یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت دسته: زیگ آریایی
نمایش از 16 آذر 1391 بازدید: 2869

 

 

مركز تحقيق و نشر مكرياني

----------------------------------------------

نام كتاب: زيگ آريائي- كردي

(تقويم و چگونگي گاهشمار در كردستان)

پژوهش و نوشته : طيب طاهري

ترجمه به كردي با همين شناسنامه و شماره‌ي ثبت: هاوار بهمني

حروفچين و صفحه آرا : تيمور كاكه‌يي

طرح روي جلد: آرام مروتي

شماره اثر: 612

چاپخانه : روژهه‌لات

شمارگان: 1000

شماره‌ي مجوز چاپ اول : 910 سال 2010وزارت فرهنگ اقليم كردستان

چاپ دوم : 2012 ميلادي (2519 خورشيدي)

حق چاپ براي مؤلف محفوظ است.

---------------------------------------------------------------
تعداد صفحات: 327

«فهرست»

مقدمه

گاهشمار آريائي - كردي از ديرباز تاكنون

ستاره شناسي و محاسبه آن در گاهشمار كردي 

مبدأ گاهشمار

چگونگي محاسبه‌ي سال و آغاز آن

كبيسه و كبيسه گيري در گاهشماري خورشيدي (ضياءالدين ترابي)

پنجه (خمسه­ی مسترقه)

تقويم سال 2519 آريائي – كردي برابر با ­1391 خورشيدي

سرانجام دوره کیهان


مقدمه:

  اين كتاب مشتمل بر دو بخشِ مرتبط به هم مي باشد: ابتدا بحث گاهشمار و محاسبه‌ي سال آريائي-كردي است، كه تا حد ممكن سعي شده اين مبحث از ديرباز تا كنون مورد بررسي قرار بگيرد، و اسناد و قرائن تاريخي با محاسبات رياضي توضيح و تشريح شود، به نحوي كه خواننده پس از برقراري ارتباط با كتاب و فهميدن آن قادر مي گردد كه خود تاريخ را محاسبه و اندازه گيري نمايد.

   بخش بعدي كتاب در خصوص مسائل نجومي و تشريح سال بر اساس ستاره ها و صور فلكي نزد اقوام مختلف خاصه يارساني مي باشد، و در ضمن آن يك دوره‌ي كلامي به نام دوره‌ي «كيهان يا كهكشانها» نيز تشريح شده است. متأسفانه اين دوره‌ي كلامي هيچگاه به جهت اثبات غناي علمي و فرهنگي يارساني ارائه داده نشده و به خاطر ترس از عدم باورمندي،... يا خودخواهي سادات و متوليان امور فرهنگي يارسان و يا آبستن نشدن زمان از رشد و بالندگي فكري فاش نگرديده و مورد ارزيابي قرار نگرفته است. اين دوره‌ي كلامي افق تكنولوژي و پيشرفت بشري را مورد ارزيابي قرار مي دهد و علاوه بر ارائه‌ي مسائل اخلاقي و اشراقي ، داده هاي حيرت آور و بهت انگيزي را در خصوص نجوم در خود گنجانيده كه علم كنوني تا حدي به اين داده ها دسترسي پيدا كرده است.  

   زيگ با معرب زيج مبحثي است كه منجمان احوال و حركات افلاك و كواكب را از آن معلوم كنند، يا علمي است در اصول احكام علم نجوم و هيئت كه تقويم از آن استخراج كنند[1]. كه در هر منطقه بنا به شرايط آب و هوائي و چگونگي حائل شدن و يا تابيدن خورشيد بر آن نقطه سبب گرديده تا مردمان آن منطقه به جهت اداره و محاسبه‌ي ايام زندگي خود براي انجام امورات و كارهاي مشخص دچار مشكل و آشفتگي نگردند. پس به همين خاطر با رصد كردن خورشيد ، ماه و دنبال كردن زمان آغازين فصول و مبدأ قراردادی مبادرت به تهيه و تنظيم تقويم نموده­اند. اين تقويم‌ها به خورشيدي و مهي از ناحيه‌ي طول مدت سال متفاوت مي باشد. و به انواع مختلف از منظر مبدأ منقسم مي گردد. يعني افراد با در نظر داشتن واقعه اي مهم – يا تاريخي و يا ديني – بر اساس محاسبات نجومي كه منطبق بر بديهيات اين امر باشد دست به تنظيم تقويم مربوط به زمان و مكان خود زده. كه مي توان به تاريخ هجري شمسي ، هجري قمري ، ميلادي (ژولياني، گريگوري) ، اسكندري ، قبطي ، يزدگردي ، معتضدي ، ملكي (جلالي، سلطاني) ، خاني (غازاني) ، كردي ، گيلكي (دريايي) ، صبي ، بخت النصري ، ايلامي ، بابلي ، چيني ، رومي ، مادي ، اوستايي اشاره كرد. كه هر كدام از اين تقويم‌ها داراي يك مبدأ و نقطه‌ي آغازين سال هستند كه بر اساس آن مبدأ مي توان به لحظه و شروع سال و همچنين كبيسه بودن يا نبودن آن سال پي برد. در واقع اگر چنانچه مبدأ هر كدام از اين تقويم‌ها مشخص و معلوم نباشد پيدا كردن كبيسه يا لحظه‌ي تحويل سال غير ممكن مي باشد. و نيز نمي توان بدون محاسبه و تطبيق و تنظيم سال يا واقعه اي از سال را به عنوان مبدأ معرفي كرد، چراكه اگر با سير قهقرائي سال به سال و محاسبه‌ي ايام تا آن مبدأ پيش برويم و آنرا با تقويم مشخص و معلوم ديگري تطبيق دهيم مي بايست كه بدون كم و كاست به آن مبدأ برسيم. به عنوان مثال مبدأ تقويم هجري سال هجرت رسول اكرم از مكه به مدينه در روز دوشنبه است، که اگر تمام وقايع و اشارات تاريخي را از هجري به ميلادي محاسبه و برگردان كنيم هيچ اختلافي به وجود نخواهد آمد و بر عكس آن نيز صادق مي باشد. يا هجري شمسي و يا ميلادي و ... اما تقويم‌هاي ديگر هست كه به علت حوادث تاريخي همچون حمله‌ي اعراب و يا اهمال در رعايت كبيسه گيري و يا فراموش كردن سال مبدأ آن به دست فراموشي سپرده شده و ديگر نامي از آن برده نشده و يا اينكه مابين صاحب نظران اختلاف و جدل به خاطر به دست دادن حساب صحيح آن مي بوده و مي باشد. كه مي توان به تقويم مادي (كردي) ، يا تقويم يزدگردي اشاره كرد كه مابين منجمين و مستخرجين تقويم هميشه از ديرباز اختلاف نظر بوده و هيچگاه به نتيجه اي مقنع كننده نرسيده اند. چراكه هيچكدام از ايشان مبدأ سال و به تَبَع آن كبيسه‌ي سالها را ندانسته و صرفاً بر اساس حدسيات خود مبادرت به نوشتن و محاسبه نموده اند. يعني با مراجعه به كتب پايه همچون نوشته هاي ابوريحان بيروني ، خواجه نصيرالدين طوسي، خيام ، زيجهاي مختلف ... و متأخرترين آنها همچون احمد بيرشك، حسين تقي زاده ، زبيح بهروز ، دكتر ايرج ملك پور ، دكتر عباس رياضي كرماني ، رحيم رضازاده ملك ... به يك آشفتگي ناهماهنگي برخورد خواهيم كرد كه نتيجه‌ي آن سر درگمي و خستگي است. حتي ژئوفيزيك دانشگاه تهران كه استخراج كننده‌ي تقويم در ايران مي باشد از اين آشفتگي و اشتباهات مصون و مبرّا نيست.[2] و يا اينكه ارائه‌ي مبدأ 700 يا 708 قبل از ميلاد يعني روز تاجگذاري دياآكو اولين پادشاه مادي براي مبدأ تقويم كردي. كه اشتباه بودن اين مبدأ در متن كتاب كه اختلافي نه در حد روز بلكه در حد چندين سال شرح داده شده است.

   از بين تمام كتابها و اشخاصي كه سالهاي سال به جهت پيدا كردن مبدأ و گاهشمار كردي به آنها مراجعه كردم آقاي ضياء الدين ترابي كسي بود كه براي اولين بار در بخش نسخ خطي كتابخانه‌ي مجلس شوراي اسلامي ايران كه مشغول مطالعه‌ي نسخه‌ي خطي هيئت از خواجه نصيرالدين طوسي بود نظر مرا به خود جلب كرد. پس از راهنمائيهای ايشان و در اختيار قرار دادن كتاب خود به نام «زردشت و گاهشماري ايراني» به بسياري از اين آشفتگيها و سؤالات لاينحل جواب مستند و متقن ارائه داد. پس بر اين اساس بود که گاهشمار و تقويم كردي خود را كه سالهاي زيادي مرا به خود مشغول داشته بود تهيه و تنظيم نمودم. زيج كردي يا تقويم كردي را مي توان همان تقويم اوستائي جديد كه در متن كتاب توضيح داده شده است بدانيم. و از آنجائي كه زردشت يك كرد به حساب مي آيد و دقيقاً آنچه را كه محاسبه كرده با آب و هواي منطقه‌ي كردستان همخوان است، پس هيچ شكي در كردي بودن آن پيدا نخواهد شد. زردشت در 258 سال قبل از اسکندر مطابق با 569 پیش از میلاد و 1190 سال پیش از هجرت به دنیا می آید که در 62 سالگی مبدأ گاهشمار خود را بنیان می گذارد و می توان گفت تمام گاهشمارهای موجود بر اساس این رصد و مبدأ تنظیم و تدوین گردیده است. 507 قبل از میلاد يا 1128 سال قبل از هجرت مبدأ گاهشمار ایرانی مي باشد که اگر تمام وقایع تطبیقیِ در تاریخ را بر این اساس محاسبه کنیم به صحت و سلامت آن بدون یک روز اختلاف خواهیم رسید. کرد بودن زردشت که تحقیقاتِ مبنی بر این مهم در آینده ارائه داده خواهد شد اساس قرار داده می شود تا این مبدأ را به جهت گاهشمار کردی مورد محاسبه قرار دهیم. یعنی 507 قبل از میلاد، و از میلاد تا هجرت که 621 سال است، بعلاوۀ سال کنونی که 1390 خورشیدی مي باشد، خواهیم داشت 2518 کردی یا ایرانی و چون تاريخ كرد-ماد با تاريخ پارت- فارس يكي مي باشد پس آن را مبدأ خورشيدي- آريائي نامگذاري خواهيم كرد. البته این تقویم به علت حوادث تاریخی همچون هجوم اسکندر و حملۀ اعراب دستخوش تحریف و فراموشی می گردد. اما مورخين و منجمين آن را در كتابهاي خود در لابه­لاي متون مورد استفاده و محاسبه قرار مي داده اند، تا كه امروز اين مسئله‌ي مهم تاريخي به صورت مشخص زنده و احياء شده است. اما تقويم كردي به خاطر موقعيت جغرافيائي بر روي كره‌ي زمين- از شمال به جنوب- به دو ناحيه‌ي آب و هوائي شمالی و جنوبی يعني گرمسيري و سردسيري، و همچنين جامعه‌ي شباني و كشاورزي بودن كردستان(فريضه‌اي ديني) به دو تقويم تقسيم مي گردد. يكي از آن تقويم شباني يا كشاورزي- ديني كردي مي باشد و می توان گفت تقویم غیر رسمی کردستان محسوب خواهد شد، و ديگري تقويم سردسيري و مدنيِ كردي است. منتهي متأسفانه اين مهم در تاريخ گم مي گردد و ردي از آن به دست داده نمي شود و افراد منطقه هر كدام بنا به شرايط خاص مبادرت به استخراج تقويم محلي بدون در دست داشتن مبدأ مي نموده اند. به عنوان مثال كردهاي كشور عراق تقويم میلادی با اعمال کردن نام ماههای سریانی را لحاظ مي كنند. یعنی اختلاطی از سریانی- میلادی . کردهای ترکیه و سوريه نیز به همین شکل تابع تقویم حکومت مرکزی می باشند و تقویم کردهای ایرانی هم خورشیدی یعنی تقویم رسمی کشور ایران است.

به این شکل که اصولاً کردها از داشتن گاهشمار خاص خود محروم و بی نصیب هستند، هر چند که افرادی در چند سال اخیر بر روی گاهشمار کردی اهتمام ورزیده اند اما به راستی که می توان گفت هیچ کار اساسی بر روی این گاهشمار صورت نداده اند، و محققین فقط به تغییر نام ماههای گاهشمار خورشیدی پرداخته و آن را به نام ماههای کردی تبدیل کرده اند. همچون سالنامه ای که پرفسور وریا عمرامین در سالنامه کردستان نوشته اند که متأسفانه نه تنها بر رویۀ گاهشمار کردی نرفته اند بلکه از آن نیز فاصله گرفته و آن را به گاهشماری میلادی تبدیل نموده و بیشتر سعی داشته که گاهشمار مد نظر خود را با گاهشمار میلادی تعریف کنند. ایشان نوشته اند که برای آنکه سالنامۀ کردی دقیق محاسبه گردد و با صور فلکی نیز مطابق شود می بایست با سالنامۀ میلادی مطابق گردد و با نکات زیر نیز همخوانی پیدا کند: 1/1/ سالنامۀ کردی می بایست برابر گردد با 21/3/ سالنامۀ میلادی. 1/4/ سالنامۀ کردی می بایست برابر گردد با 22/6/ میلادی.1/7/ سالنامۀ کردی می بایست مطابق باشد با 22/9/ میلادی ... فارغ از بحث کبیسه که ایجاد اختلاف می کند، گاهشمار میلادی نسبت به گاهشمار خورشیدی ناقص است و کاملترین گاهشمار، گاهشمار خورشیدی می باشد. حال این سؤال پیش می آید کردهائي که در ازمنۀ دور تا به حال گاهشمار خورشیدی را محاسبه می کرده اند و هیچ­گاه از گاهشمار میلادی استفاده نکرده اند چرا باید گاهشمار دقیق خود را کنار بگذارند و به گاهشمار ناقص میلادی بپردازند. ایشان در جایی دیگر درحالی که گاهشمار کردان را خورشیدی معرفی می کند، شش ماه اول سال را 31 روزی و5 ماه دوم را 30 روزی و آخر ماه را 29 روزی دانسته ، بدون آنکه دلیل و چرایی آن را عنوان كند و فقط کپی آنچه که در ایران محاسبه می گردد را انعکاس داده اند، یعنی همان تقویم کنونی خورشیدی ایران ، با این تفاوت که نام ماهها را به کردی تغییر داده اند. و سایر تقویم‌ها و سالنماهائی که توسط افراد مختلف در کردستان نوشته شده است كه به همين منوال اقدام نموده اند. در واقع این گاهشمارها هیچ نشانی از باورهای دور مردمان کردستان و اصل گاهشماری این مرز و بوم را در خود انعكاس نداده است. و متأسفانه این موارد در تحقیقات اغلب محققینی که در خصوص گاهشمار کردی قلم زده‌اند نمود ندارد و جملگی بر یک رویه رفته‌اند. در حالی که گاهشمار کردی می بایست بر اساس همان گاهشمار سابقی که در کردستان رایج بوده محاسبه گردد، یعنی گاهشمار اوستایی کهن و نو.

برای به دست آوردن تقویمی جامع که بتوان از آن به عنوان تقویم رسمی کردستان نام برد می بایست به ازمنۀ دور و شرحی بر چگونگیِ محاسبات نجومی و گاهشماری در تاریخِ کردستان پرداخت تا بتوان تقويمي از هر لحاظ کامل ارائه داد. متأسفانه با توجه به نبود سند و نوشته هایی در مورد گذشته های دور به ویژه سده های آغازین هجری و عدم وجود کتب تاریخی که در این دوران نوشته شده و به حوادث این ادوار اشاره کرده نمی توان از طریق پژوهش در متون گذشته ردپایی از حوادث تاریخی به ویژه در باب آداب و رسوم کهن کردی- آریایی- در سده های آغازین هجری به دست آورد. از طرف دیگر آگاهی و دانش ما در مورد اوضاع تاریخی و اجتماعی ایران باستان تا پیش از کشف و خواندن کتیبه های باستانی ایرانی بازماندۀ دوران هخامنشیان- اشکانیان و ساسانیان محدود به نوشته ها و کتابهای تاریخی است که بعد از سدۀ چهارم هجری توسط دانشمندان و مورخان ایرانی نوشته شده است. با وجود این دانش و آگاهی، این نویسندگان نیز دربارۀ گذشته های دور بسیار اندک و گاه به صرف نقل قول شنیده ها و خبرها نوشته اند که در جای خود ضمن ارزش و اعتباری که دارند دقیق نیستند و اغلب به گونه ای با اشاره به برخی از حوادث مهم تاریخی بسنده کرده اند که همین اشارۀ مختصر و گذرا نیز برای ما بسیار گرانمایه و ارزشمند است. به همین دلیل برای رسیدن به حقیقت و واقعیتی در گذشته های دور یا نسبتاً دور- پیش از اسلام و سده های آغازین اسلامی- در کردستان و در صورت لزوم در مورد ایران، عراق ، ترکیه و سوریه (مناطق کردنشین) باید به کتابهای تاریخی مراجعه کرد و با دقت در آنها تلاش کرد تا راهی به سوی حقیقت موضوع پیدا کرد.کهن ترین منبع و کتاب تاریخی که از گاهشمار کردی صحبت به میان آورده «دیوان برزنجه» از متون یارسانی است که در اواخر نيمه‌ي اول قرن هفتم هجری در نواحی شهرزور نوشته شده است که پس از آن سردمدار یارسانی در قرون بعدي به جهت تعبیر و تأیید آن مطالبی را به آن افزوده که می تواند به جهت تکمیل و توضیح بحث مبنا قرار بگیرد. متون كهن يارساني ضمن ارائه‌ي مباحث مفصل ستاره شناسي و انعكاس نكات نغز و پر بار از شكافته شدن درّ يا «بيگ بنگ» تا مباحثي همچون حيات بر روي كرات و كهكشانهاي ديگر ما را در رسانيدن به علوم و مباحث رياضي و اخترفيزيك به جهت شناساندن تقويم و گاهشماري سالم و همچنين مسائل نجومي و كائناتي ياري مي رساند.

   به همين علت داده هاي قبلي كه در كتاب تاريخ و فلسفه‌ي سرانجام آمده بود[3] پايه قرار داده شد تا تحقيقات ديگر را به آن بيافزايم كه به شكلي كلي در اختيار دانش پژوهان قرار بگيرد. در این کتاب چگونگی محاسبۀ سال و همچنین تحویل و کبیسۀ آن را می توان بدون کمک گرفتن از تقویم استخراج شده از مؤسسات ژئوفیزیک فرا گرفت و این کمک خواهد کرد که اگر چنانچه دسترسی به تقویم رسمی نداشته باشیم بتوانیم اعیاد مذهبی خود را بدون اشتباه به جا آوریم.

   همچنين چگونگي به جا آوردن اعياد مذهبي(مرنو- قولتاس)نزد يارساني به شكلي آكادميك و علمي كه منطبق با كلامهاي يارساني نيز مي باشد باز نمايانده شده است. در كلامهاي يارساني از دو عيد مرنو و قولتاس صحبت به ميان آمده كه دو موقعيت متفاوت زماني از هم در طول سال را مشخص مي سازد و همين مسأله نيز بيانگر وجود دو تاريخ آغازين سال در نزد كردها خواهد بود. اين كلامها از دو چله‌ي گرمسيري و سردسيري نام مي برد كه آغاز چله‌ي گرمسيري با شواهد كلامي و مستندات تاريخي و نجومي با محاسبه‌ي پنجه‌ي دزديده در آخر سال 20 آبان مطابق 11 نوامبر ميلادي خواهد بود، و چله‌ي سردسيري نيز با همان ادله و محاسبات 25 آذر خورشيدي برابر با 16 دسامبر ميلادي است. كه با اين حساب روز آغازين تقويم ديني و غير رسمي يا شباني كردي 25 بهمن(دلو) خورشيدي برابر با 14 فوريه ميلادي است و روز آغازين تقويم رسمي و مدني كردي اول فروردين برابر با 21 مارس ميلادي . مسائل و مواردي كه به جهت اثبات اين تاريخها ارائه داده شده و در متن كتاب تشريح گرديده از اين قرار است:

1-      وجود شواهد و قرائن بازمانده در ميان قبايل كرد و گواهي آن در متون و كتابهاي كهن مبني بر روز آغازين سال از برج دلو(بهمن خورشيدي) در نزد كردان.

2-      محاسبه‌ي گاهشمار خراجي (تقويم كردي گرمسيري) در زمان متوكل عباسي كه محاسبه‌ي آن دقيقاً منطبق است بر آنچه كلام سرانجام از آن ياد مي كند. يعني آغاز سال كردي گرمسيري در 25 بهمن خورشيدي و به تبع آن آغاز چله در 20 آبان.

3-      محاسبه‌ي روز واقعه‌ي مرنو در زمان سلطان اسحاق كه باز به همان تاريخ يعني آغاز چله‌ي زمستاني گرمسيري در20 آبان مي رسيم.

4-      اشاره‌ي كلام به «كووه» و «سه‌رئاسو» كه با رصد كردن خوشه‌ي پروين در روزها و ماههاي مختلف مشخص مي گردد آنچه كلام سرانجام به آن اشاره داشته دقيقاً منطبق است بر علم به وسيله‌ي ابزارهاي دقيق رصد.

5-      اشاره‌ي كلام به «شوله» يا «نيش عقرب» كه باز بر اساس مبحث تقديم اعتدالين به همان 20 آبان مطرح شده مي رسيم .

6-      بررسي تقديم اعتدالين و محاسبه‌ي آن بر اساس كلامهاي يارساني، كه باز همان تاريخ 20 آبان گرمسيري را ارائه مي كند.

7-      نبرد اپوش (قلب­العقرب) و تيشتر (گلاويژ- سيروس) كه زمان آمدو رفت اين ستاره ها در كره‌ي آسمان از ديد ناظر زميني همان تاريخ ارائه داده شده‌اي است كه كلام سرانجام از آن ياد مي كند.

8-       محاسبه‌ي سال كامل كه 12 ماه سي روزي خواهد شد و اگر آن را 30 روز به 30 روز محاسبه كنيم و پنجه را در آخر ماه سال اعمال كنيم دقيقاً 20 عقرب (آبان) آغاز چله زمستان گرمسيري خواهد شد. يعني هماني كه تمام شواهد و قرائن كلامي-نجومي-رياضي و تاريخ گاهشماري بر آن مؤيد مي باشد. و اگر آن را چله به چله حساب كنيم باز هماني خواهد شد كه در نتيجه‌ي هر كدام از موارد و محاسبات بالا مطرح و به دست داده شد.

9-       در تقويم و گاهشمار كردي سردسيري نيز مي بايست سال را چله به چله محاسبه كرد، و پنجه نيز در آخر ماه سال اعمال شود. كه اگر به اين منوال محاسبه بشود دقيقاً ايام قولتاسي در چله‌ي هشتم از سال برگزار خواهد شد.

10-    يكي ديگر از مواردي كه كلام سرانجام به جهت تشخيص موعد ايام قولتاس به آن اشاره كرده است وجود دو چله‌ي بزرگ و كوچك است كه ايام قولتاسي مي بايست مابين اين دو چله واقع گردد. پس اگر اول فروردين آغاز سال باشد و ماهها سي روزه و پنجه در آخر ماه سال، پس 25 آذر خورشيدي ابتداي چله سردسيري خواهد شد و از 25 آذر تا 25 بهمن 60 روز مقرر شده‌ي چله‌ي بزرگ و كوچك است،كه ايام قولتاسي مي بايست در مابين اين دو چله برگزار شود.

از آنجائي كه سال و محاسبه‌ي آن نزد يارساني سال كامل و ثابت 2422/365 است، پس به جهت برگزاري اعياد از مبدأ آغاز چله محاسبه مي گردد و طبق كلام اولين دوازدهم ماه قمري كه از آن به عنوان «مانگ دليَ راس» يا «هه‌ر چه نه چلي » ياد مي كند روزه‌ي مرنو را مي بايست به جا آورد، و براي برگزاري جشن قولتاسي از 25 آذر كه آغاز چله‌ي سردسيري است محاسبه مي شود و طبق كلام كه مي فرمايد اين عيد مي بايست كه مابين دو چله‌ي بزرگ (40 روز) و چله‌ي كوچك (20 روز) قرار بگيرد، پس پانزدهم از ماهي كه نزديكترين موقعيتِ در بين اين دو چله را به دست مي دهد بايد كه جشن قولتاسي را به جا آورد.



1- لغت نامه دهخدا ، حرف « ز» .

2- اين اشتباهات را آقاي رحيم رضا زاده‌ي ملك در كتاب خود به نام زيج ملك توضيح و تشريح نموده اند.

3- تاريخ و فلسفه‌ي سرانجام ، ص 152 . عراق، اربيل، مركز نشر و تحقيق مكرياني.

 

 

 

 

ورود به سایت

ما 89 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.