یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت دسته: دایرةالمعارف
نمایش از 29 آذر 1391 بازدید: 4608

big art encyclopedia

 

 

«بنياد دانشنامه يا مجمع علمي يارسان»

 

 

تاريخچه‌ي دانشنامه نويسي :

 

دانشنامه‌ كه‌ معادل‌ فارسى‌ دائرة المعارف‌ عربى و اينسيكلوپدياي انگليسي (encyclopedia ) است‌، به‌مجموعه‌اي‌ اطلاق‌ مى‌شود كه‌ اطلاعاتى‌ جامع‌ و در عين‌ حال‌ فشرده‌ دربارةدانسته‌ها و يافته‌هايي‌ خاص در اختيار خوانندگان‌ مى‌گذارد. گردآوري‌ِ چنين‌مجموعه‌هايى‌ سابقه‌اي‌ بيش‌ از دو هزار سال‌ دارد ، برخى‌ ارسطو 84-22ق‌م‌ را پدر دانشنامه‌نويسى‌ مى‌دانند، زيرا درآثارش‌ به‌ دانشهاي‌ مختلف‌ روزگار خود پرداخته‌، و خلاصة يافته‌هاي‌ خويش‌ ودانسته‌هاي‌ دانشمندان‌ پيشين‌ را براي‌ آيندگان‌ به‌ يادگار نهاده‌ است‌. برخى‌نيز اسپئوسيپوس‌ 39 يا 38ق‌م‌ فيلسوف‌ يونانى‌ و شاگرد افلاطون‌ 27-47ق‌م‌ رانخستين‌ دانشنامه‌نويس‌ مى‌دانند كه‌ به‌ روايتى‌ گياهان‌ و جانوران‌ را طبقه‌بندي‌كرده‌ بود. در روم‌ باستان‌ نخستين‌بار شخصى‌ به‌ نام‌ ماركوس‌ ترنتيوس‌ وارو7-16 ق‌م‌ در كتابى‌ با نام‌ « نُه‌ كتاب‌ دانشها» - كه‌ متأسفانه‌ برجاي‌ نمانده‌است‌ - به‌ معرفى‌ علوم‌ِ نه گانة عصر خويش‌ پرداخت‌ كه‌ عبارت‌ بودند از حساب‌، دستورزبان‌، ديالكتيك‌ جدل‌، طب‌، معانى‌ و بيان‌، معماري‌، موسيقى‌، هندسه‌، و هيئت‌. اما مهم‌ترين‌ دانشنامة رومى‌ «تاريخ‌ طبيعى‌»، اثر پلينى‌ 3-9م‌ است‌. اين‌ مجموعةارزشمند كه‌ داراي‌ 7 كتاب‌ و 93 باب‌ است‌، به‌ موضوعاتى‌ چون‌ انسان‌شناسى‌،جانورشناسى‌، گياه‌شناسى‌، كانى‌شناسى‌، گيتى‌شناسى‌ و جز آنها مى‌پردازد. « ريشه‌شناسيها» عنوان‌ كتابى‌ است‌ كه‌ لقب‌ دانشنامة قرون‌ وسطى‌ به‌ آن‌داده‌ شده‌ است‌. نويسندة كتاب‌ اسقف‌ اسپانيايى‌ ايسيدُروس‌سويلى‌‌60 -36م‌ است‌و در آن‌ به‌ موضوعاتى‌ مانند باستان‌شناسى‌، جانورشناسى‌، دستور زبان‌،زمين‌شناسى‌ ،طب‌، و نيز به‌ معرفى‌ انواع‌ بازيها، ساختمانها، فنون‌ جنگى‌ وكشتيها پرداخته‌ است‌. اين‌ دانشنامه‌ موضوعى‌ است‌، اما در پايان‌ آن‌ فرهنگى‌ريشه‌شناختى‌ نيز به‌ ترتيب‌ الفبايى‌ وجود دارد.

 

از ديگر دانشنامه‌هاي‌ مهم‌ قرون‌وسطى‌ مى‌توان‌ به‌ «آيينة بزرگ‌» گردآوردة كشيشى‌ فرانسوي‌ به‌ نام‌ ونسان‌دوبووه‌ 244م‌/42ق‌ ، اشاره‌ كرد كه‌ در آن‌ علوم‌ رايج‌ در عصر مؤلف‌ و چكيدة آراءدانشمندان‌ يونانى‌، رومى‌ و عبرانى‌ زير عناوين‌ طبيعى خدا،آفرينش‌، انسان‌، و تاريخ‌ طبيعى‌، «آموزشى‌» زبان‌، اخلاق‌، هنرها، طب تاريخى‌، تاريخ‌ جهان‌ از آغاز آفرينش‌ آمده‌ و بعدها بخش‌ چهارمى‌ نيز باعنوان‌ «اخلاقى‌» توسط فردي‌ ناشناس‌ بدان‌ افزوده‌ شد. واژة اروپايى‌انسيكلوپدي‌ را نخستين‌بار نويسندة كروات‌ پاول‌ اسكاليچ‌ در 559م‌/66ق‌ براي‌عنوان‌ كتاب‌ خود برگزيد. اين‌ واژه‌ منشأ يونانى‌1 دارد و در اصل‌ به‌ معناي‌«آموزش‌ همگانى‌» بوده‌ است‌. سدة 8م‌/2ق‌ و عصر روشنگري‌ را بايد نقطة عطفى‌در علم‌ دانشنامه‌نويسى‌ دانست‌. از مهم‌ترين‌ دانشنامه‌هاي‌ اروپايى‌ كه‌ در اين‌دوره‌ پديد آمد، دانشنامة بريتانيكاست‌ كه‌ چاپ‌ نخست‌ آن‌ در ميان‌ سالهاي771-768‌م‌/182- 185ق‌ درصد جزوه‌ در ادينبورگ‌ اسكاتلند منتشر، و سپس‌ در مجلدصحافى‌ شد. اين‌ دانشنامه‌ تاكنون‌ بارها ويرايش‌ و تجديد چاپ‌ شده‌ است‌ و ازجامع‌ترين‌ و بزرگ‌ترين‌ دانشنامه‌هاي‌ انگليسى‌ زبان‌ به‌ شمار مى‌رود. در نيمةنخست‌ قرن‌ دهم‌ نيز در اتحاد جماهير شوروي‌ «دانشنامة بزرگ‌ شوروي‌» در بين‌سالهاي‌ 926-947م‌/ 305-326ش‌ در 4 جلد منتشر شد. ويراست‌ِ سوم‌ اين‌ اثر از 970 تا979 م‌/349 تا 358ش‌ در 0 جلد، و ترجمة انگليسى‌ آن‌ در 983م‌/ 362ش‌ در 2 جلد منتشرشد. در جهان‌ اسلام‌ شايد بتوان‌ نخستين‌ دانشنامه‌ را عيون‌ الأخبار ابومحمدعبدالله‌ بن‌ مسلم‌ ابن‌ قتيبة دينوري‌ 13-76ق‌/28 - 89م‌ دانست‌ كه‌كتاب‌ اين‌ عناوين‌ را دربردارد: كتاب‌ السلطان‌، كتاب‌ الحرب‌، كتاب‌ السؤدد، كتاب‌الطبائع‌ و الاخلاق‌ المذمومه‌، كتاب‌ العلم‌ و البيان‌، كتاب‌ الزهد، كتاب‌الاخوان‌، كتاب‌ الحوائج‌، كتاب‌ الطعام‌ و كتاب‌ النساء. دانشنامه‌نويسى‌ درايران‌ سابقه‌اي‌ بسيار طولانى‌ دارد. از جمله‌ آثاري‌ كه‌ مى‌توان‌ در اين‌ زمينه‌ياد كرد كتاب‌ دينكرد به‌ زبان‌ فارسى‌ ميانه‌ است‌ كه‌ به‌ حق‌ آن‌ را دانشنامةدين‌ زردشتى‌ نام‌ نهاده‌اند. اين‌ كتاب‌ برپاية اوستا و زند ترجمه‌ و تفسير اوستابه‌ زبان‌ فارسى‌ ميانه‌ به‌ نگارش‌ درآمده‌، و شامل‌ مطالب‌ متنوعى‌ - از اصول‌عقايد و الاهيات‌ زردشتى‌ تا اندرزهاي‌ دينى‌ و اساطير - است‌. نخستين‌دانشنامة علمى‌ ايران‌ را دانشمند بزرگ‌ ايرانى‌ ابونصر فارابى‌60-39ق‌/74 - 50م‌با عنوان‌ احصاءالعلوم‌ به‌ زبان‌ عربى‌ به‌ رشتة تحرير درآورد و در آن‌ به‌طبقه‌بندي‌ علوم‌ مختلف‌ پرداخت‌. بسياري‌ از آثار ابن‌ سينا 70- 28ق‌/80-037م‌ رانيز بايد در رديف‌ دانشنامه‌هاي‌ تخصصى‌ به‌ شمار آورد، همچون‌ دو اثر سترگ‌ او به‌زبان‌ عربى‌: الشفاء با بخشهايى‌ در الاهيات‌، رياضيات‌، طبيعيات‌، منطق‌، موسيقى‌و نفس‌ روان‌شناسى‌؛ و القانون‌ در طب‌. اما بى‌ترديد كهن‌ترين‌ دانشنامة مهم‌فارسى‌ مجموعة معروف‌ به‌ دانشنامة علايى‌ است‌. ابن‌ سينا بر آن‌ بودتا علوم‌مختلف‌ را در مجموعه‌اي‌ فارسى‌ فراهم‌ آورد، اما فقط موفق‌ به‌ نگارش‌ بخشهاي‌الاهيات‌، طبيعيات‌ و منطق‌ شد. پس‌ از وي‌ شاگردش‌ ابوعبيد جوزجانى‌ با ترجمة آثارعربى‌ او بخشهاي‌ رياضيات‌، موسيقى‌، هندسه‌ و هيئت‌ را نيز فراهم‌ آورد و نام‌دانشنامه‌ را براي‌ آن‌ مجموعه‌ برگزيد. در واقع‌، تا آنجا كه‌ مى‌دانيم‌، نام‌دانشنامه‌ نخستين‌بار بر اين‌ مجموعه‌ نهاده‌ شده‌ است.

 

پس‌ از دانشنامةعلايى‌ دانشنامه‌هاي‌ مهم‌ ديگري‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ تأليف‌ شد كه‌ برخى‌ ازمهم‌ترين‌ آنها عبارت‌اند از التفهيم‌لاوائل‌ صناعة التنجيم‌، از ابوريحان‌ بيرونى ، ذخيرة خوارزمشاهى‌، از اسماعيل‌ جرجانى‌ ،جوامع‌ العلوم از شعيا بن‌ فريغون‌ تأليف‌: ميان‌ سالهاي‌ 27-44ق‌/39- 55م‌؛مفاتيح‌العلوم‌، از ابوعبدالله‌ محمد خوارزمى‌ ؛ نزهت‌نامة علايى‌، ازشهمردان‌ بن‌ ابى‌ الخير تأليف‌: ميان‌ سالهاي‌ 88- 13ق‌/095-119م‌؛ جامع‌العلوم‌،از فخرالدين‌ محمد رازي‌ 43 -06ق‌/148-209م‌؛ نوادر التبادر لتحفة البهادر، ازشمس‌الدين‌ محمد بن‌ ايوب‌ دُنَيسِري‌ تأليف‌: 82ق‌/ 283م‌؛ نفائس‌ الفنون‌ فى‌عرائس‌ العيون‌، از شمس‌الدين‌ محمد بن‌ محمود آملى‌ تأليف‌: ح‌ 40ق‌/339م‌؛ درةالتاج‌ لغرة الدباج‌، از قطب‌الدين‌ محمود شيرازي‌ قرن‌ ق‌/4م‌؛ نزهة القلوب‌، ازحمدالله‌ مستوفى‌ تأليف‌: 40ق‌؛ و مدائن‌ العلوم‌، از محمدجعفر استرآبادي‌ در دورةقاجاريه‌. دانشنامه‌هايى‌ نيز به‌ زبان‌ فارسى‌ در هند فراهم‌ آمده‌ است‌، مانندشجرة دانش‌، از نظام‌الدين‌ احمد گيلانى‌ تأليف‌: پيش‌ از 059ق‌/649م‌؛ و مطلع‌العلوم‌ و مجمع‌ الفنون‌، از واجدعلى‌خان‌ تأليف‌: 261ق‌/ 845م‌. به‌ علاوه‌، دودانشنامة مهم‌ فارسى‌ ديگر نيز در خارج‌ از ايران‌ فراهم‌ آمده‌ است‌ كه‌ عبارت‌انداز آريانا دائرة المعارف‌، چاپ‌ كابل‌؛ و «دائرة المعارف‌ تاجيكى‌ شوروي‌» به‌فارسى‌ تاجيكى‌ و به‌ خط سيريلى‌، چاپ‌ آكادمى‌ علوم‌ تاجيكستان‌. نخستين‌كتاب‌ با عنوان‌ دائرة المعارف‌ را در لبنان‌ بطرس‌ بستانى‌ و پسرانش‌ ميان‌سالهاي‌ 293- 318ق‌/876-900م‌ تا ج‌ 1، مدخل‌ «عثمانية» منتشر كردند. چاپ‌ دوم‌ آن‌را محمد فريد وجدي‌ در مصر 923- 925م‌ فراهم‌ آورد و چاپ‌ سوم‌ آن‌ را فؤاد افرام‌بستانى‌ در 956م‌ در بيروت‌ آغاز كرد. واژة دائرة المعارف‌ در واقع‌ به‌ تقليد ازاين‌ آثار به‌ زبان‌ فارسى‌ وارد شده‌ است‌. برخى‌ از مهم‌ترين‌ دانشنامه‌ها، يابه‌ عبارت‌ ديگر دائرة المعارفهايى‌ كه‌ در پى‌ اين‌ آثار در ايران‌ منتشر شد،عبارت‌اند از دائرة المعارف‌ اسلامية ايران‌ و همگى‌ معارف‌ شيعة اثنا عشريه‌،تأليف‌ عبدالعزيز جواهر كلام‌، كه‌ فقط جزوة آن‌ از الف‌ تا الحجة البالغه‌ درفاصلة سالهاي‌ 336-339ش‌ منتشر شد؛ دائرة المعارف‌ تشيع‌ از 366ش‌؛ لغت‌نامة دهخدا،كه‌ در واقع‌ بهتر است‌ آن‌ را فرهنگى‌ دائرة المعارفى‌ بناميم‌ 325- 358ش‌؛ دائرةالمعارف فارسى‌ 345-374ش‌؛ دانشنامة ايران‌ و اسلام‌، كه‌ از 354 تا 357ش‌، جزوةآن‌ منتشر شد و پس‌ از انقلاب‌ هم‌ جزوه‌هاي‌ آن‌ انتشار يافت‌؛ دائرة المعارف‌بزرگ‌ اسلامى‌ از 367 ش‌ و ترجمة عربى‌ آن‌ با عنوان‌ دائرة المعارف‌الاسلاميةالكبري‌ از 370 ش‌؛ و دانشنامة جهان‌ اسلام‌ از 369ش‌. نخستین و قدیم‌ترین دانشنامة گونه‌ای که در خارج از ایران و دربارۀ تاریخ و فرهنگ ایران باستان، فراهم آمده، فرهنگ ایران‌باستان است ایندانشنامه را فردریک اشپیگل در سال‌های میان 1878-1871 تهیه کرده است و موضوعات مربوط به تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران از کهن‌ترین زمان تا پایان دوره ساسانی را شاملمی‌شود. دایرة‌المعارف ‌نویسی به سبک و شیوه نوین در ایران با نوشتن دایرة‌المعارففارسی، زیرنظر غلامحسین مصاحب در 1333 شمسی شروع شد. مقالات این دایرة‌المعارفترجمه و تألیف است. ترجمه‌ها، مقالاتی هستند که از دایرة‌المعارف یک جلدی وایکینگ،از نشریات دانشگاه کلمبیا، ترجمه شده‌اند مقالات تألیفی نیز همه به قلم گروهی از دانشمندان سرشناس ایرانی نوشته شده‌اند. نخستین جلد این اثر در 1345 شمسی و جلد دومآنکه بیشتر مقالاتش، به‌ویژه مقالات مربوط به ایران تألیفی هستند در دو بخش، بخشنخست در 1356 و بخش دوم در 1374 چاپ شدند. احسان یارشاطر در 1348 شمسی طرحی برایترجمه دایرة‌المعارف اسلامی به زبان عربی ریخت اما چون افزون بر کم و کاستی‌هایمحتوای مقالات آن، جامعه و فرهنگ ایران کمتر مورد نظر نویسندگان مقالات قرار گرفتهبود، آن را کنار نهادند و طرحی دیگر برای نوشتن دایرة‌المعارفی به نام دانشنامهایران و اسلام تهیه کردند که دربرگیرنده مقالاتی جامع درباره ایران بود. از ایندانشنامه 11 مجلد تا پایان مدخل‌های حرف «الف» به زبان فارسی و زیرنظر احسانیارشاطر منتشر شد. نخستین مجلد این دانشنامه شامل مدخل‌های حرف «آ» در 1354شمسی ومجلد یازدهم آن در 1370 درآمد.

 

با عزیمت یارشاطر به آمریکا، نشر دانشنامه متوقف شد. در آمریکا، او تألیف دانشنامه را با طرحی تازه و به زبان انگلیسی با عنوان ایرانیکاآغاز کرد. در ایران نیز اثر نیمه کاره دانشنامه ایران و اسلام در بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی با عنوان دانشنامه جهان اسلامی پی گرفته شد. در این دانشنامه،تألیف مقالات را با مدخل‌های حرف «ب» آغاز کردند و تاکنون 15 مجلد آن چاپ و منتشرشده است. دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی نيز در سال 1362 به همت و عزم و اراده استوارآقای کاظم موسوی بجنوردی، نهادی غیردولتی و غیرانتفاعی به نام مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی برای اهدافی بزرگ و عالی و به قصد دایرة‌المعارف نویسی عمومی و تخصصی در حوزه‌های گوناگون علمی ـ فرهنگی بنیانگذاری شد. پس از بنیان‌گیری مرکز، آقایبجنوردی، سرپرست علمی و سرویراستار مرکز، با روشن‌بینی و قدرت اجراییفوق‌العاده خود در جذب نیروهای علمی توانست گروهی بزرگ از زبده‌ترین اندیش‌ورزان واصحاب قلم در رشته‌های علمی ـ فرهنگی ایران و جهان اسلام را با هر نوع گرایش و ذوقو سلیقه برای تحقق بخشیدن به این کار سترگ ایرانی جذب کند و در مرکز گرد هم بنشاندو با بهره‌گیری از توان علمی و قلمی آنان در عرصه‌ای دور از سیطره اندیشه و عملتنگناساز نظام دولت و در فضایی آرام و علمی و خردورزانه موتور محرک دایرة‌المعارف نویسی ایرانی ـ اسلامی را به گردش درآورد. این اثر که تاکنون 18 مجلد آن تا پایانحرف «ج» درآمده با هزاران صفحه مطلب، مرجعی است که می‌تواند در رشد بنیادی دانش‌ها،معارف انسانی و شناساندن و ترویج دانش‌های بومی در ایران نقشی مؤثر ایفا کند.

 

از دانشنامه‌هايى‌ كه‌مخاطبان‌ آنها كودكان‌ و نوجوانان‌ هستند نيز، مى‌توان‌ به‌ فرهنگنامة كودكان‌ ونوجوانان‌ اشاره‌ كرد كه‌ انتشار آن‌ از 371ش‌ آغاز شده‌ است‌.دانشنامه‌هاي‌قديم‌، برخلاف‌ دانشنامه‌هاي‌ كنونى‌ كه‌ منابع‌ مرجع‌ به‌ شمار مى‌روند، در حكم‌كتابهاي‌ درسى‌ بودند و براي‌ مطالعة دائم‌ مورداستفاده‌ قرار مى‌گرفتند. از سوي‌ديگر، همة دانشنامه‌هاي‌ قديم‌ موضوعى‌ بودند و پيدايى‌ دانشنامه‌هاي‌ الفبايى پديده‌اي‌ نسبتاً جديد است‌. دانشنامه‌هاي‌ كنونى‌ را مى‌توان‌ به‌ دو دستة كلى‌ِعمومى‌ و تخصصى‌ تقسيم‌ كرد. دانشنامه‌هاي‌ تخصصى‌ خاص‌ يك‌ منطقة جغرافيايى‌، يك‌كشور، يك‌ نژاد، يك‌ دين‌، يك‌ دورة زمانى‌ يا يك‌ شاخة علمى‌ است‌. دانشنامه‌هاي‌كنونى‌ در واقع‌ مجموعه‌اي‌ از مقالات‌ جداگانه‌ در موضوعات‌ مختلف‌اند كه‌متخصصان‌ِ هر موضوع‌ به‌ نگارش‌ درآورده‌اند. هر مقاله‌ علاوه‌ بر اطلاعات‌ تاريخى‌و بيان‌ پيشينة موضوع‌، اطلاعات‌ جديد و پيشرفتهاي‌ كنونى‌ را نيز در بر مى‌گيرد. شيوة نگارش‌ دانشنامه‌ها و ميزان‌ ورود به‌ جزئيات‌ با توجه‌ به‌ سن‌ يا ميزان‌تحصيلات‌ مخاطبان‌ِ آنها متفاوت‌ است‌. حجم‌ دانشنامه‌ها نيز متغير است‌ و مى‌توانداز يك‌ جلد تا دهها جلد - و در مواردي‌ حتى‌ بيش‌ از صد جلد - باشد. دردانشنامه‌هاي‌ امروزي‌ براي‌ راهنمايى‌ بيشترِ خوانندگان‌ از ابزارهاي‌ كمكى‌ مانندنمايه‌هاي‌ الفبايى‌ و موضوعى‌، فهرست‌ مآخذ، ارجاعات‌ درون‌ متن‌، فهرست‌ منابع‌براي‌ مطالعة بيشتر، جدولها، نمودارها، نقشه‌ها و تصويرها نيز استفاده‌ مى‌شود.

 

تأثير و روند كار دائرة المعارف :

 

بدون شك کار به این عظمت، تأثیرات مثبت وعمیقی در جنبه‌های مختلف فرهنگی دارد كه به چند نمونه از آنها اشارهمی‌شود. افق‌هایجدیدی برای تحقیقات مربوط به علوم انسانی باز مي شود که نتایج آن را در رساله‌های فوق لیسانس و دکتری دانشگاه‌ها بیشتر از جاهای دیگر خواهيم ديد كه به تبع آن سلامت برخورد را در سطح جامعه شاهد مي شويم. شیوة تحقیق بر اساس آخرين متد دایرة‌المعارف نويسي هم تأثیر دوم است، چرا که این شیوه با برگزیده‌ترین وقابل قبول‌ترین شیوه‌های تحقیق بین‌المللی انطباق دارد که تاکنون سابقه چندانی نداشته است. این روش تأثیر خود رابه‌خصوص در این سه دهه اخیر در شیوه ارجاع، دقت در استخراج مطلب، تحلیل براساسداده‌ها و بعضی از سبک‌های فنی و پژوهشی در همه مکتوبات اعم از کتاب، رساله، تحقیق،تألیف و تصنیف به خوبی نشان داده است. با توجه به اينكه جامعة سنتي ما يك جامعة بسته و غير فعال در زمينه هاي فرهنگي بوده هيچگاه از خود نويسنده اي كه بتواند حقيقت مطالب را انعكاس بدهد نداشته و اگر هم بوده دست نوشته هايي پراكنده درون خانواده اي و خانداني ارائه داده است و با توجه به دانش كم و گستردگي مفاهيم پيش رو و همچنين شيوه هاي تحقيقي كه در دهه هاي اخير از اروپا وارد ايران شده، ناگزير مي بايست اين متد را در اختيار گرفته و بر اساس آن اين گستردگي را در قالبي قابل فهم ارائه كرد. قبل از اين دهه آنچه كه ما به عنوان شرح و تاريخ در دست داريم نوشته هائي غير بومي متعلق به مستشرقين و نويسندگان غير مي بوده كه علي رقم انعكاس مطالبي اشتباه اما با شيوه و اسلوبي تحقيقي به ما مي آموزاند و ما را مجاب خواهد كرد تا قبل از اينكه منابع بيشتري به اين اشتباهات اضافه نشده دست به قلم شويم و هم اشتباهات گذشته را اصلاح كنيم و هم آنچه كه تا به حال استخراج نشده را در دستور كار قرار دهيم.

 

تا پیش از این، مهم‌ترین منبع قابل ارائه دربارة فرهنگ يارساني كتابهائي چند مربوط به نويسندگان داخلي و مستشرقيني بود كه در اين خصوص مطلب ارائه مي دادند كه ضمن احترام به كار اين بزرگواران مي توان گفت كه كار خود يارساني ديگر جای آنها را گرفته است. زیرا وسعت نگاهی که در مطالب يك يارساني وجود دارد، در بسیاری از مطالب اين كتابها وجود­ ندارد. دومین برتری کار نويسندة يارساني نگاه فراگیری است که به اصطلاحات كلامي دارد، نويسندة غيريارساني در نوشتن مطالب خود كه مربوط به يارساني مي‌بوده بيشتر به دنیای اهلتشيع و غلات و ساير مذاهب تناسخي و ايران باستان توجه داشته است، در حالي كه نگاه يارساني از درون به حقيقت خود يارساني است. نويسندة يارساني به خاطر معناگرايي و تعمق در اين كلامها حساسیت خاصی به ذکر اصطلاحات کلامی، فلسفی، هنری، ادبیِ اين فرهنگ دارد و به تبع آن در اين سالهاي اخير مقالات و مطالب قابل توجهي نيز ارائه داده است و اين خود سبب شده تا بينش افراد نيز از آن فضاي بسته و محدود بيرون آيد و در جهت تحقق آرمانها و فهم مسائل كوشيده شود و البته براي رشد و بالندگيِ بيشتر مي بايست كه صاحبان خرد و اربابان قلم بدون در نظر گرفتن سلايق شخصي و خواستهاي فردي به اين جرگه بپيوندند تا كه كار به پيش برود. حضور اساتيد و پژوهشگران بستگی به شرایطي دارد كه علاقه و دلسوزيِ آنها رقم مي زند، چرا که شما می‌بینید که مثلاً دایرة‌المعارف اسلام یا حتی دانشنامه‌های ایرانیکا و بریتانیکا، دارای محققانی پراکنده در سراسر دنیا هستند و حتی ساختمانجداگانه‌ای برای کتابخانه هم ندارند. اما در ایران به‌سبب وضعیت فرهنگی و اجتماعیخاص حاکم بر آن، شرایط ویژه‌ای برقرار است و این به چند دلیل است. اولاً اعتبارمراکز ایران‌شناسی اروپا به اندازه‌ای است که اگر سرویراستار دانشنامه‌ای بخواهدمقاله‌ای سفارش دهد، به راحتی و به سرعت آماده می‌شود. ثانیاً کتابخانه‌هایایران‌شناسی و اسلام‌شناسی اروپا عموماً نیرومندند و حداقل تا یک دهه پیش ازبودجه‌های خوبی هم برخوردار بودند. گذشته از این، ارتباطات کتابخانه‌ای آنجا بهقدری منظم است که اگر محقق درخواست کتابی کند، به سرعت برایش فراهم می‌آید اما مادر ایران چنین امکاناتی را به این صورت که گفته شد نداريم و ناچاریم برای آنکهزودتر به منابع تحقیق دسترسی پیدا کنیم، کتابخانه قابل توجهی را تشکیل دهیم. ولیمتأسفانه هنوز هم در کشور ما اگر محقق به کتاب یا رساله‌ای نیاز داشته باشد کهیافتن آن در کشور مشکل یا غیرممکن باشد، تقریباً محال است که بتوان آن را از خارجاز کشور تأمین کرد. و اين در حاليست كه دائرة المعارف بزرگ اسلامي براي تشكيل پوشه با توجه به آنچه كه گفته شد و كم و كاستي هائي نسبت به مراكز اروپايي دارد باز نسبت به آنچه كه يارساني در قدم اول قصد انجام كار دارد به مراتب بهتر است، چراكه تاريخ اسلام نزديك به پانزده قرن است كه منبع دارد و در هر دوره و عصري به اين منابع اضافه شده است. به عنوان مثال اگر قرار باشد كه در خصوص يك مدخل مثلاً امام حسين(ع) مطلبي نوشته شود پوشه ها و منابعي كه مي توان از آن مطلب استخراج كرد بسيار خواهد بود و اين در حاليست كه در يارساني هيچ منبعي موجود نيست و حتي اصلي ترين منبع يعني خود كلامهاي يارساني نيز هنوز به دست نيافتاده و باز اگر اين منابع از صندوقچه هاي در بستة سنتي يارسان استخراج گردد ما فقط به آن منبع مي توانيم اشاره كنيم و ديگر هيچ اطلاعاتي سواي آنچه كه به عنوان بيان ديدگاه اعتقادي در آن كلام به آن پرداخته شده نمي توان به آن اضافه كرد.پس اسلوب كار براي ما قدري سنتي تر خواهد بود و ديگر از آن فضائي كه مي بايست مؤلفه‌هاي دائرة المعارف نويسي در آن حاكم باشد خبري نيست. البته نه اينكه اين اسلوب رعايت نگردد بلكه جملگيِ اعضاء مي بايست با صداقت و بدون لحاظ كردن احساسات در تهية پوشه ها و جمع آوري منابع بكوشند. اما روند كلي كار به اينگونه است:

 

فهرست مدخل ها­ توسط اعضای بخش پژوهش و تحقيق با مراجعه به منابع(اسناد مكتوب و اسناد روائي) استخراج و برای ویرایش و اظهار نظر به گروه مشاورين و استادان راهنما ارسال می‌شود. سپس هر یک از اعضاء فهرست مدخلها را بررسی می‌کنند و پس از حذف و اضافه و تهذیب و تأیید به بخش گزینش عناوین باز می‌گردانند. این عناوین پس از تأیید­ سرویراستار در فهرست مدخل ها قرار گرفته و برای هر یک پرونده ای علمی تشکیل می‌شود. یعنی پژوهشگران با مراجعه به اهم منابع، به ضبط و تصویربرداری از مطالب مربوطه می‌پردازند. پرونده‌هایی که به این طریق تشکیل می‌شود، به تفکیک موضوع، به بخشهای علمی ارسال می‌گردد. مدیران بخشها براساس شناخت خود این مدخلها و پرونده‌هایعلمی را جهت تألیف مقاله به محققان داخل و خارج از مرکز سفارش می‌دهند. فایدهپرونده علمی این است که در وقت مؤلف صرفه جویی بسیار شده است و به این جهت میتوان حتی به مؤلفین خارج از حوزة فعاليتنیز سفارش مقاله داد و از طیف گسترده تری از محققین استفاده نمود. پس از تألیف،ارجاعات مقاله به منابع استفاده شده، توسط پژوهشگران مستقل بخش کنترل، مورد مقابلهقرار می‌گیرد. سپس در صورت وجود اشتباهات، گزارش آن برای اصلاح، به نویسندهبازگردانده می‌شود. پس از بازبینی مقاله توسط نویسنده، مدیر بخش و ویراستاران بهویرایش علمی مقاله می‌پردازند و در نهایت مقاله در بخش ویرایش و چاپ، از لحاظ فنی و اصول دانشنامه‌ نویسی مورد بررسی مجدد و ویرایش نهایی قرار گرفته و آماده چاپمی‌گردد. مدخل هایی که برای دائرةالمعارف يارساني پیش‌بینی می‌شود، کلیۀ زمینه‌های خرد و کلان مربوط به اين فرهنگ مي باشد، همچون : كلامهاي يارسان (قبل از پرديور، پرديور، بعد از پرديور)، مشاهير يارسان، تاریخ سیاسی و اجتماعی، جغرافیای تاریخی و انسانی،خاندانها و نسب، فلسفه و عرفان،زبان وادبیات ، هنر و معماری ، مردم‌شناسی، موسيقي و نیز جنبه‌های فرهنگ بومی و محلی. این تنوع در موضوعات و مدخلهای دائرة المعارف از یک سوامتیاز آن را بر دانشنامه‌های مشابه که به برخی از موضوعات همچون مشاهير پرداخته نشان می‌دهد و از سوی دیگر کوششهای گسترده‌تر و عمیق‌تری را برای دستیابی به نکات و جزئیات مهمی از این فرهنگ غني که مورد غفلت قرار گرفته استرا طلب می‌کند. لذا اصحاب دائرة المعارف در تألیف و تحقیق، تکیه بر منابع اصیل و معتبر و کهنی را که از بطن و متن اين فرهنگ برخواسته، اساسکار خویش قرار مي‌دهند و البته این بدان معنی نیست که در این مهم از منابع جدیدترو تحقیقات امروزی غفلت مي‌ورزند، بلکه می‌کوشند تا عناصر مختلف تاریخ سیاسی و اجتماعیو علمی و ادبی و هنری را بی‌طرفانه و با نگاهی علمی و نه سنتي از منابع اصلی استخراجنموده و در قالب مقالات منسجم ارائه کنند. به این دلیل مدخل ها و موضوعاتی در ایندائرة المعارف مطرح شده که برای اولین بار مورد تحقیق دقیق قرار می‌گیرند.مجمع علمی متشکل از سر ویراستاری، بخشهای علمی، کتابخانه و بخشپرونده‌ها، بخش بررسی و گزینش و بخش ویرایش و چاپ است.

 

در مقاله‌هاي‌ تأليف‌ شده‌ نام‌ مؤلف‌ يامؤلفان‌ در پايان‌ مقاله‌ ذكر مي گردد و براي‌ آسانى‌ استفاده‌، در مقالات‌كوتاه‌ از ذكر ارجاعات‌ در داخل‌ متن‌ خودداري‌ مي‌شود‌، و شمارة صفحه‌ يا صفحات‌مورداستفاده‌ از هر منبع‌ در بخش‌ مربوط به‌ مآخذ مقاله‌ پس‌ از نام‌ هر مأخذ مي‌آيداست‌.

 

دائرة المعارف يارسان:

 

براي تشكيل و انجام اين مهم نيازمند يك گروه متخصص است تحت نام مجمع علمي. اين مجمع يك جم ياري است كه بر اساس شرط و اقرار بنيادين حقيقت پي ريزي شده است. يك تشكل علمي – فرهنگي – ديني كه امورات مربوط به يارساني را به شيوه اي آكادميك بر اساس كتاب ديني سرانجام و ساير كلامهاي يارساني لحاظ مي كند. ساختار آن ياراني واجد شرايط و وفادار به پيمان ياري تشكيل داده تا وفق دستورالعمل و شرح وظايفي كه انعكاس داده شده اداي تكليف كنند. مرکز دائرة المعارف مؤسسه‌ای علمی ـ پژوهشی استکه براي اولين بار به منظور تدوین و انتشار دانش‌های عمومی و تخصصی، كلامها در ابعاد مختلف يارساني بنیاد نهاده شده است. برای تحقق این هدف، پی‌ریزیِ سازمان علمیِ منسجمی برخوردار از توانائیهای بالا،ضروری می‌نمايد. بدین سبب با دعوت از برجسته‌ ترین محققان يارساني، آنها را به همکاری فرا خوانده تا هستة اولیة این مجمع علمی، با بررسی شیوه‌های دانشنامه نگاری،به تبیین راههای وصول به اهداف و اجرای طرحی علمی به عنوان­ نخستین گام، تألیف دائرة المعارف را در دستور کار خود قرار ‌دهد. اگرچه در آغاز، دشواریهای زيادي از جمله عدم داشتن ابزارهای تحقیق، منابع ، كلامها ، سنتي بودن جامعه ، عدم همكاري توسط عده اي انحصار طلب،نداشتن کتابخانه‌ای غنی مشتمل بر اصیل‌ ترین و معتبرترینمنابع تاریخي وجود دارد. اما به تدریج به موازات تشکیل وتوسعه کتابخانه، مجمع علمی با دعوت از محققان شناخته شده و نیزپژوهشگران جوان گسترش مي يابد.و اين مهم محق نخواهد شد مگر اينكه جملگي افراد چه از استادان و مشاورين راهنما و چه از پژوهشگران هر آنچه را كه به عنوان منبع و يا دست نوشته كه مربوط به يارساني است را به جهت ارائه مد نظر قرار بدهند تا ديگر كار پوشه سازي و فراهم آوردن مطلب به جهت ارائه به مدخل نويس فقط به عهدة مركز و اجرائيات نباشد و ما با اتكا به مطالب و موارد از قبل فراهم شدة خود اقدام به نوشتن مدخلهاي واگذار شده كنيم.

 

البته مركز دايرة المعارف يارساني تاکنون بیش از چندصد نسخه خطي و چندصد جلد کتاب و نشریه ادواری در کلیۀ زمینه‌ها در کتابخانه‌ي این مرکز گرد آورده و این کتابخانه را به بزرگ ‌ترینکتابخانه تخصصی يارساني تبدیل نموده است.

 

ضرورت ايجاد و تشكيل :

 

در اين هزاره كه بشر سعي در كشف ناشناخته هائي دارد كه روزي جزء تخيلات وي بوده، و نيز پرواز به سيارات ديگر را در دستور كار خود قرار داده، بسيار زننده و ثقيل خواهد بود جامعه اي كه درگير ابتدائي ترين مسائل اعتقادي فرهنگي خود باشد. با توجه به گسترش علم و سطح آگاهي بشري، و ارزيابي جامعه اي همچون جامعة يارساني، به اختلاف‌هايي مي رسيم كه نگران كننده و تأسف بار است. چراكه جامعة علمي جهاني بر سر داده هاي علمي و پيشرفتة روز در كنش و مباحثه هستند و جامعة كنوني يارساني درگير ذهنيات سنتي خود. اين موضوع بسيار تأسف بارتر خواهد بود كه سرانجام يا كلامهاي يارساني از مباحث بسيار غني علمي صحبت به ميان آورده كه علم كنوني بشر تازه به مواردي از آن دسترسي پيدا كرده است و يارساني امروز از آن بي بهره مي باشد.

 

   حال سؤال اينجا مطرح مي گردد كه چرا يارساني با توجه به غناي كتب و كلامهاي در دسترس خود از هر حيث اينگونه دچار فقر علمي – فرهنگي – اجتماعي شده است و به نسبت ارزشهاي داده شدة علميِ اين كلامها مردم يارساني جزء فقيرترين جوامع جهاني به حساب مي آيد. اين سؤال از چند منظر مي بايست مورد بررسي قرار بگيرد: 1- غناي فرهنگي – علمي- اشراقي متون كلامي. اين مهم سبب گرديده تا سردمدار يارساني هيچگاه به خود نبيند كه از اشراق بالاي مفاهيم كلامي چيزي بگويد همين مسئله سبب گرديده تا يارساني رفته رفته به موارد جزئي بينش خود عادت كنند و هيچگاه به بيشتر از آنچه در ذهن دارد فكر نكند و فاقد بسته لازمه در عرصة بيان آشكار در ميان مردمان يارساني بوده و به دليل عدم افشاي راز به خود سانسوري كشيده شده است. 2- در پيگرد و در تنگنا بودن مردم يارساني به خاطر فشارهاي اعتقادي و تفتيش عقايدي كه از جانب مذهب حاكم شكل گرفته تا سبب ساز گردد كه يارساني هيچگاه به موجوديت خود نپردازد و به آنچه كه دارد نينديشد. 3- ايجاد رعب و وحشت و به وجود آوردن دستهاي تفرقه افكن توسط عوامل حكومتي و تزريق تفكراتي كه رفته رفته يارساني را در ورطة استحاله و فرا فكني از دين خود قرار داده است. 4- ضعف و ناتواني سردمدار و متولي امور فرهنگي يارساني در حفظ آرامش درون قومي و ايجاد وحدت و كاركرد مثبت فرهنگي.

 

حال به جهت ساماندهي و ارتقاء سطح علمي و وحدت يارساني و نيز به خاطر حجم گستردة كارها مي بايست كه تمام افراد صاحب نفوذ و آگاه به دوره هاي كلامي و دانش ياري در انتقال آن به سطح كل يارسان را در قالب يك جمع فرا خواند تا براي تمام آنچه كه بر عليه آرمانها و گفته هاي كلام سرانجام است چاره اي انديشه بشود و مقابله اي گردد. اين جمع همان جمعي است كه تمام مشكلات در آن مي بايست كه حل شود و ضرورت ايجاد آن يكي از ركنهاي اساسي دين پرديوري مي باشد كه بر همگان مشخص و مبرهن است كه هيچ شكي بر موجوديت آن نبايد به وجود آيد، چرا كه اساس دين سلطان اسحاقي جمع مي باشد. لازم به ذكر است كه مجمع جز كلام سرانجام و مباحث كلامي مبحث ديگري را در خود عنوان نمي كند. مجمع و ساير يارسانيان نه تنها با هيچ بينش و سيستم فكري سر عناد ندارد بلكه در صورت رعايت مؤلفه­هاي انسانمدار آنها را نيز از خود مي داند. اين مجمع در پي ايجاد تفكر و حركت غير انساني، تحزب گرايي، ايجاد شبكه و يا هر تعريفي ديگر نيست و تمام تلاش خود را در جهت بهبود به روابط انساني و ارزشهاي اخلاقي به كار مي گيرد.

 

هدف از دائرة المعارف يارسان :

 

جمع آوري كلامها، اسناد، اطلاعات و دسته بندي آنها و تعريف مشخص و متقن هر كدام از مباحث مطرح شده بر اساس منابع كلامي و اسناد موجود. اين مهم خود باعث مي گردد تا :

1-        اختلافات و تشدد آرا در ميان يارساني به حداقل برسد.

2-        در جهت اتحاد و همبستگي يارساني اقدام شود.

3-        تشكيل جم براي حل مشكلات شكل مي گيرد.

4-        زمينه هاي مختلف مطالعه ، تحقيق و پژوهش براي اهل تحقيق فراهم مي گردد.

5-        ايجاد بستري علمي براي اهل رشد با در اختيار قرار دادن منابع و راهنمائي هاي لازم.

6-       و در نهايت ارائة دايرة المعارفي كه نشان از سطح علمي و شعور يك قوم دارد.

 

ياران :

 

مجمع علمي يارسان بر اساس توانايي افراد، به سه گروه تقسيم مي گردد:

1-        گروه مشاورين و استادان راهنما (متشكل از متخصصين و نمايندة خاندانها)

2-        گروه تحقيق و پژوهش

3-        گروه ويراستاري،آرشيو ، دفتر هماهنگي و بررسي

 

شرايط جمع نشيني:

 

1-       معتقد بودن در راه شرط و اقرار پرديوري.

2-       التزام به موازين و دستورات سرانجام و ياري.

3-       داشتن حداقل ليسانس و يا ارائة اثري هنري، پژوهشيِ شاخص با حداقل داشتن مدرك ديپلم.

4-       عدم وابستگي شخص به سيستمهاي راديكالِ وابسته به حكومت مركزي هر كشور.

5-       عدم وابستگي به ارگان ، حزب و يا هر تشكل سياسي.

6-       برگزاري مراسم بيعت در حضور اعضاء مبني بر عدم خطا نسبت به مجمع و سرانجام.

7-       پذيرفتن يارانِ مجمع به عنوان برادر و با هم بودن تا نهايت.

8-       داشتن صداقت و رعايت اخلاق يا هرآنچه سرانجام از انسانيت تعريف نموده است.

9-      عدم خاندان گرايي و نداشتن تعصبات عشيره اي.

10-      مطيع بودن در برابر رأي جمعِ حقيقي و حقيقت.

( تبصره: بنياد دايرة المعارف يارسان به جهت پيشبرد بهتر كار مي تواند از افراد متخصص غير يارساني اما دوست دعوت همكاري به عمل آورد.)

 

چگونگي كاركرد :

 

ابتداي به امر تمام توان به كار گرفته مي شود تا منابع و نسخ كلامي، اسناد و مدارك ، اطلاعات و آگاهي‌هاي موجود جمع آوري شود.

اين اسناد و كلامها پس از آنكه در مجمع از ديد ناظران، مطرح و بررسي شد در دستور كار به جهت ارائه قرار خواهد گرفت كه شامل : بيوگرافي مشاهير و نام آوران ، جغرافيا، تاريخ ، فلسفه ، بيبليوگرافي (نسخ خطي ، كتابها، مقاله‌ها‌...)، شرح واژه‌هاي اعتقادي ،... مي باشد. شيوة كار در مجمع به اين شكل مي باشد:

 

1-      ارائة مطالب و نظريه‌ها احساسي نباشد و از اعمال نظر شخصي مي بايست خودداري كرد.

2-      از تعصبات خانداني و درون قبيله‌اي پرهيز شود تا ارائة مطالب در راستاي خواست فردي و خانداني قرار نگيرد.

3-     مطالب ، نظريه‌ها و آراء مبتني بر شرح ديالكتيكِ منابع كلامي باشد و از سنتگرايي‌هاي بي اساس پرهيز گردد.

4-      ارائة مقاله‌ها و مطالب مستند با ذكر سند باشد.

5-      در مطالب تخصصي از پراكنده گوئي پرهيز شود و استناد به منابع مستند در دستور كار باشد.

6-      مقالات تك موضوعي باشد و حتي المقدور از پرداختن به موضوعات ديگر خودداري گردد.

7-      سطح علمي مقالات تا حدودي ساده و قابل استفاده براي عامه باشد.

8-     مبناي رأي واستناد به مفاهيم و موارد انعكاسي بايد كلامهاي يارساني باشد كه اولويت اول سرانجام و سپس ساير كلامها است.

9-       تمام اعضاء و نمايندگان خاندانها در صورت ارائة مطلب صريح كلامي با تشريح ديالكتيك آن در صورت رأي گيري تابع رأي اكثريت خواهند بود.و در صورت قبول مي بايست كه در سطح خاندان ومريدان تعميم داده شود.

10-      اختلاف نظر و تفاسير به رأي تحت هيچ شرايطي نمي بايست باعث انشقاق در ميان افراد و خاندانها گردد.

 

 

 

 

 

 

منابع :

دائرة المعارف بزرگ اسلامي

مقاله هاي ارائه داده شده توسط اعضاء مجمع

ويراستاري از مقاله هاي نگارنده و گفتگوي جلسات

 

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.