یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

نوشته شده توسط اسباط دسته: مطالب
نمایش از 01 شهریور 1398 بازدید: 191

صرفاً جهت اطلاع ...

منتشره در سایت: اسباط | پایگاه تخصصی جریان شناسی

 

یکي از جريانات شريعت‌گريز، در برخي از کشورهاي اسلامي، از جمله در ايران، جريان اهل حق است. پيروان‌ اين جريان را در ايران، «اهل حق» و «علي‌اللهى» مي‌نامند. أهلِ حَقّ یا یارسایان عنوان پیروان طریقتی مذهبی ـ عرفانی است با آداب و متون مذهبی خاص خود و دارای بعضی اعتقادات که در مواردی با اسلام مطابقت ندارد. این آیین که در میان طوایف کُرد، لُر و تُرک‌زبان پیروان بسیار دارد، در بستری اسلامی رشد کرده و در عین حال، به سبب غلو در حق حضرت علی (ع) با سایر فرق غالی شیعه قرابت دارد، اما با این همه، بعضی از مبادی آن را می‌توان در اعتقادات و سنت‌های فکری و فرهنگ عامه مردمان ساکن غرب ایران جست‌وجو کرد و رگه‌هایی از اعتقادات ایرانی پیش از اسلام را نیز در آن یافت.

 

اختلاف در عقايد و آداب و رسوم

در کتاب‌هاي ملل و نحل و کتاب‌هاي مربوط به فرقه‌شناسي، تا‌ اين اواخر نامي ‌از فرقه اهل حق مشاهده نمي‌شود. از سوي ديگر چون پيروان اين فرقه، عقايد خود را سرّ مگو مي‌دانستند و از بيان آن طفره مي‌رفتند، اطلاعات مستند و جامعي از عقايد و آداب و رسوم آنان در دست نيست. تا چند سال قبل، حتي اکثر پيروان اين فرقه نيز اطلاع درستي از عقايد خود نداشتند. به همين جهت بين خاندان‌هاي مختلف اهل حق، اختلافات زيادي در عقايد و آداب و رسوم وجود دارد.

 

دسته‌بندي جديد اهل حق

اهل حق ايران، تا چند سال پيش همگي خود را شيعه مي‌دانستند، اما در سال‌هاي اخير دو دسته شده‌اند. يک دسته کساني که مانند گذشته، خود را شيعه دوازده امامى و از سلاسل عرفاى شريعت محمدى و تابع احكام قرآن مي‌دانند. اين دسته از ‌اين‌که آنان را علي اللهي بخوانند، ناراحت مي‌شوند.

دسته ديگر، کساني‌که مذهب اهل حق را آيينى مستقل مي‌دانند و لذا خود را مسلمان نمي‌دانند. اين دسته معتقدند افرادى كه در جامه اهل حق به دنيا مى‌آيند، اهل حق‌اند و شريعت و طريقت و معرفت را در جامه‌هاى قبلى گذرانده‌اند و در اين جامه (جسم) ديگر ملزم به اجراى فرايض شرعى نيستند. از ديدگاه اين دسته، تا روز حشر، به جز راه و رسم يارى، گرويدن به هر مذهب و مسلك ديگري، محكوم و مردود است. اهل حق تابع دستورات «سرانجام پِردى وَرى» است.

قادر طهماسبي در جزوه «بيان‌الحق» مي‌گويد:

يك فرد اهل حق با داشتن شارب و سه روز روزه و به جا نياوردن سنت قرآن و در عين حال كه تابع دستورات سرانجامى است، اگر ادعاى مسلمانى كند، استغفراللّه كفر گفته است.

دسته‌ اول از اهل حق، مسلمان هستند، اما دسته دوم خود دو دسته‌اند: يک دسته آيين خود را مستقل مي‌دانند اما اظهار نمي‌کنند که مسلمان نيستند ولي گروهي افراطي در اين فرقه پيدا شده‌اند که رسماً اعلام مي‌کنند:

هيچ باورمند يارساني و سرسپرده دين ياري، نه‌تنها شيعه، بلکه اصلا مسلمان نيست. يارساني براي خود، ديني کاملا جدا و مستقل از ديگر اديان دارد و داراي رفتار و کردار و عبادت مخصوص به خود است. يارساني نماز نمي‌خواند، سي روز روزه نمي‌گيرد و به بهشت و جهنم شما و شريعت شما و خرافات شما (قصاص، صيغه، چندهمسري، عزاداري، جمکران و الي آخر) هيچ اهميتي نمي‌دهد. پس هرگونه در مورد يارسانيان با افکار مريض و پليدتان فکر مي‌کنيد، مختاريد که فکر کنيد. مهم ‌اينست افکار پليد شما در نزد ما کاملا بي‌ارزش و پوچ است. يارسانيان صلح‌جو و با‌ايمان هستند. اعتقاد به بهشت و جهنم ندارند، اعتقاد به انسان خدايي يا ذات خدايي دارند. مسأله دونادون (زندگي پس از مرگ در کالبدي ديگر تا نهايتا هزار و يک مرتبه) را باور دارند. به مرگ اعتقادي ندارند. سبيلشان مهر (دست نخورده) است.

در سال ۱۳۹۳ در برخي رسانه‌هاي خارجي نامه‌اي از گروهي به نام «مجمع مشورتي فعالان مدني يارسان»، خطاب به رهبر معظم انقلاب منتشر شد که در آن درخواست شده بود، براي رفع‌ اين تبعيض‌ها، آن‌ها بايد به عنوان يک اقليت مذهبي به رسميت شناخته شوند.

اين نامه، نشانه دعوي استقلال در مذهب، از سوي اهل حق است. با ‌اين‌که ایشان تا به حال به عنوان مسلمان شناخته شده، از تمام حقوق شهروندي برخوردار بوده و هيچ مشکلي نيز به لحاظ سياسي نداشته‌اند – البته ارتکاب برخي اعمال، مثل تجاهر به مشروب‌خواري از هر کسي ممنوع است و با آن برخورد خواهد شد- اما نويسندگان اين نامه، غفلت کرده‌اند که مذهب رسمی‌ ايران تشيع اثني‌عشري است و تمام قوانين و مقررات آن بر اساس فقه شيعه تنظيم شده و مي‌شود. در فقه شيعه و بلکه در فقه اسلام، تنها پيروان سه دين آسماني به عنوان اقليت مذهبي به رسميت شناخته شده‌اند؛ يعني پيروان دين زرتشت، يهوديت و مسيحيت و غير از ‌اين‌ها، دين آسماني ديگري وجود ندارد، تا پيروان آن به رسميت شناخته شوند. لذا اگر اهل حق مدعي مذهبي غير از اسلام باشند، با مشکلات عديده‌اي مواجه خواهند شد.

 

شيطان در نظر اهل حق

بر اساس برخى منابع اهل حق، ملك طاووس (نام شيطان، نزد يارسان گوران و كرند) مأمور كيفر دادن و آفرينش ناپاكى و پليدى براى كسانى است كه از دستور حق اعراض كنند. در ميان اهل حق دو نوع نگاه به شيطان وجود دارد:

– دسته اول اهل حق، شيطان را مرتكب عصيان و تكبر و سركشى از دستور خداوند مى‌دانند، اما در عين حال، به دليل اين كه سبّ مصنوع و مخلوق در حكم سبّ صانع و خالق است، سبّ شخص شيطان را جايز نمى‌دانند و تنها سبّ افعال زشت او را مجاز مى‌شمارند.

– دسته دوم اهل حق، ملك طاووس (شيطان) را از فرشتگان و خاصّان حق مى‌دانند و معتقدند مخالفت وى با خلقت آدم و حوّا، مشيّت پروردگار بوده كه در ظاهر وي را رانده، ولى در باطن مورد لطف حق بوده و مى‌باشد. اين دسته را شيطان‌پرست مي‌گويند.

 

شريعت‌گريزي اهل حق

دليل‌اين‌که اهل حق را شريعت‌گريز قلمداد کرديم، بدين جهت است که آنان اگر خود را مسلمان هم بدانند، به شريعت اسلام ملتزم نيستند. به گفته خودشان:

براي يارسان، ذات مولي علي(ع) مهم است، نه اين‌که او نماز خوانده يا سي روز روزه گرفته و… و‌ اين‌طور نيست که همه موظف به انجام آن هستيم… در بين يارسانيان دست دادن بين زن و مرد و حتي بوسيدن دست همديگر به صورت متقابل (دست مشتاق)، هيچ‌گونه اشکالي ندارد و اين نشان‌دهنده فرهنگ مدرن و پوياي يارسان است که زن را در پستوي خانه‌ها پنهان نکرده است.

جايز دانستن روابط بين زن و مرد نا محرم، تجويز نوعي بي‌بندوباري است و بعيد نيست که يکي از اصلي‌ترين انگيزه‌هاي ‌ايجاد اين مذهب، همين مسأله بوده باشد.

 

ويژگي‌هاي اهل حق

پيروان اهل حق، حداقل در مناطق غرب کشور که بنده مدت‌ها با آنان حشر و نشر داشته‌ام، داراي چند ويژگي هستند که برخي مثبت و برخي منفي مي‌باشند:

 

ضعف فرهنگي

عموم پيروان اين فرقه، انسان‌هاي ناآگاه و کم‌اطلاعي هستند که حتي نسبت به مذهب و مرام خود اطلاع دقيقي ندارند. البته امروزه برخي مطالب را تقليدوار حفظ کرده و بر زبان مي‌آورند، اما قدرت تبيين و تحليل آن را ندارند. لذا اکثر آنان، قابل هدايت هستند و اگر تا به حال تغيير مذهب نداده‌اند، اين ضعف دستگاه‌ها و نهادهايي است که مسئوليت فرهنگي و ديني جامعه را برعهده دارند.

 

تقيد به برخي از صفات انساني

اهل حق ايران گرچه نوعاً خود را ملتزم به شريعت اسلام نمي‌دانند، ولي انسان‌هاي شروري نبوده و نيستند، به همين جهت تا به حال بين آنان و شيعيان و ديگر مسلمانان روابط خوبي برقرار بوده است. هم‌چنين کساني‌که با آنان رابطه داشته باشند، بر مهمان‌نوازي و صفاي آنان اعتراف دارند.

 

علاقه به معنويت

اهل حق به معنويت بسيار علاقه دارند، اما صد افسوس که اين علاقه در راه صحيح به کار گرفته نمي‌شود، بلکه در جايي به کار گرفته مي‌شود که معنويتي اصيل و واقعي نيست. نمونه‌اي از اين علاقه را مي‌توان در مراسمي مشاهده کرد که براي تجليل از برخي رهبران آن‌ها برگزار مي‌شود؛ اگر کسي مراسم سالگرد خليل عالي‌نژاد را که هر ساله در ۲۷ اسفند، در صحنه بر مزار او برگزار مي‌شود، مشاهده کند، علاقه عجيب‌ اين مردم را مي‌بيند، اما اين همه اظهار علاقه در تجليل از يک «تنبور زن»، بسي جاي سؤال دارد که چنين کاري، چگونه مي‌تواند معنويت انسان را تأمين کند.‌ آيا هيچ دين و شريعت الهي را مي‌توان يافت که انسان را به شنيدن لهو و لعب و تجليل از سردمداران لهو و لعب تشويق نمايد؟!

 

علاقه به رهبران خود

يکي از ويژگي‌هاي مثبت اهل حق، علاقه به رهبران مذهبي خويش است، گرچه‌ اين عشق و علاقه نيز در مسيري درست به کار گرفته نشده است. نمونه‌اي از اين علاقه را مي‌توان در رفتار کارگراني ديد که همه ساله، چند روز از عمر خود را وقف سيد فرقه کرده و بدون مزد و مواجب، در روستاي گره‌بان هرسين به کار و تلاش براي سيد سام‌الدين مشعشعي مشغولند، در حالي‌که خود و همسر و فرزندانشان در بدترين وضع زندگي را مي‌گذرانند. تصور کنيد اگر اين عشق و علاقه، در مسير صحيح به کار گرفته شود، تا چه حد مي‌تواند بر انسان تأثيرگذار باشد.

 

حمايت از انقلاب

اهل حق مانند ديگر مردم ايران، در دوران پس از انقلاب اسلامي، همواره حامي‌ انقلاب بوده و هستند و لذا در ‌ايام جنگ، تحميلي شهداي زيادي را تقديم انقلاب نمودند.

 

سياسي شدن اهل حق

علي رغم وجود ويژگي‌هاي مذکور، برخي از افراد اين فرقه به فعاليت‌هاي خود رنگ و بوي سياسي داده‌اند و به دنبال‌ اين هستد که اهل حق را در برابر نظام قرار دهند. همين عده هستند که ادعاي استقلال مذهب دارند و به تبليغ آن روي آورده‌اند. متأسفانه برخي اقدامات جاهلانه يا مغرضانه نيز در زمينه‌سازي اين قضايا بي‌تأثير نبوده است. تراشيدن سبيل يک اهل حق در سال ۹۲ در همدان، توسط يکي از مأمورين زندان که منجر به خودسوزي يکي ديگر از افراد اين فرقه شد، نمونه‌اي از ‌اين‌گونه اقدامات است.

اين افراد که برخي از رهبرانشان نيز با آنان همراه شده‌اند، در سال‌هاي اخير در پي گسترش مذهب خود برآمده‌ و به شيوه‌هاي جديدي روي آورده‌اند که اشاره‌اي اجمالي به برخي از آن‌ها خالي از فائده نخواهد بود.

 

شيوه‌هاي تبليغي اهل حق

امروزه اهل حق به شيوه‌هاي جديدي از تبليغ روي آورده‌اند که مي‌تواند براي شيعيان خطرآفرين باشد. مهم‌ترين اين شيوه‌ها عبارت است از:

  1. فرستادن نذر و نياز براي خانواده‌هاي شيعه؛
  2. استفاده رهبران آنان از سحر و کارهاي خارق‌العاده؛
  3. حضور در فضاي مجازي؛
  4. ارائه محصولات فرهنگي، مانند اهداء عکس رهبران، چاپ و اهداء کتاب؛
  5. ساخت زيارتگاه‌ها و زائرسراهاي مجهز، به همراه غذاي رايگان؛
  6. استفاده از موسيقي در مراسم مذهبي.

وجود برخي امکانات در مناطق محل سکونت اهل حق نيز در مهيا کردن زمينه تبليغ، براي ايشان مؤثر بوده است، براي مثال، اهل حق در بسياري از مناطق خوش آب و هوا زيارتگاه دارند. در سال‌هاي اخير در اين زيارتگاه‌ها امکانات سکونت و پذيرايي از مهمان را فراهم کرده‌اند. از سوي ديگر بسياري از مردم ديگر مناطق، در‌ايام نوروز و يا اوقات فراغت، براي تفريح و گذراندن تعطيلات راهي اين مناطق و زيارتگاه‌ها شده و از امکانات و پذيرايي آن‌ها بهره‌مند مي‌شوند و اين زمينه جذب شدن و تحت تأثير قرار گرفتن آنان را فراهم مي‌کند.

ناگفته نماند که نا آگاهی عده‌ای از شیعیان به خصوص عده‌ای از جوانان از معارف شیعه، خود آسیب و زمینه‌ای جهت جذب شدن به این گونه فرقه‌های انحرافی است. من خود چندین مورد را در سال‌های اخیر مشاهده کرده‌ام که برخی جوانان ناآگاه جذب این گونه فرقه‌ها شده‌اند. مقصر اصلی هم در این گونه مسائل ارگان‌ها و سازمان‌های فرهنگی و آموزشی و رسانه‌ها، اعم از صدا و سیما و مطبوعات هستند و الا اگر آنها به وظائف خود عمل کرده بودند، نباید بعد از گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی که یکی از اصیل‌ترین انقلاب‌های فرهنگی بود، در کشور شاهد این گونه مسائل باشیم. اما چه کنیم که روحیه انقلابی و اسلامی در نهادهای مسئول کم‌رنگ شده و هر کس به فکر دنیای خویش است.

 

شريعت‌گريزي جديد

در سال‌هاي اخير نوعي شريعت‌گريزي جديد در بخش‌هايي از جامعه شيعيان‌ ايران به وجود آمده و متأسفانه روز به روز در حال رشد است.‌ اين جريان که تحت تأثير سرمايه‌داري غربي به وجود آمده، ذائقه‌ها را از دينِ شريعت‌مدار به دينِ معنويت‌مدار تغيير داده است. البته اين جريان منحصر به ايران نيست، بلکه در ديگر نقاط جهان اسلام نيز مشاهده مي‌شود.

اين‌که ديده مي‌شود، بسياري از مردم بين مسجد و مجالس لهو و لعب، بين عزاداري امام حسين(ع) و ماهواره، بين زيارت و بدحجابي و مانند آن جمع مي‌کنند. اين همان عمل‌گريزي و شريعت‌گريزي جديد و خطري جدّي براي دينداري مردم است. عده زيادي از مسلمانان در اين دوران، شريعت اسلامي را از متن زندگي روزمره يعني خواب و خوراک، پوشش و آرايش، لذت و فراغت و مصرف بيرون کرده‌اند. در چنين شرايطي، اگر تفکر و فرهنگ اسلامي نتواند خود را وارد‌ اين عرصه‌ها نمايد، در نبرد با فرهنگ سرمايه‌داري شکست خواهد خورد.

 

منبع: کتاب جریان‌شناسی احزاب و گروه‌های زاویه دار در ایران به قلم مصطفی اسکندری

 

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly