یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیدهوشیار حسینی دسته: مطالب
نمایش از 12 آذر 1396 بازدید: 412

شرحی بر نمای یاری از بانگ سرحدان

 

یکی از مطالبی که بررسی محققانه و شایسته ­ای در خصوص آن صورت گرفته و با زحمت فراوان در کتاب بانگ سرحدان مطرح گردیده فصل مربوط به نیایش در آیین یاری است؛ که تحت عنوان نمای یاری انعکاس داده شده است. نویسنده به خوبی از عهده مطلب برآمده و در طرح آن از هیچ زحمتی فروگذار نکرده است. تا کنون نویسندگان بسیاری متعرض این مبحث از سری مباحث مطرح در این آیین شده ­اند، ولی هیچکدام به این خوبی و رسایی از عهده آن بر نیامده­اند. چه بسیاری به بیراهه رفته ­اند و بسیاری نیز پرت و نامربوط طرح مسئله کرده ­اند.

 محقق محترم در بانگ سرحدان از دل سخن گفته، و ضمن طرح چرایی شکل انجام این عبادت در آیین یاری با تعمق و زحمات بسیار در بررسی آن دلنشین و گیرا طرح مبحث کرده است، لاجرم بر دل مینشیند؛ و البته گفتن حرف حق مسئولیت آور است و تاوان دارد و ناچار باید بهایش را پرداخت. و تاوان آن هم عنادی و واکنش نادان به تحریک عوامل جهل گستر میباشد.

مولانا جلال الدین رومی در مثنوی دیدگاه خود را اینچنین طرح کرده است در دفتر سوم در خاتمه داستان اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل میفرماید:

گفت از درد این فراغت نیستم                     که درین فکر و تفکر بیستم

تو که بی دردی همی اندیش این                 نیست صاحب درد را این فکر هین

زانکه چون مغزش درآگند و رسید                 پوستها شد بس رقیق و وا کفید

قشر جوز و فستق و بادام هم                     مغز چون آگنده شان شد پوست کم

مغز علم افزود کم شد پوستش                   زانکه عاشق را بسوزد دوستش

وصف مطلوبی چو ضد طالبیست                 وحی و برق نورْ سوزنده نبیست

چون تجلی کرد اوصاف قدیم                        پس بسوزد وصف حادث را گلیم

ربع قرآن هر که را محفوظ بود                      جل فینا از صحابه می شنود

جمع صورت باچنین معنی رف                     نیست ممکن جز ز سلطانی شگرف

در چنین مستی مراعات ادب                      خود نباشد ور بود باشد عجب

اندر استغنا مراعات نیاز                              جمع ضدین است چون گرد و دراز

خود عصا معشوق عمیان می بود                کورْ خود صندوق قرآن می بود

گفت کورانْ چون صنادیق اند پر                    از حروف مصحف و ذکر و نذر

باز صندوقی پر از قرآن به است                    زانکه صندوقی بود خالی بدست

باز صندوقی که خالی شد ز بار                   به ز صندوقی که پر موشست و مار

حاصل اندر وصل چون افتاد مرد                    گشت دلاله به پیش مرد سرد

چون به مطلوبت رسیدی ای ملیح               شد طلبکاری علم اکنون قبیح

چون شدی بر بام های آسمان                      سرد باشد جستجوی نردبان

جز برای یاری و تعلیم غیر                           سرد باشد راه خیر از بعد خیر

آینه روشن که شد صاف و جلی                   جهل باشد بر نهادن صیقلی

پیش سلطان خوش نشسته در قبول           زشت باشد جستن نامه و رسول

و در بحث قبلی حضرت مولانا ضمن بسط این نظریه که این دیدگاه و منظر موجب اختلاف بین اقوام و امت ها و افراد است میفرماید:

اختلاف مؤمن و گبر و جهود                          از نظرگاه است ای مغز وجود

و برای تفهیم آنچه در این خصوص اندیشیده داستان پیل را می آورد، و مثالی مادی و قابل لمس را دستاویز چرایی تعابیر و تفاسیر متفاوت افراد قرار میدهد، و میگوید این مثال مادی را داشته باش تا درک چرایی اختلاف افراد در خصوص مسائل معنوی برایت میسر شود، و در نهایت و انتهای قصه، چرایی اعراض راه یافتگان به حقیقت از شکل و طور نماز متداول برای اهل ظاهر را توضیح میدهد.

 اما آنچه محقق محترم در خصوص مراسم عبادی در آیین یاری می­آورد خود طور دیگری است، و از منظر متفاوت مسئله را بررسی کرده و به حقیقت مطلب نیز دست یافته است. و البته که جز این نیست و نخواهد بود، و حلاوت ناشی از آن بر جان مینشیند و دست از سرت بر نمیدارد که منم چشم باز کن و به تماشا بنشین و السلام. و شایسته شرح بیشتر است که ای زبده و گوهر عالم هستی اختلاف میان مؤمن با گبر و یهود از دیدگاه کثرت بین آنان سرچشمه میگیرد، زیرا این سرگشتگان فقط به صورت عمل انبیاء و اولیاء مینگرند نه به حقیقت آنان؛ شخصی که مورد قبول پادشاه باشد و به حضور او بار یافته و کنار او به خوشی نشسته باشد دیگر زشت است که درصدد ارسال نامه و پیک به حضور شاه باشد؛ زیرا این کار تحصیل حاصل است در شش بیت مذکور یادآور میشود که نیل به مدلول بدون دلیل حاصل شدنی نیست؛ در عین حال وقتی سالک به مرتبه­ ی بالاتری از حقیقت رسید روا نیست که همچنان ابزار و وسیله سلوک خود را در مرتبه ماقبل وصال متوقف نگه دارد، بلکه بر اوست که وسایل سلوک را متناسب با مرتبه حقیقت مکشوف ارتقاء بخشد.

 مراتب شریعت، طریقت و حقیقت سه مقوله مانع الجمع نیستند، و هر مرتبه ­ای نافی مرتبه قبل نیست و این سه عنوان بر یک امر واحد که همانا حقیقت است اطلاق میشود؛ فی­المثل انسان حقیقی واحد است با عناوین متعدد، و تعدد عناوین سبب تعدد نفس الأمر آن نمیشود، و همه اینها اعتباراتی از یک نفس الأمر است؛ پس شریعت، طریقت و حقیقت سه اعتبار و عنوان از یک نفس الأمر است و غیر از این خام اندیشی و خروج از راه و طریق صواب است. حفظ شریعت و رعایت تمام و کمال آن برای سالک لازم و ضروری است، و این مراتب (سه مرتبه) هر کدام ناظر بر مرتبه­ای از استعداد و قابلیت مخاطب است.

 رسول خدا هرگز با مردم در مرتبه عقلانی خود سخن نگفت، و میفرمود: ما پیامبران مأمور شده­ایم تا با مردم به اندازه سطح افکارشان با ایشان سخن بگوییم. بنابراین طی جاده طریقت بدون شمع شریعت امکان پذیر نیست. آینه­ ای که به خوبی صاف و صیقلی شده، دوباره صیقل دادن آن نشانه جهل است.

  اگر کسی به خیر راه یافته باشد، اگر پس از آن در صدد یافتن راه خیر برآید کاری بیهوده کرده است، مگر آنکه قصد او از این کار دستگیری و تعلیم دیگران باشد. هرگاه بر فراز آسمان گام نهادی دیگر جستجوی نردبان (وسایل سلوک) کاری لغو و بیهوده است. ای سالک  چون به مطلوب خود واصل شدی دیگر زشت است که از آن پس در صدد کسب همان دانشی برآیی که تو را بدان مطلوب رسانده است. بنابراین با حصول مدلول در طلب دلیل بر میا.

 هرگاه شخصی طالب به نعمت وصال دست یازد دیگر واسطه­ی وصال او به مطلوب از چشم او می­افتد و اهمیت خود را از دست میدهد. هر چه سالک ترقی روحی پیدا میکند باید به تناسب آن ابزار و وسیله کمال خود را نیز کمال بخشد و در مواقف پیشین درجا نزند. ولی با همه این حرف ها باز اگر صندوقی پر از کلمات قرآن کریم باشد بهتر است از صندوقی که خالی در دست تو مانده باشد. فهم دقایق قرآن کریم بر حفظ صوری آن ارجحیت دارد، ولی کسی که حافظ صورت قرآن است در مقایسه با کسی که اصلاَ از قرآن چیزی نمیداند مسلماَ برتر و بهتر است. کور دلان همانند صندوق هایی پر از الفاظ قرآن و امثال و حکایات و سخنان هشدار دهنده ­اند. عصا مورد علاقه و معشوق نابینایان است، همینطور کسانی که از فهم معانی و اسرار قرآن کریم بهره ­ای ندارند حفظ الفاظ و صورت این کتاب شریف را از مهمترین کارها میشمرند و بدان میبالند. آن دسته از کور دلان که تنها به حفظ آیات قرآن کریم میپردازند همان صندوق های پر از قرآنند. صندوق چه فهمی از آیات شریفه دارد مسلماَ هیچ. پس اینان این کتاب آسمانی را برای دیگران حفظ میکنند و در خود نگه میدارند. مقایسه حفظ قرآن با فهم اسرار آن مقایسه و مورد توجه بوده، که فهم اسرار آن بالاتر از حفظ الفاظ قرآن است، و اگر فهم اسرار با حفظ الفاظ توأم شود نور علی نور است.

 در حالت بی نیازی مراعات کردن نیاز و احتیاج مانعه ­الجمع است. این امر مانند آنست که دو ضد را در یک شیء واحد و در زمان واحد جمع کنیم و این البته محال است. بنابراین وقتی انسان از شراب معنوی سیراب شود دیگر نیازی به صورت ندارد، البته جمع میان معنا و صورت میسر است و نفی آن به کلی ممکن نیست، و امکان آن متصور است، ولی کار هر کسی نیست، و اهلیت و لیاقت باطنی لازم دارد که جمع میان معنا و صورت کند. سرمستی و شور ناشی از درک معانی شخص را از آداب و تشریفات مترتب بر ظاهر غافل و اجرای آن امری شگفت انگیز است؛ جمع میان ظاهر و معنا کار هر کسی نیست، بلکه تنها از سلطانی بزرگ بر می­آید و کسی میتواند صورت و معنا را یکجا جمع کند که مظهر « مَن لا یَشغُلُه شَأن عَن شأن» باشد، و پرداختن به کاری او را از کار دگر باز ندارد. در میان یاران گزین پیامبر (ص) هرگاه کسی یک چهارم قرآن را حفظ میکرد از روی تعظیم و تکریم به او میگفتند «جَلُ فینا»، یعنی در میان ما شخصی بزرگوار است. یکی از کاتبان پیامبر که سوره بقره و آل عمران را از حفظ میخواند دارای عظمتی بود «اَجدُ فینا». هرگاه اوصاف ازلی الهی بر حادث تجلی کند پلاس اوصاف حادث را به کلی بسوزاند. از آنجا که صفت معشوقی ضد صفت عاشقی است، وحی الهی و برق نور ربانی پیامبر را میسوزاند. نقل است که به هنگام نزول وحی، حالت پیامبر دگرگون شده و از شدت و دشواری وحی عرق بر بدن مبارکش مینشست و توان حرکت از او سلب میشد. گفته­ اند گاه وحی مانند بانگ ناقوس به من میرسید و این سختترین حالتی است که بر من عارض میشود و نوشته­اند در هنگام نزول وحی حضرت دچار اغماء و خُرخُر خواب گونه میشد. همینطور هرگاه مغز دانش افزون گردد پوست آن نازک میشود، زیرا معشوق عاشق را میسوزاند. هرگاه روح و عقل آدمی از معنویات آگنده شود، موضوعات ظاهری اهمیت خود را از دست میدهد. هرگاه مغز گردو و پسته و بادام پر گردد ضخامت پوست آنها نقصان میپذیرد و نازک میشود. هرگاه روح و عقل آدمی همچون میوه پر و رسیده شود- یعنی عقل و روح او از مایه­ های معنوی آگنده گردد و به مرتبه­ی کمال رسد- پوست الفاظ و کلمات نازک و شکافته میشود.

و در خاتمە محقق محترم را بە این معنی توجە میدهم کە در اختیار قرار دادن کلامهای یاری و تاویل و تحلیل این کلامها برای هر ناشستە روئی و انعکاس نظر ایشان در این نوشتە کە حاصل زحمات و مرارتهای شماست شایستە و سزاوار نیست, و جز معدودی کە درد دین داشتە باشند دیگران شایستگی اظهار نظر ندارند, خصوصا دربارەی امورات شخصی چون التجا و استغاثە بە درگاە باری تعالی کە کسی را اهلیت ورود در ان نیست و کاملا فردی و منحصر بە شخص است, و دیگر اینکە تو کە دردمند نیستی در این موضوع فکر کن و این را بدان کە شخص دردمند دربارە ی این موضوع اندیشە نمیکند. از شدت درد مجال فکر کردن بە این موضوع را ندارم فقط میداند معشوق بە دعا و استغاثە و ذکر و ندبە و زاری اش میخواند و ناچار است از اجابت دعوت یار ازلی. طی مثالی کە نزد اهل دل غریب و نا اشنا نیست توضیح واضحات میدهم مدعای مطرح شدە را از زبان حضرت مولانا جلال الدین رومی: اهل بهشت طی استغاثە ای از حضرت باری سوال میکنند مگر نە انکە وعدە دادی کە گذرگاە همە مخلوق از بهشت و دیگران از معبر جحیم است?! ما جای پر بلا و غیر قابل تحملی ندیدیم و حضرت باری میفرماید: ان گذرگاە پر درخت و چشمە و سایە سار کە در فلان جای مشاهدە کردید جحیم شما بود. پس در نظر کسی کە همە و همە ی اوغاتش مشغول بە معشوق ازلیست جای پر رنج و عنادی نمیماند کە مطلوبش نباشد کە همە در حضور معشوق ازلی و مطلوب او...

 

 

سید هوشیار حسینی از خاندان بابایادگار

تهران شهریور نود و پنج خورشیدی

 

 

ورود به سایت

google-plus-icon

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky

برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.