یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط طیب طاهری دسته: مطالب
نمایش از 08 آبان 1397 بازدید: 199

شرح مختصری بر دوره‌ی کماکنان

 

دوره‌ی کماکنان که بیشترین حواشی را پیرامون خود دارد باید از چند منظر به آن نگاه کرد. ابتدا آنرا از بار ایده‌ئولوژیک مورد بررسی قرار میدهیم. سپس از منظر گواهی و شاهد و مثالهای کلامی، دیگر از دوره های مورد وثوق، و در انتها به نسخ خطی و اسناد کهن اشاره میکنیم.

اين دورهي كلامي توسط برخي از يارسان تحريف شده دانسته می­شود، و ادلهي ايشان براي رد اين دوره اين است كه، چگونه امكان دارد هفتوانه چنين اشتباهي را مرتكب شوند؟! ميگويند: اصلاً هفتوانه دچار اشتباه نمي­شوند. دليل اين ادعا را كلام دورهي سركوي شاهو (گواهيها، دوره قالب) مثال ميزنند. در اين دوره به زمان خلقت اشاره شده است كه چگونه هفتن در مقابل دستور حضرت حق، تعلل می­کنند؟ اما هفتوانه بلا درنگ قالب آدم را سجده مي­كنند.

همان­گونه كه در متن خواهد آمد، دليل اين­كه هفتوانه بدون درنگ دستور و امر حضرت حق را اجابت مي­كنند اين است كه موكل بر اين امر بوده­ اند، يعني هفتوانهاي با آدم (قالب) از يك رسالت هستند. البته باز نمونهي رسالت هفتوانهاي از اين دست در كلام­ها نيز موجود است تا اثبات كند كه اساساً حجاب جسم، پردهي غفلت از حقيقت است كه آن مختص نيروي هفتوانهاي ميباشد، كه مي­توان به دوره ­ي پيره و پيرالي اشاره کرد؛ آن­جا كه سلطان اسحاق در نهایت مجبور به سرزنش پيرالي (سر حلقهي هفتوانه) مي­شود.

گروه دیگری که این دوره کلامی را تحریف شده میدانند افرادی هستند که خوک را حلال میدانند. و برای نفی این دوره از چگونگی ارتباط باطنی ارکان و رسالت‌های مطرح شده در متن این دوره کمک می‌گیرند، و اینگونه استدلال می‌کنند: «دوره كماكنان در كتاب سرانجام جديد گوشت گراز را از ديدگاه يارسان حرام اعلام كرده است و براساس همين و منبع، هر كس از اين گوشت تناول كرده باشد جوز سرش باطل مي‌باشد و براى نمونه بحث تمرد حضرات هفتوانه و هفتاد دو پير و خوردن گوشت گراز توسط اين حضرات را مطرح نموده و بنده اين سوال برايم پيش آمد؟ اگر ميل كردن اين گوشت جوز اين حضرات را باطل نموده با توجه به اينكه همين كتاب سرانجام تنها هفتوانه را پير و صاحب صلاحيت سرسپارى ميداند و در صورتى با توجه با اين خوردن آنان فاقد صلاحيت اين امر خطير شده اند؟ بنابراين دوباره به كى جوز داده اند؟! در اينجا 3 گزينه مطرح می‌شود: 1) براساس اين دوره در سرانجام گوشت گراز حرام است و حضرات هفتوانه بخاطر خوردن گو شت گراز ديگر صلاحيت جوز شكستن و سرسپارى يارسان را ندارند. با توجه به اين اتفاق و مشخص نشدن سرسپارى مجددشان در اين دفتر. و يا اينكه به علت باطل شدن جوز حضرات هفتوانه به يكى از حضرات هفتنى جوز داده اند. 2) اصلاً اين دوره شعر است و شاعر در اين سرودن خيلى ناتوان بوده است و فكر عاقبت داستان سرايش را نكرده است. 3) گوشت گراز براى يارسان به عنوان ميراث‌دار ايران باستان حلال بوده است و باتوجه به صفحه 594 كتاب سرانجام، طیب طاهری (به عنوان آخرین منتشرکننده سرانجام) در رابطه با دوره كماكنان اینچنین آمده است: ”عده اى از صاحب نظران و مفسرين كلام نظر براين دارند كه اين كلام جزء سرانجام نبوده و تحت شرايط خاص وارد كلامات پرديورى گرديده“. شايد منظور از شرايط خاص به خاطر دل همسايگان مسلمان خود و موقعيت جامعه مسلمان شيعه در رأس حكومت در ايران باشد؛ زيرا براى اولين بار دوره كماكنان بعد از پيروزى انقلاب توسط يكى از ياران اهل كرند غرب در كتابى بنام سرانجام بنابر سفارش مرحوم سيد خليل عالي نژاد منتشر گرديد. اين موضوع را يادآورى میشوم كه در دفتر حضرت عابدين بارها ميبينيم كه علماى مخالف حضرت سلطان، يارسان و شخص حضرت سلطان را گراز خور خطاب مي‌كنند و جوابى در رد اين ادعا از زبان سلطان و ساير حضراتى كه در آن دوره زيسته اند در اين دفتر نيامده است».

گروه دیگر نسبت به عدم ارائه‌ی نسخه‌ی دارای قدمت واکنش نشان می‌دهند که چرا تا به حال نسخه‌ای قدیمی از این نسخه در دست نیست...

حقیر در سال 2007 در ابتدای دوره کماکنان اینچنین رفرنس داده ام: عده‌اي از صاحب‌نظران و مفسرين كلام نظر بر اين دارند كه ‌اين كلام جزء سرانجام نبوده‌ و تحت شرايط خاص وارد كلامات پرديوري گرديده. البته بود و نبود اين كلام چيزي از حقيقت موضوع و اصل و اساس بينش ياري كم نمي‌كند و اين احتمال مي‌رود كه اين كلام نيز به مانند بسياري ديگر از كلامات ياري به صورت سمبوليكي براي عنوان كردن پيغام و دستور و درس، گفته شده باشد. و مشتمل بر آن است كه اولاً در مقابل ذات و مشيت الهي تمام هستي ناتوانند، دوم نازروایي يار احمد زرده‌بام و سوم حرام بودن خنزير را عنوان كرده است. و شرایط خاص همان ابتدای انقلاب 1357 بوده که با روی کار آمدن سیستم رادیکال، ارعاب و ترور... یحتمل دلسوز یارسان برای حفاظت از مردم این دوره را مطرح کرده باشد. البته نه به خاطر حرام کردن خوک، (زیرا حرام بودن آن در کلامهای دیگر صراحت داشته) بلکه به خاطر صراحت در این حرام بودن برای سیستم مذکور بوده است.

اما قبل از پرداختن به مبحث کماکنان لازم است که یاران عنوان کنند هدف از بررسی اصالت این دوره کلامی چیست؟ اگر هدف این است که به واسطه‌ی اعلام شعر بودن این دوره بحث خوک را حلال اعلام کنیم، این امر مقدور نخواهد شد؛ زیرا به غیر از این دوره‌ی کلامی در سایر دوره ها و کلامها به حرام بودن خوک اشاره ­های زیادی شده است، و صراحت در لفظِ این شواهد کلامی ما را مجاب خواهد کرد که این موضوع را اظهرمن الشمس بدانیم. اما اگر هدف از مداقه ­ی این دوره کلامی برای این است که اثبات کنیم هفتوانه مبرا از گناه و خطا می‌باشند؛ باز این مفهوم با ایده‌ئولوژی حاکم بر تفکر یاری همخوان نیست، زیرا دین یاری جزم اندیش نیست، ذهنیتگرا و مطلق نگر نمی‌باشد، و عنوان می‌کند که به غیر از سلطان سهاک که برزه‌مل است سایر ممکنات حادث هستند و اسیر نقص (به نسبت)، یعنی ما واژه‌ای به اسم معصوم برای ایجاد دکانداری در دین نداریم (این خود بحثی مفصل است در علم حصولی و علم حضوری).

اما اگر مداقه و بررسی کماکنان برای اثبات این موضوع باشد که این دوره کلامی دچار آشفتگی در ابیات و عدم پذیرش برخی از عناوین و واژه ها و نامتجانس بودن برخی از ابیات با بیت پیشین یا پسین باشد، پذیرفتنی است. تو گویی بندهایی مختصر از این دوره وجود داشته و کسی آنرا تکمیل کرده، و یا اینکه با ذهنیت شخصی واژه هایی را جایگزین نموده و یا سهواً دست به تغییر و تبدیل زده است. که باید با خرد جمعی بتوانیم با استدلال آنرا بازبینی و بازخوانی کنیم. که در صورت بررسی آکادمیک و استدلالی چند احتمال به وجود می آید: این احتمال وجود دارد که همانطور به قوت خود باقی بماند. ریزش و حذفیات زیادی در ابیات را به خود اختصاص دهد. و یا به دلایلی مستدل و محکم کلاً حذف گردد. (باید خرد جمعی را به کار گرفت) و در این صورت نظر کارشناسانه و منطبق با اصول تصحیح با رأی اکثریت رقم خواهد زد که چگونه باید انجام شود. این موضوع دیگر سؤالهای کلیشه ای را که مثلاً اگر هفتوانه جوزشان باطل شده به کی جوز داده اند... و یا اینکه چرا مسلمانان هم عصر سلطان اسحاق با لحن توهین یارسان را گرازخور و نجس و دست و صورت نشسته معرفی کرده اند... را تحت شعاع قرار خواهد داد.

به نظر حقیر (در حال حاضر) اگر بخواهیم اساساً منکر دوره ای به اسم کماکنان باشیم پذیرفتنی نخواهد بود. زیرا این رویداد وجود داشته و نسخ کهن آنرا در خود انعکاس داده اند و گواهی این رویداد در متون دیگر کلامی نیز به چشم میخورد. حقیر چند نسخه ی متفاوت در دست دارم که دارای قدمت میباشد و این رویداد را در خود انعکاس داده اند. نسخی که از مناطق مختلف و با فاصله ی مکانی از هم نوشته شده و جملگی نسخه‌ی مادر می‌باشند. پس وحشت از سیستم رادیکال نبوده که این دوره را به وجود آورده، و همچنین کار معاند خاندانی هم نبوده، زیرا هیچکدام از طرفهای یارسان به ظاهر در آن منتفع نمی‌گردد. اما آنچه بایسته است به آن اشاره شود این است که این دوره کلامی چه پیامی را در خود دارد. زیرا کلامها و دوره‌های کلامی با زبان نماد و به شکل سمبلیک انعکاس داده شده‌اند. به عنوان مثال شندروی در ظاهر یکی از کوههای مقدس در یارسان است اما در کلام این دوره پشت این واژه حکایتی غیر از آنچه که در ظاهر است را به خود اختصاص داده. در واقع یاران نباید زبان نماد و سمبل را هم نادیده بگیرند.

اما پیامهای ظاهری دوره کماکنان به نظر حقیر سه پیام مهم است: اول، نازروایی (نازاری) بابایادگار. یعنی هرجا که شفاعت پیربنیامین کارگر واقع نگردد بابایادگار اقدام می‌کند. در واقع کد باطنی بابایادگار با کد باطنی پیربنیامین در یک راستا تعریف میگردد، کما اینکه اساساً بابایادگار رسالت دارد که تا وقت معلوم مانع از ظهور خشم حضرت حق گردد. و این خشم همیشه در ادوار مختلف به واسطه ی هفتوانه شکل داده میشود که بابایادگار با شفاعت (قربانی کردن خود) این خشم را به رحمت و بخشش مبدل میکند.

دومین پیام مبحث علم حصولی و حضوری است که تفکر یاری آنرا در قالب رفتارها و کردارها باز نمایانده است. در واقع در علم حصولی و علم حضوری این نکته خاطر نشان میگردد که تمام ممکنات از پیامبر و غیر پیامبر از ملک و انس و جن و پری... جملگی خطاپذیر هستند و فقط خود پادشاه حقیقت است که عاری از خطاست. و برای تأیید این مهم میتوان شاهد و مثالهای زیادی انعکاس داد.(همچون حکایت غرانیق، خطای کماکنان، حکایت دره شیش...). برای تفصیل این مبحث بخشی از کتاب بانگ سرحدان (صفحه 103) را در اینجا نقل میکنیم:

آن­گاه حضرت حق به فرشتگان امر ميكند كه ميبايست اين موجود تازه خلق شده را سجده كنید، كه به غير از هفتوانه، ساير ملائك و جنيان نسبت به اين دستور اعتراض ميكنند. نزديكترين ملائك- يعني هفتن كه تجلّی از ذات دارند- خرده ميگيرند كه سجده فقط مختص به حضرت حق است و لاغير. مقربين اعتراض ميكنند كه اين موجود منبع گناه و فساد است. اعتراض وارد نيست و ميبايست كه موجود جديدالخلقه سجده شود. شیخ امیر در بند «به‌­رگ به­‌لامه‌­ن» می­فرماید:

نه سه­‌رميله­‌وه مه­‌کرش ها وه کار        سه­‌نه‌­ن چه ياران سـه­‌لات ئينکار

سه‌­لاش سه­‌ن نه ده‌­س ميَردان دانه       تاريکيش وه‌­سته‌­ن نه رووی زه­‌مانه

همان­طور كه گفته شد هفتوانه از دستور حق سرپيچي نميكند، و هيچ اعتراضي هم نسبت به موضوع مطرح شده ندارد، چراكه فارغ از جنس آدم ابوالبشر هر دو داراي يك نوع رفتار و رسالت مي­باشند، يعني دو رويه بودن. يعني علاوه بر آن­كه از جنس معنوي و از ذات الهي هستند داراي صفات نيز ميباشند، با اين شرح كه انسان از جنس خاك است و خطا هم ميكند امّا ميتواند در عين حال خود خدا هم باشد، چراكه صورت خداوند است، و هفتوانه نيز كه از جنس ملائك است در بر گيرندهي صفات، و موكل بر امورات مادي كائناتي هم هستند. در واقع چون آدم ابوالبشر و هفتوانه از لحاظ رسالتي يكي هستند، پس هفتوانه نسبت به سجده كردن آن اعتراضي نكرده و اوّلّين گروه از فرشتگان بودند كه آدم را سجده كردند، كما اين­كه سر حلقهي هفتوانه يعني سيّد محمّد گوره‌­سوار در اين قالب ميماند و اين قالب را به نام خودش به ثبت مي‌رساند. اين خلقت كه جنجاليترين خلقت خداوند بوده در كلام­هاي يارسان به «جنگ سر ميل» اشتهار پيدا كرده است. کاکه سليم در دورهي سيّد فرضي در بند«بهرگم ژارآلود» ميفرمايد:

جه سـهر ميلهوه مهكرش نمانا                  دام شهرت نه دهس ميَردان ستانا

سهنهن چه ياران زيَلَ روَشنايي                  پــوَشا پــهردهي تهم تار فهنايي

همان­گونه كه اشاره شد «جنگ سرميل» تقابل ظاهري ذات با صفات يا هفتن هفتوانه است. ذات در برگيرندهي عالم معنوي و باطنيِ صِرف است و صفات در بر گيرندهي رموزات متكثر در عالم ظاهر. در واقع صفات آميزهاي از اسرار الهي است كه داراي دو بُعد است: بُعد مادي و بُعد معنوي؛ كه پس از خلقت آدم و از نسل آدم سيادت متبلّور ميشود، تا بتواند از اسرار الهي در هر عصر و دورهاي براي نسل بشر رمزگشایي كند.

همان­گونه كه گفته شد هفتوانه انعکاس دهنده­‌ی صفات حضرت حق ميباشند كه در بر گيرندهي تمام آنچيزيست كه در حوزهي ماده و ظاهر كائنات تعريف پيدا ميكند، و نيز فراهم كردن شرايطي است تا بتوان توسط آن ذات حق را در اين ظاهر و ماديّت- مستتر هم­چون روغن در بادام يا روح در جسم- گنجاند. در واقع نيروي هفتوانهاي پل ارتباطيِ بين ظاهر و باطن است. در زمان خلقت پس از آن­كه قالب آدمي شكل ميگيرد و خداوند دستور ميفرمايد كه جملگيِ فرشتگان مي­بايست اين قالب را سجده كنند و در آن جاي بگيرند، هفتوانه اوّلين گروه از فرشتگان است كه اطاعت امر ميكنند، و اين دليلي ميباشد بر صفاتي كه خود گردانندهي آن ميباشند. يعني اساس آدميت كه در صفت توصيف ميشود، و توسط نيروي هفتوانهاي اداره ميگردد، و تحت عنوان خلافت بر روي زمين، زمينه را براي تجربه كردن عشق كه به انسان­خدايي منجر ميشود فراهم ميآورند. و اين­كه گفته ميشود آدم (هفتوانه) خليفةالله ميباشد و بار امانتي كه آسمان آن را نتوانست بكشد به وي ارزاني شد به خاطر اين است كه از صفت ميباشد، و هنگامي كه ذات را حامل ميگردد هنر جلوهگر ميشود.

حضرت آدم(ع) محل تجلّی حضرت حق، هفتن و هفتوانه می­شود؛ آسمان و زمین مفتخراند که ایشان موجودیّت پیدا کرده است؛ هزار و یک اسم اعظم به وی ارزانی می­گردد، و در بهشت نزد خداوند جای داده می­شود؛ او را به اسم «الظاهر» بر پا داشته و علم اسماء خویش را از حیث خواصی که در آن­هاست و انفصالات مختلف از آن­ها پدید می­آید بدو عطا فرموده، امّا چون رسولِ معرفی خداوند است، و به واسطه‌­ی صفات، ذات خداوندی را تشریح می­کند، می­بایست وی را به زمین بفرستند. پس بر اساس حیله‌­گری حضرت حق اولین گناه را در کائنات تعریف می­کند.

آدم (ع) سر حلقهي هفتوانهاي اشرف ممكنات سعي بر انجام مأموريتي دارد كه به وي داده شده است، يعني ترويج و نشر انسانيت در قالب مادي (جسمي كه حجاب است). (پدرم روضهي رضوان به دو گندم بفروخت... همین حکایت است). حضرت آدم روضهي رضوان را بالأجبار به دو گندم ميفروشد، چراكه ناگزير به انجام رسالت است، تا خلف خود را وارث اين گناه كند، و اساساً بشر به اين خاطر خلق شده تا گناه به وي ارزاني گردد. سلطان اسحاق مي­فرمايد:

سهييد موحهممهد سهفي ديوانا                 ئــي دونياي فاني وه ئهو فهرمانا

چه دوَن ئادهم ئامان وهي كانا                      سهر حهلقهي ياران ژه ههفتهوانا

يا در جایي ديگر مي­فرمايد:

پهي مايهي دونيا توَ بهرقهراري             وه ههفت خاندان مير و موختاري

گفته شد که صفات حضرت حق توسط فرشتگان هفتوانه­ای در کائنات توشیح می­گردد، و یکی از این صفات خشم و غضب حضرت حق در آخرالزمان است که برای ظهور آن مقدّماتی لازم دارد، و فراهم آوردن این مقدّمات بر عهده­ی نیروی هفتوانه­‌ا‌ی است.

شرايط اهتمام برای ظهور اعظم در آخرالزمان در هر عصر و دورهاي توسط نيروي كائناتيِ هفتوانهاي فراهم ميگردد تا در آستانهي ظهور آن را به اوج خود برساند.

حضرت محمّد (ص) ظهور مي­فرمايد و انقلابي عظيم در زمين به راه مياندازد، و با پشتيبانيِ مولاعلي(ع) موفق به نشر رسالت خود ميگردد، يعني به وجود آوردن بستري كه تودهي مردم را به شرايط ظهور نزديكتر گرداند.

سلطان اسحاق مي­فرمايد: «باوام عيسي بي دهورم كهرد پهرچين» که آن به اين خاطر است كه در مقاطعي از زمان مشيتش بر اين امر استوار بوده تا بتواند مفاهيم حقيقت را آشكار سازد.

نيروي هفتوانهاي گناه بزرگ را به نسل بشر ارزاني ميدارد و با اهتمام بر داشتن چهارچوب فكري، ذهن انسان را در قالب شرع به خميدگي سوق ميدهد، اين رويه از آدم ابوالبشر آغاز شده و در هر عصري نيز تداوم داشته است، تا زمان پرديور كه باز با نام «پيرالي مورديني» ايجاد مناقشه ميكند و دورهاي به نام دورهي پيره و پيرالي را شكل ميدهد. در آن دوره بحثِ بازگشت به گذشته (سلف) و رعايت شرع مطرح ميشود. يك واقعه و دورهي كلامي را به وجود ميآورد كه ميتوان از آن به عنوان يك دورهي معناگرا در تشريح مفاهيمِ مربوط به جنگ سرميل براي تفسير و فهم بيشتر كمك گرفت.

اين­كه پيرالي كه كان و مكان به عشق ايشان آفريده شده، و از جمله فرشتگاني است كه اگر خلق نميشد، عالم خاكي و انسان هم به تَبَع آن خلق نميشد در اين دوره به خاطر واقعهي ساجنار و هم­چنين داشتن كامل­ترين شرع و دين بشري كه آن را هم به منصه ظهور رسانيده است ادعاي پيري و سركردگي تفكّر يارسان به جاي پير بنيامين ميكند، و اين در حاليست كه پيرالي به عنوان يك هفتوانهاي در مقام شرع است و تفكّر ياري در مقام نياز و هفتني، که اين سركردگي غيرممكن مينماياند. پيرالي در نهايت توسط سلطان اسحاق توجيه ميشود و از ادعاي خود دست بر ميدارد.

در زمان جلوهي ثانيِ سلطان اسحاق- يعني شاهويسقلي- بار ديگر نيروي هفتوانه­اي نشان ميدهند كه مجبور به انجام رسالت هستند. واقعهي كماكنان را شكل ميدهند تا تعريف كرده باشند علاوه بر آن­كه تمام ممكنات در برابر خواست حضرت حق ناتوانند، بلكه اگر جبر و مشيت ايشان بر اين اراده استوار گردد كه بايد خطا كرد پس خطا هم شكل ميگيرد.

این مبحث در علم حضوری و حصولی تشریح می­گردد. علم حضوری در نزد یارسان یعنی ارائه­ی مفاهیم و معانی بر قلب و ذهن ابرانسان، به گونه­‌ای که هیچ شبه‌ه­ای در آن رسوخ و نمود پیدا نکند. امّا در این­جا یک موضوع قابل طرح است و این­که بر اساس بحث حیله‌­گریِ حضرت حق یا همان «والله خیرالماکرین» که در برخی از شرایط در ظرف زمان و مکان بسته به نوع رسالت، آن علم مغایر یا به نسبت با آن­چه که باید باشد ارائه می­گردد، در حالی که همان علم که بر ذهن و قلب عالِم نشسته همان علمی است که شبهه در آن نیست، پس اندازه­ی معانی به نسبتِ ظرف و استعداد موجود در قیاس با آن­چه که در نوع متعالی و اکمل آن طرح می­گردد ناقص خواهد بود؛ در نتیجه برخی از تئوریسین­ها این مورد را به اشتباه این­گونه مطرح می­کنند که در علم حضوری خطا و اشتباه نیز رسوخ خواهد کرد، در حالی که این­گونه نیست، بلکه آن نسبیّتِ علم نسبت به اکملِ آن علم است که گاه به همان اندازه باید می­گردد، و چون در قالب انسانی نیز قرار می­گیرد در نتیجه قابل بحث و پردازش خواهد بود، و پردازش به آن نه به معنای تقدس­زدایی آن باشد، و یا این­که از مرتبه­ی آن بکاهیم، یا منکر علوّ مقام آن گردیم، بلکه پردازش به آن واقع­گرایانه و به دور از تعصب و خرافات خواهد شد، که در آن صورت نسبت به مراتب بالاتر و اکمل­تر مورد پردازش قرار می­گیرد، و چون تمام ممکنات در مقابل ذات احدیّت ناقص می­باشند در نتیجه اشتباه و خطا نیز امری مسلّم خواهد بود که رسوخ پیدا می­کند، و آن خطا نسبت به جایگاه است.

چنان­که از نظر گذشت وجود هفتوانهاي برای پيش­برد اهداف ظاهري و ماديِ ممكنات (قانون و شرع) است، و اين مهم از ازل بوده و در اعصار مختلف نيز متناسب با ظرف زمان و مكان به شیوه­های مختلف جلوه كرده است. به عنوان مثال آن­جا كه يك اقتصاددان تمام سعي و تلاشش به دست آوردن اقتصاد مناسبي براي زندگي قوم و قبيله و مملكتش است، در ظاهرِ امر كاري مادي انجام ميدهد، امّا هیچ­کس او را به ناصواب بودن راهش متهم نمی­كند، حتّي به ذهن کسی هم خطور نخواهد كرد كه اين شخص مشغول عمل اشتباهي است؛ و اين در حاليست كه ايشان از نيروي هفتوانهاي همت ميگيرد و يا نيروي هفتوانهاي موكل بر انرژي دادن به وي ميباشند.

ايدهئولوژي حاكم بر تفكّر يارسان مبتني بر بودني است كه در وجود هفتن است، چراكه بنيان اين تفكّر توسط يري تني و يا جمع هفتني گذاشته ميشود. در واقع براي شكل­گيري و به وجود آوردن ذهنيت ياري در اين عالم خاكي، هفتن ميكوشند. آن­چه بر تفكّر هفتوانهاي در قالب دين عنوان ميگردد شرع و قانون و لحاظ كردنِ بي چون و چراي آن در رفتار دين­گرايي است. رسالت ذهني و ساختار دستوريِ هفتوانه در عالم خاكي، حاكم كردن اخلاق عددي با قوهي قهريه است. در واقع آن­چه توسط راسل هفتوانه­ای ارائه ميشود، ترويج و تشويق به ايمانِ محاسبه شده، ياد دادن ايماني كه در قبال آن پاداشي از جنس ماديّت نويد داده ميشود، جنگ براي تصاحب و مالك شدن بر روح و فكر سايرين... است. در مقابل، راسلي كه از جنس هفتن است، عشق و محبت را در اولويت قرار ميدهد و اخلاق و شرع را زماني زيبا تعريف ميكند كه همراه با عشق باشد؛ در نتيجه دين و مذهبِ آن خشونت­گرا نيست. بهشتي كه اين راسل شرح ميدهد فهم، وسعت فكري، روح متعالي است و براي روح جهنمي نيز جمود فكري و محدوديت در فهم و نفهميدن عشق و نداشتن لطافت را تعريف ميكند. به همين خاطر سياست در نزد هفتوانهاي با ديانت يكي بوده و دين ايشان از سياست جدا نيست، در حالي كه در نزد هفتن دين از سياست جداست. ظرف دروني و بودنِ روح افراد در يك قالب مشخص تحت نام پله و پايه رقم ميزند نحوهي تفكّر و عملكرد افراد در اين دنياي خاكي را، در نتيجه روح­هايي كه در اين پله و پايه قرار دارند كلاً در زي تفكّري قرار ميگيرند كه متناسب با آن باشند. البته دين و تفكّر هفتوانهاي علاوه بر آن­كه سرچشمهاي الهي دارد و عين حقيقت است، مراتب روحي را هم توجيه ميكند. به عنوان مثال كسي كه براي انسانيت و انسان بودنِ وي بايد پاداش در نظر گرفت نمي­تواند با كسي كه انسان به دنيا آمده در يك طراز تعريف كرد.

سومین پیام حرام کردن خوک در ارکان اعتقادی یاری است. که این پیام مهم هم با سایر کلامهای موجود منطبق است. برای عدم اتلاف وقت فقط به کتابچه ای تحت عنوان «تحریف‌های اهریمنی بر مفاهیم یارسان- خوک یا گراز» رفرنس میدهیم.

در پایان باز عنوان میکنم برای بررسی اصالت کلامها در کل باید چکار کنیم؟! اینکه گفته شود بهتر بود که هیچگاه کلام چاپ نمیکردیم و اصلاً دست به کلام نمیزدیم یک صحبت خالی از منطق و وجاهت علمی است و از هر نظر چه بحث دوران گذار، چه انطباق با روز و متناسب با زمان حرکت کردن، چه بحث استناد و اثبات با اسناد و مدارک... نمیتوان صورت مسئله را پاک کرد. دوم اینکه افرادی که این نظر را دارند آیا معتقدند که اصلاً نمیبایست دست به تمام دوره‌ها و کلامها از تمام خاندانها میزدیم؟! که در این صورت عکس آن برای خودشان صادق خواهد بود. زیرا ایشان مبادرت به تکثیر کلامهای مورد قبول خود کرده و به اشکال مختلف و در تعاملات هم بر داشته های خود تأکید می‌ورزیده و اگر مخالفتی در این باب عنوان میگردد، فقط به این خاطر است که کلامهای تازه استخراج شده و یا سایر کلامهایی که مورد تأیید ایشان نیست میبایست که چاپ نمی‌شدند. در واقع مخالفت با چاپ بیشتر متوجه کلامهایی است که مورد تأیید ایشان نیست. و این یعنی پافشاری روی همان حرف پیشین که ما این کلامها را قبول نداریم. و حقیر باز برای هزارمین بار تأکید میکنم که چرا قبول ندارید؟ بر چه اساسی؟ دلیل بیاورید. اینکه گفته میشود این کلامها را پیر ویس و یا ملاصمد نوشته اند قابل قبول نیست و نمیتوان منطقی در آن مشاهده کرد، زیرا همین دلیل برای رد و نفی کلامهای ایشان هم به کار میرود. و گفته میشود که کلامهای شما هم مثلاً میرزا رمضان یا کاکارحیم یا... نوشته است. وانگهی زبان گفتاری حاکم بر کلامهای دوره باباناووس... که کاتبین نامبرده آنها را کتابت کرده اند حاکی از قدمت و کهن بودن این دوره ها دارد که تمام دنیا بر آن اذعان دارند. در کل این صحبتها بسیار کودکانه به نظر میرسد، زیرا استدلالی در آن نیست و مبرهن است برای لاپوشانی آسیب پذیری است. و اینگونه صحبت کردنهای غیر منطقی فقط یارسان را از هم می‌پاشاند. تازه اگر بخواهیم قدمت نسخه را ملاک قرار دهیم پس در این صورت نسخ کلامهای سی و شش شاعر قدمتی بسیار کمتر از نسخه های ملاصمد و پیرویس دارند، یعنی حتی به صد سال هم نمیرسند. که در آن صورت باید این دوره را کامل حذف کرد که به نظر حقیر یک فاجعه‌ی فرهنگی خواهد بود.

بزرگواران بیایید بزرگ و عمیق فکر کنیم. اینطور تصور کنید که میخواهید برای بشریت تصمیم بگیرید. از پیله ی خود بیرون بیاییم. از روستای خود بیرون بیاییم. از شهر خود از کشور خود... برویم آسمان سپس به زمین نگاه کنیم. کلامها این دیدگاه را آموزش میدهد... باز تکرار میکنم حقیر با هر روش و با هر زبان و با هر مدرکی که بخواهید حاضر به خدمتگزاری هستم. کما اینکه بارها برای مستند سازی کلامها اقدام کرده ام اما به خاطر اینکه هیچ در دست ندارند و از هیچ منظری تحریفاتشان قابل دفاع نیست در نتیجه همیشه از پاسخگویی امتناع کرده و هیچگاه در مقابل استدلال و حرف منطق حاضر نشده اند.

 

 طیب طاهری

29/7/1397

 

 

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.