاتي كه نسخه نويس به اشتباه آن را نوشته و ويراستاران اين كتاب مجدد آن اشتباهات را تكرار كرده‌اند مشخص شد كه نه تنها اين افراد هيچ اشرافي بر زبور حقيقت ندارند بلكه نويسندگان قبلي زبور حقيقت نيز بر اين متن تسلطي نداشته‌اند تازه اين كتاب كه ماحصل مجاهدت كلامخوانهاي معتبر و مدعي گوران است و البته ساير افراد ... بايد بروند و كشكشان را بسابند. حال جناب طاهري براي اولين بار زبور حقيقت را با لفظ و معنا (نوشتن به شيوه رسم الخط كردي يا فنوتيك، معني لغات در پاورقي) ارائه داده است و مي‌توان تمام آنچه كه تا به حال ارائه شده را از روي اين نسخه تصحيح كرد ...

 

اين متن و يادداشتهايي كه در آن بود را در مواجهه و تطبيق با نسخه‌ي جناب طاهري در حين خواندن نكته برداري نمودم، كه آن يك نقد و يا نوشته‌ي فاخر ادبي نيست، و هيچگاه قصد ارائه‌ي آن را نداشتم اما وقتي كه در وبلاگي متوجه شدم كه اين شخص و افرادي ديگر از منطقه‌ي گوران با چه لحني جناب طاهري را مورد خطاب قرار داده‌اند دلم به درد آمد و آن را تنظيم نمودم. سراسر نوشته‌اي كه اين اشخاص در فيس ياري يارسان ارائه داده‌اند جز توهين و فحاشي چيز ديگري نيست. و كسي هم پيدا نمي‌شود بپرسد كه چرا اين همه فحاشي شكل گرفته؟! حداقل يك مورد از خطاي جناب طاهري را انعكاس مي‌داديد بعد فحاشي مي‌كرديد. بنده اين نوشته را به اين خاطر ارائه نمودم تا ...  

اميد مولا كه جناب حيدري با نوشتن نامه‌اي در محكوميت تمام اراذل و اوباشي كه به نام وي حتاكي مي‌كنند امن و آسايش را ارزاني بدارند. ...

 

 

 

خاك پاي ياران راستين

علي شريف‌زاده

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly