یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیدامین رسایی دسته: مطالب
نمایش از 04 ارديبهشت 1395 بازدید: 1164

11

  •  
  •  
  • نقدی بر کتاب بانگ سرحدان

    نویسنده:

    سید امین رسایی گوراجوبی

    تعداد صفحات : 88

    قطع : وزیری

    خلاصه ای از متن :

    نویسنده در این کتاب در ابتدای امر با نگاه عاقل اندر سفیه مطالب خود را شروع کرده است، و سعی بر آن داشته تا به مخاطبین خود بفهماند آنچه من میدانم خیلی فراتر از آنچیزیست که مطرح شده است( البته استدلالهای بسیار سطحی و جانبدارانه که فقط برای حفظ موقعیت در نوشته اش میباشد عکس آن را اثبات میکند) و برای ادعای خود نیز از کلامهای یاری کمک گرفته و عنوان کرده آنچه در این کلامها هست منحصر به فرد میباشد و مطالب و مفاهیم آن در هیچ کتاب غیر یاری دیگری وجود ندارد. لاجرم یاران برای فهمیدن کلامهای یاری نمی بایست که به سایر کتب غیر یاری دیگر رجوع کنند و برای شرح و تفسیر کلامها باید از خود کلامها استفاده کنند. و منظور ایشان از کلامهای یاری نیز همان دوره سید براکه میباشد و دیوان عدل الهی را تکیه حیدری دانسته است

    در ادامه نیز از جناب طاهری گله مند بوده که چرا مفاهیم و کلامهای یاری را با سایر کتب آسمانی که متعلق به قرنها پیش است تفسیر و تآویل کرده است و لقمه را از پشت سر به دهان گذاشته!!! چراکه کلام روزنامه یاریست، و البته انکار گذشته و ارائه ی ذهنیت هر چه هست در حال میباشد را در صفحات بعدی بیشتر توضیح داده اند.

    در ادامه ابیاتی چند که مورد استفاده در کتاب بانگ سرحدان بوده را انتخاب نموده و به جهت تکمیل و یا تصحیح ترجمه و تآویل این ابیات کوشیده است و کامل مشخص است که این ابیات را به جهت خواست و ذهنیت حاکم تفسیر نموده است؛ به عنوان مثال در مصرعی که عنوان میگردد سید و سادات گرد موزی نه دام، دام را اجحاف و سختیهایی که در طول زمان بر سادات روا داشته شده تفسیر کرده است...

    سپس به پیر تختی یارسان پرداخته و آنرا بر خلاف نوشته بانگ سرحدان- که سید محمد گوره سوار است - را بابایادگار معرفی نموده است؛ و بیشتر این 88 صفحه را در مدح بابایادگار و پیر تختی ایشان بر یارسان که جملگی از پیر بنیامین تا بیون غلام به ایشان سرسپرده شده اند(!!) نگاشته اند.

    از جناب طاهری در خصوص پیر تختی و اینکه در سرانجام خود در چند بیت در کلام دوره دیوان بابایادگار نوشته اند پیر تخت بابایادگار است سوال پرسیده شد که در جواب عنوان کردند: زمانی که مشغول تدوین و تصحیح سرانجام در 24 سالگی بودم تحت تأثیر سیدی از خاندان بابایادگار و بر اساس احساسات و بدون تعمق، تنها نسخه ای که در آن  این ابیات ( پیر تختی بابایادگار) را در خود داشت را در سرانجام انعکاس دادم که در چاپ پیش رو آن را تصحیح نموده ام ، زیرا هیچ نسخه ای که قدمت آن بیشتر از صد سال باشد موجود نیست که این ابیات در آن موجود باشد، و چون کلامها از بار معنایی در هم پیوسته و دارای گواهی میباشند نتیجتاً در هیچ دوره ای دیگرنیز به این مهم اشاره نشده است

    پس از آن به موضوع شیطان پرداخته و به علت عدم اشراف بر دوره گواهیهای ذاتی یا همان دوره قالب (سر کوه شاهو) تفاسیر مربوطه در بانگ سرحدان را انکار شده است.

    همچنین به قولتاس و غیر مرتبط بودن این مفهوم به خود بدون ذکر دلیل پرداخته است. در ادامه به شیوه سرسپاری  پرداخته و کلام حضرت خاموش را که به میره بیگ سرسپرده شده را عنوان نموده است و استدلالهای بانگ سرحدان مبنی بر آنکه در بحث سرسپاری نسب ملاک است نه ذات را نادیده گرفته است. در مبحث بعدی در نفی وجود دلیل همان ادله های غیر منطبق و واهی را عنوان کرده است...

    مبحث مربوط به ایام مرنو را با ادبیاتی غیر تخصصی و کاملاً عامیانه مطرح نموده و بدون آنکه در نقض دلایل بانگ سرحدان ادله ای عنوان کند متآسفانه به پرخاشگری  و عدم رعایت اخلاق روِی آورده است. پس از آنکه بحث انار را مطرح نموده به بحث ایوت پرداخته است و ایوت را بدون توجه به استدلالهای مطرح شده و بدون ذکر دلیل همان بابایادگار دانسته است.

    در ادامه به مفهوم زمان پرداخته و آورده که ما چیزی به اسم گذشته نداریم و هر چه که هست حال است. مطرح کردن این ذهنیت یعنی ادعا برای شناخت امام زمان عصر خود. همان ذهنیتی که در تشیع و بهائیت موجود است... و در پایان نیز گله مند بوده که چرا کلامهایی را که در مورد بی حرمت شدن سادات کج شرط مطرح شده در بانگ سرحدان آمده است. لازم به ذکر میباشد نوک پیکان این کلامها و تفاسیری که در بانگ سرحدان آمده سادات کج شرط و بی ارکان را نشان گرفته وگرنه جناب طاهری کتاب بانگ سرحدان و تمام زحمات خود را به سادات با شرط و انسان پیشکش کرده است که باعث خشنودی این سادات است...

    در واقع آنچه که سبب شده تا آقای رسایی مجبور به نوشتن این نقد گردد فقط موارد اختلاف موجود همچون بحث پیر تخت و انار و دلیل و روزه مرنو بوده است و چون ایشان «سرانجامی» را که مورد تآیید یازده خاندان است را نمیپذیرد و برای توجیه آداب و ارکان دینی خود که غیر منطبق است هیچ دلیلی ندارد در نتیجه این اختلافها موجود و لاینحل باقی خواهد ماند

    در نهایت میتوان گفت که تمام آنچه در این نوشته مطرح شده غیر مستند و غیر استدلالی است و خالی از وجاهت کلامی و دیالکتیکی میباشد، و چون بر اساس احساسات نوشته شده است لاجرم نیازی بر پیگیری آن نیست؛ زیرا  نه در تکمیل مباحث بانگ سرحدان و نه در نفی مطالب آن استدلال کرده است ، فقط پافشاری بر داده های خود است، البته آنچه در بانگ سرحدان مطرح شده بخشی از فلسفه ی بنیادین تفکر یاری و تصحیح تحریفات است که درک آن هم برای همه کس (حقیقت ناپذیر) میسر نخواهد شد.

    البته پس از آنکه زبور حقیقت و تعابیر و تفاسیر و شرح اصطلاحات آن توسط جناب طاهری ارائه گردید سبب ساز معرفی سالم شد که میبایست مراتب تقدیر را به عمل می آوردند که نه تنها اینگونه نشد بلکه شاهد بی اخلاقی هرچه تمامترافرادی منصوب شدیم تا برگه ای تاریک را در تاریخ یارسان برای خود رقم بزنند.

  •  

    مدیریت سایت یارسان

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly