یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت دسته: خواندنی ها
نمایش از 17 دی 1392 بازدید: 1701

 

سفري چند روزه به ديار مردمان اهل حق

مطرودند يا منزوي، شيعه‌اند يا غير شيعه و ده‌ها سؤال و ابهام درباره اهل حق ايران، آنان را به گروه‌هاي مذهبي ناشناخته و رازآلود ترسيم کرده است. براي کنار زدن اين پرده‌هاي ابهام‌افزا و شک‌برانگيز، بايد راهي ديارشان شد. اين‌جا کرمانشاه است، ديار مردمان اهل حق. به همراه گروهي از اساتيد و دانشجويان دانشگاه اديان و مذاهب قم رهسپار استان کرمانشاه شديم.

 

بايد گفت تنها استان کرمانشاه محل سکونت اين دسته از هموطنان‌مان نيست. اما مهم‌ترين شهرها و روستاهاي اهل حق در اين استان قرار دارد. لرستان، آذربايجان شرقي و غربي، مازندران و حتي تهران از نقاطي هستند که مي‌توان نشاني از اهل حق در آن‌جا يافت.

 

شناسايي اهل حق از روي چهره بسيار آسان است. اکثر قريب به اتفاق آنان به اتکاي موازين شرعي خودشان هرگز شارب‌هايشان را نمي‌تراشند و چنين کاري به عنوان گناهي بزرگ مطرح است. اما با آن‌ها به صحبت مشغول شوي، عشق به مولا علي (ع) حرف اول و آخرشان است. استعمال دخانيات هم در ميان همه فرقه‌ها ممنوع است.

 

بيست کيلومتري شهر صحنه در منطقه تاريخي دينور، روستايي به نام جيحون‌آباد در حاشيه جاده آرميده است. جيحون‌آباد مدفن و مزار چند نفر از بزرگان اهل حق است. شاه حياس يکي از سران يازده‌ فرقه اهل حق است. وارد مجموعه که مي‌شويم جواني با ريش و سبيل انبوه و کلاهي ساده بر سر با لباس کردي به عنوان متولي مجموعه به استقبال‌مان مي‌آيد. اين اولين برخورد ما يکي از منسوبان به اهل حق است. مجموعه مزار شاه حياس شامل دو مقبره مستقل با سه گنبد مخروطي است که مزار سه نفر از بزرگان اهل حق در آن‌ها قرار دارد. يکي از اين سه نفر همان شاه حياس است. براي رسيدن به اين مقبره‌ها بايد کفش از پا درآورد و پس از گذشتن از حياط به محل مقبره‌ها رسيد. در آوردن کفش در مراکز مذهبي شيعه و غير شيعي رايج و نشانه حرمت نهادن به آن مکان است اما در مقابر اهل حق بايد کفش‌ها را پيش از ورود به حياط از پا درآورد.

 

در کنار اين مقبره‌ها و البته به دليل کوهستاني بودن منطقه، با بالا رفتن از چند پله مي‌شد وارد «جمع‌خانه» يا بنا به نوشته خودشان «جم‌خانه» شد. جمع‌خانه عبارت بود از يک اتاق ساده و معمولي با چند عکس از مولا علي(ع) و چند پارچه رشته شده آويزان به ديوار. به عبارتي جمع‌خانه به عنوان يک مکان عبادي تفاوتي حتي با يک اتاق خانه‌اي روستايي نداشت در حالي که مسجد به عنوان مکان عبادت مسلمانان داراي معماري و ويژگي‌هاي ظاهري خاص و متمايز کننده خودش است.

 

جوان متولي با تواضعي خاص وارد جمع‌خانه شد و با همان تواضع به سؤالات اساتيد و دانشجويان در حد اطلاعات خودش جواب داد. جوان از مزاحمت‌هايي که مکتبي‌ها (گروهي منفک شده از شاه حياسي‌ها) برايشان ايجاد کرده‌اند و تيراندازي از کوه‌هاي اطراف به سمت مزار شاه حياس صحبت کرد. اولين شبهه درباره اهل حق در همان جلسه کوتاه برطرف شد. عموم مردم اهل حق را با عنوان «علي‌اللهي» مي‌شناسند. يعني امام علي(ع) همان خداست يا مقام خدايي دارد ولي جوان متولي توضيح داد که «ما چنين اعتقادي نداريم بلکه جلوه‌اي از ذات الهي در وجود امام علي(ع)‌ متجلي شده است». البته ادامه داد که اين جلوه ذات الهي در طول تاريخ در وجود افراد ديگري تجلي پيدا مي‌کند. اين همان عقيده «حلول» يا «دون به دون» است.

 

صحبت‌ها که تمام شد، به زيارت مقبره شاه حياس رفتيم و بعد هم خداحافظي کرديم و رهسپار روستاي گره‌بان در اطراف شهر هرسين کرمانشاه شديم. روستا به روستا از ميان کوه و تپه و دره گذشتيم و حتي بخشي از راه را با پاي پياده طي کرديم. نزديک غروب بود که کم کم شکل و شمايل روستاي گره‌بان از دور نمايان شد. تو گويي از ميان روستاهاي خاک گرفته و فقرزده ناگهان وارد يک منطقه رؤيايي توريستي شديم. ساختمان‌هايي به سبک معماري اروپا و عمارتي تقريباً‌ منطبق با دانشگاه سوربون و فضاي سبزي هم‌چون باغ‌هاي لردهاي انگليسي. اينجا روستاي گره‌بان مدفن يکي از سران اهل حق و مجموعه‌اي که در اطراف آن براي پذيرايي از ميهمانان و زائران بنا شده است. در ورودي بسيار بزرگ و فلزي است. وارد مجموعه که شديم، بعد از گذشتن از دو سه ساختمان ويلايي با سقف شيرواني، به ساختمان‌هاي اصلي مجموعه رسيديم. ساختماني شبيه دانشگاه سوربون فرانسه که در مقابلش بلواري شکيل و زيبا به طول حدود دويست متر قرار داشت که به پله منتهي مي‌شد. بالاي پله‌ها هم مزار خان آتش يکي از بزرگان طريقت مشعشعي قرار داشت. خان آتش همان کسي است که به پيروانش دستور اقامه نماز داده بود و حتماً مي‌دانيد که اغلب اهل حق به نماز اعتقادي ندارند و به جاي آن، نياز به جاي مي‌آورند که عبارت است از اداي نذر.

 

در اطراف ساختمان شبيه دانشگاه سوربون هم حسينيه که کاربري جمع‌خانه هم دارد، و اجاق معروف به اجاق آتش‌بگي قرار دارد. رهبري فرقه مشعشعيه به عهده آقا سيد نظام‌الدين مشعشعي است که هم‌اکنون ساکن تهران است و معمولاً کم‌تر کسي مي‌تواند با ايشان ديدار داشته باشد.

 

چون غروب آفتاب نزديک بود، دوستان دوربين به دست سريع دست به کار شدند و تا توانستند از مجموعه عکس انداختند. بعد هم همگي وارد حسينيه شديم. سيد حبيب آقازاده مدير مجموعه و نماينده مشعشعي‌ها، شخصي بود ترک‌زبان با لباسي مثل خدمه روستا. بعد از رد و بدل شدن تعارفات اوليه، اساتيد از سيد حبيب آقازاده خواستند که توضيحي درباره طريقت و آداب و عقايدشان بدهد.کم کم دوستان سؤالاتي کردند و ايشان هم گرچه به اجمال جواب داد. در خلال صحبت هم پذيرايي با چاي انجام مي‌شد و دوستي که چاي رو توزيع مي‌کرد، با هر بار خم شدن براي گذاشتن نعلبکي و استکان يک يا علي مي‌گفت.

 

جواب‌هاي آقاي آقازاده نشان دهنده يک قرابت ميان عقايد اهل حق و شيعه بود. اعتقاد به امام زمان(عج) به عنوان کسي که روزي جلوه ذات الهي در ايشان حلول خواهد کرد و امثال اين اعتقادات. به گفته آقازاده، مشعشعي‌ها دنبال‌رو مشعشعياني هستند که قبل از صفويه حکومتي شيعي در بخشي‌هايي از ايران و عراق تشکيل دادند.

 

آقازاده مي‌گفت يکي از نشانه‌هاي علوي‌ها داشتن اجاق بود که مراسم‌هاي خودشان را در آن‌جا برگزار مي‌کردند و هم مسائل سري خودشان را در همين اجاق‌ها مطرح مي‌کردند. در ورودي آبادي‌هايشان پنج درخت به نشانه پنج تن مي‌کاشتند. شارب گذاشتن هم از همان دوره به عنوان نشانه علوي‌ها باقي مانده. اين مجموعه اجاق آتش‌بگي هم از دوره نادرشاه برپا بوده است.

 

به گفته آقازاده زنان اجازه حضور در مراسم جمع را ندارند. آقازاده مي‌گفت ده‌ها هزار نفر در ايام عاشورا و تاسوعا به اين‌جا مي‌آيند. آيين سرسپردگي هم مدت‌هاست که در اين طريقت انجام نمي‌شود.

 

در همان‌جا بود که معلوم شد از سراسر کشور پيروان اين طريقت به اين‌جا ميان و براي ده روز به عنوان خادم افتخاري خدمت مي‌کنند و برمي‌گردند.

 

بعد از بازديد از اجاق آتش‌بگي و مزار خان آتش، مجموعه را ترک کرديم.

مقصد بعدي در دومين روز سفر، بازديد از مزار بابا يادگار از ديگر بزرگان اهل حق بود. مزار بابا يادگار در روستاي «بان زرده» شهر کرند يا همان دالاهو قرار دارد. بعد از طي مسافتي طولاني در دل کوه، در کنار زيارتگاه داود کوسَوار از بزرگان اهل حق متوقف شديم تا بقيه راه را با خودروهاي سبک ولي قدرتي مثل نيسان و تويوتا طي کنيم. البته بعضي از دوستان اين مسير را با پاي پياده طي کردند که نيم ساعتي زمان مي‌برد. بر فراز کوه دالاهو، مجموعه مزار بابا يادگار و يکي دو تن ديگر از بزرگان اهل حق مثل سيد درويش، مصطفي دودان و آفتاب شريف،‌ به علاوه هفت تن، چهل تن، جمع‌خانه و چشمه غسلان و چشمه هانيتا و ... قرار دارد. چهل تن و هفت ظاهراً محل عبادت و ذکر بابا يادگار بوده است. گفته مي‌شود که بابا يادگار از مريدان سلطان اسحاق بنيان‌گذار اهل حق بوده که براي تبليغ اين آيين به هندوستان سفر کرده و در همان‌جا کشته شده است.

 

تکه چوبي قديمي که مربوط به درب قديمي مزار بابا يادگار است در اين‌جا نگه‌داري مي‌شود که روي آن عبارت علي ولي الله نقش بسته است. جمع‌خانه مجموعه هم مثل ديگر جمع‌خانه‌ها عبارت بود از يک اتاق بزرگ با ساختماني جديد به علاوه چند نماد و نشان اهل حق بر در و ديوار.

 

چشمه غسلان هم به عقيده مردم توسط بابا يادگار حفر شده است. مردم براي پي بردن به پذيرش يا عدم پذيرش نذرشان به کنار چشمه مي‌آيند و ظرف آبي را داخل چشمه مي‌اندازند. اگر ظرف داخل آب فرو برود نذرشان پذيرفته شده و اگر روي آب بماند، نذرشان پذيرفته نشده است.

 

اين روستا به هيروشيماي کوچک معروف است چرا که تنها چند روز پس از پايان جنگ، بمباران شيميايي شد و با توجه به شرايط جنگي منطقه، هيچ‌کدام از مردم روستا نتوانستند منطقه آلوده را ترک کنند.

 

مقصد بعدي، روستاي توت‌شامي بود. باز هم جاده‌هاي پر پيچ و خم و روستاهاي بسياري را پشت سر گذاشتيم. نزديک غروب از يکي از غارهاي مقدس اهل حق که کنار جاده قرار داشت، بازديد کرديم. هوا تاريک شده بود که وارد روستاي توت‌شامي شديم. روستاي توت‌شامي محل اقامت «نصرالدين حيدري» بزرگ خاندان حيدري است. نصرالدين حيدري در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي به ديدار امام خميني (ره) رفت و امام خميني(ره) جمله تاريخي خود در مورد اهل حق را در اين ديدار به زبان آورد.

 

متأسفانه نصرالدين حيدري در منزل نبود و ظاهراً به تهران رفته بود. اما پسر ايشان از ما به گرمي استقبال کرد. منزلي روستايي اما استوار و بزرگ که شباهت زيادي به موزه داشت، از آثار مربوط به اهل حق گرفته تا عکس و ظروف قديمي و شمشير و ...

 

پسر نصرالدين تحصيلات دانشگاهي داشت و فارسي را سليس و روان صحبت مي‌کرد. البته از هرگونه پاسخ‌گويي به سؤالات طفره مي‌رفت و ضيق وقت و کاستي احتمالي در پاسخ‌ها را دليل آورد. اما شماره تماس دو سه نفر از محققين و صاحب‌نظران اين طريقت را به اساتيد همراه داد تا سر فرصت تماس بگيرند و هرچه مي‌خواهند بپرسند و جواب بگيرند. در ضمن آمادگي‌اش را هم براي همکاري با دانشگاه براي معرفي بهتر طريقت اهل حق اعلام کرد.

 

روز دوم نيز به پايان رسيد. برنامه روز سوم بازديد از آرامگاه سلطان صحاک بنيان‌گذار اهل حق بود. براي رسيدن به آرامگاه سلطان صحاک بايد رهسپار شهر پاوه در شمال استان کرمانشاه شد. از آن‌جا نيز بايد در مسير جاده نوسود نزديک مرز ايران عراق، وارد يک فرعي پرپيچ و خم، خاکي، پرشيب و خطرناک شد تا به مزار سلطان صحاک در روستاي پرديور رسيد.

 

آرامگاه در يک مجموعه شامل اقامتگاه زائران، جمع‌خانه، فروشگاه محصولات ديني اهل حق، کشتارگاه نذورات و ... قرار گرفته است. در روزهاي تعطيل و مناسبت‌هاي ديني بازديدکنندگان بسياري راهي اين‌جا مي‌شوند. اهداي خروس به عنوان نذر از اعمال جالب توجه رايج در اين مجموعه است. مجموعه شلوغ بود و از محل جمع‌خانه هم به عنوان محل استراحت استفاده مي‌شد. چند جوان با لباس‌هايي يک دست سفيد و کلاهي بر سر و تنبور به دست در محل حضور داشتند که براي گروه برنامه‌اي هم اجرا کردند. در طول راه با دو زن روستايي بي‌حجاب مواجه شديم که با پاي پياده و برهنه به سمت آرامگاه حرکت مي‌کردند. وقتي دليل اين کار را پرسيديم، گفتند که به ياد اسيري حضرت زينب(س) و معجر برداشتن از سر آن حضرت اين کار را انجام مي‌دهيم. در داخل جمع‌خانه، شجره‌نامه سلطان صحاک را به صورت کاشي‌کاري نصب کرده بودند.

 

خود مزار سلطان صحاک در انتهاي مجموعه قرار داشت. مقبره‌اي کوچک با دو گنبد که براي ورود به آن بايد سر خم مي‌کرديم که نمادي از تواضع به شمار مي‌آيد. قبر سلطان بالاتر از سطح زمين و حدوداً يک متر ارتفاع داشت. کنار قبر و روي زمين سنگي قرار داشت به اعتقاد آنان در حکم حجرالاسود است. سنگي آسماني و داراي قداست است. گرچه به ظاهر با سنگ‌هاي ديگر تفاوتي نداشت و نمونه آن فراوان يافت مي‌شود. زائران با احترام خاصي با پاي برهنه وارد محوطه مي‌شدند و هنگام خروج به مقبره پشت نمي‌کردند. زيرزمين جمع‌خانه اختصاص به آشپزخانه و ذبح خروس‌هاي نذري داشت و چندين زن و دختر مشغول ذبح، پر کردن و طبخ خروس‌هاي نذري بودند. خروس‌هايي که شايد برخي از آن‌ها از همين وانت پارک شده مقابل درب ورودي خريداري شده بود. وانتي براي فروش خروس نذري. از اين‌ها گذشته رفتار عموم مردم متواضعانه و محترمانه بود. مردم از اين که کسي غير از خودشان را مي‌ديدند که مشتاقانه در پي جست‌وجو و دانستن است خوشحال مي‌شدند.

 

اهل حق، سلطان صحاک را بنيان‌گذار اهل حق و از نسل امام کاظم (ع) مي‌دانند. او اواخر قرن هفتم هجري در سليمانيه عراق به دنيا آمده و به دليل اختلاف با برادرانش بر سر جانشيني پدر که رئيس قادريان بود، به کردستان ايران گريخت. سخنان سلطان صحاک در کتابي به نام سرانجام به زبان کردي گرد آمده است. سلطان صحاک به هفت خاندان از سادات اجازه سرسپردگي داد که اين تعداد هم‌اکنون به يازده خاندان رسيده است.

 

بازديد از مراکز متعلق به اهل حق با بازديد از مزار سلطان صحاک به پايان رسيد. بازديد از معبد آناهيتا، ديدار با امام جمعه شهر پاوه و استاندار اين شهر و بازديد از طاق بستان و بيستون و مزار ابودجانه از صحابه پيامبر(ص) هم از بخش‌هاي ديگر اين سفر بود که به دليل اين که اين که ارتباط مستقيمي با اهل حق نداشت، از توضيح درباره آن‌ها خودداري کردم.

 

 

داود بهلولی

 

منبع: دین آنلاین _ تاریخ مخابره:۱۳۹۲/۸/۲۲

دفتر تقرب مذاهب اسلامی - دانشگاه ادیان و مذاهب 

 

نظرات   

 
0 #2 moradeali 1392-11-11 03:51
ضمن قدردانی از مدیر محترم سایت یارسان از درج و نشر مطالبی که حتی الامکان به معلومات مخاطبان می افزاید.. انتظاری که از شما دوست فرهیخته می رود این است که مطالب را قبل از انتشار ویرایش نموده یا حداقل توضیحات لازم را در باب بعضی شبهات چون(مزار خان آتش يکي از بزرگان طريقت مشعشعي)و... را در پایین مطلب درج فرمایید.. با وجود اینکه شما نسبت به تمامی خاندانها اطلاعات کافی دارید ولی سعی شود احجافی صورت نگیرد..
موید باشید
نقل قول
 
 
+2 #1 behrouz 1392-10-22 10:31
در اینجا بیان شده طریقت آتش بیگی که درست نیست و هم چنین مراسم سرسپردگی انجام می شودو اینکه گفته انجام نمیشود اشتباه شنیداری بوده که باعث شده این مطلب نوشته شود مانند نوشتن ((سید حبیب آقا زاده ))که ایشان سید نیستند ونیابت مدیریت گره بان را به عهده دارند و نیز شخص محترمی می باشند.
در ضمن عظمت گره بان موجب افتخار است برای اهل حق ها که برای مولا و پیر خودشان ارزش قایل هستند و برای راحتی زوار مکانی ارزشمند و مناسب تهیه کرده اند. چرا باید همیشه فکر کنند که مردم اهل حق آدم های فقیری هستند و باید مکان زیارتی شان بی رونق باشد.
پیران و بزرگان ما باید دارای مکان هایی در خور شأنشان باشند هرچند که خودشان ساده زیست بوده اند.
در پایان از انعکاس این مطلب توسط مدیر سایت تشکر می کنم.
نقل قول
 

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly