یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت دسته: دایرةالمعارف
نمایش از 27 آذر 1395 بازدید: 1315

farakhan95

 

 

جهت دریافت PDF فراخوان کلیک کنید 

 

 

« اول و آخر یار»

 

«کلام­های يارسان »

کلام :

تبلور حق و حقیقت در کلمه را کلام گویند. و چون یارسان به فلسفه­ ی وحدت­ الوجود قائل است در نتیجه گفته ­ی هر بزرگ مردی با هردین و مذهب و نژادی که حقیقت را در واژه انعکاس داده باشد را کلام حق می­داند. قرآن را کلام حق می­داند، انجیل و تورات را کلام معرفی می­کند... سرانجام و گفته­ ی سایر بزرگان و اکابری که سرانجام را تشریح کرده ­اند را کلام می­داند؛ و با اینکه هر سخن حقی را کلام می­داند لکن در عین حال نسبیتِ آن­را هم نادیده نمی­گیرد. در واقع انجیل کلام حق است، اما در ظرف زمان و مکان و متناسب با ظرف وجودی... گفته­ ی درویش نوروز، شیخ امیر ... را کلام می­داند اما با لحاظ کردن نسبیت. در کل آنچه که برای یک یارسانی ملاک و محک است «سرانجام» می­باشد که گفته­ ی اکمل حق و حقیقت می­باشد و دستورات آن احکام لازم الأجرا در مناسباتِ اعتقادی ایشان است. بر اساس مؤلفه­ های حاکم بر باورهای اعتقادیِ یارسان تنها اشعاری در حکم کلام قرار می­گیرد که شاعر گواهی ذاتی خود را به زبان جاری کرده باشد، و یا اینکه فرد صاحب ذات دیگری که خود دارای گواهی می­باشد نسبت به ذات وی گواهی صادر کرده باشد، در آن صورت گفته­ ی آن شخص کلام محسوب خواهد شد، وگرنه فرموده­ ی هر کسی که با زبان گفتاریِ کلام مبادرت به نوشتن سخن حق کرده باشد و این گواهی را در پی نداشته باشد از دیدگاه یاری کلام محسوب نخواهد شد. همانند اشعاری که فرموده­ ی متولیان امور فرهنگی یارسان است اما کلام نیست.

این کلام­ها با گویش گوران انعکاس پیدا کرده که به هورامی نیز موسوم است. ادبیات رسمی و مهذب کردستان بوده و تمام بزرگان و متشخصین کرد با آن تکلم می­کرده ­اند، و بر اساس اسناد موجود زبان رسمی کردستان بوده است. از این رو تمام دواوین شعری گذشته با این گویش سروده شده است. البته کلام­های سورانی، لری و فارسی هم موجود است که بسیار ناچیز می­باشد.

بزرگان یارسان از قرن دوم هجری قمری- بالأخص سلطان اسحاق برزنجه­ ای- از مجاهدین عرصه­ ی فرهنگ و ادبیات کردی بوده که می­توان ایشان را بر اساس واقعیات موجود پاسداران مؤثر و مجاهدِ این عرصه دانست، که خدمات و تدابیر ایشان به جهت حفظ و اشاعه­ ی زبان و فرهنگ کردی معلوم و مشخص و غیر قابل انکار است. سلطان اسحاق با تأسیس یک دارالفنون به جهت آموزش زبان و فرهنگ کردی، و با مقدس شمردن این زبان نه تنها تمام کرد زبان­ها را تشویق بر تحکیم اصالت خود می­کرده بلکه تمام غیر کردهایی که به منطقه می­آمده را در مدرسه ­ی زبان کردی به فراگیری این زبان هدایت و ترغیب می­نموده، به گونه­ ای که این افراد تحت تأثیر فضای موجود حتی زبان مادری خود را فراموش می­کرده و با زبان کردی و کلامی به صحبت می­پرداخته­ اند.

 

 

 

تاریخ کتابت کلام:

بر اساس اسناد كلامي در عصر پردیور سلطان اسحاق گردهمائیهائی را برگزار می­کرده که در آن یاران به جهت مسأله­ای با هم بحث و گفتگو می­کرده ­اند؛ پیرموسی به عنوان دفتردار و کاتب، مطالب عنوان شده را - که به شکل منولوگی بوده- در دفتر ثبت مینموده و بزرگانی که این مطالب و کلام­ها را بیان می­کرده ­اند، در طول سالیان متمادی به سایر یاران انعکاس و شرح می­داده­ اند تا آن­ها نیز این کلام­ها را از بَر کنند. در نتیجه در همان عصر پردیور، پیروان آیین یاری کلام­ها را سینه به سینه و به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال می­دادهاند. لازم به ذکر است که از دفتر پیرموسی -که این کلام­ها در آن ثبت و ضبط شده است- هیچ اطلاعی در دست نیست؛ البته به خاطر اسراری که در این کتاب هست، بعید مینماید تا زمان نامعلوم کسی بتواند آن را ملاحظه کند.

امّا کلام­های یارسان که خود نیز از لحاظ عنوان کردنِ مطالب خاص درجهبندی میشوند، تا زمان پایان عصر دوم پردیور هم­چنان شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا می­کند، و یارسانیان به خاطر عشقی که به دین و آیین خود داشته­ اند، اهتمام زیادی به فراگیری و حفظ این کلام­ها ورزیده ­اند. زماني از ریش سفیدي شنيدم که میگفت: «نقل است جدم در حین شخم زدن زمین که کلام را زیر لب زمزمه میکرده به بیتی میرسد که واژهای از آن را شک داشته که صحیح تلفظ کرده یا نه، پس به خاطر همان شک زمین و گاو و کار را رها میکند و فرسنگها فاصله را طی میکند تا به نزد پیر و معلم خود برود و صحت واژه را مطمئن گردد».

علی ­ای­ حال کلام­های یارسان تا قرن دهم به شکل شفاهی بوده، امّا از آن زمان به بعد است كه این کلام­ها مکتوب میشود. اغلب نسخههای نوشته شده در اين سال­ها فاقد نام و شناسنامهي كاتب است؛ علّت آن نیز تواضع و فروتنی کاتب نسبت به عظمت كلام بوده است. امّا از قرن دهم به بعد، کلام­نویس نام خود را در ترقیمه­ ی نسخه مرقوم می­نماید. این کلام­ها به خاطر گستردگی و پراکنده بودن آن، اشراق و غنای مفاهیم، و هم­چنین نداشتن قدرت، فقر، ترس و فرار، هیچ­گاه پیشوایان یارسان دستور به گردآوری آن نمی­دهند. به عنوان مثال زمانی که در جنگ «یمامه» تعدادی از قاریان قرآن کشته میشوند مسلمانان به فکر گردآوری قرآن میافتند، چراکه اگر در هر جنگی تعدادی از قاریان قرآن کشته میشد دیگر گردآوری آن میسّر نمی­گردید و امروز جامعهي مسلمین از نعمت قرآن بی­ بهره میشدند؛ پس ندا میدهند که هر کس از قرآن آیهای را حفظ است به جهت تدوین آن مراجعه کند؛ این­چنین میشود که عاقبت قرآن در زمان خلیفه­ ی سوّم تدوین میگردد. امّا متأسفانه بنا به دلايلي كه در طول مبحث به آن اشاره شد این موضوع برای تدوین «سرانجام» هیچ­گاه به مرحله­ ی اجرا در نیامده، پس تا زمان نامعلومی میبایست در انتظار به دست آوردن کلام­های یارسانی بود.[1]

 

 

 

دوره­ های کلامی:

كلامهاي يارسان به سه عصر تقسیم میشود :

الف)کلام­هاي قبل از پردیور: شامل دورهي بهلول، دورهي شاه خوشین، دورهي باباسرهنگ، دورهي بابا جلیل، دورهي باباناووس، دورهي ساجناری، دورهي سیده شیانی، دورهي پیره و پیرالی و دورهي برزنجه است، و متون کهن یارسان می­باشند. لازم به ذکر است که از اواخر دورهي باباناوس تا اواخر دورهي برزنجه- كه یک دورهي مفصل کلامی میباشد و می­توان آن را عصر برزنجه نام­گذاری کرد- بنيان تفكّر ياري گذاشته ميشود؛ امّا به خاطر این­که پیش از ورود سلطان اسحاق به پردیور سروده شده ­اند جزو کلام­های قبل از پردیور به حساب می­آید.

ب)پس از آن­كه سلطان اسحاق و يارانش از برزنجه به پرديور هجرت ميكنند و در پرديور ساكن ميشوند عصر پرديور شكل مي­گيرد. تمام كلامهاي اين ظرف زماني و مكاني را عصر پرديور يا كلامهاي پرديوري مينامند.

اين كلام­ها خود سه بخش است و سیصد سال را در بر می­گیرند. بخش نخست عصر اوّل پردیور است که دورهي ظهور ذاتی سلطان اسحاق ميباشد. بخش دوم دورهي جانشینی شاه ابراهیم و بابایادگار است. بخش سوّم نیز دورهي ظهور ذاتیِ جلوهي دوم سلطان اسحاق با نام شاه ویسقلی و ملّقب به قرمزی است. شایان ذکر است که تمام کلام­های این سیصد سال با نام «سرانجام» معرفی میشود.

ج)عصر سوم شامل کلام­های پس از پردیور است که شامل دورهي محمّد بیگ، باباحیدر، ذوالنور قلندر، شاه هیاس، آتش بیگ، سیّد میر حمزه، سیّد عباس جیحون آبادی، سیّدفرضی و شیخ امیر، و سیّد براکهي گوران است. به غير از ذات ميهمانان دیده­ دارانی هم آمده­اند که دورهي ظهور ذاتی نداشتهاند، امّا داراي گفتار ميباشند و از رهبران یارسان بودهاند؛ هم­چون ايل بگي جاف، درويش ذوالفقار گوران، خليفه نظر گرمياني، فتاح ابوالوفا ، سيّد نصرالدين جيحون آبادي ...

«سرانجام» دستورات و احكام لازمالأجراي يارسان است كه شامل دو بخش می­باشد. يك بخش كلام­هایي كه شخص سلطان اسحاق برزنجهاي در آن گفتار دارد و شامل 72 دوره[2] می­باشد. بخش ديگر، كلامهايي كه پس از پرده گرفتن سلطان اسحاق سروده شده­اند امّا به دلایل مختلف مرتبط با وقایع و مفاهیم پرديور هستند. این کلام­ها از لحاظ ماهوي و ادامهي موضوع و يا تسلسل در ارائهي آن استمرار داشته ، همانند دوره­ي تكميليِ نايبان ظاهر و باطن يعني شاه ابراهيم و بابايادگار با یارانشان،هم­چون قوشچی اوغلی. دورهي سيّد خاموش و ميره بيگ، خان احمد،دوره­ ي ياران قولتاس، دورهي شاه ويسقلي و سپس دورهي خزانه. تمام كلامهايي كه در اين سيصد سال - يعني از زمان ورود سلطان اسحاق به پرديور تا زمان پرده گرفتن شاه ويسقلي- ارائه شده است را «سرانجام» ميگويند.

پس از پرده گرفتن سلطان اسحاق قيادت يارساني به دست شاه ابراهيم و بابايادگار ميافتد كه به آن دورهي بغداد و سرانه گفته ميشود و داراي كلام­هاي مختص به خود است.

امّا جلوه‌‌ي ثاني سلطان اسحاق - شاه ويسقلي- برگ تازهاي از شرايط اجتماعي در مناسبات يارساني به وجود ميآورد؛ و آن تعامل و قيادت بر ساير نحلههاي فكري در كردستان، تركستان و روم ايلي... است. در این دوره ­ی ظهور ذاتی گستردگيِ جامعهي انسانيِ يارسان از شمال خوزستان تا نواحيِ جنوبيِ سيبري است.

امّا در اين شرايط زماني- دورتر يا نزديكتر- دورهاي كلامي ارائه ميشود كه به دورهي«خزانه» اشتهار دارد كه ميتوان زمان ارائه و تجلّيِ اين دورهي كلامي را بر اساس زبان گفتاریِ حاکم بر آن، ساختار كلّي و بافت مفهوميِ آن (كه انعكاس دهندهي تسلسليِ دورههاي ظهور ذاتيِ پیش از خود است) موضوع و استفاده از تلمیحات به کار گرفته شده و شرح روائی آن به شکل منظوم، آمیختگی و در هم شدن این کلام­ها با کلام­های همان عصر هم­چون کلام سیّد خاموش، کلام دورهي قولتاس، دورهي شاه هیاس، اواخر عصر دوم پردیور دانست.

پیش از آن­که به کلام­های پس از پردیور پرداخته شود بايسته است در خصوص كلامهاي قوشچي اوغلي و ساير ياران ترك زبان نیز مطالبی ذکر شود، چراكه در این زمان مسائلی مطرح می­شود که زير بناي فكريِ برخي از مفاهیمِ پس از پرديور می­گردد. اين كلامها در شرح و تفسير مفاهيم و حكايات سرانجام و اعتقادات ياري ارائه شده است. پس به خاطر اين­كه براي مردمان مناطق ترك­نشين- كه جزو تازه واردين و پیوستگان به جرگهي ياري بودهاند- قابل فهم باشد، قوشچی اوغلی زبان گفتاريِ حاكم بر اين كلام­ها را نزديك به شريعت و مفاهيم قرآني و اسلام کرده است، و از آن­جايي كه باطن قرآن و اسلام با اعتقادات ياري در تضاد نيست، در نتيجه اين بزرگوار و یارانش بيشترين استفاده را از مفاهيم اسلامي در كلامهاي خود داشتهاند، تا اسلامگراهايي كه تازه جوز شكسته و وارد جرگهي ياري شدهاند بيشترين بهرهي استفهامي را از اين كلامها ببرند.

كلام­هاي مربوط به هر كدام از شاه ميهمانانِ پس از پرديور بر اساس ظرف زمان و ظرف مكان، و متناسب با شرايط حاكم و نيازهاي موجود، و هم­چنين رسالتي كه مقرر بوده تبيين گردد ارائه می­شده است.[3]

 

 

عناوین و دوره­ های کلامی:

آنچه در پیش رو می­باشد ماحصل سال­ها کار تحقیقی در خاورمیانه و اروپا است که توسط افراد دلسوز و عاشق در طول مدت دویست سال گردآوری و تدوین شده است و شامل پنج  هزار صفحه کلام است که موارد ذیل را در بر می­گیرد:

ده‌وره‌ي به‌هلول، ده‌وره‌ي شا خوَشين، ده‌وره‌ي باباسه‌رهه‌نگ ، ده‌وره‌ي باباجه‌ليل، ده‌وره‌ي باباناوس، ده‌وره‌ي ساجناری، ده‌وره‌ي به‌رزه‌نجه، ده‌وره‌ي پيره و پيرئالی، ده‌وره‌ي سه‌ييده شيانی.

گه‌واهي هه‌فته‌ن، گه‌واهي هه‌فته‌وانه،گه‌واهي هه‌فت خه‌ليفه،گه‌واهي هه‌فت سازچي،گه‌واهي هه‌فت گوَيه‌نده، گه‌واهي هه‌فت گوَزه‌چي،گه‌واهي هه‌فت سه‌قا، ده‌وره‌ي قوربانيها،گه‌واهي هه‌فت پيشكار،گه‌واهي هه‌فت ده‌سوور، هه‌فت هه‌فت، هه‌فت يار قه‌وه‌لَتاس،گه‌واهي هه‌فت سه‌ردار،گه‌واهي بيست و يه‌ك ميَرد به‌رزه‌نجه، گه‌واهي در مورد چوارده به‌دان،گه‌واهي هه‌فتاد و دوو پير،گه‌واهي نه‌وه‌دو نوَ پير شاهوَ،گه‌واهي شه‌ستو شه‌ش غولاَم زه‌رِين چه‌وگان، چهلَ ته‌ن، چهلَته‌نان، په‌يدايش هه‌فته‌وانه،گليَمه كوَلَ و شندرثي،كه‌لَه‌زه‌رده ، بابا هندوَ ، به‌يعه‌ت ياري، شيَخ سه‌في، شيَخ ده‌روَز، عابه‌دين جاف، ده‌وره‌ي وه‌زاوه‌ر، ده‌وره‌ي هه‌فته‌ن، ده‌وره‌ي ساوا، ئه‌ركان جه‌م، به‌ياوبه‌س ليَو سيروان، گروَ گروَ، به‌ر ته‌لار، بارگه بارگه، داميار داميار، وحشیات، د­وره کرات، دعاها . قوزه روح . توفیق دزاوری . تفلی ساوا . هانی گناولی . دره شیش . نمای یاری . دلیلی داود . دوره کیهان . دیوان بابا یادگار . له دایک بونی شاه ابراهیم . زولال زولال . جاده رای بغداد. جانشینی شاه ابراهیم . جوز شکستن شصت و شش غلام . گواهی شصت و شش غلام بغداد و سرانه . دوره های تلویحی .

قوشچی اوغلی و بیست و چهار گوینده­ ی ترک . سید اکابر خاموش . خزانه . عالی قلندر . قولتاس . کماکنان . شاه ویسقلی . ایل بگی. خان احمد کرکوک . سید حسن بغدادی.

بابا حیدر . محمد بیگ . شاه هیاس . زنور قلندر. خان آتش . درویش ذوالفقار گوران . سید فرضی و شیخ امیر . آقا عباس . آقا میر حمزه . سید سرخوش بیگ . خلیفه نظر گرمیانی . سید براکه . تیمور ثانی .

تمام این دوره­ ها و کلام­ها که انعکاس داده شده آنچیزیست که به اسم کلام در میان یارسان موجود می­باشد، و به شکل مستقل و گاه پراکنده در نسخ جدید و کهن آمده است؛ حال جامعه­ ی متخصص و کلامخوان یارسان می­بایست بر اساس اسناد و استدلال­های متقن در نفی و اثبات این کلام­ها بکوشند، و پس از صرافی و اجماع جمع یاری آنچه را که اصیل است را در مجموعه ه­ای مشخص انعکاس بدهند. (لازم به ذکر است که شاعر، کاتب و یا جانشینان و طرفداران کاتب، مؤظف­ اند نسخه­ ی کهنِ هر کدام از این دوره­ ها و یا کلام­هایی که در میان مردم نشر داده­ اند را به جهت اثبات آن دوره ارائه دهند.)

 

 

 

کاتبین کلام از دیرباز تاکنون:

تمام کاتبین قدیم که در عرصه­ ی کلام نویسی مجاهدت­ها نموده ­اند، پله­ های سعودی بوده به سمت شرایط کنون. زیرا این کلام نویسان با خون دل و از گوشه و کنار کلمه به کلمه، بیت به بیت و بند به بند را جم آوری کرده ­اند و آن­را با چه مرارت­های توصیف ناشده­ای به دست ما رسانیده ­اند؛ تا ماحصل زحمات این بزرگواران به آنچه که داریم منتهی گردد. در واقع اگر هر کدام از این بزرگواران نمی­بودند نه تنها کلام نویس متأخری نبود، بلکه جامعه­ ی یاری از وجود کلام نیز بی بهره می­شد. وصف زحمات این بزرگواران خود کتابی دیگر است. اما کاتبین قدیم :

آقا احمد ثانی . سید تاروردی کرمانشاهانی . سید عبدالعزیز دکه . امیر افخم قره­ گوزلو . پیر ویس سیابیم. سید کرامت موسوی. حمه آقای خوبیله زاده. ملاصمد. ملاعباس حلمی. سید برهان سید رشید. سید آقا سید رحمت. میرزا رمضان کرمانشاهی،. غلامرضا خاموشی. خلیل منور کاکه­ یی. بابا اسد مندلاوی. محمد قلی یوسفشاهی. سید جمشید سید ولی. کاکی اسکندر مقصودی. مهندس علی پیرداوری. درویش حبیب الله شاه ابراهیمی. کاکا رحیم کاکایی...

کلام نویسان متأخر: حسین روحتافی. سید امرالله شاه ابراهیمی. سید ایمان خاموشی. هه ­رده­ ویل کاکه­ یی. سید قاسم افضلی. یارمراد خلیفه. سام الدین تبریزیان. سید محمد حسینی. طیب طاهری...

 

 

 

فهرستی از نسخ کلامی:

نسخ کهن که فاقد شناسنامه و اسم کاتب می­باشد. قطع اغلب این نسخ بیاضی است و جنس کاغذ آن سمرقندی می­باشد و با حبر مشکی کتابت پیدا کرده است.

نسخه آقا احمد ثانی دارای قدمتی بیشتر از سیصد سال. قطع بیاضی. جنس کاغذ سمرقندی. خط نستعلیق. تعداد صفحات 330 . ممهور به مهر . دارای تحشیه و تذهیب مختصر. دارای کتیبه و سرصفحه است.

نسخه سید تاروردی کرمانشاهانی دارای قدمتی بیشتر از 150 سال. قطع بیاضی. جنس کاغذ بتی. تعداد صفحات 650 صفحه. حبر مشکی و قرمز و آبی است.

نسخه سید عبدالعزیز دکه دارای قدمتی بیشتر از 150 سال. قطع بیاضی. تعداد صفحات 130 صفحه. حبر مشکی آبی و قرمز. جنس کاغذ سمرقندی. خط شکسته­ی نستعلیق است.

نسخه امیر افخم قره­ گوزلو دارای قدمتی بیشتر از صد و بیست سال.

نسخه پیرویس سیا بیم دارای قدمتی بیشتر از صد سال.

نسخه سید کرامت موسوی دارای قدمتی بیشتر از صد سال.

نسخه ملاصمد پیرویس دارای قدمتی بیشتر از صد سال.

نسخه حمه آقای خوبیله زاده دارای قدمتی بیشتر از صد سال.

نسخه غلامرضا خاموشی دارای قدمتی بیشتر از صد سال.

نسخه ملاعباس حلمی دارای قدمتی بیشتر از صد سال.

 ...

 

 

آسیب شناسی کلام­ها:

كلام، يعني بازتاب و انعكاس نظاممندي كائناتي در بيان، يعني آنچه كه تعلّق به خود نميپذيرد، چه قديم و چه متأخر آن. امّا يكي از مسائل بحث برانگيز - به خاطر موارد مختلف- ردّ يا قبول اين كلامها، چه از جانب خود يارساني، و چه از جانب غير يارساني می­باشد كه از زواياي مختلف قابل بررسي است. یکی از دلايل ردّ اين كلامها یا برخی از این ادوار،تعالیِ مفاهيم و اشراق بالاي تفكّر در آن­ها است. يعني به جهت برقراري ارتباط با اين كلامها ميبايست يدّ طولايي در علم و دانش داشته باشي تا بتواني در عمل آن را بازنماياني؛ از آن­جایی که افرادِ پيرو به علّتهاي مختلف و به شكلهاي متفاوت، در طول تاريخِ موجوديت مورد هجمه قرار گرفتهاند، پس به همان صداقت اكتفا کرده­اند؛ و از طرف ديگر، دوران گذار، وقعی نمینهد كه در مقابل پرسش ساكت بماني؛ و ازآن­جايي كه كلام در دسترس نبوده، و پیشوای يارساني در شرع و مناسك بر اساس اسناد روايي و آن­چه كه از پدرانش آموخته عمل كرده است، و بر اثر طول زمان و فرسايش جزئيات و از ياد رفتن، مسامحه، تساهل و دخيل دادن ذهنيات شخصي و به تبع آن تحريف شدن و متأخرترين آن يعني وجود دست­هاي تفرقه ­افكن و اعمال تحريفات عمدي، خواست مادي از جانب متولي، سبب شده تا برخي از آداب و رسوم و تفاسير و عملكردها با نص صريح كلام­ها در تناقض باشد.پس اغلب به ارائهي تفاسير خلاف واقع و غير حقيقي، يا ردّ و نفی، پافشاری بر اغلاط مصطلح كه مناسبتي با تفكّر ندارد، دست مي­زنند. به عبارتی چون سال­های زیادی به علّت در دسترس نبودن کلام­ها به اشتباه عمل نموده، دیگر این شهامت نیست که تصحیح کنند، در نتیجه بر تحریفی بودن و ردّ و نفیِ برخی از این کلام­ها اقدام می­کنند.

جماعتي كه تنها چند دورهي كوتاه و خاص مورد قبولشان واقع ميافتد؛ جماعتي نیز به علّت تفسير اشتباه، در مقام انكار بر ميآيند. جماعتي اسير خواست و ارادهي غير حقيقي می شوندو ناگزير گرفتار احساسات می­گردند، و جماعتي ديگر هم خود از منابع تحريف­اند.

در مقابل، ميبايست به سؤال ذیل پاسخ گفت: آیا تفكّر و انديشهاي به اين تعالي، نیازمند سه مقولهي قانون، تشريح و غنا نیست؟! آن هم با وجود بزرگاني كه نمونهي كلامشان گواه بر اشراق و مفاهيمي بديع در حوزه­ ي انسانسازي، علم اجتماع و عالم ماهوی است! كرنش در مقابل اين سؤال، فرد را ناگزير خواهد كرد كه معتقد به منابع قانونگذار در نوع اوّلّيهي آن، يعني سلطان و يارانش باشد؛ پس، مادامي كه شخص می­پذیرد قانونگذاري بوده، ميبايست قائل به وجود منابعي عظيم از دستورات و كلامهايي باشد كه در تمام زمينهها صحبت ارائه دادهاند. از مفاهيم ابتداييِ اخلاق­مداري تا چگونگي ارائهي قوانيني كه آداب و رسوم و كل شيوه ­ي رفتاري شخص را رقم مي­زند؛ هم­چنين مطالبي كه در حوزهي قدرت متعالي مفهوم پيدا ميكند، و كشانيدن مفهوم در انسانخدايي و تشريح نظاممنديِ كائناتي و سير در افقهايي بيشتر از تعريف با كلمه، كه جملگيِ اين مفاهيم ميبايست داراي كلام باشند. در اينجا آناني كه چند دورهي پرديوري را فقط ملاك قرار ميدهند، در مقابل اين تقاضا كه نمونهاي از حقيقتي كه از آن دم میزنید را در دل همين چند دوره نمايان کنيد، درمیمانند! این کلام­ها به خاطر شفاهی بودن، در طول زمان و رفته رفته از تعداد ابیات و بندهای آن کاسته شده است؛ هم­چنين به­ خاطر پیچیدگی در معنای اصطلاحات، حذف و یا جایگزینی واژه روی داده است. تا جائی­ که کلام­خوان به­ خاطر معنا بخشیدن به بیت با حذف لغتی مجبور به آوردن چند لغت شده و این خود سبب گردیده تا وزن بیت تغییر پیدا کند، و یا به خاطر ارادت خاص به ذوات در حین قرائت کلام که با آواز خوانده می­شده از این اسماء استفاده کرده ­اند و همان اسماء نیز در مصراع باقی مانده تا تعداد هجای آن بیشتر از ده گردد.[4]

همانگونه که در مبحث کلام نیز عنوان گردید افرادی در گذشته مبادرت به نوشتن اشعاری کرده­ اند که آن اشعار به خاطر شباهت به زبانِ گفتاریِ کلام در مجموعه ­ها و دفاتر یاری سهواً وارد گردیده است که تمیز آن از اصل کلام دشوار می­نماید؛ به گونه­ ای که در برخی از مواقع این اشعار به نام بزرگی و تحت عنوان کلام معرفی گردیده است، و چون این اشعار از زبان افرادی که دارای گواهی دونی و ذاتی نمی­باشند ارائه شده در نتیجه نمی­توان آن­را کلام دانست؛ پس می­بایست بر اساس نسخ کهن و مطابقت و مجاهدت در گردآوری و تطبیق، این اشعار را از دل دفاتر بیرون کشید و صره را از ناصره جدا کرد. البته وجود افراد مرموزِ متأخر نیز انکار ناشدنی است که با زبان گفتاریِ کلام که لحن بزرگی را به خود اختصاص داده اقدام به سرودن اشعاری نموده و آن­را به اسم حضرات هفتن هفتوانه­ ای معرفی نموده تا در نسخ و دفاتر رسوخ کند که به جهت صرافی و خارج کردن این اشعار از کلام­ها که تا کنون صورت نپذیرفته می­بایست مجاهدت­ها کرد. این اشعار از چند منظر مورد بررسی قرار می­گیرد؛ یکی آنکه به جهت ایجاد تحریف و توهین بوده. دیگر آنکه تحریفی در آن نیست فقط به جهت تشویش اذهان و یا یحتمل اغراض فردی و مصلحت­ های پنهانی بوده است. یا به قولی به جهت پر بار کردن و رونق بخشیدن به مفاهیم کلامی و یحتمل از این راه کسب جایگاه و رونق دکانداری مد نظر بوده، که پس از بررسی، شاعرِ اشعاری که متوفی شده را دعای خیر به جهت آمرزش نموده و فرد حاضر در حیاط را به دست افکار عمومی سپرده تا عبرتی برای جاعلین گردد.

لازم به ذکر است که نبود عزمی جزم از جانب متولیان امور فرهنگی به جهت صرافی کلام­ها و کوتاه کردن مناقشه ­ی کلامی باعث شده تا این معضل فراگیر شود و حتی افراد ناآگاه که معلومات ایشان در حد شنیده­ ها و خواندن ابیاتی چند از کلام است را به اظهار نظرهای غیر کارشناسانه بکشاند و بدون آنکه بدانند که آب در آسیاب دشمن می­کنند گزکی به دست سیاست­های مشتبه ساز داده تا بر این مهم دامن زده و طی مقاله­ ها و مطالبی تزریقی کل کلام­های یارسان را ماحصل قلم فرسایی شاعری متأخر بدانند که تمام این حکایات را به نظم نوشته و منتسب به سلطان اسحاق و یارانش کنند.

 یکی دیگر از مسائلی که به آن ترتیب اثر داده نشده بحث ادقام و جایگزینی کلام­ها تحت عناوین و گوینده­ های غیر می­باشد؛ به گونه ­ای که کلام بزرگی را برای بزرگ دیگر منظور کرده ­اند. هر چند شیخ امیر با خان الماس و یا سایر بزرگان برای یک یار تفاوتی ندارند اما بایسته آن خواهد بود که گفته­ ی هر بزرگی را برای خود آن بزرگ منظور کرد، پس می­بایست این امر بر اساس نسخ کهن تصحیح گردد. یعنی اگر نسخه ­ای دارای قدمت و اصالتِ مورد وثوق، بندی از کلام که هم اکنون در نزد توده­ ی مردم منتسب به بزرگی است را غیر آن معرفی کند ناگزیر از تصحیح و معرفی صحیح گوینده­ ی آن باید شویم. و یا اینکه اگر در نسخه­ ای ابیاتی باشد که نمونه­ ی آن نه در نسخ دیگر و نه در کلام­های دیگر، و نه از بار ایده­ ئولوژیک هیچ استنادی به جهت اثبات نداشته باشد ناگزیر از حذف آن ابیات باید شویم.[5]

 

چرا کلام­ها تا کنون گردآوری نشده و در دسترس نمی­ باشد:

چرا كلامهايي كه در بيان اسرار و رمزها، يا در فلسفهي عملي مطلب ارائه مي­كنند، در دسترس نیست! اصلاً چرا تا چند سال پيش، همين كلامهايي كه موجود است نبود؟! اصلاً چرا دورههاي كلامي كه آدرس و نشانشان در همان كلامهايي كه در دست داريد موجود نیست؟[6] گلچيني از كلامهاي پرديوري را معرفي ميكند، سپس آنچه كه غنا، مناجات يا تفسير نام گرفته و چندين برابر خود منبع قانونگذار است، كلام ارائه ميدهد، و اين سؤال بي­جواب ميماند كه چگونه امكان دارد اين همه تفسير و تحليل از پرديور و مفاهيم و كلام­هاي پرديور ارائه داده بشود، امّا خود پرديور چندين برابر آن قانون و اسرار در قالب كلام نداشته باشد؟! در حالي كه اساساً پيروانِ پس از پرديور، شمهاي از خود پرديور بودهاند، و جملگيِ ايشان بر پايهي همان اركان و قواعد پايمردي و جان­فشاني كردهاند؛ و اين از گفتارهاي اين بزرگان كه قابل دسترس است مشخص و هویداست.

در واقع، هيچ شاه میهمانی در طول تاريخِ موجوديّتِ يارسانِ پس از پرديور، ظهور نكرده است، مگر اين كه در جهت تفسير كلام «سرانجام» بوده باشد. اين كه گفته ميشود اين كلامها تا به حال كجا بودهاند و چرا كمتر كسي از وجود آنها اطلاع دارد، يكي ديگر از سؤالاتي است كه گاهی اوقات ايجاد انحراف ميكند؛ و البته پاسخ به اين پرسش، نیاز به بحثی گسترده دارد. ابتدا اين كه يارسانِ پس از شاه ويسقلي، قدرت ظاهري و باطني خود را تكثير كرده و در قالب «شاه ميهماني»، تعريف پيدا میکند، و همين نکته سبب شده كه فاقد حكومتي مركزي با پايگاهي مشخص براي ساماندهي گردد، و يارسانيانِ هر منطقه بر اساس آنچه كه دورنماي ذهني خود بوده، بدون تعامل با هم و تحت پيگرد مذهب حاكم و متخاصمين منطقه، به موجوديّت خود پرداخته و در نتيجه هيچ‌‌گاه در مقام فعاليت اعتقادي بر نيامده­اند و بر عكس، مجبور به كوچ اجباري و پنهان كردن مفاهيم و آداب و رسوم و شيوهي اعتقادي خود نيز شدهاند.

به قتل رساندن اغلب پیشوایان و بزرگان اين آیین، به حاشيه راندن معتقدان یارسانی از مناطق شهرزور و هورامان به عنوان خاستگاه اوّليه‌‌شان از جمله دلايلي مي­باشد که دفاتر و كلام­ها در دسترس نیست. [7]

 بر اساس آنچه كه شاهدان سالخورده نقل ميكنند، در كوچها و جنگ و گريزها اين دفاتر از بين رفته، یا بغل بغل در گودالها دفن گردیده يا به آب داده و يا سوزانيده شده است. اين مهم فقط در یک منطقه ‌‌که سكنهي يارساني داشته، اتفاق نيفتاده است، بلكه تمام مناطق يارساني نشين با اين سركوب و عدّم آزادي مواجهه بودهاند. به اعتقاد نگارنده، آنچه كه به دست ما رسيده، شايد بيست درصد از كلامهايي است که بزرگان یاری بیان کرده­اند. این ژینوسایدی که در طول زمان و توسط کُردها اعمال شده، با تمام ابعاد ممکن بوده است. از طرف ديگر، وسعت مفاهيم و تعالي اين كلامها خود باعث شده تا اين دورههاي كلامي توسط افراد پنهان شود، كه آن هم دو علّت عمده داشته است: ابتدا اين كه در زمان ظهور شاه ميهمانان، اصلاً احتياجي به كلام نبوده، زیرا خود كلامدانها حضور داشتهاند، و آنچه را كه كلام بوده، در عمل ميپرورانيدهاند. امّا متأسفانه پس از شاه ميهمانان، اين رويه به سنّت تبديل میگردد، و از آن­جايي كه اين افراد دفاتر را در اختيار داشتهاند، به خود نميديدهاند تا كلامي را كه نه سواد ظاهري و نه باطني است، در اختيار دیگران قرار دهند. متأخرترِ آن، داشتن اين كلامها به وسيلهاي براي جاه طلبي و خواست فردي نيز مبدل میشود. از طرف ديگر، بزرگان يارساني، تمام انرژي خود را صرف عشق و سرمستي نموده و كمترين وقعي به تفسير و تشريح گذاشتهاند. از اين رو، كلامها و دفاتر يارساني هنوز كه هنوز است در دسترس قرار ندارد. وانگهي، تفكّري كه با نام آیين حقيقت معرفي گردیده، آن چيزي نيست كه در مقطعي از زمان بوده باشد و ديگر هيچ؛ بلكه بنا بر تعاریف، آن هستيست كه زمان در آن مفهوم پيدا میکند و يا در آن سيال ميباشد.

يكي ديگر از دلايلي كه موجب شده تا كلام­ها نشر داده نشود بحث سفيد خط خواني و سياه خط خواني است. اين مفهوم سهواً از جانب عدّهاي بد تفسير ميشود، و توسط عدّهاي ديگر دستمايه ميگردد به جهت پيشبرد منافع شخصي. متأسفانه برخي از سادات از اين واژهها در راستاي خواست فردي استفاده كردهاند، تا كه افراد به سراغ كلام و علم و فهم نروند و مريدان براي درك و به جا آوردن مراتب و دستورات ديني وابسته به اينان گردند. از سياه خط آن­چه كه بر روي كاغذ آمده تأويل كردهاند و از سفيد خط علم دروني و آگاهي و بصيرتِ بدون خوانش. اين تفسير باعث شده تا كلام خواني، سواد، علم و هر آن­چه كه به شكل كتاب ارائه داده ميشود را نفي كنند، و به قول خودشان بيشتر به درك مفاهيم و آگاهي دروني بپردازند. اين رويه سبب گرديده تا در درازمدّت شاهد جامعهاي فقير از لحاظ علم و فرهنگ باشيم. امّا آن­چه كه از اين مفاهيم اثبات ميشود نه به معناي آن است كه سياه خطي كه كلام­هاي يارسان به آن اشاره می­کند واژه­هايي است كه با جوهر بر روي لوح و كاغذ نوشته شده است، بلكه منظور از سياه خط رفتار و خط و مشي است كه با حقيقت در تضاد باشد. سياه خط ذهنيت و تفكّر محدود و آميخته با احساسات است. سياه خط آن چيزيست كه در صورت خوانش آن، ناسالم بودن ايمان را نسبت به جايگاه روحيِ شخص در وي رقم ميزند؛ هم­چون لحاظ كردن خواست فردي، حرص بهشت و ترس از جهنم، دينداري براي پيش­برد اهداف شخصي، دينداري از روي ناآگاهي، دينداري كردن به شكل عادت بدون فهم آن، دينداري بدون تعمّق و تفكّر و تمام موارد از اين دست سياه خط است وگرنه آن­چه كه در ازل بوده و داراي حرمتي به وسعت كائنات است، «لوح و قلم» است، كه از اين دو، «كلمه» خلق ميشود، چراكه در ابتدا كلمه بوده كه با قلم نوشته شده است. امّا سفيد خطِ منظور كلام كه در مقابل سياه خط آمده، يعني خط و مشي كه رنگ و تعلّق در آن نيست. يعني رفتار و حركتي كه بر اساس حقيقت باشد. خواست فردي در آن نيست، خطي كه فقط به خاطر حقيقت نمود پيدا ميكند و مصلحت و احساسات در آن به هيچ قيمتي جلوه نخواهد كرد. [8]

 

 

 

فاکتورهای بررسی کلام:

1- نسخ خطی کهن ( بیشتر از صد سال )

2- مسئله ­ی ایده ­ئولوژیک

3- گواهی بخش و یا جزیی از کلام مورد نظر در دوره­ای دیگر و یا در نسخ معتبر (کوچ کلام)

 

 

1-                 نسخ خطی کهن: یکی از فاکتورهای اصلی به جهت تشخیص اصالت کلام­ها می­باشد. از آنجایی که یارسان تا دویست سیصد سال پیش بنا به دلایلی همچون تقدس کلام، سرّپوشی و گناه فرض کردن کتابت کلام ... از نوشتن کلام احتراز می­نموده و کلام­ها را به شکل شفاهی در سینه حفظ می­کرده در نتیجه کمتر نسخه­ ای یافت می­شود که دارای قدمتی بیشتر از سال مورد نظر باشد.

با گسترش ارتباطات و تعامل یارسان با بیرون از خود، فضای نوشتار در گوشه و کنار رونق پیدا می­کند و سواد نسخ تهیه و پراکنده می­گردد، و اغلب کسانی که کلام­ها را در سینه به حفظ داشته ­اند یا توسط خود و یا توسط دیگری مکتوب می­شود. البته در این گذار بسیاری از کلام­ها کتابت نمی­گردد و با شخصِ حافظ به خاک سپرده می­شود.

لازم به ذکر است که نسخِ کمتر از صد سال به دلایلی همچون آشفتگی­های درون قومی، به دلایل رقابت، کینه توزی، جاه طلبی، ناآگاهی و گاه تعصبات خشک غیر توجیهی و خاندان­گرایی قابل اعتماد نبوده و نمی توان به این نسخ اعتماد کرد، مگر اینکه کاتب آن، شخص امین و عالمی بوده باشد که اجماع یاران بر صداقت و راستی وی صحه بگذارد. پس اگر به جهت تدوین و تصحیح کلام­ها از نسخ بالای صد سال و نیز نسخ معتبری که در سلامت آنها اطمینان هست استفاده گردد شایسته ­تر است. در نهایت کلام­ها باید بر اساس نسخ متفاوت مورد مداقه قرار بگیرد و بر اساس ظرف زمان تدوین شود.

2-                 مسئله ­ی ایده ­ئولوژیک یکی دیگر از فاکتورهایی است که می­توان در تصحیح کلام­ها از آن استفاده نمود. به عنوان مثال در سال­های اخیر بنا به دلایلی بر رد و نفی نام علی (ع) و اهل بیت وی از متن کلام­ها صحبت­هایی پراکنده عنوان می­گردد که می­توان این موضوع را صرف نظر از گواهی نسخ و گواهی کلام­، از بار ایده ­ئولوژیک نیز مورد بررسی قرار داد. افرادی پیدا می­شوند که چون در منطقه­ ی اهل سنت زندگی می­کنند به خاطر خشنودی دوستان اهل سنت خود و یا افرادی که از جانب فرهنگ غالب هجمه ­هایی به خود دیده­اند سعی در فرافکنی داشته و به قصد مبارزه و یا همگون کردن سعی در اصلاح کلامی دارند. و یا ابیاتی موجود است که عده­ ای بر صحت آن پافشاری می­کنند، که برای اثبات و یا نفی آن ابیات می­توان از بار ایده ­ئولوژیک و همچنین گواهی یا عدم گواهی در نسخ و دوره­ های دیگر جهت پذیرش و یا نفی استفاده کرد.

3-                 گواهیِ بخش و یا نشانی از کلام معلوم در دوره ه­ای دیگر و یا در نسخه ه­ای معتبر نیز از جمله مؤلفه­ های اثبات کلام می­باشد، زیرا کلام­های یارسان در امتداد هم می­باشند و در تکمیل هم آمده­ اند، در نتیجه رد دوره­ ها و کلام­ها و مفاهیم کلامی را می­توان در دوره­ ها و نسخ دیگر پیدا کرد در واقع هیچ مفهومی یافت نمی­گردد که نتوان نشان آن­را در دوره ­ها و کلام­های دیگر پیدا کرد. البته کلام­های یارسان به علت اختفا و در دسترس نبودن و همچنین اشراق بالای آن و عدم سواد مکفی به جهت تحلیل و یحتمل دخیل دادن احساسات و بروز غرض و عنادورزی گاه نفی و نقض می­گردد، که به جهت اثبات می­بایست از این گزینه نیز استفاده کرد و آن­را نادیده نگرفت. همچنین کلامی یا دوره­ای و یا حتی اسمی شاخص از نسخه ­ای دارای اصالت و قدمت استخراج می­گردد که آن کلام یا دوره و یا حتی مفهوم و اسم می­تواند در تصحیح و تأیید مفهوم دیگری از مجموعه ­ی دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. پس برای صرافی کلام­ها ناگزیر از لحاظ کردن تمام این سه مؤلفه خواهیم شد.

 

 

 

 

بررسی نسخ کلامی و اهم عناصر در معرفی این نسخ:

همانگونه که گفته شد یکی از دلایلی که نسخ کلامی دارای قدمتی کمتر از سیصد سال هستند شفاهی بودن این کلام­ها است، و آن نیز به چند دلیل بوده، یکی آنکه یارسان قداست بیش از حدی برای کلام­ها قائل بوده و هیچگاه به خود اجازه نداده تا که این کلام­ها را در نوشتار بیاورد، زیرا معتقد به نوشتار و یا به اصطلاح سیاه خط نگاری نبوده و تنها جایگاه لایق به جهت ثبت و ضبط را سینه­ ی سوخته­ ی پیران می­دانسته است. علاوه بر این مهم این امر را محتمل می­دانسته که در صورت نوشتن کلام، در گذر حوادث آن کلام به دست بیگانگان و متحجرین بیافتد و حرمت کلام­ها شکسته شود، زیرا معتقد بوده که فهم کلام برای متشرع امکانپذیر نبوده و در آن صورت تعقیب و کشتار... کمترین پیامد آن بوده است. اما در سیصد سال متأخر در مناطق مختلف یارسانی نشین افرادی پیدا می­شوند که مبادرت به نوشتن کلام می­کنند این نوشتن یا توسط خود حافظ کلام صورت گرفته و یا اینکه شخصی از حافظ تمنا کرده تا ضمن قرائت آنچه که در سینه دارد کتابت را شکل بدهد. از این رو نسخ پراکنده می­باشد و هیچگاه اراده ­ای مبنی بر جمع آوری و تدوین این نسخ شکل نگرفته و البته آن هم بر می­گردد به شرایط بسته و عدم درک صحیح و نبود بلوغ فکری به شکل کلی.

اغلب نسخ کلامی به شکل کشکول می­باشد، زیرا حافظ کلام از تمام دوره­ های کلامی و متناسب با ذوق و سلیقه­ ی شخصی کلام­ها را حفظ کرده، و یا کلام­خوان به جهت عدم یکنواختی و داشتن کلام­های متفاوت از هر دوره­ ای جمع ­آوری نموده و کتابت کرده است. نسخ کلامی یارسان از بار نفاست و اصیل بودن لختی متفاوت­ تر نسبت به سایر نسخ در فرهنگ­های دیگر است. به عنوان مثال فاکتورهای نفاست، جنس کاغذ و یا هر آنچه که بر روی آن نوشته ارائه داده شده، موضوع نسخه، خط و سالم بودن نسخه... مهم است، اما در نسخ مربوط به کلام­های یارسان قدمت و موضوعِ نسخه حرف اول را خواهد زد. به عنوان مثال نسخه ­ای که در بر گیرنده­ ی یک دوره­ ی خاص که منحصر به فرد باشد ارزش بیشتری از نسخه­ های دیگری که نمونه­ ی مشابهه آن را می­توان یافت دارد. همچنین فاکتور دیگری که به نسخ کلامی ارزش می­بخشد قدمت آن است، که می­توان بر اساس تاریخ ارائه داده شده در نسخه، بر اساس اسم کاتب، بر اساس نگارش رویداد و یا شرح شجره­ هایی که تا اسم افراد معلوم آورده شده، جنس کاغذ... قدمت نسخه را معلوم ساخت. ( یکی از ایرادات وارده بر نسخ کلامی آن است که کاتب منبع کتابت خود را عنوان نکرده است. کاتب اگر می­نوشت که کتابت خود را از روی چه نسخه­ ای انجام داده، و یا چه کسی کلام را قرائت نموده و ایشان کتابت نموده، بسیاری از ابهامات تاریخی در خصوص نسخه نویسی در یارسان حل و فصل می­شد.)

اغلبِ کاتبین نسخ خطیِ کلام­های یارسان توجه آنچنانی به زیبا نگاری نداشته­ اند، و برخی نیز متعمدن با خطی بد کتابت نموده ­اند. آنچنان که با برعکس کردن حروف به شکل اغلاط املایی و چسبانیدن واژه ­ها بر سر هم سعی داشته­ اند که خوانش نسخه را با دشواری همراه سازند. زیرا کاتب این احتمال را وارد کرده که اگر نسخه روزی به دست یک غیر یارسانی بیافتد حداقل از خواندن آن عاجز گردد و نتواند نسخه را بخواند، تا با این کار از افشای مفاهیم کلامی جلوگیری کرده باشد. البته این مهم کلی نبوده، بلکه بر عکس این نگرش، افرادی هم بوده ­اند که نهایت زیبا نگاری در کتابت کلام­ها را در نسخ به کار برده­اند و با خط شکسته­ ی نستعلیق زیباترین نسخه را به یادگار گذاشته ­اند. در کل خط نستعلیق و تعلیق دو نمونه خطی می­باشد که در نسخ کلامی بیشترین کاربرد را داشته است.

یکی دیگر از شاخصه ­های نسخ کلامی افتادگی و نقص­های نسخه است که در اغلب این نسخ به چشم می­خورد، و این مهم نیز بر می­گردد به تحت تعقیب بودن یارسان و جنگ و گریزهایی که در طول تاریخ به خود دیده؛ و متأسفانه در این گیرو دارها اول و آخر نسخه از بین رفته و گاه نسخه به چند تکه تقسیم شده است. به شکلی که یک نسخه­ ی مثلاً دویست صفحه­ ای به سه قسمتِ مثلاً پنجاه، صد و صد و پنجاه صفحه ­ای تقسیم شده و هر قسمتی در ولایتی افتاده، که با گردآوری این تکه­ ها نسخه کامل شده است. اغلب نسخ کلامی که تا کنون رؤیت شده و صاحبان این نسخ مبادرت به افشای آن نموده­اند دارای جنس کاغذ سمرقندی و بتی و کشمیری است. البته بر اساس اسناد روایی گفته می­شود که نسخه­ ی ترمه و پوست نیز موجود است، اما تا کنون توسط کسی رؤیت نشده است. کاغذ سمرقندی برای نخستین بار در نیمه اول سده دوم هجری در سمرقند به وجود آمد و تا قرن دهم نیز رواج داشته که معمولاً به رنگ نخودی است. کاغذ بتی نیز از قرن یازدهم به بعد در ایران و هندوستان رایج شد که اروپائیان آنرا آوردند. درون این کاغذ نقوشی دارد که وقتی در معرض نور قرار می­گیرد نقوش موجود در کاغذ نمایان می­گردد. کاغذ کشمیری در قرن نهم در کشمیر هندوستان ارائه شد که به رنگ سفید و نخودیِ بسیار نازک می­باشد و عموماً آهار مهره خورده می­باشد. جلد نسخ کلامی اغلب از چرم دباغی شده می­باشد و کمتر دارای ظرافت­های هنریِ سوخت و معرق، جلدسوزی، بوم چرمی ... است. قطع این نسخ بیشتر قطع بیاضی می­باشد که از سوی طول باز می­گردد و از سوی عرض شیرازه بندی و ته بندی شده، و چون بیشتر نسخ کلامی در این قطع نوشته شده است اصطلاح بیاض کلام نیز اصطلاح نام آشنا و متداولی است که در بین یارسانیان به کار برده شده است. البته نگارنده بر این عقیده ­ام چون کلام­های یارسان بر واژه ­ی بیاض متأکد بوده در نتیجه کاتب یارسانی قطع منتخب دفتر خود را قطع بیاضی دانسته است. در این بیاض­ ها تزئینات نسخه کمتر به چشم دیده می­شود و از شمه، سرلوح، سرفصل، کتیبه، طلا اندازی، زر افشانی، کمند، تحریر، تذهیب و ترصیع و تشعیر... کمترین استفاده شده است؛ زیرا کاتب یارسان سادگی و بی پیرایگی را فقط در کلمه می­دیده که آن هم انعکاس عشق و مفاهیم ماهوی را در خود داشته، در نتیجه کمترین وقعی به این تزئینات گذاشته است. در غالب نسخ از مرکب مشکی استفاده شده، و به ندرت از مرکب قرمز و آبی کمک گرفته شده است. اما در برخی از نسخ از مرکب الوان نیز استفاده شده، آن هم نه به خاطر تزئین بخشیدن به نسخه، بلکه هدف از استفاده­ی مرکب الوان مشخص نمودن سربندها، مرموها (فرموده ­ها) و تصحیح واژه­ ها بوده است.

برخی از نشانه ­های خاص نسخه : یکی از مؤلفه­ های شاخصِ نسخ، داشتن مهر و امضا است که کاتب و یا شخص بزرگ و یا صاحب خاندان آنرا تأیید و مزین به مهر خود نموده است. این مهرها نشان از اعتبار و اصالت و کیفیت نسخه دارد که مصحح را با اطمینان خاطر در تصحیح یاری می­رساند. این نسخ در یارسان موجود می­باشد اما تعداد آنها تاکنون اندک است.

 

 

 

چگونگی تصحیح نسخ کلامی:

منظور از تصحیح، ارائه­ ی متنی دقیق و اصیل است که بیشترین نزدیکی را به متن اصلی دارا باشد. و مصحح بر اساس منابع (نسخ) موجود، بدون دخل و تصرف و دخیل دادن تفاسیر فردی مبادرت به انعکاس آنچیزی که موجود می­باشد می­کند. در واقع مصحح نه ویراستار است و نه منتقد و نه نویسنده­ ای مستقل، بلکه امانت­داری است که می­کوشد تا غبار تصرفات عمدی و سهوی در ابهامات کلمه ­ای ناشی از عدم خوانش نسخ که در ازمنه­ ی پیش به وجود آمده و کم و کسری­های ناشی از نبود نسخ به جهت مقابله را سامان بخشد. در واقع مصحح آنچه که هست را انعکاس می­دهد نه آنچه که مصلحت، ترس، تفاسیر فردی و آنچه که دیگران دوست دارند که آنگونه باشد. پس در این راستا مصحح به منابع (نسخ)، استقلال فکری و شایستگی به جهت عدم دخیل دادن احساسات و شیوه­ ی استدلالی و منطقی نیاز دارد، تا بتواند متنی اصیل و نزدیک به حقیقت اولیه را انعکاس بدهد.

منابع (نسخ) : از آنجایی که کلام­های یارسان پراکنده و دارای گستردگیِ نامشخصی می­باشد، و نیز دارای اشراق و عرفان غامضی است که دیر فهم بودن آن سبب ساز انحرافات ذهنی و به تبع آن دخل و تصرفِ ناشی از این کج فهمی در نسخ توسط کاتب متأخر شده، و نیز وجود افرادی که دارای ذوق و قریحه­ ی شاعری بوده و با زبان گفتاریِ کلام ابیاتی را سروده که در کلام­ها تداخل پیدا کرده است، و نیز دست­های تفرقه افکن و مشاغبه­ ای که مبادرت به کلام سازی نموده تا ایجاد بستر انشقاق و تحریف کند، از یک سو، و از سوی دیگر شرایط دوران گذار و فضای باز فکری و رشد و بلوغ اجتماعیِ ناشی از این گذار سبب می­گردد تا به تمام این آشفتگی­ها و شبهاتی که ناشی از عدم رسیدگیِ جامع و کامل است پایان داده شود، و ضمن گردآوری تمام نسخ پراکنده­ای که در خاورمیانه و آرشیوهای اروپایی است کار مقابله و تدوین و تصحیح شروع گردد و یک مجموعه­ ی کامل برای اولین بار و آخرین بار که مقبول تمام حقیقت طلب­ها است ارائه داده شود.

پس سه عنصر در تعیین ارزش یک نسخه برای شرکت آن در تصحیح متن دخالت دارد: 1- قدمت 2- صحت و اصالت 3- استقلال.[9] بدیهی­ست که هر چه قدمت نسخه بیشتر باشد مصون­تر از دخل و تصرف و کم و کاستی­ست. و البته کتابت نسخه از جانب شخصی امین و عالِم- هر چند متأخرتر- به نسخه اصالت بیشتری می­بخشد. همچنین کاتبی که نسخه ­ای را فراهم آورده که نمونه کلام­های آن نه دارای گواهی است و نه توسط نسخه نویسان دیگر تأیید و نوشته شده نمی­تواند دارای صحت و اصالت باشد. استقلال نسخه­ ای که توسط کاتبی فاضل که خالی از احساسات و گرایشات فردی و خاندانی است نوشته شده باشد نیز دارای اهمیت می­باشد زیرا نسخه ­ی ایشان خالی از خواست فردی و خاندانی، سلایق و تفاسیر به رأی است و می­تواند در تدوین و تصحیح در کنار نسخه­ ی اساس قرار بگیرد.

 اما چگونه باید متوجه شویم که نسخه ­ای دارای استقلال و اصالت نیست. نخست از روی موضوعات و دوره­ هایی که کاتبین یارسان در کتابت آنها متفق­ القول می­باشند. به عنوان مثال مادامی که یک دوره ­ی کلامی را دو یا چند کاتب در نسخ خود ارائه نموده ­اند پس شکی در اصالت آن دوره نمی­باشد. سؤال می­شود در صورتی که اگر یک دوره و یا یک موضوع فقط در یک نسخه آمده باشد چگونه به اصالت آن پی ببریم؟! در آن صورت آن دوره و مفهوم از بار ایده­ ئولوژیکی و یا تأیید گواهی آن دوره و یا مفهوم در دوره های دیگر میسر می­شود. در واقع هر دوره و یا مفهومی دارای کوچ و کلام است، یعنی باید برای آن مفهوم چند گواهی از دوره­ های دیگر ارائه داد که در غیر اینصورت آن نسخه و کلام دارای اصالت نخواهد بود.

اغلب شیوه و روش استدلالیِ کار تصحیح را اینگونه عنوان می­کنند: 1- تصحیح بر مبنای نسخه­ ی اصلی که در آن متن بر اساس اصلی­ترین و صحیح ترین نسخه که نسخه­ ی اساس نامیده می­شود مورد تحقیق و تصحیح قرار می­گیرد و سایر نسخ فرعی دخلی در فرایند تصحیح نخواهند داشت مگر آنکه نادرستیِ نسخه ­ی اساس محرز گردد. 2- تصحیح التقاطی: که در آن نسخ متفاوت به یک اندازه در تصحیح متن کاربرد دارند و البته دقت زیادی را می­طلبد. 3- تصحیح به شیوه­ ی بینابین: که در آن نه نسخه­ ی پایه آنقدر عالی­ست که بر سایر نسخ رجحان داده شود و نه آنقدر کم اهمیت که همطراز سایر نسخ به شمار آید، پس نسخه­ ی اساس را «اساس نسبی» می­خوانند. 4- تصحیح قیاسی : که برای تک نسخه ­هایی می­باشد که به علت­های مختلف همچون پارگی و آب رفتگی و جوهرپاشی و اغلاط ناشی از ضبط ناصحیح، آشفتگی و از هم گسیختگی متن به علت در دسترس نبودن نسخه­ ی اولیه... چندان صحیح نیست. و مصحح می­بایست با علم مربوط به زبانشناسی، موضوع شناسی و فهم دقیق و عمیق نسبت به متن تدوین و تصحیح کند. [10]

واقعیت امر این است که در بحث تصحیح و تدوین نسخ کلامی هر چهار مورد ذکر شده می­بایست در دستور کار قرار بگیرد، زیرا به علت پراکندگی و گستردگی کلام­ها هیچگاه نمی­توان به ضرس قاطع گفت که نسخه ­ای اساس است، و در تصحیح باید آن نسخه پایه قرار داده شود. زیرا با وجود نسخِ دارای قدمت و اصالت، در مقابل حجم عظیم کلام­ها و گستردگیِ آن اصلاً نسخه ­ای پایه نخواهد شد، مگر نسخه ­ای یافت شود صد منی. در نتیجه نسخ در تکمیل هم و در امتداد هم به جهت فراهم آوردن مفهومی کامل قرار می­گیرند. البته این موضوع به منزله­ ی آن نیست که نسخه ­ی اساس بی کاربرد گردد، بلکه نسخه­ ی اساس فقط به اندازه­ ی مطالب ارائه شده در آن اساس قرار می­گیرد، و در اینجاست که شیوه­ ی التقاطی مفهوم پر رنگ­تری را به خود می­گیرد، زیرا کاتب در زمان نقل کلام­ها از سینه­ ی پیران به کاغذ سهواً بیتی و یا حتی بندی و یا چند بند هم از دوره­ای را به دلیل فراموشی ... از قلم انداخته و یحتمل کاتب دیگر آن ابیات و یا بندها را انعکاس داده باشد، در نتیجه وقتی که نسخ را در کنار هم قرار می­دهیم می­توانیم با تکمیل کردن متن آنرا تدوین و تصحیح کنیم، پس بینابین هم در اینجا تعریف پیدا می­کند. ناگفته نماند که بعضی از دوره ­های کلامی تک نسخه­ ای هستند، و متأسفانه نسخه­ ی بدلی از آنها یافت نشده، و یا اینکه برخی از دوره­ ها به علت کهن بودن موضوع ابیاتی پراکنده و از هم گسیخته دارد که می­بایست به شیوه­ ی قیاسی در تصحیح آن موضوع همت گماشت.

در تطبیق، اغلاط فاحش حذف خواهد شد، و آن اغلاط به پاورقی ارجاع داده نمی­شود. در صورت همسان بودن دو واژه در دو نسخه­ ی متفاوت، واژه­ ی نزدیک به متن که احتمال بیشتری از باب زبانشناسی، مفهومی و ماهوی دارد در متن قرار داده می­شود و دیگر واژه به پاورقی ارجاع می­گردد. تحریفات لغوی که مناقشه برانگیز است با ذکر تشریحات مربوطه به پاورقی ارجاع داده می­شود، حتی اگر غلط فاحش باشد و یا غلط مصطلح.

شیوه­ ی کتابت کهن به رسم الخط امروز و شیوه­ ی فنوتیک برگردان می­شود.

 

 

شیوه ­ی کار :

در مرتبه­ ی نخست گردآوری نسخ شکل می­گیرد، که تا کنون نزدیک به صد نسخه­ ی معتبر و دارای اصالت تهیه شده و جملگیِ این نسخ قدمتی فراتر از صد سال دارند. (ناگفته نماند نسخی نیز موجود هست که بیشتر از دویست سال قدمت دارند.)

این نسخ بر اساس قدمت، جنس کاغذ، خط و حبر، جلد نسخه و کاتب نسخه دسته بندی می­گردد و ضمن انعکاس تصویر کلام­های هر دوره در صفحات مربوطه، شناسنامه­ ی نسخه را نیز در بخش بیبلوگرافی انعکاس خواهیم داد؛ تا ضمن آکادمیکی بودن کار، صاحب نسخه نیز برای نسخه ­ی خود شناسنامه ­ای به ثبت برساند. از این رو دعوت می­شود از بزرگوارانی که دارای نسخ کلامی واجد شرایط مذکور هستند تا در این پروژه سهیم گردند و نسخه­ ی خود را به نام خود به ثبت برسانند.

شناسنامه ­ی نسخه بدین صورت می­باشد:

عنوان. کاتب. سال تحریر. اندازه­ی نسخه. تعداد صفحات. جنس کاغذ. مرکب و یا حبر کاربردی. خط. صاحب نسخه.

 

 

برداشت­های ناصحیح و غیر واقع و گاه مغرضانه :

نزدیک به چند سالی است که به دلایلی همچون عدم شفاف سازی در بحث کلام­ها، اشراق بالا و دیر فهم بودن این کلام­ها، در دسترس نبودن کلام­ها، تحریف به خاطر سر پوش گذاشتن به رفتارهای غیر منطبق، انکار و نفی کلام توسط افرادی که متأثر از ذهنیات غالب می­باشند، ترس از فرهنگ غالب، استحاله سازی، ایجاد آشفتگیِ درون قومی، متزلزل ساختن پایه­ های اعتقادی یارسان موجی از مشاغبه و شک نسبت به کلام­ها در محافل به وجود آمده است؛ و متأسفانه توسط افراد نا آگاه نیز به آن دامن زده می­شود، تا بحث کلام بودن و یا شعر بودن به وجود بیاید. این مسئله در محافل دانشگاهی نیز پی گرفته می­شود و گفته شده که شعر هجاییِ کلام­ها در سال­های متأخر توسط شاعری توانا و قریحه پرداز ساخته و پرداخته شده است، و این اشعار را با فرموده (مرمو) به حضرات هفتن هفتوانه و سایر یاران سلطان اسحاق منتسب کرده ­اند. و یا اینکه انتقاد می­شود که چرا گفته شده کلام­های یارسان با آخرین داده ­های نجومی همخوان و مطابق است؟! و یا اینکه تذکره اعلی را اثر ایوانف فرض کرده ­اند. و به دلیل عدم تحقیق کافی به جهت شناسیدن این اثرها، و فقط به برداشت­های ذهنی خود اکتفا کردن، و یحتمل بر اساس غرض قلم زدن آسمان و ریسمان کرده و مطالب را به هم دوخته ­اند. زیرا اگر چنانچه گفته شده که مثلاً کلام دوره ­ی کیهان با آخرین داده­ های علمی همخوان است بدون شاهد و مثال و پردازش به این کلام­ها و تعاریفِ منطبق این گفته عنوان نگردیده است تا گفته شود که چرا نوشته شده کلام­های یارسان با آخرین داده ­های علمی همخوان است. وانگهی حق اعتراض زمانی باقی خواهد ماند که این سخن بدون ارائه­ ی کلام مربوطه نوشته شده باشد، و این در حالیست که کلام مربوطه ارائه شده و زبان آن هم برای کسی که اندکی تعمق داشته باشد و غرض را در مناسبات تحقیقی دخیل ندهد گویا و شفاف است.

تذکره اعلی متعلق به ایوانف نیست و نبوده، بلکه ایشان نسخه­ ای از آن را به دست آورده و در سال 1950 در بمبئی به چاپ رسانیده، که در سال 1338 نیز در ایران (چاپ اسماعیلی) به چاپ می­رسد. این متن کوچ کلام می­باشد که سال­ها قبل از تولد ایوانف نوشته شده است، و هیچ منافاتی با کتاب سرانجام به عنوان منبع اصلی یارسان ندارد و نداشته. کهن­ترین نسخه ­ای که این متن را به شکل بسیار کاملتر در خود انعکاس داده متعلق به صد سال قبل از 1950 میلادی است، حال چند سال قبل از سال مذکور این متن نوشته شده هنوز مشخص نیست.

 هر چند رواج شعر هجایی نسبت به شعر عروضی متأخرتر است، اما بزرگ یارسان این شیوه­ی نظم (هجایی) را برای نظم کلام­های خود انتخاب نموده است. این کلام­ها از قرن دوم و سوم هجری قمری بوده و در قالب مثنوی و بیشتر ده هجایی ارائه گردیده است. البته بندهای سه مصرعی نیز داریم که با اندکی تفاوت در ادبیات ژاپنی هایکو نامگذاری شده است. 

 در پاسخ به آن دسته از عزیزانی که عنوان می­کنند این کلام­ها در سال­های متأخر توسط افرادی سروده شده می­توان به زبان گفتاریِ متفاوت در دوره ­های مختلف اشاره کرد. می­توان به نسخ متعدد و کهن بالای دویست سال و سیصد سال اشاره کرد، که در مناطق مختلف یارسانی نشین کتابت شده، همچون نسخی که در استان کرمانشاه نوشته شده و نسخی که در کرکوک نوشته شده و یا نسخی که در باینان موصل نوشته شده است.

 

سخن آخر:

یکی از دلایل افتراق و انشقاق مابین خاندان­ها، و همچنین عدم اتحاد در چگونگی به جا آوردن آداب و ارکان دینی، نبود کلام و البته بحث کلامی است که تا به حال جدیتی برای حل و فصل این موضوع که ریشه­ ی غریب به اتفاق اختلافات می­باشد نبوده و متأسفانه بنا به دلایلی همچون اشراق بالای مفاهیم کلامی، گستردگی و پراکنده بودن نسخ کلامی، صعب بودن  گردآوری، هزینه بردار بودن تدوین و تصحیح، سلیقه­ ای و خاندانی برخورد کردن، مصلحت و ترس... هیچگاه عزمی جزم برای گردآوری، تدوین و تصحیح به شکل آکادمیک صورت نگرفته است. وجود فعالین فرهنگی که اغلب منطقه­ ای کردار کرده و مبادرت به کتابت کلام نموده­اند به جهت اتحاد و همبستگی کافی نبوده و متأسفانه جامعه­ ی یاری هنوز از وجود کتاب دینی خود - همانند سایر ادیان- محروم است. بر این اساس وجود یک مجمع به جهت تبادل نظر برای رد و یا قبول برخی از موارد ضروری می­نماید، تا بر اساس منطق و استدلال­های مطرح شده نسبت به این کلام­ها تصمیمی اصولی و منطبق با همان استدلال­های کلامی گرفته شود، آنگاه مبادرت به تدوین این کلام­ها در مجلدهایی معلوم به عنوان کتاب دینی یارسان همت گماشت.

از این رو دیگر فصل خودخواهی و انحصارطلبی، چاپ­های مکرر از یک دوره، و هر کس برای خود مجموعه­ ای به چاپ برساند، و هر کسی ساز خودش را بزند ... در این برهه از زمان به سر آمده، و اگر نتوانیم با زبان منطق خود را با زمان وفق بدهیم مورد نکوهش فرزندان، همسایگان و جامعه­ی جهانی قرار خواهیم گرفت. پس بایسته و اخلاقی است تا تمام کسانی که در این امر خطیر دستی بر آتش دارند در کنار هم حضور یافته و هر کس به اندازه­ ی توان خود برای اولین قدمِ اتحاد یعنی گردآوری، تدوین و تصحیح کلام­های یارسان همت کند.

پیرو جلسات دایره المعارف یارسان، و بیانیه­ های مکرری که به اتفاق نویسندگان جامعه­ ی یاری در خصوص گردآوری، تدوین و تصحیح کلام­ها از ابتدا تا انتها (دوره بهلول تا سید براکه) مبنی بر همکاری و همیاریِ تمام یاران به جهت تکمیل و تصحیح و یا پرداختن به بسیاری از شبهات عنوان گردید، هم اکنون پس از سال­ها تلاش و مجاهدتِ یاران، ماحصل این تحقیقات منتج به نتیجه گردیده است.

ضمن گردآوری نسخ متعدد کهن از گوشه و کنار، تدوین و تصحیح این کلام­ها (قبل از پردیور، پردیوری و پس از پردیور) را در پنج هزار صفحه تایپ و ویرایش کرده است که در مرحله­ ی ویراستاری نهایی قرار دارد؛ اما از آنجایی که کلام­ها گسترده و متکثر می­باشد، و تا به حال گردآوری نشده است در نتیجه دادن فراخوان به جهت گردآوری نهایی تنها گزینه برای کار سلیم است. بسیاری از بزرگ خاندان­ها و سادات عظیم الشأنی که دل سوز و آگاه به زمان و نگران آینده­ی یارسان می­باشند با ارائه­ ی نسخه­ های خود در تکمیل و تصحیح بیشتر کردار کرده ­اند که جا دارد این دلواپسی­های بزرگ ­منشانه و پاک را با دیده­ ی منت ارج بگذاریم، اما با توجه به شواهد و قرائن موجود باز بزرگانی هستند که باید در جمع با منطق کلامی شرف حضور پیدا کنند.

بنیاد دایره المعارف یارسان این فراخوان را به جهت مساعدت و همیاری یاران گرامی ارائه داده است، تا در این زمان موضوع کلام و تمام مباحث پیرامون آن بر اساس اسناد و مدارک ارائه داده شده به استنتاجی درخور بیانجامد، و یارسان شاهد کتاب دینی خود که مورد استناد تمام یازده خاندان باشد گردد. فلذا اگر یاری توان مساعدت از بار تدوین و تصحیح کلام دارد در ویراستاری نهایی، این بنیاد را از وجود پر برکت خود محروم نسازد. اگر یاری نسخه ­ای و یا کلامی در اختیار دارد تصویری از نسخه­ ی خود و یا کلامی که در اختیار دارد را در این مجموعه به نام خود به ثبت برساند؛ تا ضمن اعتبار بخشی به کتاب دینی یارسان موجبات ثبت نسخه و کلام خود را نیز فراهم آورد. این حرکت با جمع یاری برای اولین بار و آخرین بار باید شکل بگیرد، و اگر چنانچه پس از چاپ این مجموعه از کسی شنیده شود که نسخه ­ای و یا کلامی را دریغ نموده، و یا مشارکتی در نظارت نداشته باشد، آن فرد یا گروه توسط اذهان عمومی سقیم معرفی خواهد شد؛ زیرا این گردهمایی برای حل و فصل نهایی و پایان دادن به مناقشه­ ی کلام است.

به امید حضرت سلطان که در نشر گفتار حق تمام تلاش خود را به کار بگیریم و صاحبان نسخ کلامی و کلام­دانها خود را مسئول و مؤظف بدانند. این بنیاد قدم هر یاری را که بخواهد بر این مجموعه­ی عظیم نظارت داشته باشد بر دیدگان خود می­گذارد و دست یاران را به جهت همیاری می­فشارد.

 

 

طیب طاهری

www.yaresan.com

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 


1- بانگ سرحدان . نگارنده . ص 24 .

2- دوره بر اساس مفاهیم کلامی در بر گیرنده­ ی دو مفهوم است: یکی ظهور ذات (اکمل و غیر اکمل)، دوم ارائه­ ی مفاهیم و بندهایی کلامی در بیان نظام­ مندیِ کائناتی، شرع و ارکان، رمز و نماد،... در قالب حکایت و یا واقعه­ ای مشخص.

3- بانگ سرحدان .نگارنده.  ص 25  

4- البته دوره ­ها و بندهائی هست که در آن مصراع بیشتر از ده هجا در آن قالب شده است.

5- بانگ سرحدان . نگارنده. ص 40

6-  به عنوان مثال در پيدايش هفتوانه، گليمهكول، .. نشان از بيست و يك ميرد، هفت سردار ... ميدهد امّا این دوره­ ها در دسترس نیست.

7- تاريخ و فلسفه­ ی سرانجام، نگارنده، ص 243 .

8- بانگ سرحدان. نگارنده . ص 45

9- راهنمای تصحیح متون. جویا جهانبخش. ص 17

10- همان منبع ص 29 

 

 

ورود به سایت

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly

Real Time Web Analytics Clicky


برای حمایت از ما امتیاز دهید
یارسان در راستای اعتلای فرهنگ یاری GNU/GPL کار می کند.