یارسان

« دين حقيقت و بينش ياري يك تفكر ايلياتي و عشيره‌اي نيست كه براي محاسبات آن راهكاري سنتي بدون دخيل دادن علم و هر آنچه كه در حوزه‌ي نظامنديِ كائنات تعريف دارد در نظر گرفته شود. در واقع هر چقدر كه اشراق و مفاهيم يك تفكر بالاتر باشد، مباحث و گفتمان مربوط به آن نيز تخصصي‌تر و مشكل‌تر مي نماياند. پس ما نمي‌بايست كه مفاهيم را به اندازه‌ي وجود خود پائين بكشيم تا كه به گونه‌اي گردد كه هيچگاه عزم جزم براي بالا كشيدن و سعي براي فهميدن در خود پيدا نكنيم.»

 

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت دسته: اخبار اصلی
نمایش از 07 خرداد 1392 بازدید: 1016

akharin-nasl-navahi

علی اکبر مرادی موسیقیدان و استاد تنبور نوازی کشورمان طی یادداشتی به خطراتی که موسیقی ایران و به خصوص موسیقی نواحی را در معرض نابودی قرار داده ،پرداخته است که در ادامه می خوانید:

ایران مجموعه ای از قوم های مختلف مانند آذری، لر، کرد، خراسانی، سیستانی، عرب، ترکمن و سایر قوم ها است که هر یک دارای زبان و موسیقی و شاخص های فرهنگی دیگری هستند. این شاخصه های فرهنگی در طول زمان توسط مردم حفظ شده و امروز هویت ملی ما را شکل داده اند. در گذشته با توجه به اینکه وسایل ارتباط جمعی وجود نداشت، حفظ این شاخصه های فرهنگی کار سختی نبود و شاید تا حدود نیم قرن پیش به واسطه همین عدم پیشرفت، هویت ملی و شاخصه های آن به شکل خالص تری در ذهن مردم باقی می ماند.

 اما با این شریطی که امروزه در زمینه پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و حضور گسترده این وسایل در زندگی مردم به وجود آمده شاخصه های فرهنگی ما به شدت تحت تاثیر داده های آنها است.

یکی از این شاخصه های مهم فرهنگی، موسیقی است که طی سالیان دراز در تمام شئون زندگی مردم حضور داشته؛ از مراسم مختلف مذهبی گرفته تا عزا و عروسی و کار و سایر موارد، موسیقی و به خصوص موسیقی نواحی حضور داشته و بخش مهمی از هویت ملی امروز مردم ما را می سازد.

اما با تمام این تفاسیر، هرگز بحث موسیقی ایران و موسیقی نواحی، در قالب یک برنامه مدون حمایتی و مهم قرار نگرفت تا چشم اندازی مناسب در طول زمانی مشخص داشته باشد. از این رو در هر دوره ای هر مسئولی بنا به تشخیص خود موضوع را پیگیری کرد.

زمانی که بحث برگزاری جشنواره های موسیقی در حوزه موسیقی نواحی شکل گرفت تا چند دوره اول شاهد برگزاری جشنواره هایی به دبیری محمدرضا درویشی بودیم که رفته رفته جایگاه خودش را در موسیقی کشورمان پیدا کرد. در این جشنواره ها سعی شده بود تا از نوازندگان و فعالان مسن موسیقی نواحی دعوت شوند تا ضمن شناخت آنها، آواها و نغمه هایی که این افراد در سینه دارند ضبط شده و به نسل بعد منتقل شود.

بعدها به طور مشخص برگزاری خود جشنواره موسیقی نواحی آغاز شد که آن نیز فضایی را برای حضور نسل جوان تر موسیقی نواحی در جشنواره ها فراهم کرد و ثمرات زیادی داشت.

اما همانطور که اشاره شد این رویکرد در قالب برنامه ای مدون و طولانی مدت ادامه پیدا نکرد و تحت تاثیر تغییرات مدیریتی اثر خود را از دست داد.

ما وقتی برنامه ای مدون برای کل موسیقی ایران نداریم و به نوعی نیز جلوی موسیقی خودی را می گیریم نتیجه آن می شود که جوان ایرانی به راحت ترین شکل ممکن نیاز شنیداری خود را از طریق ماهواره ها و سایر وسایل ارتباط جمعی تامین می کند و آرام آرام، بخش مهمی از هویت ملی او که وابسته به فرهنگ موسیقایی ایرانی است به چیز دیگری تغییر پیدا می کند.

امروزه حتی وقتی رادیو یا تلویزیون خودمان را روشن می کنیم بیش از سه چهارم برنامه های این رسانه ها آمیخته با موسیقی هایی است که هیچ تناسبی با فرهنگ ما ندارد؛ و جوان ایرانی نیز آنچه را می بیند یا می شنود در اثر تکرار می پذیرد.

در چنین شرایطی باید این سئوال را مطرح کرد که«پیامدهای این بی توجهی به موسیقی نواحی چه خواهد بود؟»

امروز متاسفم که بگویم حدود چهار پنجم گنجینه موسیقی نواحی ما دیگر وجود ندارد و یا اگر هم نمونه هایی از آنها در دست هست مربوط به ضبط هایی می شود که طی چند دهه اخیر انجام شده است. برای مثال وقتی صحبت از نغمه«چمری» که مربوط به مراسم عزاداری است می شود امروزه دیگر به ندرت شاهداجرای چنین نغمه ای در عزاداری ها مردم کرد زبان هستیم. در نقطه مقابل، اجرای موسیقی شاد کردی نیز تنها به استفاده از یک سینتی سایرز در کنار خواننده خلاصه شده است؛ حتی جوان هایی که سازهای بومی مناطق مختلف را می نوازند امروزه تمام تلاش شان این شده اجرایشان را به اجراهایی که از ماهواره ها و رسانه های دیگر می بینند، نزدیک کنند.

در واقع این همان تغییر فرهنگی است که آرام آرام اتفاق افتاده و بدون اینکه زمینه جایگزینی نسل قبلی موسیقی نواحی فراهم شود با کوتاهی هایی که شده باعث عقب نشینی فرهنگی خودمان شده ایم. در حالی که فرهنگ مان نه تنها نباید عقب نشینی کند بلکه قابلت های صادر شدن به کشورهای دنیا را دارد. من به شخصه معتقدم غنی ترین موسیقی دنیا را داریم و آنچه امروز بر سر آن آمده در شان اش نبوده است.

این نکته را باید همواره به یاد داشته باشیم، خلقی که موسیقی ندارد یکی از شاخصه های فرهنگی و هویتی اش را کم دارد.

متاسفانه با شتابی که در تغییر فرهنگ شنیداری و موسیقایی جوان های کشورمان به وجود آمده، گمان می رود نسل حاضر موسیقی نواحی ایران آخرین نسل از فعالان این عرصه باشند و این اتفاقی بسیار تکان دهنده در زمینه صدمه دیدن هویت ملی مان خواهد بود.

همچنین باید یادمان باشد کشورهایی مانند فلیپین در دنیا وجود دارند که در اثر کوتاهی هایشان، تک تک المان های فرهنگی شان را از دست داده اند و امروزه حتی به زبان انگلیسی صحبت می کنند.

هر یک از ما و به ویژه دست اندرکاران فرهنگی کشورمان وظیفه داریم به شاخص های فرهنگی کشورمان که امروز در خطر تغییر و نابودی هستند بیش از گذشته توجه کنیم و برای زنده نگه داشتن هویت ملی مان برنامه ای مدون داشته باشیم. در این میان موسیقی ایران و به خصوص بخش موسیقی نواحی بیش از هر شاخصه فرهنگی دیگری در معرض نابودی است و باید تا دیر نشده فکری برای آن کرد.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران

 

googlefacebook

This Browser is not good enough to show HTML5 canvas. Switch to a better browser (Chrome, Firefox, IE9, Safari etc) to view the contect of this module properly