یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

نوشته شده توسط فرهاد حیدری گوران دسته: مطالب
نمایش از 09 دی 1397 بازدید: 145

گلشن مهر - 1396/2/16 - شماره 1578

http://golshanemehr.ir/imgdb/thumb/1578-p3.gif

تاملی در بند « زَلال زَلال»

فرهاد حیدری گوران 

مستشرقان در باب متون یارسان کم ننوشتهاند؛ از فئودور مینورسکی تا آرتور دُ گوبینو و پرتو هوشمندراد و فيليپ.جي.كرينبروك. با این حال، آثار این شرق شناسان بیشتر سویههای جامعهشناسانه و تاریخی دارد تا متنشناسانه، اگر چه چند اثر تحقیقی خوب با تاکید بر مسائل و مطالعهی زبان شناختی متون یارسان هم نوشته شده که در این میان میتوان به پژوهش مشترکپروین محمودویسی و پاوللودویگبه همراه گروهکوردولوژی-زبانشناسیدانشگاهگوتینگندربارهیزبانگورهجوییوگویش گورانکهیکیازخاستگاههایمتونیارساناست،اشاره کرد. در این یادداشت کوتاه سر و سودای آن ندارم به بررسی آنچه طی دو سدهی  اخیر درباب یارسان نوشته شده است بپردازم که بررسی انتقادی این روند کار من نیست، اما این هم هست که مناسبت یارسان و دیگر جنبش تاریخی ایران زمین کماکان پوشیده مانده است؛ از این منظر سخن شفیعی کدکنی در کتاب قلندریه، تامل برانگیز است، آنجا که به بررسی جنبش خرمدینان و اندیشههای آنان میپردازد و میگوید: 

« بهراستی نمیدانیم چهمقدارازاین اندیشههاهماکنون آشکاریا نهان درمیان تمامی یا بخشی ازاهلحق (یارسان) رواج دارد. ولی تردیدی ندارم که اگرهستههایی ازآیین خرم دینی درجهان باقیمانده باشد،جایگاه جغرافیایی  آن همین ناحیهی غرب ایران است ودر همان نواحی که اهلحق (یارسان) باشندگان آناند.» *

فرایند پیدایش و شکلگیری  دفاتر کلام یارسان، چند دوره را در بر میگیرد که از قرن دوم هجری شمسی با دورهی بهلول ماهی آغاز میشود و در قرن هشتم به سرانجام میرسد. پس از آن نیز دفاتر کلامی دیگری همچون « کهلام بایروک قوشچی اوغلو» ، «کهلام شیخ امیر»، و « دفاتر چهلتن»،  پدید آمده است که هر یک جایگاه و مقام خود دارند.

دیوانه گهوره ( دیوان کبیر) که آن را دفتر حقیقت نیز می خوانند، سراسرمحاکات و حدیث نفس است که طی سدههای هفتم و هشتم ه.ش پدید آمده است؛ زمینه و زمانهای که آن را « دورهی پردیور» نامیده اند. سولتان سحاک و هفتن یاران او، در دیوانه گهوره به زبان میآیند و از گذشته و حال و آیندهی دنیای خود و جهان دیگری می گویند.روایت است که پیر موسی کاتب کلام هفتن بوده. قلم زرین پیر موسی بارها در دیوانه گَوره یادآوری شده است.

«  دهفاترحقیقت»  به روایت یارسان، ساحت همنشینی (synchrony ) تاریخها و روایتهای گوناگون در زمانی (  ( Diachronic است . ساختار آنها به گونهای است که دورههای پیدایش آیین یاری را نه با صورت خطی و در زمانی که همچون رخدادهایی همزمان با تجلی و تجسد هفت فریشتگان ازلی میبینیم؛ آشکارهگی همزمان کهلام و سّرِ مگو / راز ناگفتنی. چنانکه مثلا دورههای بهلول ( قرن دوم. ه.ش)  و شاخوشین( قرن چهارم ه.ش)  با دورهی هفتن و هفتوانه ( قرن هشتم ه .ش ) همنشین شدهاند اگر چه زبان و شیوههای بیانی و سبکی آنها گاه متفاوت است و تفاوت اوزان و هجابندی این متون در  اجرای مقامهای موسیقیایی تنبور نیز دیده می شود. مثلا قیاس دستگاه شاه خوشینی و دستگاه  باباناووسی(قرون چهارم و ششم ه.ش )  با  دستگاه شیخ امیری ( قرن یازدهم ه.ش ) میتواند راهگشای نشانگری این همگنی/ ناهمگنیها باشد.در دهفترهای یارسان با چندگونگی لحنها و لهجهها و گویشهای زبان کوردی ، فارسی ، ترکی،  لکی و لری روبهرو می شویم اما این متونعمدتا به  گویش گورانی- هورامی، است که زادگاه تاریخی  دفاتر کلام است و آیین یارسان در این زبان رخ  داده است. چنانکه باباهندو ، از یاران دوره سولتان سهاک، در پی شنیدن آوای حقیقت به سمت پردیوَر میآید و میگوید؛ چون به پردیور رسیدم زبانم به سخن گفتن هورامی گشوده شد.یکی از فصلهای مهم دیوانه گوره ، شامل کهلام عابدین جاف است که به گویش اردلانی نوشته شده است. همین طور پیشگوییهای ایل بیگی جاف ( سده ی نهم. ه.ش)  نیز به گویش اردلانی- سورانی است. دورهی کلامی زلال زلال در دیوانه گهوره با کلام دوگویانهی بابایادگار و شاابراهیم آغاز میشود، و اشارهوار و نشانهبار میگذرد. بابا یادگار و شاابراهیم، دو برادر باطنی و ازلی  هم هستند.

یادگار می گوید:

ئهو کوی سهرئهندیل  ئهو کوی سهرئهندیل

یادگارنان ئهو کوی سهرئهندیل

ترجمه: بنگر به به جایگه سراندیل

من یادگار شما هستم از جایگه سراندیل.

...

زَلال زَلال در واقع شرح گفتوگوی رازآمیز و پر از اشاره و ارجاع این دو برادر باطنی است. نشانگری اسطورهی هابیل و قابیل است در ساختاری دیگر،  و مادیت بخشیدن بهایده است.  گردش این دو تن در صورتها و جامههای گوناگون از راه همین گفتوگو یادآوری میشود.

ابراهیم مهرموو:

کاکام یادگار دوون سیاوهش

نه پشت مهرکهوبرشی نه ئاتهش

برادرم از دوون ( صیرورت) سیاوش است

که بر  پشت اسب از آتش گذش.

این هر دو هم در جامهی بشری ظاهر شدهاند و هم در شمایل شخصیتهای اساطیری و قصوی همچون سیاوش و توس به زبان آمده اند.

یادگار مهرهموو:

زهلال زولمهت زهلال زولمهت

یادگارنان زهلال زولمهت

ئببراهیم مهرهموو:

زهلال گهوههر زهلال گهوههر

ئبراهیمهنان زهلال گهوههر

دیوانه گوره، کهلام نابیانگری و بیرون رفتن از چرخهی دلالتی هستی/ نیستی است؛نشانگری فضایی استعاری در برابر واقعیت صلب تاریخ است. در بند زَلال زَلال ما شاهد گفتوگوی بابایادگار و شاابراهیم هستیم . آنچه بر زبان این دو تن آمده اغلب اشارتی به «گذشته» و متون دیگر است. این بند از دیوانه گوره را باید همچون پیوستار اسطوره و تاریخ در ایران به شمار آورد؛ از دورهی ازل به نامهی باستان فردوسی و از آنجا به دورهی پردیور.در واقع سیاست این متون، خاموشی در برابر هیاهوی متافیزیکی کلام بیرون از خود بوده است؛ تقریر دُر در برابر کلمه.

*قلندریه درتاریخ،دگردیسیهایی کایدئولوژی،محمدرضاشفیعی کدکنی،ص۶۰

 

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly