یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محمدعلی سلطانی دسته: مطالب
نمایش از 20 آبان 1397 بازدید: 63

http://goftogu.com/volumes/62.jpg

یارسان ایرانی آب و آزادی

محمدعلی سلطانی

فصلنامه فرهنگی و  اجتماعی گفتگو شماره ۶۲ آذرماه 1392

 

آب و آزادی دو واژة آمیخته در اندیشة علویان است،‌آب تداعی حسین(ع) است و آزادی علاج بی‌اعتنایی‌ها. درد بزرگی است که سه هزار سال در سرزمینی بسوزی و بسازی و نسل بعد نسل به آب و باد و خاک و آتش آن مرز و بوم بنازی و بنوازی اما همچنان از یاد فراموشان باشی. پیروان آیین یارسان تنها نحله‌ای هستند که حماسة ملی ایران بخشی از اصول اعتقادی آنهاست، خردگرایی و عشق به اهل بیت دو ضلع دیگر از مثلث آیینی آنها را تشکیل می‌دهد. در مکتب آنها ظلم‌پذیری کافری و خدمت به ایران و علی آل اساس باوری به ژرفای تاریخ است. آن زمان که مردم ایران یکپارچه برای نیل به آزادی بپاخاستند با اعلامیه‌هایی که جزیی از اسناد انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می‌دهند، با پیشروان این حرکت اعلام همبستگی کردند و ضامن امنیت راه‌ها و قصبه‌های همجواز مناطق غربی از آذربایجان تا دهانة اروندرود بودند، امام خمینی(ره) در ورود خویش با سرانِ آن نحله به سخن نشست و چنانچه در صحیفة نور آمده است کتباً و به صراحت از آنان تقدیر و تشکر کرد. با شلیک اولین گلوله‌های عراقی به سوی خاک ایران، مرزداران یارسان، سنگر مقاومت و دیوار دفاعی در مقابل دشمن شدند و در طی هشت سال جنگ، صدها شهید و هزاران مجروح دادند تا آنجا که دشمن به تلافی این مقابله و پایداری در ساعت شش صبح روز ششم تیر ماه ۱۳۶۷، زیستگاه آنها را که هیچگاه راضی به ترک و تخلیة آن نشدند هدف بمباران شیمیایی قرار داد، که علاوه بر چند صد شهید، دویست و بیست جانباز شیمیایی بر جای مانده، نتیجة این تجاوز نابرابر و غیر انسانی است. هر ساله این زخمِ جان اوبار دهان باز می‌کند. این جانبازان چه رنج‌ها که نمی‌کشند و به خاطر کیان این آب و خاک بیست و پنج سال است بر قله‌های آسمانی دالاهو با تمام همراهی طبیعت از رنج بیماری و بی‌اعتنایی شبی به راحتی نخوابیده‌اند. پیروان یارسان در طی دولت نهم و دهم از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و آیینی چه سختی‌ها که تحمل نکردند، در حالی که از جزئی‌ترین حقوق قضایی و مدنی محروم هستند و اکثر قریب به اتفاق کتاب‌های دینی این مردم یا در ورایِ مرزهای ایران به چاپ رسید یا به لطف کارگران شرافتمند دفاتر فرهنگی که غیرتشان اجازة هزیمت هموطنان را به دامن بیگانگان نمی‌داد، در زیر زمین‌های استان‌های دور افتاده به دور از چشم محتسب و داروغه تکثیر می‌شد و مانند کالایی ممنوع جابجا می‌گردید. مردمانی شهری و روستایی که حتی در حد یک بولتن خبری رسمی، رسانه‌ای برای فریاد دردهای خویش ندارند.

 

در اوج فعالیت‌های انتخابات ریاست جمهوری دورة یازدهم به سبب اهانت صریح به یکی از نمادهای اعتقادی آنان در روز ۱۷ خرداد ۹۲ به عنوان اعتراض مدنی دو تن از پیروان تندرو و معتقد و شوریده به اسامی نیکمرد طاهری و حسن رضوی در مقابل یکی از مراکز اداری شهر همدان خود را به آتش کشیدند. حادثه‌ای که در طول تاریخ یارسان سابقه نداشته است، متاسفانه دو جوان معترض یکی پس از دیگری جان سپردند، این سوختن و بر باد شدن هیچ انعکاس خبری در حد یک سطر در رسانه‌های این سرزمین نداشت! پیروان خردگرا با درک موقعیت حساس انتخابات اما دلشکسته از بی‌اعتنایی‌ها به دور از همهمه و صوت و صدا برای دادخواهی در کرمانشاه تجمع کردند. پس از استماع سخنرانی‌ها، مسئولان با وعده و استمالت متحصنین را بدرقه کردند. مردم خردمند یارسان با تمام توان به امید نیل به خواسته‌های انسانی و مدنی در انتخابات، همانند دوره‌های پیشین به اشارة رهبران نیک اندیش خود شرکت فعال داشتند. سخنان دکتر حسن روحانی نویدی برای دستیابی به حقوق اولیة این مردمان بود. چهلم فداییان آیئنی و مدنی درگذشته برگزار و تجمع و نشست‌های پیروان از پا ننشسته همچنان برقرار بود که در پی غلیان تعصبات و سکوت رسانه‌ها و نیز شاید عدم پیگیری سخنان مسئولان و ... که ناگهان فریاد را از کوهپایه‌های زاگرس به دامنة البرز کشانید و در روز پنجم مرداد ماه ۹۲ در گرمای ۴۲ درجة تهران و در ماه رمضان و صبح احیای مولای عدالت‌خواهان در پای تندیس شهید راه آزادی سید حسن مدرس، محمد قنبری جوان بیست و پنج‌ساله پیرو نحلة یارسان، از اهالی یکی از روستاهای تاکستان، خویش را در آتش کشید تا شاید نشستگان در پارلمان صدای او و هم‌کیشان مظلومش را بشنوند و نگاهی به اطراف بیندازند اما ... معترض با چند فریادِ آب، آب، آب خاموش می‌شود، مأموران مجلس به سوی کپسول اطفاء حریق می‌روند، آمبولانس پس از ساعتی می‌رسد، هر کس درد خود را از زبان او نقل می‌کند، بیکاری، گرانی، رانت‌خواری و غیره در حالی که سخن او به فرسنگ از این حدیث و حکایت‌های معمولی و عادی شده به دور بود، در نهایت به نقل از ایسنا پلیس تهران او را منسوب به یکی از فرقه‌های دراویش می‌داند؟! که صبح همان روز از طریق پایانة غرب از قزوین وارد تهران شده است، ظهر همان روز در بیمارستان مطهری تهران جان سپرد. پژواک فریاد آب، آب او از آتش بی‌اعتنایی با باد بهارستان بر سیمای خاک ایران خواهد ماند و به آیندگان و مردم جهان خواهد رسید حتی اگر صفحه و صدا و سیما و قلم ما تا ابد روزة سکوت بگیرند.

 

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.